نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
رمزگشایی از حملات مشترك راست، چپ و انحرافیون علیه جبهه پایداری؛
جبهه پایداری و برملا شدن جنگ زرگری چپ و راست/وقتی تنها با مطرح شدن نام پایداری، بازی ارتجاع به هم می ریزد/همه چیز مانند سوم تیر 84

 6 مرداد 1390 جبهه پایداری انقلاب اسلامی اعلام موجودیت كرد؛ جریانی كه  با هدف تداوم گفتمان سوم تیر و مرزبندی با جریان نفوذی در دولت و ساكتین فتنه كار خود را آغاز كرد.

به گزارش رجانیوز، از همان روزهای نخست، تشكیل این جبهه كه با پشتوانه معنوی علامه مصباح یزدی و آیت الله خوشوقت صورت گرفت به مذاق دیگر گروه های سیاسی خوش نیامد.
 
اصلاح طلبان و ضد انقلاب از جبهه پایداری به عنوان "اصولگرایان تندرو" یاد كردند، هنوز ضربات كاری و پاسخ های محكم آیت الله مصباح به شبهات دینی تجدیدنظر طلبان در سالهای حاكمیت آنها از اذهان فراموش نشده بود كه دور جدید حملات این طیف به این عالم فرزانه و به تبع آن جبهه پایداری اوج گرفت.
 
علیرضا نوری زاده ضد انقلاب سرشناس كه پای ثابت تحلیل های شبكه های مختلف ماهواره ای است اعلام كرد كه از مصباح و شاگردانش باید ترسید، مصطفی تاج زاده به طور تلویحی وحشت خود را از اعلام موجودیت این جبهه اعلام كرد و گفت «تشکیل دهندگان جبهه پایداری در واقع همان هم فکران سعید امامی هستند و تمام تلاش شان هم این است که تفکر سعید امامی که تا حالا مخفی بوده و اینک علنی شده در تمام ارکان حکومت جاری و ساری شود!» و بی بی سی و دیگر رسانه های خارجی نیز با توسل به اظهارات برخی ساكتین فتنه و جریان های داخلی به طور وی‍ژه ای نوك پیكان حملاتشان را به سمت این جریان گرفتند، تا آنجا كه علی مطهری كه مواضع خاص وی نیاز به توضیح ندارد، اعلام كرد: "تاسیس جبهه پایداری را شبیه تاسیس مسجد ضرار در صدر اسلام می بینم."
 
حملات به جبهه پایداری ادامه داشت، در این میان راست سنتی، موتلفه و تعدادی از چهره های شاخص ساكت فتنه نیز به میدان آمدند و با انواع اهانت ها و دروغ ها علیه این جریان همه توان خود را بسیج كردند تا در انتخابات مجلس، هر جریانی پیروز رقابت شود جز جبهه پایداری. محمد رضا باهنر پیش بینی كرد 23 نفر از اعضای جبهه متحد اصولگرایان در دور نخست از تهران وارد مجلس می شوند، علی مطهری جبهه پایداری را "فاقد پایگاه اجتماعی" جدی خواند، حسن غفوری فرد اظهارات مطهری را تكمیل كرد و گفت: "با توجه به اینکه این تشکل سیاسی به تازگی اعلام موجودیت کرده بعید است از عقبه اجتماعی کافی برخوردار باشد" و حمید رضا كاتوزیان نیز اعلام كرد: "واقعیت این است که جبهه پایداری جریان آقای مشایی است"
 
این اول ماجرا بود، علی عباسپور برادر همسر عبدالله جاسبی نیز به میدان آمد و  تلویحا درخواست رد صلاحیت اعضای جبهه پایداری برای انتخابات مجلس را مطرح كرد: "جبهه پایداری وابستگی هایی به دولت دارد و بیم آن میرود که از قدرت و امکانات دولتی در راستای مقاصد خود در انتخابات استفاده کند. کما اینکه هماکنون نیز شاهد چنین رفتاری از سوی افراد منتسب به جریان انحرافی هستیم و این زنگ خطری است که باید به آن دقت شود. تغییر و تحولاتی در برخی نقاط و زمزمههای نگران کنندهای در این باره شنیده میشود، که مراقبت و دقت نظر بیشتر شورای نگهبان را میطلبد."
 
و در ادامه نیز محسن دعاگو یكی از یاران دیرین هاشمی رفسنجانی به میدان آمد و در اظهاراتی بی سابقه گفت: "من چیزی به عنوان جبهه پایداری را به رسمیت نمی‌شناسم. برخی افراد شاخص این چهره افراد افراطی هستند که نه تحت عنوان اصولگرایی و نه اصلاح‌طلبی نمی‌توان آن‌ها را جمع کرد؛ بر اساس آنچه من اطلاع دارم نتیجه کار این‌ها شکست قطعی است مگر آن‌که رویکرد دیگری غیر از آنچه من اطلاع دارم داشته باشند."
 
و در این میان دبیركل حزب موتلفه نیز از هم قطارانش عقب نماند و ضمن دفاع تمام قد از علی لاریجانی گفت: "در مقابل اعضای جبهه پایداری،‌ چه بسیار اصولگرایانی هم هستند كه آقای لاریجانی را یك اصولگرای تمام عیار می‌دانند."
 
 در كنار مصاحبه های روزانه چهره های یاد شده، حملات ثابت روزنامه های شهرداری تهران، راست سنتی، اصلاح طلبان و ... به جبهه پایداری ادامه داشت. در این میان برخی رسانه های جریان نفوذی در دولت نیز به میدان آمدند تا از این ماجرا عقب نمانند و به تدریج حمله به این جریان در دستور كار آنها قرار گرفت. تقطیع،‌ تحریف و سانسور سخنان اعضای جبهه پایداری در رسانه های مورد اشاره تبدیل به یك خط ثابت خبری شد و در این میان آنچه بیش از همه مشهود بود، هراس جریان های یاد شده از پایگاه اجتماعی و ظرفیت مردمی جبهه پایداری بود.
 
روزها گذشت و سرانجام انتخابات مجلس نهم فرا رسید. نتایج خیره كننده انتخابات تهران و بسیاری از شهرهای بزرگ خط بطلانی بر ماه ها تحلیل و شایعاتی بود كه از سوی مراكز قدرت و ثروت منتشر می شد. تبلیغات كم نظیر احزاب و گروه های سیاسی نیز نتوانست مانع پیروزی معنادار جبهه پایداری در دور نخست انتخابات شود و آرای چهره های گمنام جبهه پایداری در برابر چهره های شاخص جناح راست بخوبی نشان می داد توده های مردم به كدام گفتمان اقبال نشان داده اند.
 
این روند تا دور دوم انتخابات نیز ادامه داشت اما حاصل نهایی انتخابات مجلس نهم حضور 16 نفر از لیست 30 نفره جبهه پایداری در مجلس بود. در بسیاری از شهرهای بزرگ مانند شیراز، اصفهان، بندرعباس، سمنان، مشهد و یزد نیز پیروزی نامزدهای مورد حمایت جبهه پایداری نشان داد گفتمان سوم تیر تا چه حد در میان آحاد مردم جای دارد و حتی اگر كمترین میزان تبلیغات و رسانه نیز در اختیار این جریان باشد، بزرگ ترین پیروزی ها را در پی خواهد داشت.
 
اما پایان انتخابات مجلس نیز خط پایان تخریب های جبهه پایداری نبود. علیرغم بازماندن چهره های سرشناسی مانند غفوری فرد، كاتوزیان،‌عباسپور، بادامچیان،‌ ناطق نوری،‌كواكبیان و ... در انتخابات مجلس و جایگزین شدن نامزدهای مورد حمایت جبهه پایداری و اثبات وزن اجتماعی این گفتمان، تخریب ها روند صعودی به خود گرفت و نزدیك شدن به موعد انتخابات ریاست جمهوری یازدهم به افزایش تخریب ها علیه این جریان منجر شد.
 
در حالی كه بیش از 8 ماه تا انتخابات 24 خرداد ماه 92 باقی مانده است، باز هم فصل مشترك رسانه های جریان های مختلف سیاسی حمله به جبهه پایداری شده است. تقریبا روزی نیست كه نام های كاندیداهای احتمالی مورد حمایت جبهه پایداری برای انتخابات ریاست جمهوری در رسانه های مختلف مطرح نشود و افرادی مانند سعید جلیلی،‌ كامران باقری لنكرانی و ... مورد حمله سایت ها و رسانه های مورد اشاره قرار نگیرند.
 
پرداختن به شایعات مختلف مانند انشعاب جبهه پایداری و ادامه حملات جریان نفوذی در دولت و یاران هاشمی رفسنجانی به علامه مصباح یزدی، بخش دیگری از این پازل است؛ به عبارت دیگر جبهه پایداری كه همان ادامه سوم تیر 84 است و با عبور از اشخاص و فرد محوری، با تاكید بر گفتمان اصلح، اعلام كرده قصد ورود زودهنگام به انتخابات ریاست جمهوری را ندارد، فصل مشترك حملات این روزهای انحرافیون، اصلاح طلبان، ضد انقلاب و جناح راست شده و علت آن را نیز باید در استقلال از كانون های قدرت و ثروت و بدنه اجتماعی فعال و كارآمد آن دانست.
 
در آخرین نمونه نیز یك روزنامه تازه منتشر شده نزدیك به هاشمی رفسنجانی كه تامین منابع مالی آن در هاله ای از ابهام است،‌ در ویژه نامه ای تخریبی، حمله به آیت الله مصباح یزدی و جبهه پایداری را در دستور كار قرار داده است. وی‍ژه نامه ای سطحی و ژروزنالیستی كه مطالب آن كه بصورت یكطرفه و مخلوط از كدهای درست و غلط تاریخی، بار دیگر حقد و كینه جریان اصلاحات و حامی هاشمی از آیت الله را نشان داده است.
 
اوج گیری حملات جناح های مختلف سیاسی به جبهه پایداری و رقبای دیروز كه امروز با هم در حذف علامه و یارانش از عرصه سیاسی با هم متحد شده اند، آشكارا نشان می دهد جنگ زرگری میان چپ و راست كه سالها به عنوان دوقطبی سیاسی كشور افكار عمومی را با خود درگیر كرده بود، این روزها دیگر خریداری ندارد. جبهه پایداری توانسته به خوبی نمایندگی جریانی را انجام دهد كه فراتر از چپ و راست و احزاب مخلتف عمل می كند و تفاوت ماهوی آن با دیگر جریان ها در مردمی و انقلابی بودن آن است؛ وامدار نبودن به اشخاص و گروه ها و آرمانگرایانه فكر و عمل كردن شاخصه های اصلی جریانی است كه این روزها محور مشترك حملات همه طیف های سیاسی و انحرافیون از خط امام و رهبری شده است؛ همه چیز مانند سوم تیر 84، این بار هم "ملت" كار را تمام خواهند كرد.


ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، سیاسی، جبهه پایداری انقلاب اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
آقاتهرانی:میزان در مسائل سیاسی باید ولایت باشد


رییس كمیسیون فرهنگی مجلس، ولایت فقیه را موضوعی متقن و محكم برشمرد و بر این‌نكته كه میزان در مسائل سیاسی باید ولایت باشد، تاكید كرد.

به گزارش ایسنا حجت‌الاسلام مرتضی آقا تهرانی كه در جمع طلاب برتر حوزه‌های علمیه سراسر كشور در دانشگاه شهید عباس‌پور سخن می‌گفت، به اهمیت اخلاق در سیاست اشاره كرد و اظهار داشت: توحید اصلی‌ترین پایه اعتقادی است كه اگر درست بنا گذاشته شود، اخلاق و فكر درست از آن بیرون می‌آید و در نتیجه آن سیاست نیز درست رقم می‌خورد.


وی دنیای سیاست را دریایی طوفانی خواند كه اگر بر پایه‌های اعتقادی درست بنا گذاشته نشود و اخلاق رعایت نگردد به سرانجام بدی منتهی خواهد شد.


آقا تهرانی همچنین با تاكید بر اهمیت موضوع ولایت فقیه گفت: بحث ولایت فقیه موضوع متقن و محكمی است، تردید در ولایت فقیه تردید در ولایت امام عصر است. میزان در مسائل سیاسی باید ولایت باشد.


این نماینده مجلس در ادامه این نشست در پاسخ به سوالی درباره نامزد اصول‌گرایان برای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم گفت: ما در حال بررسی این موضوع هستم، اما به دلیل آنكه مقام معظم رهبری هنوز به این موضوع نپرداختند، ما نیز وارد آن نمی‌شویم چرا كه نمی‌خواهیم با طرح زودهنگام موضوع انتخابات ریاست جمهوری فضای كشور را تحت تاثیر قرار دهیم.


وی در پاسخ به سوال دیگری درباره دیدگاه خود در مورد دولت‌های نهم و دهم اظهار كرد: دولت نهم دولتی خوب بود و 4 سال اول خوب پیش می‌رفت، اما مسائلی مطرح شد كه حال مردم گرفته شد. تردیدهای بوجود آمد و اتهاماتی وارد شد كه بدون پاسخ ماند، حاشیه‌های بوجود آمد كه در سیاست‌ مفید نیست و به مردم و دولت و نظام آسیب می‌زد.


وی در پاسخ به پرسش دیگری درباره به وحدت نرسیدن جبهه پایداری و جبهه متحد اصول‌گرایان در انتخابات مجلس نهم گفت: ما می‌گفتیم كه مقام معظم رهبری فرمودند كسانی كه متصل به قدرت و ثروت هستند یا در فتنه 88 سكوت كرده‌اند را نیاورید، اما برخی گفتند كه نمی‌شود چراكه در آینده مشكل‌ساز می‌شود، بحث سر این بود كه اگر به ولایت معتقدند، چرا حرف ما را قبول نكردند.


آقاتهرانی افزود: هرچه جلوتر می‌رویم فتنه‌ها پیچیده‌تر و امتحان‌ها سخت‌تر و ریزش خواص نیز بیشتر می‌‌شود.


وی در پاسخ به سوالی درباره مواضع آیت‌الله بهجت درباره نظام و این‌كه چرا ایشان نسبت به برخی مسائل اظهار نظر نمی‌كردند، اظهار داشت: ایشان نسبت به نظام، ولایت و شخص مقام معظم رهبری توجهی ویژه‌ایی داشتند، اما در برخی از مسائل وارد جزئیات نمی‌شدند.


این نماینده مجلس در مورد كاهش بودجه فرهنگی كشور كه مورد پرسش یكی از حاضران قرارگرفت گفت: عوامل مختلفی در این باره موثر بود در زمان بودجه‌بندی، برخی در مجلس بر سر بودجه چانه‌زنی می‌كنند، برخی هم شهرستانی هم فكر می‌كنند و به دنبال حل مشكلات حوزه خود هستند و گاه نیز ممكن است كمیسیون مربوطه قوی عمل نكنند، در این باره اشكال وارد است و تنها مقصر مجلس یا دولت نیست.


وی گفت: كمیسیون فرهنگی جزء كمیسیون‌هایی بود كه مظلوم واقع شد. متاسفانه تعداد ما نیز در كمیسیون فرهنگی كم است هر چند دوستان با گرمی در این زمینه كار می‌كنند.


آقا تهرانی در پایان در پاسخ به پرسشی در مورد فیس‌بوك و این‌كه آیا شما عضو فیس‌بوك هستید گفت: من عضو فیس‌بوك نیستم، اما معتقدم این مسئله نیز باید بومی شود و به گونه‌ای نباشد كه همه چیزما دست دیگران قرار گیرد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : جبهه پایداری انقلاب اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سخنگوی جبهه پایدار مطرح کرد؛
خاطره‌خواندنی علامه‌مصباح از تکلیف‌گرایی امام/

گروه استان‌ها - فارس: سخنگوی جبهه پایداری گفت: 23 سال از رحلت امام می گذرد و هنوز رحلت امام نه فقط برای ما که حتی برای کسانی که امام را ندیده‏اند خاطره‌ای جانکاه است.

دکتر کامران باقری لنکرانی در مراسم بزرگداشت اسوه پایداری و بیداری اسلامی در دفتر جبهه پایداری فارس با یادآوری خصوصیات متعدد رهبر فقید انقلاب اظهار داشت: وقتی به حیات پر برکت ایشان نگاه می‏کنیم، بسیاری نکات ارزنده وارزشمند می‏بینیم، بعضی از مجتهدان برجسته بعد از رحلت امام فرمودند که ما در برخی از علوم با رحلت امام دچار مشکلات فراوانی شدیم بطوری که دیگر کسی که معلم آن علوم باشد و آنها را بتواند ترویج دهد وجود ندارد.
 
وی با بیان اینکه امام فقیهی بود که در فقاهت بسیار نکته بین و دقیق بود، تصریح کرد: کتاب تحریرالوسیله ایشان به تعبیر آیت الله فاضل از بزرگترین ذخایر فقهی ما است که در ایام تبعید به نجف و بدون دسترسی به کتاب و امکانات نوشتند.
 
این استاد دانشگاه اضافه کرد: مرحوم شهید مطهری که خود از شاگردان علامه طباطبایی بود، می گفتند که من هرچه از فلسفه یاد گرفتم از امام آموختم.
 
آنچه امام را امام کرد
 
لنکرانی با بیان اینکه اینها همه از جمله خصوصیات بنیانگذر جمهوری اسلامی است اما هیچیک از آنها امام را امام نکرد بلکه این‏ها زمینه ساز بودند، افزود: یک اکسیر اعظم و ویژگی در وجود و اندیشه ایشان بود به طوری که امروز آثار آن تفکر ناب همه جهان را تحت تاثیر خود قرار داده است. 
 
به گفته وزیر بهداشت دولت نهم امام خمینی(ره) اندیشه اسلام ناب محمدی و اسلام سیاسی پیامبر (ص) را در عصر مادی گرایی صرف احیا کردند، زمانی  که تا قبل از آن کسی جرات مخالفت با شیطان مجسم و طرح شعار مرگ بر امریکا را نداشت.
 
وی شعار مرگ بر آمریکا را نماد استکبار ستیزی و مخالفت با شیطان مجسم عنوان کرد و افزود: امام خمینی بود که این پرچم را برافراشت و توانست پرده‏های تزویر را فرو بریزد و روحیه سلحشوری، جرم ستیزی و استکبار ستیزی را که یکی از جلوه‏های آن بیداری اسلامی است، در امت اسلامی نهادینه کند و  این مهم جز با راهنمایی امام و مسیری که ایشان ترسیم کردند، میسر نشد.
 
سخنگوی جبهه پایداری گفت: ایام سالگرد ارتحال امام خمینی ضمن اینکه فرصتی است برای عاشقان امام که به ایشان ابراز ارادت کنند باید دنبال این باشند که بفهمند امام از ما چه می‏خواست و چه راهی را به ما نشان دادند.
 
وی اظهار داشت: شاید هیچ تعبیری زیباتر از تعبیر رهبر عزیزمان نباشد وقتی فرمودند که معنویت، عقلانیت، عدالت ابعاد وجودی امام خمینی (ره ) است. 
 
لنکرانی با بیان اینکه امام یک بسته کامل از این سه عنصر را به ما دادند و  این سه عنصر امام را از دیگران متمایز می‌کرد، تصریح کرد: حضرت امام خمینی(ره) در همه کارهای خود اخلاص داشتند و برایشان مهم نبود دیگران در موردشان چه فکری می‌کنند.
 
این استاد دانشگاه ادامه داد: نگاه امام تکلیف محور بود و این نگاه برخاسته از معنویتی بود که ایشان از عمق جان به آن اعتقاد داشتند.
 
سخنگوی جبهه پایداری با تاکید بر اینکه امام در مبانی دینی با احدی تعارف نداشتند، گفت: عقلانیتی که امام به ما نشان و یاد دادند چیزی غیر از عقلانیت منفعت طلب و عافیت جو بود.
 
لنکرانی اضافه کرد: ایشان عقلانیت را درمسیر معنویت به کار می‏گرفتند و عدالت نیز به عنوان تلفیقی از معنویت وعقلانیت از آن جلوه گر می‏ساختند.
 
اگر هیچ کس مرا همراهی نکند چون وظیفه است، مبارزه خواهم کرد
 
این عضو موسس جبهه پایداری با اشاره به خاطره‌ای از آیت الله مصباح از امام راحل گفت: آیت الله مصباح نقل می‏کردند که در ایام مبارزات قبل از تبعید، امام بیانیه صادر می‏کردند، برخی از مراجع با بیانیه صادر کردن مخالف بودند، تصمیم گرفتیم برای تجمیع نظر بزرگان با برخی از این مراجع دیدار کنیم، نزد آنها رفتیم، ابتدا گفتند ما نمی‏خواهیم امام خمینی پرچم‏دار شودریال حرف آخر آنها این بود که نباید مبارزات تند باشد، باید قدم به قدم و آهسته پیش برویم.
 
لنکرانی ادامه داد: آیت الله مصباح نقل کردند که وقتی امام را از نظرات این مراجع مطلع کردیم، ایشان فرمودند که اگر هیچ کس در این مبارزات مرا همراهی نکند چون وظیفه خودم می‏دانم تا آخر مبارزه خواهم کرد.
 
وی با بیان اینکه این شجاعت برخاسته از معنویت امام بود که هرجا تکلیفی برخود می‏دید، شجاعانه عمل می‏کرد، گفت: تمایز امام در معنویت آنچنان بود که جایی که پای اصول و مبانی در میان می‌آمد به هیچ وجه با هیچ احدی تعارف نمی‏کردند، همانطور که قائم مقام خود را عزل کردند و گفتند من بادلی پر خون قائم مقام خود را عزل می‏کنم چون منافقین و لیبرال‏ها حرف خود را از زبان او می‏زنند.
 
سخنگوی جبهه پایداری خاطرنشان کرد: تا قبل از امام موضع گیری‌ها منفعلانه بود، امام بودند که هجمه کردند و مبارزه با امریکا را علنی کردند و ایشان با تدبیر و تفکر نقطه آسیب پذیر جبهه ی دشمن و جبهه ی خودی را محل مداخله قرار می‏دادند.
 
وی با یادآوری این سخن از امام که فرمودند" اگر شما یک قدم در مبارزه کوتاه بیایید دشمنان جز به نابودی شما راضی نمی‏شوند" گفت: منطق امام این بود که حق ندارید کوتاه بیایید، اگر یک قدم کوتاه بیایید، تا آخر باید کوتاه بیایید.
 
لنکرانی با بیان اینکه امام به ما یاد داد که از مواضع به حق‌‌مان  به هیچ وجه عقب‏نشینی نکنیم، تصریح کرد: نه مانند شاه که به گفته امام عبد ذلیل آمریکایی‏ها بود و یا همانطور که سرهنگ قذافی قدم به قدم کوتاه آمد تا جایی که تمام تاسیسات هسته‏ای و فرمول‏های آن را یک‏جا به امریکا فرستاد و دیدیم آمریکا و متحدانش که تا چندی قبل، برای استقبال از او آغوش می‏گشودند و از یکدیگر سبقت می‏گرفتند، چگونه تا فرصت را مناسب یافتند، چون گرگ‏ها دسته جمعی بر او تاختند.
 
تاکید امام در سال آخر عمرشان بر لیبرال‌ها و مقدس‌نماهای متحجر بود
 
سخنگوی جبهه پایداری با بیان اینکه امام سال آخر عمر برروی منافقین و لیبرال‏ها و مقدس‏نماهای متحجر تاکید داشتند، افزود: ایشان معتقد بودندکه اینها مانند مار خوش خط و خالی هستند که به انقلاب لطمه می‏زنند و این پیش‌بینی برخاسته از عقلانیت امام بود. 
 
وی ادامه داد: همان‏طور که در فتنه 88 بعضی داعیه جدایی دین از سیاست داشتند و یا می‏خواستند اسلام امریکایی را ترویج دهند، اینها هردو تیغه ی یک قیچی بودند که قصد نابودی اساس اسلام راداشتند و حتی ممکن است بازهم قصد باز تولید فتنه 88 را در انتخابات 92 داشته باشند و با به شدت بیدار و هوشیار باشیم.
 
لنکرانی گفت: امامی که معنویت‏شان عالی بود، امامی که در سی سالگی اسرار الصلاة را نوشتند، کتابی که همه در تفسیر آن می‏مانند، امامی که عبادت ایشان زبانزد بود و حاج احمد آقا می‏فرمودند امام هر ماه قرآن را ختم می‏کنند، می‏فرماید که حفظ جمهوری اسلامی اوجب واجبات است و به تعبیری از همه چیز حتی از نماز بالاتر است.
 
وی در ادامه تاکید کرد: ما باید ببینیم نقطه‏ای که دشمن می‏تواند به این اوجب واجبات، آسیب بزند، کجاست.
 
بعضی فقط طرفدار اسم امام هستند و نه رسم امام
 
سخنگوی جبهه پایداری با ابراز تاسف از اینکه بعضی فقط طرفدار اسم امام هستند و نه رسم او، گفت: این افراد معتقدند که اندیشه‏های امام را باید به موزه‏ها بسپاریم و باید بدانیم که امام چه آرمان‏هایی داشتند.
 
لنکرانی اظهار داشت: به گفته مرحوم حاج احمدآقا،حضرت امام سال آخر عمر شریف‌شان، بعد از قبول قطعنامه 598، دیگر دیدار عمومی نداشتند، اما آثار مکتوب ایشان بسیار تاثیر گذار و ارزشمند است.
 
وی با بیان اینکه  امام خطر اسلام امریکایی را گوشزد کردند و اکنون نیز عده‏ای به بهانه دینداری و عده‏ای به بهانه سیاستمداری دنبال این نظریه هستند، گفت: مثلا یکی از تعبیرهای امام توده‏ای‏های امریکایی بود، آن زمان کسی متوجه این حرف نشده بود اما بعد معلوم شد که توده‏ای‏ها جاسوس دو جانبه آمریکا و روسیه بودند و امام با فراست خود این نکات را گفتند.
 
سخنگوی جبهه پایداری در ادامه تاکید کرد: راهی را که امام برای ما روشن کردند را باید با توکل به خدا، هوشیاری و تمسک به قوانین دنبال کنیم.
 
لنکرانی با بیان اینکه همانطور که آیت الله مصباح گفتند ما مشکلی با معرفی و مفهوم انقلاب نداریم مشکل ما پایداری در انقلاب اسلامی است، گفت: مشکل انسان‏هایی است که چرب و شیرین دنیا چشمان‏شان را کور می‏کند، مشکل کسانی هستند که روزی هم بال ملائک بودند ولی امروز همنشین شیاطین و گرفتار دنیا شده‏اند. 
 
این استاد دانشگاه ادامه داد: نکات مهمی که امروز باید به آن توجه کنیم پایداری بر موازین، پایداری بر اصول و گرفتار دنبا طلبی و عافیت طلبی و چرب و شیرین دنیا نشدن است.
 
وزیر بهداشت دولت نهم با بیان اینکه در این سال‏ها ما دیدیم در هر صحنه‏ای که از دین فاصله گرفتیم، شکست خوردیم و هر کجا طبق دین عمل کردیم موفق شدیم، تصریح کرد: مثلا چند سال پیش در مذاکرات با غرب وقتی سه وزیر امور خارجه غربی به تهران آمدند زمانی که ما به آنها لبخند زدیم و کوتاه آمدیم نتیجه این شد که کل تحقیقات هسته‏ای تعطیل شود و ما هم امضا کردیم، اما امروز در مذاکرات با امریکا در بغداد کوتاه نیامدیم.
 
لنکرانی با بیان اینکه ما باید مراقبت کنیم همانطور که رهبر انقلاب فرمودند، بسته تفکری امام را همه باهم دنبال کنیم، گفت: بعضی به بهانه عدالت خواهی خلاف اخلاق و موازین و امام عمل می‏کنند.
 
وی اظهار داشت: عقلانیت،معنویت و عدالت بسته کاملی است که باید کامل و باهم آن را پیش ببریم و یکی بدون دیگری کاربرد و فایده‏ای ندارد.
 
سخنگوی جبهه پایداری با یادآوری خاطره‌ای از مرحوم سید احمد خمینی از حضرت امام در روزهای آخر عمر گفت: حاج احمد آقا  می‌گفتند که امام در سال‏های آخر زندگی با فرزند کوچک من علی اخت شده بود و به پسرم علاقه زیادی داشت اما ایشان در هفته آخر گفتند که علی را دیگر نزد من نیاورید، این یعنی امام در آن روزها آماده رفتن می‏شدند و نمی‏خواست هیچ تعلقی به دنیا داشته باشد.
 
لنکرانی در پایان تاکید کرد: باید همیشه به خاطر داشته باشیم اساسی ترین آموزه امام دفاع و پشتیبانی از ولایت فقیه است وهیچ گاه نباید آن را فراموش کنیم.




نوع مطلب : مقالات، جبهه پایداری انقلاب اسلامی، دین و زندگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
قیام برای خدا یا قیام برای نفس!؟ همه مساله همین است

فرا رسیدن ماه خرداد و ایام ارتحال معمار انقلاب اسلامی، بهانه ای شد تا قرار گاه عمار با برگزاری سلسله نشست‌هایی با عنوان "دهه خط امام" به بررسی ویژگی های گفتمانی "خط امام" بپردازد.

در ششمین نشست از این سلسله همایش، دكتر مهدی كوچك زاده نماینده مردم تهران و عضو قرارگاه عمار به ایراد سخنرانی پرداخت.

رجانیوز در ادامه متن کامل این سخنرانی را تقدیم می کند:

بسم الله الرحمن الرحیم. بنده می خواهم بزرگترین ویژگی که می شود برای حضرت امام(ره) نامبرد را با برداشتی از صحیفه امام(ره) خدمت شما عرض كنم. این را می توانم مستند کنم به یکی از مطالب خود صحیفه که اگر آن نسخه اولیه اش را كه صحیفه نور نام داشت شما داشته باشید، در جلد اولش، این اولین مطلبی است که از امام نقل شده و آمده است. تاریخش مربوط می شود به 15 اردیبهشت 1323 كه اگر حساب كنیم، امام در یک همچین تاریخی 41 ساله بودند. الان من 54 سالم است، حساب کنیم که آدم جوان یا میانسالی كه 13 سال از حالای من کوچکتر است، هر کسی واقعاً قیاس کند، یا کسانی که زیر 40 سال هستند فکر کنند که الان 40 سالشان است، 10 سال دیگر آیا به اینجا می رسند؟

قیام لله مبنای اندیشه امام خمینی(ره)

اما در 15 اردیبهشت 1332 در 41 سالگی اولین مطلبی که در صحیفه نور آمده به عنوان اولین سند فعالیت سیاسی امام(ره) –البته شاید قبل از آن هم بوده، اما سند مکتوب این است- شان نزولش هم این است که این مطلبی را امام در یک دفتر یادبودی مربوط به کتابخانه ای که در یزد تاسیس می شد نوشته است. امام در آن دفتر یادبود که آقای وزیری نامی برای افتتاح آن کتابخانه تهیه کرده بود، این مطلب را نوشته است. به نظر بنده اگر همه صحیفه را زیر و رو کنیم و خلاصه همه این حرف ها را در بیاوریم در این دو صفحه مطلب خلاصه می شود. من همه دو صفحه را نمی خوانم اما، دو، سه، تکه اش را می خوانم تا کل مطلب دست شما بیاد.

از نظر بنده آن طور که از امام(ره) فهمیدم توجه به این مطلب ریشه تمام خوشبختی ها و پیروزی ها و موفقیت ها و عاقبت به خیری هاست و بی توجهی به این، ریشه همه بدبختی ها و شکست ها و نابسامانی ها در همه عرصه ها است.

اتفاقا چیزی که امروز در مجلس بعد از رای آوردن آقای لاریجانی به ذهنم رسید همین بود، صحبت هایی که ایشان کردند حالا بعداً بخوانید در رسانه ها و بعد تطبیق بدهید با این عرایضم؛ حتی شاید بتوان گفت هر صحبتی که امام داشته، از این قضیه منبعث شده بود. در آنجا امام یک آیه ای از قرآن را شرح داده است: آیه «قل انما اعظکم به واحده ان تقوموا لله مثنی و فراد»، اما در شرح این آیه می فرماید که خدای تعالی در این کلام ترتیب از منزل تاریک طبیعت تا منتهای سیر  انسانیت را بیان کرده و بهترین موعظه هایی است که خدای عالم از میان تمام مواعظ انتخاب فرموده و این یک کلمه را پیشنهاد فرموده، این کلمه تنها راه اصلاح در دو جهان است.

یك كلمه بعنوان عصاره توصیه های خدا

من یک توضیحی اینجا بدهم، امام می فرمایند که خدای عالم گشته از بین تمامی نصیحت هایی که می تواند به بندگانش بکند این یک کلمه را پیدا کرده و به بشر پیشنهاد کرده است. شما دیده اید پدرها گاهی چكیده نصیحت هایشان را بیان می كنند.

بنده برای خودم چنین چیزی پیش آمده است. در سال 1355 كه در دانشگاه شیراز قبول شدم –آن موقع به نام منحوس پهلوی بود- پدرم من را به فرودگاه آورد تا من را بفرستد به شیراز. بعنوان جایزه هم ما را با هواپیما فرستاد برویم؛ آنجا كه مثلا نور چشمی اش را داشت می فرستاد یک مقدار فکر کرد و بعض کرد و اشک در چشمانش حلق زد و گفت بابا جان حالا دیگر برو ولی بالا غیرتا رفیق بازی نکن. بابای ما بعد از 18، 19 سال که ما را بزرگ کرده بود، همه فکرهایش را کرد و همه ذهن خودش را جست و جو کرد و این به ذهنش آمد كه برای عاقبت به خیری من در آن شرایط دانشگاه پهلوی شیراز و جشن هنر و مواد و... گفت بابا جون برو هر کاری می خواهی بکنی بکن، اما رفیق بازی نکن. این نصیحت پدر ما بود به ما.

این برای خود بنده هم پیش آمد. من 3 تا دختر دارم كه ازدواج کرده اند، اولی که دانشگاه قبول شد به او گفتم من یک خواهشی از شما دارم اینکه چادرت را از سرت برندار. این هم توصیه و نصیحت ما بود كه الحمدلله  دخترانم هم به نصیحتم گوش کردند.

حالا امام هم آنجا می فرماید خدا که این بندگان نور چشمی هایش هستند، این بهترین موعظه هایی است که خدای عالم از میان تمام مواعظ انتخاب کرده و این یک کلمه را به بشر پیشنهاد کرده است. این کلمه تنها راه اصلاح در دو جهان است. بعد امام چند تا مثال می زند که من این مثال ها را می خوانم و چند اقدام عملی که خود امام ا نجام داده اند را برای شما می گویم.

 

این داد زدن ها برای خداست یا برای خود

امام آنچه را که افعال از انسان سر می زند یا برای خدا تلقی می کند یا برای نفس و خارج از این دو تا نمی داند که درستش هم همین طور است. ممکن است که یک رنگ و بو و لعابی به آن بدهیم اما آخرش که فکر می کنیم این داد زدن ها این دویدن ها، این ها برای چیست؟ یا برای خداست یا برای خودم است. حالا ما اسمش را می گذاریم که نظام در خطر است، این آدم ضد ولایت فقیه است یا چه اما این ها اسم است، خود انسان می داند که با خودش دارد چه کار می کند.

برای این که برای من و شما ملموس بشود که این قیام لله چه فایده ای داد، اصلا یعنی چه كه برای خدا قیام کنید، برای خدا کار کنید، این معنایش چیست؟ فقط تسبیح به دست گرفتن و از صبح تا شب سبحان الهج گفتن، این فقط کفایت می کند، برای قیام برای خد؟ یا نه، قیام برای خدا فقط در عرصه جنگ بروز پیدا می کند؟ خیر.


خانم در برخوردی که هنگام ورود به خانه شوهرش با او انجام می دهد می تواند قیام لله كند. آقا هم همین طور. در اداره و در کاسبی و در مغازه و این ها، برخوردی که ما با مغازه کنار دستی مان داریم، برخوردی که با همسایه مان داریم، برخوردی که با دانشجوی یک گروه دیگر در دانشگاه داریم، در تمام این موارد قیام برای خدا قابل ظهور و بروز است.

امام می خواهد بگوید که آیا این قیام برای خدا فقط همین ذکر نماز و روزه است یا نه، همه افعال ما می تواند برای خدا باشد یا برای خود و اگر برای خدا بود چه آثاری بر آن مترتب است و اگر برای خود بود چه طور می شود.

اینها با حساب و كتاب‌های مادی جور در نمی آید

اما آنجا می فرماید که قیام لله است که موسی کلیم را با یک عصا بر فرعونیان چیره کرده و تمام تاج و تخت آن ها را به باد فناد داده و نیز او را به میقات محبوب رساند و به مقام والا کشاند. سرگذشت پر فراز و نشیب حضرت موسی(ع) را همه ما میدانیم. علی القاعده باید اکثر حضار دانشگاهی باشید، با حساب علت و معلول مادی حساب کنید که آیا این ممکن است؟ اصلا محال است، یعنی اگر توجه ما به این باشد که هر چه در این دنیا اتفاق می افتد یک علت مادی و فقط هم علت مادی دارد و اصلا جنود غیبی یعنی چه، اینها چطور می تواند اتفاق بیفتد؟

حضرت امام(ره) مثال دیگری می زند و می فرماید قیام برای خداست که خاتم النبیین(ص) را یک تنه بر تمام عادات و عقاید جاهلیت غلبه داد و بت ها را از خانه خدا بر انداخت و به جای آن توحید و تقوا را گذاشت.

باز همین را هم فکر کنیم، یعنی همین طور نخوانیم و رد شویم، حضرت رسول وقتی که به پیامبری مبعوث شد، چه کسی را داشت، حضرت ابوطالب، همسر مکرمش خدیجه و امیرالمومنین، چه طور ممکن است که یک همچنین فردی بر آن عظمت غلبه کند؟

این ها دو مورد، یک مورد دیگر در مورد قیام برای نفس است که می گوید چه نتیجه ای دارد خودخواهی و ترک قیام برای خدا كه ما را به  این روزگار سیاه رسانده است. این برای سال 1323 است که می شود برای 67 سال پیش!

بقیه جمله «مجلس در راس امور است» را نمی گویند

حالا هم قیام برای منافع شخصی است که روح وحدت و برادری را در ملت اسلامی خفه کرده است، قیام برای نفی است که این جمعیت شیعه رادر جهان طوری از هم متفرق و جدا کرده که طعمه مشتی شهوت پرستِ پشت میز نشین شده اند. امروز این مساوی با کفر است که شما به یک روزنامه بگویید چرا، یا به یك خبرنگار بگویید که بالای چشمت ابروست، روزنامه شده عدل قرآن و خبرنگار هم شده پیغمبر، به همه چیز به همه کس می شود اعتراض کرد، می شود فریاد زد، می شود انتقاد کرد، به پیغمبر اسلام هم می شود انتقاد کرد، ولی اگر به یک خبرنگار بگویی چرا این کار را می کنی، رگبار فحش بهت سرازیر می شود ومی گویند که تو فحاشی و کتک می زنی.

قیام برای منافع شخصی است که به بعضی از این وکلای قاچاق مجال داده، امروز که الحمدالله گلستان است، همه شان مورد تایید امام زمان(عج) هستند. می گویند مجلس در راس امور است، تو غلط می کنی حرف می زنی!

اما می دانید جمله بعد از مجلس در راس امور است، چیست؟ چه کسی می داند؟ کسی نمی داند؟ جمله این است كه: "مجلس در راس امور است. مجلس خوب، همه چیز را خوب می کند و مجلس بد همه چیز را بد می کند!" اما این را هیچ وقت نمی گویند، بعد نمی آیند احصا کنند که آقا كدام ضوابط است که مجلس خوب باشد و اگر چه چیزی نبود، مجلس بد می شود، تو جرئت داری بگویی بالای چشمت ابرو است، می شوی وکیل الدوله، این برای حالا نیست، این مربوط به 70 سال پیش است! قیام برای خود است که مجال برای بعضی از این وکلای قاچاق داده که در پارلمان علیه دین و روحانیت هر چه که می خواهند بگویند و کسی نفس نکشد.

در مجلس به حكم خدا گفتند هرزگی و شهوت پرستی!

قانون حمایت از خانواده در همین مجلس بررسی می شد، بیشتر از دو ساعت، ده ها نفر برای این که می خواستند متوقفش کنند، نظر می دادند. خواهش می کنم حساسیت های جنسیتی را کنار بگذارید، من بحث این ها را ندارم، بحث این است که این حکم خداست. ده ها نفر نظر می دادند و به حکم خدا می گفتند این هرزه گی است، این شهوت پرستی است. ما گفتیم آقا جلوی این ها را بگیرید، این حکم دین است، من نمی گویم باید رفت چند تا زن گرفت، به من هیچ ارتباطی ندارد، بحث این است كه در مجلس جزئت می کنند آنچه را که خدا می گوید، بگویند هرزه گی است، این شهوت پرستی است. ما رفتیم رساله را آوردیم و از روی آن خواندیم. 3 تا رساله آوردیم، رساله امام، رساله آیت الله بهجت و رساله آیت الله فاضل و از روی آن خواندیم.

قیام برای منافع شخصی است که مجال به بعضی از این وکلای قاچاق داده که علیه دین و روحانیت هر چه که می خواهند بگویند و کسی نفهمد و نفس نکشد، خدا می داند آن روزی که این حرف ها را زده ام، ده ها نفر آمدند و گفتند خدا پدرت را بیامرزد، دمت گرم. پس چرا خفه هستید؟ همان موقع این قانون را به کمیسیون ارجاع دادند اما کمیسیون جرئت نکرد که تصویبش کند. اگر تصویب می شد روشنفکران و بانوان می گفتند آقا شما چقدر آدم مرتجعی هستید، رای ها  می ریخت، اگر تصویب هم می کردیم جور دیگر. بهتر این بود که برود کمیسیون بیشتر بررسی شود تا همین اواخر كه آوردنش و بی سرو صدا رفت! حالا اینها قیام یا برای خداست یا قیام برای خود؟

آن وقت امام این ها را به دزدها و فاسدها نمی گوید. می فرماید، هان ای روحانیون اسلامی، ای علمای ربانی، ای دانشمندان دیندار، ای گویندگان آیین دوست، ای دینداران خداخواه، ای خداخواهان حق پرست، ای حق پرستان شرافتمند، ای شرافتمندان وطن خواه، ای وطن خواهان باناموس، خداوند جهان را بخوانید و یگانه راه اصلاحی که پیشنهاد فرمود، بپذیرید و ترک نفع های شخصی کرده تا به همه سعادت های هر دو جهان نائل و با زندگی شرافتمندانه دو عالم دست در آغوش شوید.

امام واقع بین ترین سیاستمدار عالم بود

واقعا هر کسی که به دنبال سعادت است این راهش است و خود او در عملش باور داشت. حالا دو مثال در رابطه با عمل امام(ره) برایتان می گویم: امام (ره) فرمود که خرمشهر را خدا آزاد کرد، آن هایی که در جنگ بودند اقرار می کنند به این قضیه، امروز هم تردید نداشته باشید که این مملکت را خدا نگه داشته است.

امام می فرماید که توجه به خدا داشته باشید و در مقابل خدا کسی را شریک قرار ندهید، نه فقط در عبادت بلکه در همه موارد زندگی. این همان حرفی است که به گورباچوف گفته است. چه کسی آن هلی کوپترهای آقای کارتر را که می  خواستند به ایران بیایند ساقط کرد، ما ساقط کردیم؟ واقعا در صحرای طبس چه کسی بود؟ شنها مامور خدا بودند، باد مامور خداست، امام واقع بین ترین سیاستمدار عالم بود. همین طور که من الان به وجود این لیوان باور دارم و بهش دست می زنم، امام(ره) هم این ها را لمس می کرد و این در همه سلول هایش نفوذ کرده بود.

یکی از عالی ترین فرازهای سیاسی با رهبراین سیاسی عالم، نامه ای است که امام(ره )به گورباچوف می نویسد، آن هایی که یادشان است می دانند که امام(ره) زمانی که این نامه را نوشت اجازه نداد که باز کنند تا اینكه تیم ایرانی آن را بردند پیش گورباچف. در این فاصله دو سه روز خیلی ها می گفتند حتما درخواست زیر دریایی هم کرده که حالا ما با شما رفیق و همسایه هستیم بیا با هم بزنیم تو دهن آمریکا، چند تا موشکی، بمبی چیزی! اما وقتی می بینی نامه را باز می کنند می گوید: آقای گورباچوف اولین مسله ای که مطمئنا باعث موفقیت شما خواهد شد این است که در سیاست خود دائر بر خدا زدایی و دین زدایی از جامعه که تحقیقا بزرگترین و بالاترین ضربه را بر پیکره مردم کشور شوروی وارد کرده است تجدیدنظر نمایید و بدانید که برخورد واقعی با قضایای جهان جز از این طریق میسر نیست.

می گوید آقای گورباچوف باید به حقیقت روی آورد، مشکل اصلی کشور شما مساله مالکیت و اقتصاد و آزادی نیست، مشکل شما عدم اعتقاد واقعی به خداست، همان مشکلی که غرب را به ابتذال و بن بست کشیده و یا خواهد کشد، مشکل اصلی شما مبارزه طولانی و بیهوده با خدا و مبدا هستی و آفرینش است.

امام در آخرین روزهای عمرش اسلام آمریكایی را تبیین می‌كرد

امام حل شده و ذوب شده در خدا بود. آن وقت برای چه، برای یک نوع اسلام، اما چه اسلامی؟ امام(ره) در آخرین روزهای عمرش این قضیه را خوب تبیین کرد و رفت و نگذاشت مجهول باقی بماند. این توصیه امام است به ما، به تنها چیزی که باید فکر کنید به استواری پایه های اسلام ناب محمدی(ص) است، حالا من می  خواهم بگویم این محو شدن در خدا که آخرش چه بشود؟ که فقط همین شب ها، نماز شب بخوانم و روز هم به من چه ارتباطی دارد، میلیون میلیون و میلیارد میلیارد مردم در عالم از گرسنگی و زیر بار مستکبران بمیرند، به من چه ارتباطی دارد؟

جدولی در بودجه سال 91 آورده شده كه 157 موسسه در آن است. 750 میلیارد تومان به این ها پول می دهیم، بی حساب، من مسوولیت تمام حرف هایی را که می زنم می پذیرم، پیش خدا، اینجا هر کسی هر کاری که می خواهد می تواند انجام دهد، امام چه می گوید؟ امام می فرماید: خمینی هم اگر برای خدا کاری نکند، مردم بیرونش می کنند و چه و چه که می رسد به اینجا که می گوید: من نمی توانم پول را بگیرم و به طلاب بدهم و مردم از گرسنگی و بیچاره گی بمیرند و نتیجه گیری را ببینید و دین از بین برود. این حرف ها دیگر منسوخ شده است. آقا این حرفا رو نزن، اگر این حرفارو بزنی، نمی شود؛ روز افتتاحیه مجلس، در حرم امام(ره) با سه جور غذا از شما پذیرایی کنند، کباب، جوجه، خورشت قرمه سبزی!

ای امام مظلوم، بیت رهبری هم می رویم، مردم هم می آیند، یک غذای ساده است و یک روضه است. آبرومندانه هم است. اون سه جور غذا مهم نیست. اون چیزی كه مهم است این است که تو نمی ترسی که مال مردم را این طوری خرج می کنی، و هر چقدر هم که آقا داد می زند ما می گوییم ما خودمان عقل داریم. هر چه می گوید بابا این 4 سال را صرف زندگی اقتصادی خودتان نکنید بلکه کار کنید.

امام ذوب شده و محو شده در خدا می فرماید که فرزندان عزیز چیزی را که باید فکر کنید به استواری پایه های اسلام ناب محمدی (ص) است و خودش اسلام ناب را تعریف می کند. و می گوید: اسلامی که در غرب و در راس آن آمریکا خائن و شرق و در راس آن شوروی خیانتکار را به خاک مذلت خواهد نشاند، اسلامی که پرچمداران آن پابرهنه گان و مظلومان و فقرای جهانند. امام این حرف ها شعارش نبود، همه هستیش را برای محرومان خرج می کرد.

واقعا رودر بایستی نکنیم، این واقعیت وجود دارد. با قدرت و پولی که در دستشان است، منابع مالی که دستشان است در این شهر و در این ایام انتخابات ببینید که چه کار کردند و آن وقت هم مورد تجلیل قرار گرفتند. این ها را باید بگویم، بیشتر از این هم نمی توانید بفهمید، 750 میلیارد که در جدول بودجه 91 پیش بینی شد، دولت آورد و مجلس هم تصویب کرد و چند تا هم به آن هم اضافه کرد. موسسه فرهنگی فلان، موسسه بهمان، بنیاد فلان، بنیاد چی، این ها کمک است. اسمش کمک به اشخاص حقیقی و حقوقی است. اما آقای ایکس، یک میلیارد می گیرد و می رود، همین. ما هیچ کار نداریم این پول را کجا بردید، چه کار کردید؟ در حالی که امام می فرمایند: من نمی توانم پول را بگیرم و به طلاب پولی را که مرجع به طلبه بدهد چیست؟ بالاترین و درست ترین راه ترویج اسلام است. شهریه می دهد که این آقا درس بخواند و بیاید اسلام را ترویج کند. دیگر از این بالاتر نداریم. می گوید: نمی توانم شهریه بدهم، در حالی که مردم از گرسنگی و بیچاره گی بمیرند، آن وقت نتیجه می گیرد، می گوید: این باعث می شود که دین از بین برود. امام این است این خط امام است، حرف بزن تو دهنی بخوری، عیبی ندارد، من می خواهم به خاطر امام تو دهنی بخورم.

از خانه نشینی احمدی نژاد نمی گذریم اما انصاف هم خوب چیزی است!

آقا جمع کنید این بی حجاب ها را از خیابان جمع کنید. چه جوری جمع کنیم؟ این بی حجابی از کجا در آمده است، نه همه آن، بلکه بخشی از آن این است دیگر، از امام بگویم برایتان. امام می فرمایند: اگر راست می گویند، برای بی کاران یک کاری پیدا کند. این جوان بعد از 20 سال که از تحصیل فارغ می شود، کار می خواهد، اگر معیشتش فراهم نباشد نمی تواند دین خود را حفظ کند. امامی که از همه ما و از همه آدم هایی که روی کره زمین هستند، نسبت به احكام خدا متعصب تر هستند، می گویند شما خیال می کنید دزدی که شب ها با آن همه مخاطرات از دیوار مردم بالا می رود، یا زنی که عفت خود را می فروشد چرا اینكار را می كند؟

خدا به شما خیلی نعمت داده است، فکر نکنید که به همین صورت، با حیا و محجبه شده اید، خدا خیلی بهتان نعمت داده است. الهی شکر که ما را در یک سری فشارها نگذاشتی که عدول کنیم از راه دین، ولی انصاف داشته باشید. این را امام می گوید. این معنایش تجویز دزدی یا فحشا نیست حالا اگر این را بگوییم، می رود و پشت تریبون مجلس، نطق می کند که تو به فکر کاباره باش. این انصاف نیست، من نمی گذرم از آقای احمدی نژاد وقتی که 11 روز نشست در خانه، این بحثش جداست.

سپاه اگر می خواست دخالت كند تو نماینده نمی شدی

سپاه اگر می خواست در انتخابات دخالت کند، من هم نمی آمدم، این را بی رو در بایستی می‌گویم، من اطلاع دارم که یكی دو نفر دارای قدرت در سپاه مخالف بوده با نماینده شدن من، ولی من نماینده شدم. تو هم نماینده شدی، با تو كه کل سپاه مخالف است، چه دخالتی پس انجام داده است. آهان نه، شما می گویید که پاسدار خفه خون بگیرد، بوی باروت به دماغت نخورده که این حرف‌ها را می زنی. پسر شهید مطهری هستی درست، اگر یك روز رفته بودی جنگ فهمیده بودی پاسدار یعنی چه، سپاه پاسداران را زیر سوال نمی بردی. چرا حرفی می زنی که صدای امریکا و بی بی سی بشکن بزنند؟ نه این که یک حقیقتی است که می گوییم. دروغی است که آنان به آن ها متوسل شدند.

امام آخرین روزهای عمرش، این واژه را باب کرد، امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا است. به خاطر دارید که سر فقر و غنا یک دعوایی شد که این حرفا چیه که می زنید. مثل تفسیر سوره حمد جلویش را گرفتند. امروز جنگ حق و باطل جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استکبار و جنگ پابرهنه ها و مرفهین بی درد است. امام(ره) وقتی از بین ما می خواست برود، یکی دو سال مانده، این جنگ را هشدار داده، فکر کردید که با خاموش شدن توپخانه های عراق جنگ تمام شده؟ جنگ فقر و غنا و این جنگ ادامه دارد. آقا که رهبر شدند از روز اول همین را تذکر دادند. هر وقت مسوولان کشور رفتند و به ملاقات آقا گفت این چه وضعی است در جلوی هر اداره ای ده ها ماشین مدل بالا متعلق به مسوولان در آنجا به چشم می خورد. حتی یك مثال هم می زنند که اگر آقا اهل باند بازی بود این را نمی گفت. ایشان می گوید: به من گزارش داده اند که روحانی عقیدتی و سیاسی یکی از دستگاه ها خودش ماشین دارد ولی از ماشین دولتی استفاده می کند من گفته ام این جرم و خطاست.

همه مصیبت هایی که امروز در جامعه داریم، مال این است که این به فراموشی سپرده شده، به شدت آقا تنهاست. من واقعا باورم این است. همه بلد هستند بگویند مقام عظمای ولایت، نمی خواهد بگویی مقام عظمای ولایت، همین تو بگو سید علی آقا، ولی مثل او پذیرایی کن. من دیروز دویدم بروم به سید حسن آقا بگم که و الله  این در شان شما نیست، ما خانه آقا هم می رویم، افطاری هم می رویم، مردم هم می آیند، نان خشک هم نمی دهند، یک نوع غذای ساده می دهند. آن وقت شما سر میز 8 نفری ما در حرم امام به  اندازه 20 نفر غذا می گذارید؟!

همه مصیبت ما این است که حرف های امام نصفه گفته می شود

یک مثال دیگر می گویم از امام سوال می کنند که می خواهیم مصلی را بسازیم، این در صحیفه وجود دارد بروید جست و جو کنید و نگاه کنید. امام می گویند ان شاالله موفق باشید و این جمله را در کنار ساختن مصلی در گوشه شمال شرقی مصلی زده اند. اگرمتنها این جمله را نصفش را بریده اند و نزده اند! همه مصبت برای این هست که نصف حرف های امام گفته می شود. امام می فرمایند، امیدوارم در کنار ساختن مصلی در ساختن بینش کفر ستیزی مسلمانان موفق  باشید و ادامه می دهد که باید در ساختن مصلی باید سادگی مساجد صدر اسلام استفاده شود و اکیدا از زرق و برق مساجد امروزی پرهیز گردد. آیا همین طوری دارد می شود واقعا؟ چقدر آنجا پول خرج می شود؟

امامی که آن مصلی را آنطور می گوید بسازید آیا راضی است که در حرم خودش هزاران میلیارد این جوری خرج بشود؟ اسلامی که با ساختن مصلی با زرق و برق مساجد اموری مخالف است، قطعا با توسعه حرمش به این شکل مخالف است. قطعا با ساختن برج میلاد با آن هزینه هم مخالف است. عین همین حرف را یك روز به آقای احمدی نژاد زمانی که شهرداری بود گفتم و او متوقف کرد. گفتم آقای دکتر شما خرج برج میلاد نکنید، تا زمانی که شما شهردار هستید این کار را انجام ندهید، دیگران بعدها اگر پول داشتند بیایند و این کار را انجام دهند، الان که تمامش کردیم چه اتفاقی افتاده است؟ حضرت عباس بالایش آنتن دارد؟ اصلا سیستم آنتن ور افتاده، بستنی 400 هزار تومانی بروند بخورند، فرهنگش را هم با خودش به همراه می آورد، آنجا مرکز تجارت جهانی قرار بود بشود، چه کسانی می روند داخل برج؟ ما طرفدار صد در صد این انقلاب به رهبری امام این انقلاب، آیت الله العظمی خامنه ای هستیم و این است خط این انقلاب و این امام.

خبرنگاران این سوژه را پیگیری كنند

می گویند هر نماینده ای 700 میلیون تومان، دیروز هم جنبش عدالت خواه به من یک کاغذ داده که الان در جیب من است. اگر نماینده شان اینجا حضور دارد این را بشنود که این حرف دروغ است. اسلامی بودن یعنی با ضوابط پیغمبر و امیرالمومنان برای محرومان کار کردن نه با ضوابط مارکسیستها. بعد آن آدم حقه باز و مال مردم خور است از داخل دروغ های تو در می آورد و به مردم می گوید، او دروغ گو است و از این راه خودش را تبرئه می کند. 

این آقایان خبرنگار که این همه وقتشان را تلف می کنند برای بررسی مسائل مختلف در مجلس، ما یه سوژه ای به شما داده ایم، جدول 12 بودجه 91، 197 موسسه در آن است، دوربینت و میکروفنت را بردار، برو در موسسه اول، بپرس شما 7 میلیارد و نیم گرفتی این پول رو چه کارش کردی؟ پارسال 5/3 میلیارد گرفتی، نشانم بده ببینم که چه کار کرده ای؟ افتخاراتت را نشان بده می خواهم گزارش کنم به مردم. اگر راست می گویند بروند و این کار را انجام بدهند. کمک یعنی چه؟ یعنی من الان گیر افتاده ام. اصلا برخی از این موسسه ها در جدول بودجه پایدار شده اند. 10 سال است که دارند بودجه می گیرند. آن وقت امام پول طلبه را می گوید که می ترسم بدهم وقتی که مردم گرسنه هستند.

خدایا به آبروی محمد و آل م حمد به ما توفیق بده در این آشفته بازاری که حقیقت بدجوری گم می شود، ما خودمان را به درستی بشناسیم و با ما توفیق استقامت و ایستادگی در راه انجام وظیفه هم عنایت کن و ما را شرمنده شهدا و امام در فردای قیامت نگردان و السلام علیکم و رحمت اله و برکاته.




نوع مطلب : جبهه پایداری انقلاب اسلامی، سیاسی، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سخنرانی خواندنی حجت الاسلام آقاتهرانی در جمع جوانان انقلابی حامی جبهه پایداری
آقای بهجت گفتند:ولایت آقا روح‌الله این‌ها را می‌کشاند/ اگر روی اصول لغزیدید، بگویید لغزیدم! اصول را خراب نکنید

چند روز قبل از انتخابات دور نخست مجلس نهم بود که حجت الاسلام و المسلمین دکتر مرتضی آقاتهرانی در میان جمع پرشوری از جوانان انقلابی جبهه پایداری حاضر شد. سخنان دلنشین و پرطنین او بر دل‌ها می‏‌نشست. آقاتهرانی از ماجراهای مدرسه حقانی گفت و اختلافات آن زمان مدرسه بر سر پایداری و یا اغماض در قبال شریعتی و از خاطرات نگفته‌اش با شهید مصطفی ردانی‏ پور. می‏ گفت بحث‌ها همان بحث‌های چندین سال پیش است و هر بار امتحان‏ ها تکرار می‏‌شود، این سنت الهی است،‌می‌گفت پایداری بر اصول را با هیچ چیز عوض نكنید. متن سخنرانی را به نقل از نشریه "اصولگرا" در ادامه می‏ خوانید:

... ما با مرحوم شهید مصطفی ردانی هم‌محله‌ای بودیم. آقامصطفی یكسال بعد از بنده طلبه شد. وقتی آقامصطفی به مدرسه حقانی آمد، خیلی زبر و زرنگ و آتشی بود. توی اصفهان معمولاً بعد از نماز توی مساجد جلسه می‌گذاشت و به بهانه تعلیم قرآن و نهج‌البلاغه حرف‌های سیاسی هم می‌زد و به من هم می‌گفت بیا. من هم یک مقدار تند حرف می‌زدم. یک بار گفتند شما را می‌گیرند و فرار کردیم. البته در مدرسه حقانی هر شب فراری بودیم، چون می‌ریختند توی مدرسه و قربة الی الله از دَم تا دُم، همه را می‌زدند! این‌که می‌خواستند چه کسی را ببرند، بحث بعدی بود، اما کتک را همه می‌خوردند، هفته‌ای یکی دو بار یا نهایتاً دو هفته یک بار مأموران توی مدرسه حقانی می‌ریختند. من تقریباً همه مسافرخانه‌های قم را بلد بودم، چون هر شب به یک بهانه‌ای می‌رفتیم آنجا بخوابیم که فردا بتوانیم برویم سر درس، چون می‌زدند. خدا رحمت کند دوستانی را که به‌جای من کتک خوردند! دوران چهار سال مدرسه حقانی خیلی دوران خوبی بود.

فتنه‎ها تكرار می‎شود

بعد از چهار سال در مدرسه حقانی اضطراب‌هایی شبیه به حالا در مدرسه حقانی پیش آمد. این‌که خدای متعال می‌فرماید فتنه‌ها تکرار می‌شوند، واقعاً همین‌طور است. در آن موقع افکار روشنفکرانه‌ای مطرح شده بود. جناب آقای شریعتی نظراتی داشتند، سخنرانی‌هایشان در حسینیه ارشاد شروع شده بود. آنجا را مرحوم آقای مطهری درست کردند و بعد آرام‌آرام افتاد دست دکتر شریعتی. کتاب اسلام‌شناسی ایشان درآمد و بعضی از مباحث زیربنایی اسلام مطرح شد، منتهی درست مطرح نشد و در واقع انکار معاد بود. یک عبارتش را نقل می‌کنم، دقت کنید. می‌گوید: «دنیا و آخرت نه این‌که دو مکان جغرافیایی خاص باشد که تا زنده‌ایم دنیا و وقتی مردیم آخرت، نه! بلکه دو بینش است. اگر کار را برای خودت بکنی، دنیاست، اگر برای دیگری بکنی، آخرت». آقای شریعتی نه، هر کسی دیگری هم که بگوید؛ آیا دنیا و آخرت یعنی این؟ این انکار آخرت است و اگر کسی هم چنین چیزی بگوید، مسلمان نیست. گاهی اوقات با هم تعارف می‌کنیم که آقا! ایشان انقلابی است. انقلابی باشد، اینجا را اشتباه گفته، اشتباهش هم خیلی رک و روان و روشن است. چرا بیخودی بگوییم نه؟

امام گفتند چرا كلمه اعلیحضرت را حذف كردید

می‌دانم بعضی از شماها کار خبرنگاری می‌کنید. می‌خواهم نکته‌ای را بگویم که توجه و دقت داشته باشید. زیاد برایتان پیش می‌آید. خدا رحمت کند امام «اعلی الله مقامه» را. آقای سیدحمید روحانی می‌گوید کتاب نهضت امام‌خمینی را قبل از چاپ بردم خدمت امام، چون درباره ایشان بود و باید قبل از چاپ می‌دیدند. در آنجا تلگرافی را که امام به شاه زده بودند، نقل کرده و کلمه اعلیحضرت را از اول نامه حذف کرده بودم، چون فکر می‌کردم چنین لقبی از طرف امام چاپ نشود بهتر است. امام نگاهی انداختند و همین‌که به این نامه رسیدند، زیرش خط کشیدند و گفتند:«من نوشته بودم اعلیحضرت. چرا حذف کردی؟!» این حرف مال کِی است؟ بعد از انقلاب که شاه رفته و داغان شده و دیگر نامی از او نمانده و اگر روزگاری حتی با شاه خوب هم بوده‌ایم، حالا باید مخفی کنیم که کسی نفهمد. فرمودند:«در نقل وقایع تاریخی، حبّ و بغض نباید دخالت کند، چون مرا دوست داری این را حذف می‌کنی؟ من نوشته بودم اعلیحضرت. بیخود حذف کردی! انتقاد داشتی، توی پاورقی می‌نوشتی یا به خودم می‌‌گفتی».

حضرت آیت‌الله مظاهری می‌خواستند کتابی را چاپ کنند، فرموده بودند فلانی ببینند، بعد چاپ شود. این اولین کتابی بود که من بررسی کردم. تفسیر سوره یاسین بود. ایشان نوشته بودند ستارگان در آسمان اول هستند. من با کمال احترام نوشتم که اینجا اشتباه کرده‌اند. نص صریح قرآن این است که ماه و سیارات و ستاره‌ها در آسمان دنیا هستند. قرآن می‌فرماید: «زَیَّنَّا السَّمَاء الدُّنْیَا بِمَصَابِیحَ»(1). آسمان دنیا را با این چراغ‌ها روشن کردیم. آیه را هم آوردم و کتاب را خدمتشان بردم و گفتم:«حاج‌آقا! همه‌اش خوب است، اما در یک جا یک اشکالی کرده‌ام». نگاه کردند و گفتند: «باریکلا! طوری نیست. نقد بزن، ولی معلوم باشد که مال توست».

حضرت امام هم فرمودند: «برای چه حذف کردی؟» خدای متعال وقتی حضرت موسی(ع) را برای هدایت هامان و فرعون فرستاد، فرمود: «فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَّیِّنًا»(2): با زبان نرم با او حرف بزنید. «لَّعَلَّهُ یَتَذَكَّرُ أَوْ یَخْشَى»، شاید متذکر بشود یا بترسد. این اولین نامه من بود به شاه. از همان اول که نمی‌شود به او گفت ای مستکبر! ای طغیانگر! اولش باید ادبی و احترامی و بعد هم نصیحتی بکنیم، بلکه ان‌شاءالله جا بیفتد. وقتی یقین کردم آدم درستی نیست و در برابر احکام الهی ایستاد، من هم توی روی او ایستادم. الان در نامه امام کلمه اعلیحضرت اضافه شده است. صدق و صداقت و راستی و انصاف امر بسیار مهمی است.

به پورمحمدی گفتم دعوا همان دعوای مدرسه حقانی است

من روی نقد مشکل و مسئله‌ای ندارم، ولی منصفانه نقد کنیم. چیزی را که نمی‌دانیم، درباره‌اش حرف نزنیم، می‌دانیم؛ همان را بگوییم. آقا! اگر این جوری بگوییم رأی می‌آورد، خب! بیاورد. ما باید تکلیف‌مدار باشیم و به وظیفه عمل کنیم. چند وقت پیش در فتنه جلسه‌‏ای با آقای پورمحمدی داشتم. گفت: «فکر می‌کنی ریشه همه این قضایا چیست؟» گفتم: «ریشه‌ همه‌‏اش دعوای 30، 35 سال پیشِ من و تو در مدرسه حقانی است. هنوز همان دعواهاست».

یادم هست در مدرسه حقانی بین طلبه‌‏ها سر دکتر شریعتی حسابی دعوا شد. یک عده می‌گفتند انقلابی است و در میان اساتید دانشگاه انقلابی‌تر از ایشان نداریم. یک عده هم می‌گفتند باید این اسلام‌شناسی را نقد کرد. الان هم همین است، فقط شکلش عوض شده. دیروز بنی‌صدر بود، پریروز یک نفر دیگر. حتی دولت نهم، دولت هشتم، عقب‌تر بروید، جلوتر بیایید، هر جا را که نگاه کنید فتنه‌های مختلفی که به وجود آمدند، همین‌طور است و لحظه به لحظه هم پیچیده‌تر می‌شوند. طبیعی هم هست، چون هر چه آدم امتحانات سخت‌تری را قبول شود، امتحان بعدی سخت‌تر و سئوالات پیچیده‌تر می‌شوند. الان باید معادله یک مجهولی حل کنیم، دفعه بعد معادله دو مجهولی خواهد شد. رهایمان که نمی‌کنند.

آقا مصطفی ردانی پور و میثمی با هم اخراج شدند

در آنجا خدا رحمت کند مرحوم آقامصطفی ردانی پور و مرحوم میثمی بودند. بالاخره مدرسه به این نتیجه رسید که شش نفر از این طرفی‌ها و شش نفر از آن طرفی‌ها را که خیلی داغ هستند، بیرون کند و مدرسه محل درس است. وقتی بنا شد بچه‌ها را بیرون کنند تا مدرسه آرام بگیرد، 18 نفر نامه خدمت شهید قدوسی نوشتند که اگر اینها بیرون بروند، ما هم می‌رویم و شدند 24 نفر. مدرسه هم کوتاه نیامد و اینها بیرون رفتند و خدا حفظ کند آیت‌الله مصباح را. اینها بیشترشان زیر نظر ایشان درس خواندند تا وقتی که جنگ پیش آمد و آقامصطفی رفت کردستان.

طلبه بود، لمعه می‌خواند و جزو آن 18 نفری بود که امضا کرد که اگر اینها بروند، ما هم می‌رویم. حرفشان این بود که دارد از روشنفکری حمایت می‌شود که اشتباه می‌کند. آقامصطفی همراه این گروه از مدرسه بیرون آمد و بعد هم رفت کردستان، بعد هم فرماندهی یاسوج را بعد از شهید میثمی گرفت و بعد هم رفت جنوب. اولین عملیاتش دارخوین بود. فوق‌العاده هم درخشید و در لشکر امام حسین(ع) خیلی جا پیدا کرد.

آقا مصطفی طلبه خوش‌فکری بود که هرگز حاضر نشد با اصول بازی کند

طلبه خوش‌فکری بود که هرگز حاضر نشد با اصول بازی کند. اگر خودتان هم روی اصول لغزیدید، بگویید لغزیدم. اصول را خراب نکنید. با هیچ‌کس نباید روی اصول معامله کرد. در اینجا خیلی خاطره دارم، منتهی زود رد شدم.

آقامصطفی «رحمه‌الله‌علیه» بعد از عملیات محرم خیلی ضربه خورد، چون فرماندهی عملیات درست عمل نکرد و آقامصطفی زخمی شد و برگشت و دید 300 تا از بچه‌های لشگر امام‌ حسین(ع) شهید شده‌اند و این خیلی برایش سخت بود که چرا درایت به خرج داده نشد. استعفانامه‌اش را نوشت که دیگر نمی‌خواهم در سپاه باشم و می‌خواهم به عنوان یک بسیجی عمل کنم. بعد از عملیات محرم آمد قم. در حوزه یک کاری کرد و آن این بود که هر چند وقت یک بار به بهانه‌های مختلف فرماندهان را برمی‌داشت می‌آورد قم به دیدن آقایان علما، از جمله آیت‌الله بهاءالدینی. بعد از هر عملیاتی دو سه تا اتوبوس فرماندهان و بچه‌های جبهه را جمع می‌کرد می‌آورد دیدن آیت‌الله بهاءالدینی، آیت‌الله بهجت و آیت‌الله مشکینی. هم آقایان متوجه می‌شدند چی به چی است، چون خبر را از صاحب خبر می‌شنیدند، هم برای بچه‌ها خوب بود. بین حوزه و جبهه پل زد. بعضی از آقایان نمی‌توانستند به جبهه بروند. مثلاً مرحوم آیت‌الله بهجت در سنی نبودند که بتوانند بروند و آقامصطفی جبهه را می‌کشاند اینجا. خیلی خوش‌فکر بود و می‌فهمید چه کار می‌کند. هدف داشت. موقعی هم که برمی‌گشت، به فرماندهان و بقیه می‌گفت بروند شهرهایشان و زن و بچه‌هایشان را ببینند. ماشین‌ها را خالی برنمی‌گرداند، بلکه آنها را پر از طلبه می‌کرد و می‌برد جبهه. از پسِ بچه‌ها هم برمی‌آمد و می‌رفتند.

به شهید بهشتی گفتند كه جواب تخریب ها را بدهید

بعد از عملیات محرم دیدم خیلی به هم ریخته. به من گفت برویم جبهه. در آنجا جا به جای عملیات را به من نشان داد و گفت علت این‌که می‌گویم اشتباه شده اینهاست. در راه که می‌آمدیم، آرام‌آرام با من بحثش شد. شهید بهشتی به شهادت رسیده بودند و بنی‌صدر هم حسابی کثافتکاری کرده بود و دیگر همه از بنی‌صدر و روشنفکرها بدشان می‌آمد. بچه دانشگاهی و روشنفکری نبود که به شهید بهشتی توهین نکند. حتی در خانواده‌ها هم همین‌طور بود. خود شهید بهشتی هم نمی‌توانست دفاع کند، چون خدمت امام که می‌رفتند، امام امر به سکوت کرده بودند. او(بنی‏ صدر) هم دهانش باز بود و توی روزنامه‌ انقلاب اسلامی هر چه دلش می‌خواست می‌نوشت و از آن طرف هم مجاهدین خلق دنباله‌دار کار بودند. همین‌طور لحظه به لحظه مرحوم شهید بهشتی کیلومترها می‌رفت پایین. خیلی خراب شد. کاری هم نمی‌شد بکنیم. صحبت‌های آقا را در آن موقع بخوانید. هیچ ردی از این چیزها در آن نیست، چون امام از آنها خواسته بودند که ساکت باشند و حرف امام به عنوان حرف ولی، برایشان تمام بود. هیچ حرفی نمی‌زدند.

یکی از دوستان می‌گفت ساعت 12 شب رفتم دفتر مرحوم شهید بهشتی و دیدم دارد کار می‌کند. گفتم بلند شو!! همه دارند می‌گویند مرگ بر بهشتی! تو اینجا نشستی و داری کار می‌کنی؟! آن موقع رئیس دیوان عالی کشور بود. گفت شهید بهشتی سرش را بالا کرد و گفت: «إِنَّ اللَّهَ یُدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا»(3)، خدا خودش از بنده‌اش دفاع می‌کند. بگذار به کارم برسم. خیلی مرد بزرگی بود. نه این‌که ما سر داستان شریعتی از مدرسه حقانی آمده بودیم بیرون، نظر مبارک مرحوم شهید بهشتی این بود که شما تند عمل می‌کنید. یک کمی آرام‌تر باشید. الان من قبول دارم که ما تند عمل می‌کنیم. حالا تصور کنید که شهید بهشتی به شهادت رسیده و فردای آن شب هم امام صحبت کرده‌اند: بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم آن‌قدر که مظلومیتش مرا آزار داد، شهادتش مرا نیازرد. همه چیز ریخت به هم و در یک لحظه، شهید بهشتی جایگاه خودش را پیدا کرد. «إِنَّ اللَّهَ یُدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا»، دفاع خدا عجیب است. بهشتی رفت بالا. هر کسی که اشتباه کرده بود، به فکر جبران بود، اما جبران نمی‌شد کرد. ایشان رفت.

مصطفی گفت نباید آنقدر تند می رفتیم

بعد از عملیات محرم که رفتم جبهه، با آقامصطفی بحث شد. ضمن بحث آقامصطفی گفت آن موقع که مدرسه حقانی می‌رفتیم، فکر می‌کنم نباید آن‌قدر تند می‌رفتیم. گفتم: «نه، سر مسائل اعتقادی نباید کوتاه آمد. بگذار کارمان را بکنیم. هر کسی هم وظیفه‌ای دارد خودش می‌داند». در این بحث‌ها بگومگو می‌کردیم و یک‏مرتبه دیدیم بحث تند شد. ما رفیق بودیم. توی مدرسه حقانی جوان و طلبه بودیم و سر بحث‌ها ممکن بود کتک‌کاری هم بکنیم. مثل شماها که ممکن است دعوا هم بکنید. البته نمی‌خواهم بگویم این راهش است، راهش بحث و مناظره‌ و مباحثه است. آن موقع با همدیگر تند شدیم. به راننده گفت بزن کنار. زد کنار و رفت پایین و گفت: «مرتضی! بیا پایین». مرا کشید کنار و گفت: «بیا با هم بحث نکنیم». پرسیدم: «چرا؟» من با مصطفی خیلی محرم بودم. هنوز هم دیدن پدر و مادرش می‌روم. جواب داد: «اینهایی که محافظ من هستند، از دار و دسته سید مهدی هاشمی هستند. نه من را می‌خواهند نه تو را. پی بهانه می‌گردند که یکی از ما را بزنند». دیگر بحث نکردیم. رفتیم جبهه و گشتیم و من برگشتم حوزه.

بعد از چندی آقامصطفی شهید شد. من آن موقع مکاسب می‌خواندم. سر درس مکاسب با یکی از دوستان بحث می‌کردم، شب خواب مصطفی را دیدم و گفت:«برویم با هم بگردیم؟» پدرم یک موتور استارتی داشتند که موتور خوبی بود. همیشه هم به من موتورشان را می‌دادند، چون موتورسواری‌ام خوب بود اما احتیاط هم می‌کردم و یک داداش داشتم که شهید شد ـ‌خدا رحمتش کندـ او از این موتور پرشی‌ها سوار می‌شد و آقاجان موتور را به او نمی‌داد. رفقا که می‌آمدند گاهی می‌گفتند برویم بگردیم، من موتور پدرم را برمی‌داشتم. آقامصطفی مثل سابق آمد و گفت موتور را برمی‌داری برویم بچرخیم؟

مصطفی گفت: جای میثمی خوب است، اما یک درجه از من بالاتر است

نشست پشت من و رفتیم، پرسیدم: «مصطفی! آنجا که هستی حالت خوب است؟» می‌دانستم شهید شده. گفت: «آره». گفتم: «آقارحمت کجاست؟» گفت: «جای او هم خوب است». آقای میثمی و آقامصطفی هم‌مباحثه بودند. من یک سال زودتر رفته بودم و کلاسمان فرق می‌کرد، اما رفاقتمان توی مدرسه بود. گفت: «آقارحمت خوب است، اما یک درجه از من بالاتر است». از خواب پریدم. آمدم سر درس و به هم‌مباحثه‌ای خودم خوابم را گفتم. گفت: «به خاطر این است که آقامصطفی زن نگرفت، آقارحمت زن داشت!» گفتم: «آقامصطفی زن داشت، خودم برای پاتختی‌اش از طلبه‌ها پول گرفتم». آقامصطفی عروسی که کرد، شبش کت و شلوار دامادی‌اش را داد به برادرش، گفت ببر بده دربِ خانه فلان پاسدار، فردا شب عروسی‌اش است، بپوشد. خیلی بچه عجیبی بود. خدا بیامرزدش. گفت: «شاید به خاطر این است که آقامصطفی معمم نبود، آقارحمت عمامه داشت»! گفتم: «آقامصطفی هم عمامه داشت». گفتم: «باشد حالا!» یک وقت‌ها که آدم می‌خواهد بحث را ببندد و کوتاه بیاید می‌گوید باشد.

تمام شد، فردا شب دومرتبه آقامصطفی آمد به خوابم و گفت:«دوباره برویم با موتور بگردیم؟» گفتم: «آره». موتور را برداشتیم و دو تایی راه افتادیم گفتم: «مصطفی! دیشب تو را توی خواب دیدم و گفتی آقارحمت یک درجه بالاتر است، ولی نگفتی چرا؟» گفت: «یادت هست از ماشین آمدیم پایین؟» گفتم: «آره». گفت: «من پشیمان شدم، رحمت پشیمان نشد». مزدش را به او دادند، به من ندادند. گفت: «چرا با من بحث نکردی؟» گفتم: «خودت نگذاشتی. گفتی برویم پایین؛ راننده‌مان فلان‌ طور است.» گفت: «آره، قول دادی با من بحث کنی، ولی نکردی».

دوستان! مبانی فکری‌تان را درست ببندید. خیلی از اختلافات روبنایی که می‌بینید، زیربنایش اختلاف است. اختلافات سطحی حل می‌شوند و طوری نیست. اختلاف سلیقه زود تمام می‌شود، اما اگر مبنایی باشد، نمی‌شود. امروز یک جور بروز می‌کند، فردا یک جور دیگر. خلاصه آخرش می‌زند بیرون و این‌جوری نمی‌ماند. واقعاً درباره مبانی اسلام کار کنید و بدانید که سیاست بخشی و پاره‌ای از دین است، پس باید در آن تمام آداب دین مراعات شود. توی بازار، طرف ربا می‌خورد، می‌گوییم آن ملعونِ فلان فلان شده، اما اگر توی سیاست کسی این کار را بکند، هیچی نمی‌گوییم، درحالی که هیچ فرقی نمی‌کند.

رباخوارِ بازار یا فاحشه‌‏ی کنار خیابان یا آن کسی که در سیاست یا ریاست، فحشایی مرتکب می‌شود، به اعتقاد من هیچ فرقی نمی‌کند، چون هر سه تا دارند حکم خدا را زیر پا می‌گذارند. امام «رحمه‌الله‌علیه» می‌فرماید من اگر زنده بمانم نمی‌گذارم حتی یکی از احکام خدا زیر پا بماند. همه احکام خدا باید اجرا شوند و پای این قضیه می‌ایستم. این یعنی چه؟ نه فقط در بعد احکام فردی. چه فرقی می‌کند که نمازم را نخوانم یا با رانت‌خواری و ویژه‌خواری به اسم نظام، مجلس و دولت را به انحراف بکشانم و بعد هم هزار جور ادعا کنم؟ چه فرقی بین اینهاست. «نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ»(4) که نمی‌شود بود.پذیرفتی، همه را باید قبول کنی. نپذیرفتی، نپذیر، پاشو برو. بیخود خراب نکن. آیا ما برای سیاستمان باید دستمان را جلوی غربی‌ها دراز کنیم یا نکنیم؟

بعضی‌ها عقیده‌شان این است که باید برویم درِ خانه آقای اوباما. نماز هم می‌خوانند. اول انقلاب مشکل اصلی ملی‌گراها، نهضت آزادی‌ها و لیبرال‌ها چه بود؟ مسئله جدی این است که یک کسی چه جوری فکر می‌کند. امروز دوران دست محمدعلی رجایی است، فردا محمود احمدی‌نژاد، پریروز اکبر هاشمی رفسنجانی،  اسامی عوض می‌شوند، این‌که چیزی نیست. می‌آیند و امتحاناتشان را می‌دهند یا ان‌شاءالله می‌روند بهشت یا خدای نکرده گیر می‌کنند، اما مسئله جدی چیز دیگری است.

این آقا بر چه مبنایی فرمان می‌راند یا نمی‌راند. چرا باید حرف او را بشنوم؟ مگر او کیست؟ از کجا تا کجای حرفش را بشنوم؟ ممکن است الان باید بشنوم، یک ساعت دیگر نباید بشنوم. این وقت کی و کجاست؟ چطور است که تا آقا حکم ریاست جمهوری را تنفیذ نکرده‌اند، این آقای احمدی‌نژاد عین من است، ولی وقتی نوشت، ریاست جمهوری عینیت پیدا می‌کند؟ این چیست؟ از کجا می‌آید؟ ممکن است بعضی‌ها بپرسند با یک کلمه نوشتن؟ بله، دو تا نامحرم هم با یک کلمه گفتن به هم محرم می‌شوند. مگر پدر و مادرت بیشتر از یک کلمه گفتند؟ گفتند قَبِلْتُ: قبول کردم، خلاص! یک لا اله الا الله می‌گویی، می‌شوی مسلمان، همین را انکار کنی، می‌شوی مرتد. گاهی اوقات فکر می‌کنیم این الفاظ معنا ندارند یا مهم نیستند. بنویس آقا! یک وقت این جور کارها را نکنید. از کسی می‌خواهید دفاع کنید، مواظب باشید محبتتان به او باعث نشود جانب انصاف را رعایت نکنید. از کسی ناراحت می‌شوید، ناراحتی از او شما را دمدمی نکند. مبانی کار را درست ببندید، آن‌طور که خدا می‌خواهد بروید جلو. باید ببینیم چه‌جوری گفته‌اند، همان جور عمل کنیم. طرف اگر خودش پیغمبر است که می‌داند، اگر نیست باید از پیغمبر و امام بگیرد. برای همین می‌بینی 50 یا 70 سال زحمت می‌کشند تا چیزی را به دست می‌آورند. در سیاست هم عین همین است. آیا کسی که می‌خواهد رأی بیاورد باید از هر راهی وارد شود؟ نه. باید از راه درست آمد.

حضرت آیت‌الله مصباح گفتند بین اصولگراها، جبهه پایداری‌ها را درست‌تر می‌بینم. آن وقت طرف می‌آید می‌گوید فلانی گرین‌کارت دارد، خب! دارد. می‌خواهی چه کارش کنی؟ آیا دعوا سر این است؟ اصلا محل دعوا اینجاست؟ داری مردم را از دعوا منحرف می‌کنی. چرا کسی که آقا درباره‌اش می‌گوید اسلام‌شناس است و بعد از شهید مطهری و علامه طباطبایی، الان چشمم به وجود مبارک ایشان روشن است و جای خالی آنها را ایشان پر کرده است، نظرشان درباره جبهه پایداری این است؟ آن وقت ما می‌آییم و حرف‌هایی می‌زنیم که اینها گم بشود. دعوا این چیزهایی است که دارند می‌گویند؟ عین امریکایی‌ها. یادتان هست روز 9 دی که راه‌پیمایی کردید، چه گفتند؟ من یادم است. امریکایی‌ها گفتند یکی یک ساندویچ و ساندیس دادند، اینها آمدند بخورند و بروند. فکر می‌کنند همه مثل خودشان احمقند! برای یک ساندویچ، جمعیت میلیونی توی تهران راه می‌افتد؟ مردمِ خودتان این حرف را باور می‌کنند؟ این‌جور نیست. باور کنید امریکایی‌ها این‌جوری نیستند. می‌فهمند. مگر می‌شود باور کنند که میلیون‌ها نفر برای ساندیس آمده‌اند؟ خودشان حالا آمده‌اند برای وال‌استریت. چرا به اینها ساندویچ نمی‌دهند بخورند و بروند؟{خنده حضار} چرا نمی‌دهید؟ شماها که خیلی ساندویچ و نوشابه دارید. نمی‌فهمند.

این دوستان هم خودشان می‌فهمند که دارند چه می‌گویند و می‌دانند موضوع از این قرار نیست. دوستان واقعاً به عنوان یک طلبه به شما تأکید می‌کنم مبانی سیاست را بدانید. آن چیزی که رکن رکین انقلاب اسلامی و نظام ما را تشکیل می‌دهد، ولایت‌فقیه است. ولایت است. اگر ولایت خدشه‌دار شد و مشکل پیدا کرد، دیگر نمی‌شود کاری کرد. الان مردم آمده‌اند. وقتی مردم بیایند، او موظف است بایستد و می‌ایستد. هر بیعت شما با مقام ولایت معنا دارد. آقا را می‌کشد وسط معرکه، بنابراین هر چه به ایشان می‌گویند شِعب ابی‌طالب است، می‌گوید نیست، خیبر است، بدر است. می‌ایستد، باید بایستد. حالا اگر خدای نکرده رسید به شرایط امام علی چه کار باید بکند؟ کاری نمی‌تواند بکند. کسی را ندارد. بنابراین بودنِ تک‌تک ما در این مسئله دخالت دارد. این را دست‌کم نگیرید. ممکن است خیلی‌ها نیایند. شاید حس می‌کنند وظیفه ندارند، ولی منی که تشخیص می‌دهم باید محکم بایستم.

امام گفتند ریاست جمهوری چیزی نیست بروید مجلس را بگیرید

من این را دو بار از حضرت آقا شنیده‌ام. یک بار در جلسه خصوصی و یک بار هم در جلسه عمومی. ایشان فرمودند، ما وقتی خدمت امام رفتیم که شهید بهشتی را به عنوان رئیس‌جمهور معرفی کنیم، امام فرمودند ریاست‌جمهوری چیزی نیست، بروید مجلس را بگیرید. اگر شما افراد درستی را در مجلس بیاورید، اینها رئیس‌جمهور را بالا می‌برند و پایین می‌آورند. فرمان تک‌تک وزرا دست اینهاست. اگر اینها اهل معامله بشوند، برای تک‌تک وزرا مشکل درست می‌کنند و آنها کاری نمی‌توانند بکنند. اینها باید آدم‌های درستی باشند. آقا چقدر فرمودند تعامل کنید، با هم بسازید، چقدر تحقق پیدا می‌کرد؟ چرا نمی‌شد؟ مشکل کجاست؟

من فکر می‌کنم ان‌شاءالله در آینده اگر بتوانیم دوستان خوبی را معرفی کنیم و به دوستان خوبی رأی بدهیم، خیلی کارها می‌شود کرد. دوستان! خیلی کارها شده، خیلی شهید داده‌ایم. کسی مثل امام، نفسش در این کشور بوده، خدا را شکر. دیگران به خدا چنین کسانی را ندارند. اساتید امریکا به خود من درباره آقا می‌گفتند ایشان خیلی باهوش است. موجود عجیبی است. مال این است که ولایت عظمی حمایتش می‌کند. شک ندارم.

آیت الله بهجت گفتند : ولایت حاج‌آقا روح‌الله است که اینها را می‌کشاند

یكبار خدمت آیت الله بهجت روز بعد از 22 بهمن رسیدم. پرسیدند: «خیلی آمده بودند؟» گفتم: «بله». فرمودند: «فکر می‌کنی همه اینهایی که آمده بودند، انقلاب را قبول دارند؟» گفتم: «نه». واقعاً همین‌طور است. فرمودند یعنی همه اینها آقای خمینی را قبول دارند؟ گفتم: «نه». گفتند: «پس چرا می‌آیند؟» گفتم: «نمی‌دانم». گفتند: «ولایت حاج‌آقا روح‌الله است که اینها را می‌کشاند». وقتی می‌گوید بریزید بیرون، می‌ریزند بیرون. خودشان هم نمی‌دانند چرا.

سئوال: کسانی که دیروز آقا حمایتشان می‌کرد و امروز همان آقا ساکت است، دل مردم دیروز و امروز با آنها یکی نیست. چرا؟ ولایت! دارد جهت‌گیری می‌کند. من کاملاً دقت کرده‌ام. هر چیزی که توجه و نظر ایشان هست، جلو می‌رود، هر کاری را که نظر ایشان نیست، هی باید زور بزنیم. اول از همه که می‌خواهید کاری کنید، بروید چک کنید و ببینید چقدر دل ولایت‌فقیه با این کار هست یا نیست. این را دست‌کم نگیرید.

خلاصه ولایتمداری کارها را خیلی زود جلو می‌برد. این را از دست ندهید. در سیاست اسلامی، ولایت جا دارد و اصلاً ولایت است که مشروعیت می‌دهد. رها کنید که عده‌ای می‌گویند قانون اساسی چنین و چنان، انگار که قانون اساسی از آسمان آمده. اعتبار قانون اساسی به امضای ولایت است. شاید امید دارند یک‌جوری عوض بشود و اصل 110 را حذف کنند. طوری نیست. ممکن است بعضی‌ها هم دو روزی این شکلی فکر کنند.

اگر توهین كردند شما توهین نكنید

پیشنهاد من به‌طور جدی در این انتخابات این است که اخلاقی برخورد کنیم. توهین نکنیم. اگر هم توهین کردند، جواب ندهیم. مثل کسی که بد عمل می‌کند، بد عمل نکنیم. دوستان! واقعاً! توی نوشته‌هایتان و کارهایی که می‌کنید متخلق باشید. بالاخره انحراف هست، طبیعی هم هست، اما این نباید جوری بشود که خدای نکرده همه چیز بگوییم. آن چیزی را که باعث هدایت و ارشاد مردم هست بگویید. آن چیزی را که یقین داریم و لازم است، با مراعات بیشتر بگویید. طوری نمی‌شود. دل‌ها دست یکی دیگر است.

خواست به این سمت می‌آورد، نخواست نمی‌آورد. حساب کار دست خودش است. وقتی باید به ما تبریک بگویند که درست عمل کرده باشیم، نه وقتی که پیروز شدیم و رفتیم توی مجلس. اگر به وظیفه عمل کرده باشیم، باید به ما تبریک بگویند، خواه برویم توی مجلس، خواه نرویم. اگر این‌طور فکر نکنیم، پس امام حسین(ع) شکست خورده، پس نباید به امام حسین(ع) تبریک گفت، باید به یزید تبریک گفت، چون برد. این‌جور نیست. برنده کسی است که دارد درست عمل می‌کند. برنده کسی است که کارش مورد رضایت خدای متعال است، ولی‌فقیه از کار او راضی است، نه کسی که رأی بیشتر می‌آورد و می‌شود اول و یا دو تا صندلی بالاتر یا پایین‌تر می‌نشیند. اینها چیزی نیست.

تقوای سیاسی در بحث انتخابات، مخصوصاً دوستان جوان، واقعاً رعایت کنید. از عزیزانی که قلم به دست هم هستند، همین توقع را دارم. به عنوان یک بچه مسلمان تقوای سیاسی را مراعات کنید. بزرگان ما همین‌جور یادمان داده‌اند. ما هر چه از امام بلد شدیم، همین است. از حضرت آقا هر چی یاد گرفتیم همین است. البته ممکن است وظایف یکسان نباشند. وظیفه من با شما فرق می‌کند. ان‌شاءالله امیدوارم کار مورد نظر خداوند متعال باشد و خوب انجام بگیرد.    

پی‌نوشت‌ها:
(1) قرآن کریم، سوره ملک، آیه 5.
(2) قرآن کریم، سوره طه، آیه 44.
(3) قرآن کریم، سوره حج، آیه 38.
(4) قرآن کریم، سوره نساء، آیه 150.




نوع مطلب : مقالات، جبهه پایداری انقلاب اسلامی، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نشست طلاب و روحانیون حامی جبهه پایداری انقلاب اسلامی روز گذشته در محضر آیت الله خوشوقت و با سخنرانی آیت الله رجبی قائم مقام علامه مصباح یزدی در موسسه امام خمینی (ره)، حجت الاسلام نبویان و حجت الاسلام آقاتهرانی برگزار شد.

به گزارش رجانیوز در این نشست که با استقبال خوب طلاب جوان تهرانی روبرو شده بود، حجت الاسلام نبویان در سخنان مهمی ضمن پاسخ به برخی شایعات مطرح شده درباره کاندیداتوری خود، به ماجرای دیدار علامه مصباح یزدی و رهبر معظم انقلاب در روز 19 دی و نکات مهمی که معظم له در این دیدار بیان فرموده‎اند پرداخت.

حجت الاسلام و المسلمین محمود نبویان با یا یادآوری اهمیت انقلاب اسلامی در دنیای معاصر به اهداف این انقلاب اشاره کرد، گفت: در انقلاب قرار شد خدایی که از ذهن‏ها رفته بود زنده شود و خدا دیگر در آسمان‏ها نباشد و حداقل باید در صحنه علوم انسانی بروز و ظهور داده شود.

عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی با بیان اینکه مخالفان آیت الله مصباح دو دسته هستند، گفت: دسته‏ای که به لحاظ فکری، فکر خود را در خطر می‏بینند، روشنفکران،  اصلاح طلبان و آن جریان انحرافی و آنهایی که در آن مر اسلام نیست، از این دسته هستند و دسته دوم گروهی هستند که اجرای اندیشه‏های اسلام منافع عملی آنها را به خطر می‏اندازد.

 

نبویان ادامه داد: در دانشگاهی سخنرانی داشتم یکی از اساتید دانشگاه به من گفت که حاج آقا چه می گویی، تمام علوم ما دینی است، شما مطالعه ندارید و جای شما هم اینجا نیست که این حرف‏ها را می زنید، حتی فیزیک‏دانان ما بر سنگ قبرهای‏شان چه حرف‏هایی درباره خدا نوشتند، در پاسخ به این استاد گفتم خدایی که مال سنگ قبر است به درد این انقلاب نمی‏خورد.
 
به گفته این استاد حوزه و دانشگاه یکی از رسالت‏های انقلاب همین بود که خدای آسمان‏ها را به زمین بکشاند و این خدا در بستر اقتصاد، روانشناسی، جامعه شناسی و علوم سیاسی ما حضور داشته باشد، که متاسفانه این‏طور نیست و این اولین چالش ما با دنیای مدرن است.
 
وی در ادمه به دومین موضوعی  که با آن انقلاب اسلامی، دنیا را به چالش کشیده است، گفت: انقلاب ما دارد، جهان بینی‏ای که چهارصد سال، هم مارکسیست‏ها  و هم لیبرالیست‏ها دنبال حاکم کردنش هستند، به فروپاشی بکشاند و طبیعی است که اینقدر مقابل ما ایستاده‏اند.
 
 
تئوری ولایت فقیه به لحاظ نظری برترین تئوری است
 
عضو جبهه پایدرای با بیان اینکه در حوزه سیاسی انقلاب ایران تئوری جدیدی ارائه کرد که آن تئوری ولایت فقیه بود، اظهار داشت: این تئوری بسیار مهمی است، کشوری را  که این همه به هم انتقاد دارند و این چنین ضعف‏هایی دارد، ولی فقیه به خوبی اداره می‏کند.
 
نبویان تاکید کرد: تئوری ولایت فقیه به لحاظ نظری برترین تئوری است، در مقام عمل نیز امام و مقام معظم رهبری در مقابل یک دنیا دشمن و توطئه ایستادند. 
 
وی احقاق حقوق مردم در سطح زندگی آنها را یکی دیگر از اهداف انقلاب عنوان کرد و گفت: یکی از آن اهداف عدالت بود، عدالت باید در حوزه قضا، در حوزه اقتصاد و در حوزه جذب و اشتغال مراعات شود.
 
استاد دوره‏های طرح ولایت در ادامه با بیان اینکه ما قرار بود عزت اسلامی را برای ملت مسلمان ایران بیاوریم، افزود: افرادی باید در راس کار قرار بگیرند که مانند آن عضو هیات رئیسه مجلس ششم نباشد که گفت من به نمایندگی از ملت ایران از آمریکا می‏ترسم! این آدم‏های ذلیل نباید مسئول مملکت شوند و عزت ملت مسلمان ایران در مقابل دنیای کفر باید حفظ شود.
 
وی مهم‏ترین اهداف جبهه پایداری را دفاع از ارزش‏های اسلامی و پیاده کردن آنها در حوزه زندگی و معرفتی مردم و در دانشگاه‏ها برشمرد و تصریح کرد: جبهه پایداری بر اساس این اندیشه‏ها پدید آمده است، ارزش های اسلامی، دفاع از ولایت فقیه، دفاع از عزت ملت ایران، دفاع از حقوق مردم در صحنه جامعه؛ البته اهداف دیگری هم حضرت آیت الله مصباح مطرح کردند.

دیدم دوستان ولایی چپ چپ نگاه می‏کنند!
 
نبویان در ادامه در توضیح قرار دادن نام او در لیست جبهه متحد اصولگرایان که با اعتراض برخی از ولایت مداران روبرو شد، با بیان اینکه من بی‏گناهم از اینکه اسمم در لیست های مختلف رفته است، گفت: دیدم دوستان ولایی چپ چپ نگاه می کنند، همین جا اعلام می‏کنم که من اصالتا برای جبهه پایداری هستم، در دور اول  در پنج لیست دیگر اسم من بود، که تنها یک نفر از آن گروه لطف کرد و به من زنگ زد، بقیه را اصلا نمی‏دانم چه کسانی بودند، این دوره هم از مرز 6 تا 7 لیست گذشت.
 
وی با بیان اینکه بنده مانع می‏شوم که نامم در گروهی باشد که متعلق به  فتنه و انحراف باشند، ادامه داد: یکی از دوستان جبهه متحد زنگ زد به او گفتم که من تعهد به هیچ جبهه‏ای نخواهم داشت، گفتند که نه فقط اسم شما باشد، که گفتم ایرادی ندارد.
 
 
 
عضو جبهه پایداری با اشاره به شایعات جدید علیه این جبهه گفت: تبلیغات آنقدر زیاد است که برخی از دوستان مذهبی ما متاسفانه با شبهه مواجه شدند که این جای گله دارد، ما نباید دنبال اختلافات برویم و در شان ما هم نیست که به این مسائل و شایعات بپردازیم.


ادامه مطلب


نوع مطلب : سیاسی، جبهه پایداری انقلاب اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

وی در سخنان خود، پیروزی ملت ایران در انتخابات مجلس شورای اسلامی را نصرت الهی برشمرد و یادآور شد: هر نعمتی باید با شكرگذاری همراه شود و اگر قدردان این نصرت الهی باشیم، خداوند بر نعمت هایش می‌افزاید.

علامه مصباح، عوامل این نعمت و پیروزی بزرگ را مورد توجه قرار داد و اظهار داشت: در درجه اول تدبیر حكیمانه و دلسوزانه مقام معظم رهبری و صداقت و اخلاص زاید الوصف ایشان، مهم‌ترین عامل تحقق این نصرت الهی و پیروزی ملت ایران بود.

وی افزود: در كنار این تدبیر و مدیریت، هم‌دلی و هم‌یاری مردم در تبعیت از رهنمودهای ولایت‌فقیه و عشق و علاقه به انقلاب و نظام اسلامی، نقش مهمی را در ایجاد این حماسه تاریخی ایفا كرد.

رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، همچنین با یادآوری هدف از تشكیل جبهه پایداری خاطرنشان كرد: نتیجه‌ای كه مردم رقم زدند و استقبال و اعتماد مردمی كه جبهه پایداری با آن مواجه شد، بسیار چشم‌گیر بود و با وجود فرصت كمی كه برای معرفی این جبهه وجود داشت و به‌رغم امكانات ناچیز و تلاش‌های وسیع دشمنان و مخالفان جبهه، مردم با اصول و اهداف این جبهه آشنا شده‌اند و با این اصول موافق هستند.

آیت‌الله مصباح با بیان اینكه نعمت ویژه الهی شامل حال كسانی می‌شود كه استحقاق دریافت آن را داشته باشند، اضافه كرد: صداقت، اخلاص، منطق قوی و معیار قراردادن آرمان‌های اصلی انقلاب، در كنار برخورد متین و منطقی در مقابل تخریب‌های گروه‌های مختلف، دست به دست هم داد تا مردم در سپردن وظیفه دفاع از حقوق ملت، به جبهه پایداری اعتماد كنند.

عضو خبرگان رهبری با یادآوری بعثت پیامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله، یادآور شد: بعثت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله نقطه عطفی در تاریخ بشریت و تحولی عظیم در مسیر زندگی انسان‌ها بود، به این معنا كه نقطه شروع حركتی بود که در دوران زندگی ائمه صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین تكامل یافت و در نهایت به دست امام زمان(عج) به اوج خود خواهد ‌رسید.

وی با بیان اینكه به موازات پیشرفت فکر و فهم بشر در هر دوره زمانی، دشمنی‌ها و فتنه‌ها شکل و وضع پیشرفته‌تری به خود می‌گیرد، تأكید كرد:‌ در ابتدای این راه، پیامبرصلی‌الله‌علیه‌وآله با انسان‌های بت پرست، جاهل و بی‌منطق مواجه بود كه برخورد زشت، نامناسب و غیر معقول داشتند و بیش از هفتاد غزوه را به ایشان تحمیل كردند.

عضو مؤسس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ادامه داد: حلقه دوم مبارزات بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله ‌شروع شد که به خانه نشین كردن حضرت علی علیه‌السلام انجامید؛ و بعد از 25 سال، وقتی مردم به سوی ایشان هجوم آوردند و ایشان را پیشوای خود دانستند، مرحله جدیدی از آزمایش‌های الهی آغاز شد، به صورتی كه وقتی حضرت خواستند ضایعات گذشته را جبران كنند، جنگ جمل به راه افتاد که این جنگ، دیگر با كفار نبود، بلكه با كسانی بود كه خود را اصحاب خاص پیامبر و نور چشمی‌های مسلمانان می‌دانستند.

علامه مصباح اظهار داشت: حلقه سوم و سنگین‌تر این مبارزه در زمان سید الشهدا علیه‌السلام رخ داد، به‌گونه‌ای که كسانی كه در جنگ جمل و صفین در كنار حضرت علی علیه‌السلام شمشیر می‌زدند، در مقابل امام حسین علیه‌السلام قرار گرفتند و از قاتلان حضرت شدند.

ایشان تصریح كرد: تاریخ نشان داده است كه هر روز امتحانات الهی به موازات سطح فرهنگ و اطلاع مردم، سخت‌تر و پیچیده‌تر می‌شود و قرار گرفتن در مسیر حق را مشكل‌تر می‌سازد.

در آخر الزمان به وسیله آیات قرآن با امام زمان (عج) به بحث و مناظره می‌پردازند

وی ادامه داد: در روایت معتبری نقل شده كه هنگام ظهور امام زمان(عج)، آن حضرت با كسانی مواجه می‌شوند كه به وسیله آیات قرآن با ایشان به بحث و مناظره می‌پردازند و ادعا می‌كنند معنای آیات الهی را بهتر از حضرت می‌فهمند، که این آخرین حلقه از انواع مبارزه میان حق و باطل است،‌ یعنی از زمان غیبت كبری تا ظهور حضرت، جامعه مستعد چنین رویارویی می‌شود. ما باید این حقیقت را درك كنیم و آماده مواجه شدن با این جهش جامعه باشیم.

رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) تأكید كرد: سخت‌ترین وظیفه در مواجهه با این فتنه‌های متعدد و پیچیده بر عهده رهبری قرار داده شده كه ما باید برای موفقیت و تأییدات مقام معظم رهبری، همیشه دست به دعا باشیم.

ایشان در مقایسه تاریخ صدر اسلام با تاریخ انقلاب اسلامی، خاطرنشان كرد: در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی و رهبری حضرت امام (ره)، امتحان در مقابل لیبرال‌ها بود، بعد امتحانات شكل دیگری گرفت و کسانی، مفاهیم لیبرالی را در پوشش و لعاب انقلابی‌گری مطرح كردند و به مخالفت با ارزش‌های اصیل انقلاب پرداختند و بعد از آن هم شكل‌ها تغییر یافت تا جایی كه در ظاهر برای عزت و اعتلای اسلام شعار داده می‌شد، و در باطن، اصل و ریشه اسلام هدف گرفته شده بود.

علامه مصباح با تذکر این نکته که این تفكر بالقوه خطر بزرگی است که اگر رواج پیدا كند خطرش بسیار بیشتر از خطرات دیگر خواهد بود، به بیان وظایف انسان‌ها در چنین شرایطی پرداخت و افزود: هر فرد جامعه در امتحانات اجتماعی وظیفه‌ای برعهده دارد، و باید با استفاده از تجارب انتخابات گذشته، نقاط ضعف را كنار بگذاریم و نقاط قوت را تقویت كنیم.

ایشان با یادآوری سختی امتحانات الهی یادآور شد:‌ خداوند در قرآن كریم صراحتا بیان می‌كند كه گاهی اوقات امتحان الهی آن‌قدر سخت می‌شود و اوضاع چنان فشرده می‌شود كه بسیاری از خواص نا امید و مأیوس می‌شوند و هنگام مأیوس شدن از خلق است که نصرت الهی فرا می‌رسد.

وی تأكید كرد:‌ بکوشیم در هر كار به خدا توكل كنیم، و ضمن تلاش و كوشش برای انجام وظیفه خود، تنها به خدا اعتماد كنیم.

آیت‌الله مصباح با یادآوری روایتی، اظهار داشت: مؤمن واقعی كسی است كه اعتمادش به خدا بیشتر از پولی است كه در جیبش هست، و اگر انسان‌ها به جایی برسند كه اعتمادشان فقط به خدا باشد، باید بدانند که فرج نزدیك است.





نوع مطلب : آیت الله محمد تقی مصباح یزدی، جبهه پایداری انقلاب اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 8 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات