نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
پشت پرده حملات سیاسی به جبهه پایداری

هجمه و حملات رسانه ای برنامه ریزی شده و گسترده علیه جبهه پایداری توسط برخی رسانه های حامی فتنه تا حدی است که این روزها عده ای برای رسیدن به قدرت حتی از تحریف سخنان بزرگان نیز ابائی ندارند.

به گزارش سایت بی باک، برخی از چهره ها و رسانه های حامی فتنه این روزها سعی دارند تا طراح جبهه پایداری و پشت پرده آنرا جراین انحرافی القا کنند لذا برای واکاوی علل این اتهام زنی های سیاسی، به سراغ حجت الاسلام روانبخش دبیر سیاسی هفته نامه پرتو و عضو هئیت علمی موسسه امام خمینی (ره) رفتیم.

حجت الاسلام روانبخش در این باره به خبرنگار "بی باک" گفت: در اوائل انقلاب و در گرماگرم مقابله ایران با رژیم جنایتکار بعثی ، صدام وحامیانش برای فریب افکار عمومی جهان اسلام و ملت ها، ایران را به خرید اسلحه از رژیم صهیونیستی متهم می کردند. این سناریو در طول جنگ تحمیلی بارها از سوی غربیها و رژیم صدام تکرار شد، و حضرت امام(ره) هر بار به نحوی این توطئه را خنثی کردند . یکبار حضرت امام (ره) در واکنش به این توطئه و لجن پراکنی فرمودند: "اگر اسرائیل انگشتش را به بحر محیط بزند ، نجس می شود . چون این ها احساس کردند می خواهند از باب اینکه من کمک کردم ایران را بدنام کنند."

عضو هیئت علمی موسسه امام خمینی (ره) افزود: کسانیکه در پشت پرده با جریانات انحرافی قدیم و جدید و جریانات فتنه وحدت دارند، برای تخریب جبهه پایداری این شایعات را پخش می کنند در حالیکه ما عملکردمان هم در ایام فتنه و هم در مقابل جریان انحرافی واضح و روشن است.

ایشان اظهار داشت: اولین چهره شاخصی که بر علیه جریان انحرافی موضوع گرفت و در مناسبتهای مختلف با سخنرانی های شجاعانه و روشنگرانه این جریان را رسوا نمود، حضرت علامه مصباح یزدی بود حال برخی که تا دیروز دستشان در دست فتنه گران و جریانات انحرافی سابق بوده است و امروز نیز برخی از همانها در پشت پرده با جریان انحرافی در ارتباطند و تا کنون هیچ گونه موضعگیری شفافی در مقابل جریان فتنه و انحرافی نداشته اند، قد علم کرده اند و اعضای جبهه پایداری را به این نوع مسائل متهم می کنند در حالیکه موسس جبهه پایداری شخصیتی بزرگ و مطهری زمان می باشد.

دبیر سیاسی هفته نامه پرتو گفت: یک ضرب المثلی در عرب داریم که می گویند این مطلب آن قدر عجیب و خنده دار است که " مما تضحک به الثکلا" از آن چیزهایی است که مادر بچه مرده را هم به خنده وا می دارد. عجیب است که جبهه پایداری که اساس آن برای مقابله با جریان انحرافی و جریان فتنه شکل گرفته است الآن متهم به همکاری با جریان انحرافی شده و حامیان فتنه ادعا می کنند که در بعضی از استانها نامزدهایشان مشترک است و از سوی جریان انحرافی حمایت می شوند! لذا توصیه می کنم که این طالبان قدرت برای تخریب مخالفین خود، لااقل انصاف داشته باشد. حرفی را بزنند که کسی یک هزارم درصد احتمال صحت آن را بدهد.

حجت الاسلام روابخش در ادامه عنوان کرد: به اعتقاد من از آنجا که اعضای جبهه پایداری همگی انسانهای وارسته و پاکی و انقلابی واقعی هستند، مخالفان بهانه ای ندارند جز اینکه به سراغ اینگونه امور روند و چون جریان انحرافی در کشور منفور است فکر می کنند اگر اتهام ارتباط با این جریان را به جبهه پایداری بزنند، از منفوریت شان به این جبهه سرایت می کند امّا موسس جبهه پایداری حضرت علامه مصباح یزدی است که ایشان اولین کسی است که آمد و علیه جریان انحرافی شمشیر کشیدند. اصلا جریان فراماسونری جدید را علامه مصباح مطرح کردند. هفته نامه پرتو اولین رسانه ای بوده که در سال 85 علیه جریان انحرافی تحت عنوان خطر نفوذیها خطاب به آقای رئیس جمهور مطلب نوشته است و گام به گام سایه جریان انحرافی را دنبال کرده تا رسیده به بحث فراماسونری که این جریان فراماسونری را با کدهای آن  بر حرفهای لیدر جریان انحرافی و مبانی آن تطبیق کرده است و علاوه بر آن مقالات که در آنجا چاپ شده در دفتر پژوهشهای فرهنگی کتابی چاپ کردیم تحت عنوان شکل گیری فراماسونری جدید در ایران که ریاست دفتر پژوهشهای فرهنگی را علامه مصباح یزدی بر عهده دارند بخشی از این کتاب را آقای دکتر سلیمانی یکی از شاگردان علامه مصباح یزدی نوشته و بخش سوم این کتاب را بنده نوشتم که راجع به تطبیق جریان انحرافی و فراماسونری است و این کتاب تا به حال دو بار تجدید چاپ شده است. دو همایش پیرامون فراماسونری و جریان انحرافی برگزار کردیم. یکی در موسسه حضرت امام (ره) تحت اشراف علامه مصباح و دیگری در دفتر پژوهشهای فرهنگی که سراسری بوده است.

وی همچنین گفت: آقایانی که چنین ادعایی کرده اند خودشان یک سطر درباره جریان فتنه و انحرافی حرف زده اند که در جایی ثبت شده باشد که آن وقت چنین جبهه ای که این گونه اعضای پاکی  در آن حضور دارند را به همراهی با جریان انحرافی متهم می کنند؟!  افرادی که برخی از آنها قربانی ایستادگی در برابر جریان انحرافی می باشند امثال آقای دکتر لنکرانی ، دکتر الهام،  آقای محصولی، اینها قربانیان جریان انحرافیند.


عضو هیئت علمی موسسه امام خمینی (ره) افزود: همین چند روز پیش حتی آقای دکتر لنکرانی را از مدیر مسئولی یک نشریه هم عزلش کردند و او را تحمل نکردند که یک نشریه پزشکی که تخصص وی می باشد را اداره کند، آن وقت برخی ادعا می کنند که آقای لنکرانی با جریان انحرافی همفکر است! آقای حسینیان، دکتر آقا تهرانی ، دکتر زارعی، دکتر کوچک زاده، دکتر بی ریا و ... کدام یک موضع شفافی در مقابل جریان انحرافی نداشته اند؟! اصلا آقای دکتر بی ریا به خاطر همین جریان انحرافی از دولت استعفا کرد و بیرون آمد.

حجت الاسلام روابخش تاکید کرد: به اعتقاد من علت تهاجم به جبهه پایداری موفقیت ها و پیشرفت های چشمگیر این جبهه است. گفتمان جبهه پایداری یک گفتمان اصولگرایی است و از عنوان آن هم پیدا است پایداری بر اصول انقلاب می باشد و شاخص هایی که ارائه کرده است؛ مورد توجه تمام اصولگرایان و مردم متدین در سراسر کشور قرار گرفته است. کسانی که دارای اخلاصند و ولایت پذیری عملی خود را در زندگیشان نشان داده اند و صادقانه با مردم برخورد کرده اند و در فتنه 88 هم شفاف عمل کردند و با جریان انحرافی هم زاویه داشتند این ویژگیها خصائصی است که مورد توجه همه اصولگرایان و متدینانی که در کشور هستند قرار گرفته است جالب این که حتی نیروهایی که در استانها در دفتر برخی احزابی هستند که آنها در 7+8 حضور دارند ، به جبهه پایداری پیوسته اند و پای همین اصول ایستاده اند. لذا بنده که برای سخنرانی به استانهای مختلف سفر می کنم، آنها همه می آیند و اظهار می کنند که ما طالب و شیفته مسائلی هستیم که جبهه پایداری مطرح می کند و در عمل نیز اثبات کرده است و بر اساس این اصول می خواهیم حرکت کنیم بنابراین مطلبی نیست که کسی نخواهد آنرا بپذیرد.

دبیر سیاسی هفته نامه پرتو افزود: اگر کسی این اصول را نپذیرد، اصلا اصولگرا نیست و بنابراین همان طور که خود حضرت آیت الله مهدوی کنی هم بدان اشاره فرمودند؛ اصولگرا کسی است که با جریان انحرافی زاویه داشته باشد و در فتنه 88 شفاف عمل کرده باشد چون این گفتمان، گفتمان غالب در کشور می باشد و امروز جبهه پایداری در سایر استانها و در سرتاسر کشور شناخته شده است و همان جریانی که انتخابات 84 را رقم زد و در سال 88 هم فتنه را خواباند و 9 دی را رقم زد، پشت این جریان فکری می باشد یعنی با این شاخصها می خواهد وارد عرصه سیاسی بشود.

شاگر علامه مصباح یزدی تصریح کرد: برخی که با این جبهه مخالفت می کنند علتش این است که به وضوح شاهند مجموعه های تاسیس شده توسط آنها برای تصاحب کرسی های مجلس ، با بی اقبالی مردم مواجه شده است و از طرفی خوب می دانند که اگر گفتمان جبهه پایداری در کشور فراگیر و غالب شود، آن وقت کسی به آن افراد رای نمی دهند و به قطع آنها از صندلی مجلس محروم می شوند لذا به همین دلیل است که با این جبهه مخالفت می کنند والا مخالفت با جبهه ای که مواضعش در قبال فتنه و جریان انحرافی آنچنان شفاف است، که احدی در آن شک ندارد، به چه معنا می تواند باشد؟!

حجت الاسلام روابخش افزود:  مخالفت کردن با جبهه پایداری یعنی مخالفت کردن با پایداری بر اصول. البته بعضی افراد هم هستند که ساده اند و توجه ندارند از هیمن رو توسط برخی افراد سیاست زده و حامی فتنه بازی می خورند. آنهایی که اساس اصولگرایی را قبول ندارند و در فتنه 88 در راس فتنه بودند و تکیه گاه اصلی فتنه بودند بارها برخی از اصولگرایان را فریب داده اند. لذا ممکن است برخی افراد باز هم توسط این افراد فریب بخورند و علیه جبهه پایداری موضع گیری بکنند تا این اتفاق مهم در کشور نیافتد.

وی گفت: به هر صورت عمده دلیل هجمه علیه جبهه پایداری یا دلیلش جنبه شخصی و حزبی دارد که عده ای خوف آنرا دارند تا از کرسیهای مجلس باز مانند یا بر اساس یک ئوطئه و دسیسه برنامه ریزی شده توسط برخی جریانات انحرافی و فتنه می باشد که در فریب کاری ید طولایی دارند و بارها افراد مختلف را فریب داده اند.

دبیر سیاسی هفته نامه پرتو در ادامه گفت: جالب اینکه ما هنوز در بسیاری از استانها نرفتیم و دفتری هم تشکیل ندادیم تا لیستی مشخص کنیم و جریان انحرافی هم که تا کنون لیستش مشخص نیست. پس این آقایان از کجا به اشتراک لیست ها پی برده اند مگر اینکه بگویند اجنه استخدامی شان چنین پیامی داده اند!


وی در پایان اظهار داشت: متاسفانه تقوای سیاسی در کشور ما رعایت نمی شود بنده به نوبه خود از آقایانی که اینگونه مواضعی را اتخاذ می کنند؛ می خواهم که در عرصه سیاسی کشور تقوای سیاسی را رعایت کنند و اگر می خواهند فرد یا گروه و یا جبهه ای را نقد بزنند، اشکالی را مطرح کنند که وارد باشد نه مساله ای که تنها یک اتهام زنی سیاسی است و البته مردم هم به موقع همچون گذشته پاسخ این گونه افراد را خواهند داد.




نوع مطلب : سیاسی، جبهه پایداری انقلاب اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پرسش و پاسخ دانشجویان با صادق محصولی؛
آنچه برای جبهه پایداری از نماز و روزه مهم‌تر است/ پاسخ به شبهه "ساكتین انحراف"/ نتیجه وحدت بدون اصول می‌شود دولت سازندگی

صادق محصولی عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی روز پنج‌شنبه میهمان دومین جلسه از سلسله نشست‌های "نقد واقع بینانه، عدالت سیاسی، انتخابات مجلس" بود كه اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه های سراسر کشور در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی برگزار كرد.

به گزارش رجانیوز، دانشجویان حاضر در این نشست، پرسش‌ها و شبهات خود را در مورد نوع نگاه جبهه پایداری به شرایط و مبانی اصولگرایی، اتهام زنی برخی جریان‌ها به این جبهه مبنی بر سكوت در مقابل انحراف، علت حمایت از ریاست مجلس لاریجانی، تنازل برای وحدت، لیست جداگانه در انتخابات جواب داد كه متن این پرسش و پاسخ‌ها را خبرنامه دانشجویان منتشر كرد.

این روزها در فضای مطبوعاتی و رسانه ای از جمله فضای مجازی بحث های مختلفی در رابطه با اصول گرایی و جبهه پایداری و انتخابات مجلس صورت می گیرد می خواهیم ببینیم نگاه جبهه پایداری چه نگاهی است؟

اصولاً درتخصص های مختلف و کارهای مرتبط با آن، نسبت به مسائل دینی نگاه ها و توجهات در یک حد نیست، مثلا در رشته های فنی مثل مهندسی عمران و... خیلی به موضوع نگاه دین مدارانه توجه نداریم یا در بعضی رشته ها مثل رشته های پزشکی خیلی به اینكه نقش دین در نیازهای ما چیست، توجهی نداریم. اگر کسی بخواهد برجی بسازد به سراغ مهندسی متبحر می رود، نه الزاما متدین. شاید در شرایط مساوی، مهندس دین‌دارتر را اگر حق الزحمه‌اش گران تر نباشد، انتخاب کنیم. همچنین، اگر شخصی نیاز به جراح قلب داشته باشد، سعی می کند بهترین جراح قلب قابل دسترسی را پیدا کند.

ولی هرچه به سمت رشته هایی می رویم که علوم انسانی در آن بیشتر مطرح است، دین مداری در آنها پررنگ‌تر می‌شود؛ مثلاً در معماری به دلیل اینکه بحث زیست، اسکان و آرامش  انسان مطرح است نگاه دین جلب توجه می کند. رعایت نکاتی مثل اندرونی- بیرونی یا رو به قبله بودن و... در روانشناسی هم همینطور. همین موضوع را در نظر بگیریم و برسیم به مباحثی که به عنوان تکالیف فردی ما مطرح می شود.

از منظر اصول عقاید، در بحث تکالیف فردی هر شخص، توصیه دین این است که ما آن‌قدر مسلط به اصول عقاید باشیم که بتوانیم خودمان استدلال کنیم و تقلید در اصول عقاید جایز نیست. یعنی باید در مسائل اصول عقاید کاملاً دین مدارانه برخورد کنیم و بتوانیم خودمان استدلال و اثبات کنیم.

در تکالیف فردی و واجبات مثل نماز و روزه و جهاد و زکات و خمس و... که از اهمیت بالایی برخوردارند، باید یا مجتهد باشی یا مقلد. وقتی مقلد باشیم، دنبال این هستیم که رساله‌ی مرجع تقلید خود را مو به مو عمل کنیم و در امور عبادات و تکالیف فردی -یعنی در امور فقهی- انسان باید یا شخصا مجتهد باشد و یا مقلد. حال ما که عموما مقلد هستیم، واجب است که احکام رساله را بلد باشیم تا مثلا یک فریضه‌ای مثل نماز را درست انجام بدهیم؛ از غسل و وضو گرفته (مقدمات نماز) تا خود نماز، چگونگی و ترتیب جزییات نماز، چگونگی و دقت در مخارج حروف، حتی توجه به مواردی که واجب نیست و مستحب است، مثل قنوت و بعضی از اذکار مستحب، توجه به نماز یعنی علاوه بر خواندن نماز به صورت صحیح با خواندن نماز ارتباط با خدا برقرار شود تا این نماز ما را از فحشا و منکر باز دارد. در روزه و حج و خمس و زکات و... هم همین گونه است.

حال می رسیم به چیزی که در اسلام از نماز هم مهم‌تر است و در شرایط عمومی، موضوع مهم بحث ولایت است. امام باقر(ع) می فرمایند: "دین به پنج پایه استوار است: نماز، زکات، روزه، حج و ولایت" و در ادامه می فرمایند: "برای چهار مورد دیگر به جز ولایت، رخصت و تخفیف قائل شدند ولی برای ولایت تخفیفی وجود ندارد"، یعنی اینکه اگر شما مریض هستی، می توانی نماز را نشسته بخوانی، یا اگر مریضی، می توانی روزه نگیری، اگر پول نداری زکات نمی دهی، اگر استطاعت نداری حج نمی روی، ولی ولایت اهل بیت(ع) واجب است و تخفیف بردار نیست و این اهمیت ولایت را می رساند.

مشابه این روایت هم می فرماید که شما به هیچ چیزی مانند ولایت توصیه نشده اید؛ "لم یناد بشی کما نودی بالولایة"، یعنی ما به اندازه ولایت در مورد هیچ چیز دیگری دعوت نشده ایم. بنابراین ما باید به این نکته توجه داشته باشیم که در شرایط عمومی، مهم‌تر از نماز، تبعیت از ولایت است.

در شرایط فعلی که حاکمیت نظام اسلامی است، موضوع مهم حفظ نظام است؛ طبق فرموده امام(ره) و فرموده حضرت آقا در سالگرد رحلت امام(ره)، حفظ نظام اوجب واجبات است، نظامی که در حال حاضر بر پایه ولایت است.

وقتی در نماز حتی در مستحبات آن آن‎قدر دقت می کنیم که ببینیم خداوند و نبی او چه فرموده و دستور داده اند که مانند آن عمل کنیم، مسلم است که در حفظ نظام که فریضه ای واجب تر است، باید دقت بیشتری کنیم؛ هم برای انجام آن و هم برای چگونگی آن، یعنی در مقدمات، نیات، جزئیات و... .ما در نماز مراقب هستیم که همه چیز را رعایت کنیم، مخارج حروف را رعایت کنیم؛ خوب این دقت ها برای چیست؟ مگر نه برای اینکه خدا از ما راضی باشد؟ حال که ما این همه توجه داریم، همان خدا و پیغمبر(ص) و همان ائمه(ع) به ما دستور داده اند که ولایت مهم‌تر است.

امام راحل که اسلام را دوباره احیا کرد، فرمود که حفظ نظام، اوجب واجبات است. حفظ نظام هم کار فرهنگی سیاسی‌ای را که شما انجام می دهید، نیاز دارد و ارزش آن کمتر از نماز نیست. دشمن می‌خواهد ما به این جنبه مهم‌تر اسلام، کمتر توجه کنیم. ما نیز باید اهمیت این موضوع را برای دوستان روشن کنیم تا مطابق تکلیف‌مان عمل كنیم. چیزی که الان برای جبهه پایداری مهم است، کار فرهنگی و سیاسی‌ای است که از نماز واجب تر است و باید مرّ نظر ولی فقیه باشد.

اگر ولایت نباشد، هر چیزی که به عنوان فریضه است، مقبول واقع نمی شود. فرایض همه مثل جسم ما و ولایت مانند روح و جان در بدن است. اگر ولایت نباشد، این چشم این دست و پا و دیگر اعضای بدن فاقد ارزش می شود. اگر روح در بدن باشد، جسم ارزش دارد ولو اینکه اعضا ضعیف باشند. وقتی روح از بدن خارج شد، آن را زیر خاک می کنند، چون فساد و بوی نامطبوع‌اش همه را آزرده می کند. بنابراین بدون ولایت، کارها مانند این بدن می ماند که جان ندارد و فاقد ارزش می شود و بوی نامطبوع‌اش همه را آزرده می کند و باید آن را زیر خاک کرد.

پس قبولی فرائض به شرط داشتن ولایت با مراتبش است، یعنی ولایت الهی، ولایت نبوی، ولایت امام معصوم و در زمان غیبت ولایت فقیه. بنا بر همین اصل است که امام خمینی(ره) می فرمایند: "ولایت فقیه همان ولایت رسول الله(ص) است." لذا ما در جبهه ی پایداری با این نگاه به تکالیف اجتماعی‌مان شعارهایمان را تنظیم کردیم. وقتی که مقام معظم رهبری در سالگرد حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) سه شاخص اصلی را برای مکتب امام معرفی کردند، ما دیدیم که در فرهنگ اسلامی، شاخص های اصلی با الهام از فرمایشات رهبری عبارت است از عقلانیت، معنویت و عدالت البته همه حول محور ولایت. لذا شعارمان را این سه شاخص قرار دادیم.

منظور از عقلانیت این است که هر کاری می‌كنیم، بر مبنای خرد و عقل باشد. درباره این موضوع در قرآن دیده می شود که ما تبعیت کورکورانه نداریم و در اسلام تبعیت بر مبنای عقلانیت و بصیرت است و خداوند می‌فرماید: "قل هذه سبیلی ادعوا الی الله علی بصیرة انا و من اتبعنی" (سوره یوسف آیه 108) یعنی ای پیغمبر بگو من و آنهایی که پیرو من هستند (یعنی مؤمنین) دعوت می کنیم به سوی خدا بر مبنای عقلانیت و بصیرت.

در جای دیگر امام علی(ع) می فرماید: "عقل محکم‎ترین پایه ها است." و در جایی دیگر می فرمایند: "عقل پیام آور حق است" لذا شما که می خواهید حق را به دیگران برسانید، باید بر مبنای عقل و بصیرت و همان روشی که راه پیامبر(ص) هست، باشد. در جای دیگر حضرت علی(ع) می فرماید: "ثمرة العقل الاستقامة" یعنی ثمره و میوه عقل و خردورزی، پایداری در راه خداست. مشکل اینجاست که دوستانی داشتیم که "قالوا ربنا الله" خوبی گفتند اما در استقامت‌شان مشکل پیدا کردند.

اما چیزی که برای ما اصیل است و اهمیت دارد، گفتمان سوم تیر یعنی همان گفتمان انقلاب است، نه آن کسی که پرچم گفتمان سه تیر را بلند می کند. تا روزی که کسی پرچم را بلند کرد و در آن راه ماند، ما نیز حمایتش می کنیم. به هیچ کدام ما تضمینی تا آخر داده نشده و خداوند با هیچ کس تا روز آخر عقد اخوت نبسته است که منحرف نشود. بنابراین این نکته باید مد نظر باشد که در خردورزی و عقلانیت، پایداری نشان دهنده این است که شما عقلانیت را به درجه ای رسانده اید که میوه اش به‌دست آمده است و عقلانیت تاکید بر پایداری در سیر الی الله دارد.

کلمه پایداری جبهه‌ی پایداری هم به خاطر این توصیه است که ما قصد داریم انشاء الله در این مسیر پایدار بمانیم.

شاخص دیگر مکتب امام(ره) معنویت است؛ معنویت به معنای ضرورت وجود روح در بدن است که اگر روح در بدن نباشد، آن بدن باید دفن شود چون فساد و بوی آن همه را آزرده می کند. معنویت در مکتب امام(ره) یعنی هر چیزی اعم از اندیشه، گفتار و کردار باید با ملاحظه رضای خدا و نیت قرب خدا باشد وگرنه فاقد ارزش است. خداوند متعال در قرآن می فرماید: "الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلوة و اتوا الزکاة و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر" (سوره حج آیه 41) یعنی آنهایی که هرگاه قدرت و توانایی در روزی زمین به آنها دادیم، نماز را برپا می دارند و زکات می دهند و امر به معروف و نهی از منکر می کنند. این آیه به دنبال آیه‌ی "ولینصرن الله من ینصره ان الله لقوی عزیز" آمده است یعنی اینها کسانی هستند که خداوند را یاری می کنند و خداوند هم ایشان را یاری می کند. بنابراین اگر خداوند به این افراد توانایی و قدرت دهد، اقامه نماز می کنند، زکات می دهند و...  این یعنی معنویت و همه کارها را در جهت قرب الی الله و در راه خدا می‌كند.




ادامه مطلب


نوع مطلب : جبهه پایداری انقلاب اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
لنكرانی در واكنش به فساد بزرگ مالی مطرح كرد:
سابقه درخشان اژه‌ای در مقابله با مفاسد/ نقش حاشیه‌سازان دولت در زمینه‌سازی برای فساد/ طلبكاری بد سابقه‌ها با اتهام‌زنی به كلیت دولت

عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی در واكنش به فساد بزرگ مالی رخ داده در شبكه بانكی كشور با یادآوری سوابق درخشان حجت‌الاسلام والمسلمین غلامحسین محسنی اژه‌ای در مقابله با مفاسد اقتصادی مورد حمایت بخش‌هایی از قدرت، به نقش جریان حاشیه‌ساز دولت در زمینه‌سازی برای این فساد نیز اشاره و در ادامه تأكید كرد كه جریان‌های بد سابقه كه در دوره‌های گذشته از بیت‎المال سوء استفاده كرده بودند در حال متهم كردن كلیت دولت هستند.

به گزارش رجانیوز، دكتر كامران باقری لنكرانی در این نوشته كه به‌طور اختصاصی در اختیار رجانیوز قرار گرفت، نوشت:

«اگرچه سر زبان افتادن امثال این حقیر مربوط به حضور در مناصب اجرایی تلقی می‌شود، اما برادر ارزشمند و متعهدم حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا محسنی اژه ای سال‌ها پیش از کسوت وزارت به‌دلیل قهرمانی در عرصه مبارزه با فساد محبوب قلوب مردم حزب اللهی ایران اسلامی شده بود.

نقش برجسته او در مبارزه با فساد در سال‌هایی که اسراف و تجمل‌گرایی موجب تفاخر برخی از صاحب منصبان شده بود و به ویژه رأی قاطع او در پرونده ای که بسیاری از صاحبان قدرت برای رهایی متهمش تلاش کردند و حتی برای محکوم دادگاه، سوغات حکومتی اهدایی آل سعود از بیت الله الحرام را آوردند، فراموش ناشدنی است.

خاطرات آن روز جزو افتخارت امروز است و سرمایه ای در نبرد بی امان با مفسدان. از حاشیه های به یاد ماندنی نماز جمعه آن سال های تهران، اظهار محبت های قدر شناسانه مردم، به قاضی قاطع آن روزها و دادستان کل کشور امروز بود.

امروز نیز نظام در برخورد با یکی از پرونده های بزرگ فساد مالی، این قهرمان را به میدان آورده. برخلاف خیلی ها که خیلی دیر به یاد تکالیف خود می افتند وهمین عمل دیر هنگام را هم با منت و تفاخر و غرور انجام می‌دهند (که خاطرات دردناکی از این سنخ برخوردها را در سال 88 و جریان فتنه همگی در ذهن داریم)، حجت الاسلام والمسلمین محسنی اهل برخورد به هنگام، قاطع و ولایت مدارانه است. حضورش در سیما بلافاصله بعد از رهنمودهای رهبری عظیم الشان انقلاب اسلامی روحی فداه در پرونده فساد مالی اخیر و گزارش دقیق و شفافی که ارایه داد، شاهدی بر همین مدعاست. شیرینی این گفت‌وگوی صمیمی این بود که از خودش چیزی نگفت و هر چه گفت، از عمل به تکلیف بود و این که در این پرونده به حساب همه متهمان رسیدگی خواهد شد و ضعیف کشی نخواهد شد و لایه های پنهان نیز به سزای اعمال خود خواهند رسید و همه حقوق بیت المال استرداد خواهد شد.

البته باید پذیرفت در این پرونده فقط با فساد مالی سروکار نداریم. هرچند که این فساد بزرگ در بستری از فساد مدیران میانی شکل گرفته اما این بسترخود محصول اهمال در نظارت و بازرسی، ساده انگاری و حسن ظن های بی‌مورد و اشکالات اساسی نظام بانکداری و سیستم مالی و پولی فعلی است.

روی کار آمدن دولت نهم همانگونه که رهبری معظم انقلاب فرمودند مفسدین را مرعوب کرد. بررسی های متعدد توسط سازمان های مسئول نشان می‌دهد در فاصله سال های 85 تا 88 میزان تخلفات در دستگاه‌های دولتی و شبه دولتی نسبت به زمان‌های قبل به‌نحو چشمگیری کاهش یافت و در برخی موارد به صفر نزدیک شد.

برخوردهای قاطع دولت به ویژه رییس‌جمهوری محترم حتی با شائبه های فساد، نقش اصلی را در این کاهش داشته است. اما به‌هم‌ریختگی ناشی از جریان فتنه و مسایل بعد از انتخابات مفسدین را بار دیگربه میدان آورد و حاشیه سازان نیز که فرمول تدبیرشان همان فرمول های دولت های سازندگی و اصلاحات بود، با سوء استفاده از حسن ظن‌ها، زمینه ساز این مفاسد شدند.

کسانی که به بهانه این پرونده کلیت دولت رابه فساد مالی متهم می‌کنند، بسیار بی انصاف هستند. از آنجا که برخی از آنها خود در پرونده هایی از این جنس، سوء سابقه طرفداری همه جانبه از مفسدان را به دلیل برخورد قبیله ای با همه موضوعات از جمله در برخورد با مفاسد اقتصادی، در پیشینه دارند، صحبت های امروزشان در نگرانی از فساد مالی و توصیه به مبارزه با آن، نوعی فرصت طلبی ناشیانه آن‎هم در آستانه انتخابات مجلس تلقی می‌شود که در پیشگاه مردم فهیم ایران اسلامی جایی ندارد.

اما هیچ کس از فتنه شیطان رهایی ندارد و همه باید بر خود ظنین باشند تا مطمع شیطان قرار نگیرند. همراهی دولت با قوه قضاییه در برخورد قاطع با فساد و زمینه سازان فساد در این پرونده، ان‌شالله تلخی این واقعه را با شیرینی اقامه قاطع حدود الهی جایگزین خواهد کرد.

پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند "ساعة من امام عدل افضل من عباده سبعین سنه و حد یقام لله فی الارض افضل من مطر اربعین صباحا" (الکافی ج 17 ص175) یک ساعت حکم‌رانی پیشوای عدالت مدار از عبادت 70 سال برتر است و برکت اقامه حد در زمین آنگاه که برای خدا باشد از 40 روز بارندگی بیشتر است.»





نوع مطلب : جبهه پایداری انقلاب اسلامی، خبرها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
توضیح آقاتهرانی درباره یك مصاحبه در گفت‌وگو با رجانیوز:
هیچ‌كس حق استفاده ابزاری از جایگاه ولایت را ندارد/ خشنودی رهبر معظم انقلاب را خشنودی امام عصر(عج) می‌دانیم

عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی در مورد نقل قول منتشر شده از وی در برخی رسانه‌ها كه در پاسخ به اظهارات اسدالله بادامچیان بیان شده بود، توضیح داد.

حجت‌الاسلام والمسلمین آقاتهرانی در گفت‌وگو با رجانیوز اظهار داشت: دو هفته قبل در حاشیه جلسه علنی مجلس خبرنگاری در مورد اظهارات آقای بادامچیان مبنی بر اینكه اعضای كمیته هفت نفره تغییر نمی‌كنند، نظر بنده را جویا شد كه گفتم در این زمینه از خود آقای بادامچیان بپرسید.

وی گفت: در ادامه این مصاحبه برخی رسانه‌ها به نقل از بنده نوشته‌اند كه جبهه پایداری منتظر نظر مقام معظم رهبری است و این سوء برداشت ایجاد شده كه جبهه پایداری قصد استفاده ابزاری از جایگاه رفیع ولایت را دارد.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی افزود: چنین برداشتی از اساس اشتباه بود و جبهه پایداری اتفاقاً به برخی از گروه‌ها و جریان‌ها كه چنین روش‌هایی را به‌كار می‌گیرند، انتقاد جدی دارد و تأكید می‌كند كه هر كس مسئول عمل خود است.

وی ادامه داد: در عین حال، جبهه پایداری برنامه‌ها و رفتار خود را با دریافتی كه از منویات رهبر معظم انقلاب دارد، تنظیم می‌كند و تأكید دارد كه جریان‌های اصولگرا باید خود را با این میزان تراز كنند.

آقاتهرانی با بیان اینكه "تأكید رهبر معظم انقلاب بر انتخاب اصلح است"، خاطرنشان كرد: این، یك دریافت روشن از بیانات رهبری است كه جریان‌های اصولگرا باید جهت حركت خود را در همین راستا تنظیم كنند.

وی گفت: جبهه پایداری علاقه‌مند است حركتی كه آغاز كرده، مورد تأیید رهبر معظم انقلاب و مایه شاد شدن دل ایشان باشد، چرا كه شاد شدن دل حضرت ایشان به‌عنوان نایب امام زمان(عج) را مساوی با خشنودی قلب مقدس امام عصر(عج)‌ می‌دانیم ولی استفاده ابزاری از این جایگاه را به هیچ‌وجه جایز نمی‌دانیم.

عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی با یادآوری روایت شریفه از امام صادق مبنی بر اینكه "العالم بزمانه لا تهجم علیه اللوابس" (عالمی که آگاهی از زمانش دارد مسائل مورد شبهه و پیچیده او را مورد هجوم قرار نمی‌دهد)، افزود: عالم‌ترین فرد به زمانه را شخص مقام معظم رهبری می‌دانیم و تلاش می‌كنیم كه بر اساس منویات ایشان جهت حركت خود را تنظیم كنیم.





نوع مطلب : سیاسی، جبهه پایداری انقلاب اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
حسن عباسی در جمع خبرنگاران:
اختلاس اخیر نتیجه اقتصاد لیبرالیستی و سرمایه‌داری ریشه دوانده در اقتصاد كشور است

خبرگزاری فارس: رئیس مرکز بررسیهای دکترینال با اشاره به اختلاس اخیر گفت:بیشتر از اینکه این مسئله (اختلاس 3 هزار میلیاردی) را سیاسی ببینیم و ناکارآمدی مدیریتی و نظارتی که آن هم در این مسئله بایدجدی دیده شود معتقدم که باید انگشت اتهام را به سمت لیبرالیزم و نظام سرمایه‌داری که در اقتصاد کشور ریشه دوانده برد .
خبرگزاری فارس: اختلاس اخیر نتیجه اقتصاد لیبرالیستی و سرمایه‌داری ریشه دوانده در اقتصاد كشور است

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، حسن عباسی در حاشیه دومین همایش حزب‌الله سایبری با عنوان "کلیک‌های پایداری" در جمع خبرنگاران اظهار داشت: مالکیت اقتصادی در جمهوری اسلامی مالکیت درجه دو است ولی در مالکیت اقتصاد لیبرالی مالکیت درجه یک است و وقتی مالکیت درجه یک ترکیب می‌شود با مسئله ایندیویدوآلیسم و تفرد، طبیعی است چنین مخاطراتی فرهنگی و امنیتی ایجاد می‌کند که یک بعد اقتصادی‌اش می‌شود به اصطلاح رقم 3 هزار میلیارد که به تعبیر رئیس محترم قوه قضائیه هنوز قطعی نیست. لذا معتقدم که قبل از اینکه جناح‌های سیاسی را متهم کرده و  نهادهای نظارتی را به کمبود و کاستی در عمل متهم کنیم ابتدا به ساکن به ناکارآمدی اقتصاد لیبرالی و اقتصاد مدرن که در نظام اقتصادی جمهوری اسلامی ریشه دوانده باید بپردازیم.
 
عباسی افزود: همانطور که در دیدار مقام معظم رهبری با خبرگان رهبری مطرح شد که بایستی مقوله نظام‌سازی را به صورت جدی دنبال کنیم نظیر بانکداری بدون ربا و موارد از این دست؛ به نظر می‌رسد نظام‌سازی ما در یک جاهایی مخدوش است و نظام‌سازی جمهوری اسلامی در تئوری سیستم‌ها از نظام سرمایه‌داری تبعیت کرده و بیشتر از اینکه این مسئله را (اختلاس 3 هزار میلیاردی) سیاسی دیده و به ناکارآمدی مدیریتی و نظارتی که آن هم در این مسئله باید جدی دیده شود بپردازیم معتقدم که باید انگشت اتهام را به سمت لیبرالیزم و نظام سرمایه‌داری برد و این ابتدای این مصیبت‌هاست.
 
وی ادامه داد: جامعه ما باید بداند ضرباتی که از نظام بانک و مواردی اینچنینی می‌خورد بسیار زیادتر از این موردی است که مشاهده شد.
 
* طرح مسئله مذاکره با آمریکا باید با امتیازگیری‌های گسترده‌ای ایران صورت پذیرد

عباسی در پاسخ به پرسش دیگر خبرنگاران مبنی بر اینکه احمدی‌نژاد در نیویورک صحبتی در خصوص اینکه عدم رابطه ایران و آمریکا به ضرر دو کشور است کرده اظهار داشت: ایالات متحده آمریکا در طول 32 سال گذشته در ضعیف‌ترین موقعیت خودش قرار دارد و جمهوری اسلامی در قوی‌ترین موقعیت خودش قرار دارد.
 
وی تصریح کرد: لذا این زمانی که رابطه با آمریکا مطرح می‌شود ایران باید بالاترین ضریب امتیاز را بگیرد و حداقل امتیاز را بدهد. اما به نظر می‌رسد نقشی که ایالات متحده آمریکا فکر می‌کرد با آقای خاتمی در بحث گورباچف‌یزاسیون در زمینه رابطه خودشان با روسیه دنبال می‌کردند امروز با شکست آن پروژه نقش آقای احمدی‌نژاد را نقش آقای خورشچف در مناسبات آمریکا و شوروی می‌بینند.
 
عباسی ادامه داد: لذا از این جهت من معتقدم که الان زمان برای این موضوع (رابطه ایران و آمریکا) مناسب نیست ایالات متحده در موقعیت بسیار ضعیفی قرار دارد و هر نوع طرح مسئله مذاکره بایستی توام با امتیازگیری‌های بسیار گسترده‌ای باشد.
 
* جبهه پایداری نشان داده که با شیخوخیت در عرصه سیاست نمی‌شود کشور را اداره کرد

وی در پاسخ به پرسش خبرنگاران درباره وضعیت جبهه پایداری نیز اظهار داشت: جبهه پایداری نشان داده که  اساسأ با شیخوخیت در عرصه سیاست نمی‌شود کشور را اداره کرد. کشور نیاز به شایسته‌سالاری دارد. تجربه دوره‌های گذشته و ترکیباتی که اصولگرایان با هم داشته و نمایندگانی به مجلس فرستادند حکایت از این می‌کند که در واقع در این ترکیبات عمومأ افراد شایسته و توانمند نحاضر نیستند. جبهه پایداری باید تلاش کند که خلوص حرکت اصولگرایی را به نمایش بگذارد و در واقع مراقب باشد که در ورطه دنیاطلبی و قدرت‌گرایی و جناح‌بازی نیفتد.
 
رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال بیان داشت: آن چیزی که مهم است آن است که چهره اخلاقی و عنصر تقوا از شخصیت سیاستمدار عناصر جبهه پایداری که خود را مدعی دفاع از ولایت می‌دانند باید بروز داده شود زیرا عرصه سیاست در جامعه ما عمیقأ غیراخلاقی و عمیقأ تقوا ستیز است و اگر جبهه پایداری بتواند نمونه ای از معیارهای اخلاق سیاسی و تقوای سیاسیرا در خط ولایت  بروز دهد برای تلطیف فضای سیاسی جامعه ما به عنوان یک دارو و یک مسکن می‌تواند موثر واقع شود.




نوع مطلب : رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال امنیت بدون مرز (حسن عباسی)، جبهه پایداری انقلاب اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

عصر امروز: تشکیل جبهه پایداری انقلاب اسلامـــی از  سوی  اصول­گرایان پیشرو و عدالت­ طلب گام مهم و نقطه عطفی در شفاف ­سازی و معقول ­سازی فضای سیاسی کشور به شمار می ­رود و در مجموع، باید نگاه مثبتی به این اتفاق داشت و آن را منصفانه و به دور از حب و بغض ­های مقطعی تحلیل کرد.

تأسیس این جبهه نشان می­ دهد که همه اعضای «7+8»، ظرفیت وحدت­ بخشی به همه اصولگرایان را ندارند و نمی ­توانند سیاست­ ورزی مبتنی بر اصول را در فضاهای آتی، مدیریت کنند. افرادی در گروه های مختلف اصولگرایی بودند که در فتنه ۸۸ ساکت بودند و یا عملکرد قابل قبولی نداشتند و لذا منطقی بود که از سوی بخشی از اصول­گرایان که در تبیین مسائل و روشنگری در فضای غبار آلود فتنه 88 نقش موثری داشتند مورد پذیرش قرار نگیرند. این شد که جبهه پایداری به روحانیت تکیه کرد اما نه به همه روحانیت یا به همه اعضای جامعتین، بلکه به بخشی از روحانیت که به طور فعال در صحنه پس از فتنه 88 حضور داشتند و توانستند مثل آیات عظام مصباح و خوشوقت و .... با حضور به موقع توطئه دشمنان نظام را در جدا کردن بدنه روحانیت از نظام خنثی کنند.

این جبهه از همان ابتدا موضع گیری خود را در مقابل جبهه اصول­گرایان میانه­ رو (یا اصول­گرایان اصلاح طلب) مثل آقایان قالیباف، لاریجانی، توکلی، رضایی، مطهری و ...تعریف کرد. چرا که به زعم پایداریون؛ این اصولگرایان گاهی مواضعی از خود نشان می­ دهند که گویا انگار بدشان نمی­ آید با اصلاح­ طلبان همکاری کنند و فتنه ۸۸ را به فراموشی بسپارند. هرچند ممکن است این اعلام جدایی زودهنگام و همه جانبه آنهم در شرایطی که این تشکل هنوز نوپاست و احتیاج به حمایت دارد یک اشتباه تاکتیکی باشد که به عقیده نگارنده همین طور نیز هست؛ اما همین نیز حکایت از آن دارد که اعضای این جبهه بیش از هر چیز بر گفتمانی که در پیش گرفته اند تاکید و به آن اعتقاد دارند. و حاضر نیستند ولو به صورت مقطعی آن را در پس سیاسی کاری های مرسوم پنهان کنند. و این به عقیده من می تواند نوید بخش آغاز فرایندی باشد که گروه های سیاسی از این پس اصالت وجودی خود را نه در نیل به قدرت ؛ بلکه در تبیین گفتمان خود جستجو کنند.

مزیت دوم این اتفاق آنجاست که جریانهای سیاسی موجود در کشور را از زاویه شکافها و ریزش ها و رویشهای پس از فتنه 88 مورد بررسی قرار دهیم. در واقع یک شکاف اصلی و یک شکاف فرعی در فضای سیاسی و فرهنگی ما وجود دارد: شکاف اصلی، شکاف اصلاح طلبان و پیروان غرب با جبهه اصولگرایان و پیروان رهبری است، و شکاف فرعی، شکاف بین جبهه پایداری با اصولگرایان میانه­ رو می­ باشد. بر همین اساس است که عده ای هم معتقدند تشکیل جبهه پایداری از آن­جا که می­ تواند موقعیت و نفوذ اصلاح طلبان را از طریق یارگیری آنها در بین اصولگرایان میانه رو تضعیف ­کند، و در عین حال، اصول­گرایی ناب­تر را اشاعه دهد، خوش یمن و مبارک است و باید آن را به فال نیک گرفت.

البته نکته بسیار پیچیده­ ای در این بین وجود دارد و آن، رابطه جبهه پایداری با مجموعه دولت است.بر خلاف آنچه که این روزها مطرح می شود و رسانه های پرشمار جریانات مختلف سیاسی - از اصلاح طلب گرفته تا اصولگراهای میانه رو - بر آن اصرار دارند؛ موضعگیری حسینیان و تنی چند از اعضای جبهه پایداری نشان داد که این جبهه به جز آنکه چند وزیر سابق کابینه اول و دوم احمدی نژاد را در خود دارد هیچ نسبت دیگری با دولت ندارد تا چه برسد به این که نماینده جریان انحرافی تلقی شود . و از قضا همه می دانند همین چند وزیر سابق هم به دلیل شدت اختلافاتشان با تیم آقای "رییس دفتر" عطای کابینه را به لقایش بخشیده اند.

اما اینکه علت اصرار ها برای چسباندن جبهه پایداری به جریان انحرافی چیست؛ پاسخ این سوال را باید در تاثیراتی جست که موفقیت این تشکل نوپا می تواند در آینده سیاسی کشور برجای بگذارد. بی شک آنچه که بر اثر نشنیده گرفتن نصایح خیرخواهانه بزرگان مبنی بر طرد جریان انحرافی و نیز سالوس نمایی و فریب این جریان رخ داد و ختم به ماجراهای تاسف برانگیزی همچون خانه نشینی 11 روزه شد، نه موقعیت جریان سوم تیر، بلکه موقعیت گفتمان برآمده از این جریان را نیز به مخاطره انداخت. جبهه پایداری با رصد به موقع این خطر مهم که می توانست منجر به دوم خردادی دیگر شود سعی کرد با جدا کردن گفتمان انقلابی سوم تیر از نماد آن ، توده عظیم مردمی که خالق حماسه سوم تیر بودند را از سرخوردگی و سرگشتگی محافظت نماید و این ظرفیت عظیم را برای تداوم موقعیت برتر گفتمان اصیل انقلاب در صحنه سیاسی کشور حفظ کند. و این یعنی یک زنگ خطر بزرگ برای همه آنهایی که در جریان سوم تیر و بیست و دو خرداد از مردم "نه" شنیدند. خطر تکرار آن "نه" بزرگ. و از همین رو بود که از همان روزهای اولیه اعلام رسمی تشکیل جبهه پایداری متوسل به یک دروغ بزرگ شدند و آن وابستگی این جبهه به "جریان انحرافی" بود. والبته گفته اند که دروغ هرچه بزرگتر باور پذیر تر.

به هر حال با توجه به آن­ چه که اتفاق افتاده به نظر می­ رسد علی رغم میل برخی که دوست نداشتند در تقسیم فضای سیاسی کشور مدعی جدید دیگری رخ بنماید و عرصه را بر آنان تنگ کند جبهه پایداری در آینده در مرکز توجهات قرار خواهد گرفت و مرجعیت بخشی از افکار عمومی را در تحولات سیاسی ایران عهده دار خواهد شد.





نوع مطلب : مقالات، سیاسی، جبهه پایداری انقلاب اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
بازگشت 9دی با گفت‌وگوی خواندنی پناهیان و خبر هشدار شدید ایران به تركیه/
ریزش آدم‌های خوب علامت غلط بودن مسیر نیست

هفته‌نامه 9 دی سه ماه پس از توقیف با رأی هیئت نظارت بر مطبوعات به جرم آنچه كه انتشار طرحی در مورد خاتمی عنوان شد، سرانجام با طی مراحل قانونی و اعتراض به رأی این هیئت در مرجع قضایی بار دیگر به گیشه‌ها بازگشت.

به گزارش رجانیوز، تیتر یک این هفته‌نامه با عنوان "هشدار شدیداللحن جمهوری اسلامی ایران به سران ترکیه" به خبری مهم در عرصه بیداری اسلامی منطقه و اقدامات آمریکاپسندانه ترکیه در این موضوع اختصاص دارد. در این خبر ویژه از هشدار شدیداللحن یک مقام عالی رتبه جمهوری اسلامی ایران به اردوغان نخست وزیر ترکیه درباره اقدامات این کشور بر ضد دولت سوریه در راستای همراهی با آمریکا و اسرائیل در پروژه طراحی شده علیه این کشور خبر داده شده است.

گفت‌وگوی ویژه این شماره 9 دی نیز به مصاحبه با حجت‌الاسلام پناهیان اختصاص دارد كه وی در این گفت‌وگو در خصوص سنت ریزش‌ها و رویش‌ها، دینی تر شدن ادبیات نفاق، تحلیل سخنان رهبری در دیدار اخیر با هیئت دولت، تبیین نسبت مردم با جریان‌های سیاسی، غلبه ایمان بر اباحه‌گری در میان جوانان، نقد نظام آموزشی، قرار گاه عمار و جبهه پایداری به ارائه تحلیل پرداخته است.

محورهای اصلی این گفت‌وگو در ادامه آمده است:

* نظام به‌سوی آرمانهای خودش با پویایی در حرکت است؛ البته بنده جدا از این فرمایشات حضرت آقا به پویایی و حرکت موفق نظام به سوی آرمانهایش معتقدم. تمام علائم هم نشان دهنده همین معنا هستند.

* نمونه کوچک آن علائم همین تأثیری است که انقلاب ما در منطقه گذاشته است؛ نمونه بزرگ دیگر؛ فتنههایی است که هر روز بزرگ‌تر از قبل برای این جامعه‌ی مومن پیش میآید. این فتنهها و امتحانهای بزرگ علامت رشد این ملت است. نمونه‌ی دیگرش این است که منازعات فکری و چالشهای سیاسی مبتنی بر آن منازعات، هرچه جلوتر میرویم، دینیتر میشود و ما از التقاطهای صریح قبلی، در اوایل انقلاب فاصله میگیریم. البته مسلما هر چه جلوتر میرویم، مسیر باریکتر میشود و طبیعتا پالایشهایی هم صورت میگیرد که این علامت رشد یک جامعه است. اگر شما یک انسان را در نظر بگیرید که وقتی خارج از جرگه ایمان است، ابتدا همه او را دعوت میکنند به ایمان و از کفر پرهیز میدهند. ولی وقتی وارد جرگه ایمان شد، حالا در مسیر طی مراتب ایمان دچار چالشها و امتحانهایی خواهد شد تا میزان صداقت و ثبات او بر ایمانی که پذیرفته معلوم شود.

* به سهولت میتوانید ببینید کسانی که نقاط قوت را در کنار نقاط ضعف نمیبینند؛ اینها یا آدمهای ساده لوح و فریب خورده هستند؛ یا مغرضند. مثل اتفاقی که برای منتظری افتاد، او به طور مشخص کسی بود که دیگر نقاط قوت را در کنار نقاط ضعفها نمی دید و یا اینکه متوجه نبود که دست دشمن در پشت زبان امثال او پنهان شده است که آن وقت اثرش این است که نقاط ضعف را هم عمدهتر از آنی که هست میبینند.

* حضرت آقا هر گاه در هر زمینهای نگرانیهایی داشته باشند آن را صریحاً بیان میکنند. مقام معظم رهبری خودشان مصداق بارز کسی است که منصفانه و محترمانه انتقاد میکند. البته بسیاری از توصیههای مقام معظم رهبری، نمیگویم مطلق آن‌ها، خود به مثابه انتقاد باید تلقی شوند، ادبیات آقا ادبیات بزرگوارانه است. ولی گاهی نگرانیهای خودشان را با ذکر موارد تصریح میکنند.

* میتوانم اثبات کنم میزان کمیت و کیفیت جوانان معتقد به انقلاب و جستجوگر برای فهم معارف دینی جداً افزایش داشته است. خصوصا این رشد را وقتی در برخی از شاخص ها و سطوح حساس جامعه مثل دانشجویان و طلاب نگاه می کنیم کاملا مشخص است زیرا کمتر امکان دارد در جوانان، فرد متظاهر پیدا شود و میتوان پیش بینی کرد که آینده جامعه واقعا به دست اینهاست و اینها تاثیر گذار خواهند بود.

* وقتی که در خرداد 42 حضرت امام به ایمان مردم داشت تکیه می کرد؛ بسیاری از افراد نمیتوانستند از نظر کمی و کیفی این ایمان را مورد اتکا بدانند و مأیوس بودند و به امام میگفتند شما به چه چیز داری تکیه می کنی؟ در سال 57 و56 خصوصاً وقتی حضرت امام به ایمان این مردم تکیه میکرد و اعلامیه میداد، بسیاری از کسانی که در جامعه حضور داشتند، از نظر کمی و کیفی وقتی به نظر خودشان می آمدند، ایمان مردم را ارزیابی می کردند که آیا میتواند پای فرمان امام بایستد قریب به اتفاق‌شان مأیوسانه میرفتند به حضرت امام میگفتند شما زیادی خوشبینی دارید. در اوایل جنگ و در سال 58 که اوج بحران های ویژه نظام بود، از خطر تجزیه طلبی که شاید یک سوم کشور را گرفته بود تا بسیاری از بحران های داخلی که در واقع مسندها دست لیبرال ها بود؛ باز امام به ایمان مردم و جوان ها برای نجات کشور تکیه کرد. بعد رفتیم در دوران دفاع مقدس که باز امام به پشتیبانی همین ایمان مردم جنگ را اداره کرد؛ ایمانی که باز دیگران کمیت و کیفیت آن را بر اساس مشاهدات خودشان کمتر از آن چیزی که بود می دیدند.

* گفتند یا رسول الله فلان جوانی که پشت سر شما نماز می خواند چشم چرانی می کند. فرمود شما نگران نباشید نماز او را اصلاح خواهد کرد و چقدر نظیر این روایت داریم که محبت اهل بیت رفتارهای محبین اهل بیت را اصلاح خواهد کرد. چقدر روایت داریم که می فرماید نگران جامعهای که اصل ولایت در آن مستقر شده نباشید، اگر یک قدم را هم غلط بردارد در قدم بعدی خودش را اصلاح خواهد کرد. ما 30 سال است که داریم این را مشاهده می کنیم، چرا باید خلاف این قانون در آینده اتفاق بیفتد؟

* بعضیها میگویند سیزده به در شلوغ میشود اما مردم به سیزده به در به عنوان یک تفریح و یک رسم نگاه میکنند ولی عاشورا در فطرت افراد ریشه دارد. میبینید همان کس که پوشش ظاهری نامناسبی دارد قلبا به حضرت زهرا و امیرالمومنین احترام میگذارد و اسم بچهاش را از اسامی ائمه انتخاب میکند که نشانه ریشه دار بودن اعتقادات اوست. هرچند هوسها او را وادار به رفتار غلط میکند. معلوم است که اعتقاد به ارزشها وزنش سنگینتر از هوسهاست. البته باید مواظب بود هوا و هوس غلبه نکند.

* چرا مدیریت فرهنگی در کشور ما در این 30 سال موفقیت لازم را نداشته است که باید یک بحث دقیق انجام بدهیم و نباید این بحث را به سرعت تبدیل به یک سخن دردمندانه انقلابی علیه این جناح و آن جناح کنیم بلکه قبل از آن باید به یک ریشه بسیار مهم توجه کنیم. بنده تصور میکنم وظیفه رسانههاست این را فریاد بزنند. ما دانش کار فرهنگی درست در اندازه جمهوری اسلامی نداریم. اولین جایی که لازم است نهضت تولید علم صورت بگیرد و از فوائد و برکاتش، جامعه و نظام ما استفاده کند در عرصه فرهنگی هست. حوزه های علمیه و دانشگاهها در زمینه تولید دانش برای کار فرهنگی ضعفهای بزرگ دارند. نمیشود با چهار تا نصیحتی که خصوصا جنبه فردی هم دارد یک جامعه را که نیاز به ساختارهای منسجم دارد به سمت صلاح هدایت کرد. من تردید ندارم که کارگزاران فرهنگی در این سی سال کارهایی را می توانستند انجام بدهند که انجام ندادند؛ در عین حال که ممکن است بسیاری از این کارگزاران نه تنها ضعیف بلکه دچار افکار انحرافی بودهاند؛ اما در کنار اینها که مقصر بودهاند و هستند، نبود دانش کافی عامل اصلی مشکلات و ندانم کم کاری ها بوده است.

* البته در کنار مسئولیت حوزه و دانشگاه، این دولت مجلس و شورای عالی انقلاب فرهنگی است که میباید برای تولید دانش بستر سازی کند. اشتباه شورای عالی انقلاب فرهنگی این است که سیاستها و مصوبات خودش را به سمت تولید دانش فرهنگی نبرده است. چند مصوبه در شورای عالی انقلاب فرهنگی داریم که بودجهها و فکرها و انرژی ها را در این راستا بکار گرفته باشد؟ ما در این تردیدی نداریم که مدیران، قانونگذاران و برنامه ریزان مملکت می توانند برای تولید دانش اقدام بکنند و حداقل اقدامات مقدماتی را انجام بدهند و در ادامه نخبگان هستند که در این بسترها جذب میشوند و به نتیجه می رسند. چرا ما فکر می کنیم کار فرهنگی کار هر کسی است؟ هر کسی عِرق دینی داشت می تواند کار فرهنگی کند؟ چرا ما این تصور را می کنیم؟! مگر هر کسی عِرق سلامتی مردم را داشته باشد میتواند مغز را جراحی کند؟ مگر کسی که علاقهمند باشد ایران به فضا دسترسی پیدا کند لزوماً توانمند است که موشک به هوا بفرستد؟ نه، این تخصص خاص خودش را میخواهد.

* کار فرهنگی نیازمند تخصص بسیار پیچیده است. بنده به عنوان یک طلبه عرض میکنم هر طلبهای که با معارف اسلامی آشنا باشد، هر فاضل حوزوی و هر عالم حوزوی لزوماً توانمند نیست که ساختارهای فرهنگی جامعه را شکل بدهد. فقه ما قدرت پاسخگویی دارد، به شرطی که ما از این قدرت پاسخگویی استفاده کنیم. همین جا میتوانم به گلایههای مقام معظم رهبری از حوزه برای برگزار نشدن کرسیهای آزاد اندیشی خصوصاً در موضوعات فقه حکومتی اشاره بکنم که این گلایهها، گلایههای بسیار جدی است. اولاً نقص به خود ما حوزویها برمیگردد. آیا بنده طلبه آشنا با معارف اسلامی لزوماً می توانم برنامه ریزی بکنم که در چه سالی در آموزش و پرورش چه مفاهیمی باید به کودک آموزش داده شود و اساساً ساختار آموزش و پرورش باید چگونه باشد که نتیجهاش منجر به دینداری جوانان باشد؟ معلوم نیست.

* در بخش هنر، شما ببینید نهادهای حوزویای که بخواهند در بخش هنر فعال باشند و نظریهپردازی کنند بسیار کمتر از تمام بخش‌های علوم انسانی هستند. الان در صدا وسیما و در بسیاری از نهادهای فرهنگی، نیروهای خوب که عِرق مذهبی دارند، نمیدانند باید چه کار کنند. دقیقاً اینها سر یک دو راهیهایی میرسند که با مصلحت اندیشیهای انقلابی نمیشود به خوبی پشت سر گذاشت. واقعاً باید دانشش تولید شود و ما ببینیم که طبق موازین آیا میتوانیم درست عمل کنیم یا نه؟ بعد از 30 سال در جدول آرایش دروس پیشنهادی سینما گرایش فیلمنامه نویسی در مقطع کارشناسی سرفصل وجود ندارد. عناوین درسی ضعیف داده شده ولی از آموزش عالی بپرسید آیا سرفصل‌ها هم داده شده یا نه؟! بعد به تمام کسانی که منتقد صدا و سیما هستند، بگویید ریشه انتقاد شما اینجاست، فیلمنامه صدا و سیما را چه کسی باید بنویسد؟! با چه قدرت علمی؟ اینها کجا آموزش دیدهاند؟ ما چرا از خودمان انتظار نابجا داریم؟ آیا شما رفتید یک دانشکده قوی درست بکنید که حالا چنین انتظاری داشته باشید؟ یک دوستی اینجا آمده بود و میگفت در آمریکا تحصیل کرده و شیوه های جدید فیلمنامه نویسی موثر را فرا گرفته است. این فرد میگفت چرا اینجا سرفصل‌هایی درس داده میشود که اصلا در عرصه فیلمنامه نویسی منقرض شده است. وقتی آموختهها و نظرات وی را با آنچه در دانشکدههای ما تدریس میشود مقایسه میکردم، دیدم افکار او به بسیاری از دیدگاه‌هایی که ما فکر میکنیم اسلامیتر است نزدیکتر است. حالا از همه موارد موجود چرا من فیلمنامه را مثال زدم؟ برای اینکه جامعه چند میلیونی با این پراکندگی را با فرض اینکه اصلاً دشمن وجود ندارد آیا بدون استفاده از رسانه و بخشهای نمایشی رسانه میتوان تربیت کرد؟ حتی شما بخواهید وضع مساجد را رسیدگی بکنید، آیا میشود فرهنگ یک مسجد خوب را امروز بدون نمایش داستانهایی از یک مسجد نمونه معرفی کرد؟ آیا همه کارها باید به وعظ و خطابه و اینها واگذار شود؟ بنده اگر صدسال دیگر هم در تهران باشم و 24ساعته صحبت کنم، صدای خودم را نفس به نفس به تمام مردم تهران نمیتوانم برسانم؛ لذا بر اساس کاری که تا حالا انجام دادیم و دانشی که نداریم، اتفاقهایی که شما دارید می بینید یک معجزه معنوی است که در برکات اصل نظام و اتکا به فطرت دینی انسانها ریشه دارد، پس اگر مدیریت فرهنگی اشکال دارد ریشهاش برمیگردد به دانش، دانش فرهنگی، بعد از اینکه دانش فرهنگی در پژوهشکدههایی تولید شد که لزوما این پژوهشکدهها در کنار دانشسراها و آموزش عالی باید باشد، در حوزه و دانشگاه باید به فکر تربیت نیرو باشیم، در اندازههای جمهوری اسلامی، کجا برای مدیریت فرهنگی جمهوری اسلامی آدم تربیت کردیم؟ یکی از جاهایی که در کشور ما آدم تربیت میکند حوزه علمیه است، یکی از جاها دانشگاه امام صادق است، یکی از جاها تمام دانشگاههای کشور است؛ کدام رشته درسی به این کار ارتباط دارد و مختص آن است؟ چرا ما کار فرهنگی را تخصصی نمیدانیم؟ آیا انتظار داریم از غرب برای ما تعلیماتی برسد که بگویند اگر خواستید بچهای را نمازخوان بکنید باید چهکار کنیم و چه فیلمهایی به آنها بدهیم؛ باید از چه ادبیاتی استفاده کنیم؛ واقعاً از غرب انتظار داریم این کار را بکند؟

* من فکر میکنم اساسا ما باید ریزشها را یک امر طبیعی در جامعه اسلامی و در مسیر زندگی مومنانه تلقی کنیم و یک امر بسیار عادی در هر سطحی بدانیم. اگر ما ریزش ها را بحران تلقی بکنیم و یا علامت غلط بودن مسیر، آن وقت اساساً با سنت های الهی آشنا نیستیم. براساس بررسی که بنده در آیات قرآن و روایات انجام دادم مسئله اصلی، مومن شدن نیست، مسئله اصلی مومن ماندن است. مسئله اصلی تبدیل وضعیت افراد از کفر به ایمان نیست مسئله اصلی عدم تبدیل وضعیت افراد از ایمان به کفر است. یعنی مسئله عاقبت به خیری مسئله‌ی اصلی است و عدم استقامت برخی افراد در مسیر ایمان یک مسئله طبیعی است؛ البته طبیعی هم هست که جامعه از این ماجرا رنج بکشد. تنها آیه قرآن که رسول خدا را پیر کرد نه آیات جهنم بود، نه آیات نفاق، نه آیات کفار بود و نه آیات جهاد، آیه «فاستقم کما امرت و من تاب معک» بود؛ وقتی بحث استقامت یعنی استمرار داشتن ایمان انقلابی پیروان پیامبر اکرم به میان میآید پیامبر پیر میشود. ما در انقلاب دیدیم آنجایی که حضرت امام آرزوی مرگ کرد در شهادت 72 تن نبود، در جریان جنگ تحمیلی نبود، در منازعات سیاسی مختلفی که در جامعه بود و یا از دشمن به ما تحمیل میشد نبود، وقتی که این ریزشها را مشاهده کردند بود که اینطور گفتند. ائمه هدی(ع) از یک سنت عجیبی به ما خبر میدهند؛ در برخی روایات به ما اینگونه خبر میدهند که میفرمایند خداوند متعال همیشه کسانی را پیش چشم مردم بزرگ و معتبر جلوه میدهد اما بعد از اینکه اعتبار لازم را پیدا کردند آنها انحراف پیدا می کنند؛ که طبیعتا نتیجه انحراف آنها ضعیف شدن ایمان مردم ضعیف است و بعد میفرماید هر کدام از اینها از بین میروند خدا یکی دیگر را جای آن میگذارد، این خیلی عبارت عجیبی است. شما می بینید کسانی که مورد تأیید امام موسی بن جعفر(ع) بودند میشوند رؤسای مذهب واقفیه. چرا در زمان ائمه معصومین(ع) چنین مسائلی پیش میآید؟ اگر در زمان حضور خود امام معصوم فرد مورد اعتماد یک امام معصوم منحرف نمیشد آنوقت ما در زمان غیبت اگر با یک چنین وضع و انحراف برخی خواص دچار می شدیم میگفتیم بحران پدید آمد و به مرز ناامیدی و نابودی می رسیدیم. ولی در زمان غیبت کبری ما وقتی این اتفاقها را می بینیم میگوئیم ما در زمان غیبت صغری شلمقانیها داشتیم. پس این رشدی است که جامعه باید به آن برسد و اساساً بحران نباید تلقی شود.

* دوم اینکه در مقابل چنین ریزشهایی وظیفه ما چیست؟ اولین وظیفه ما این است که از خیر سرمایههایمان به سهولت نگذریم. وظیفه الهی ما این است؛ امیرالمومنین(ع) برای ابن ملجم بعد از اینکه ضربت از او خورده بود دلسوزی میکرد که ابن ملجم فریاد اعتراضش بلند شد که یا علی تو هنوز داری برای من دلسوزی می کنی؟! من شقیام دیگر مرا رها کن تو هنوز داری با لحن دلسوزانه و نصیحت آمیز از من سوال میکنی که من چرا به این کار اقدام کردم؟ زبان حضرت فوق العاده مهربانانه بود. میفرمودند آیا من به تو بیش از دوستانت مهربانی نکردم؟ انگار حضرت نمیخواهد او را رها کند. ما باید در مقابل ریزش ها تمام تلاش خودمان را بکنیم که کمترین تلافات را داشته باشیم. حتی علیرغم اطمینانی که بر اساس علائم داریم در اینکه برخی از این ریزشها برگشت ناپذیرند. بله این ویژگی اولیای خدا بوده که ایشان را به اوج مکارم اخلاق رسانده است. البته معنای این تلاش این نیست که اهالی ریزش و یا کسانی که در معرض ریزش هستند را در صدر بنشانیم و یا به آنها زیادی اعتماد کنیم.

* هیچ وقت سیاستمداران نمی توانند مردم را به سهولت دسته بندی کنند؛ نه لیدرهای اصلاح طلب می توانند برای کسانی که حتی زمانی برای آنها رأی داده اند برای همیشه تعیین تکلیف بکنند که شما اصلاح طلبید و همیشه طرف ما هستید؛ و نه لیدرهای اصولگرا می‌توانند چنین کاری را انجام دهند. (البته بنده مایل نیستم از این دو اصطلاح استفاده کنم ولی بر اساس اینکه این دو نام برای این دو جریان متعارف شده ناچارم.) طبیعتاً مردم درک‌شان از اصلاح طلبی و اصولگرایی افزایش پیدا می‌کند، انتظارشان از لیدرهایشان افزایش پیدا می‌کند و انتقادهایی هم به لیدرهای خودشان پیدا می کنند. این لیدرها هستند که هوشمندانه باید خودشان را با درک جامعه و سطح توقعات افزایش یافته‌ی آنها منطبق کنند. نه این دو گروه هستند که می‌توانند برای جامعه تعیین تکلیف کنند و نه گروه سومی که بیاید و این دو گروه را به جان هم بیاندازد تا خود سود ببرد. قبل از اینکه به اتفاق هایی که در اصولگرایی می‌افتد و انتظارهای بیشتری که پدید آمده بپردازم، می خواهم اتفاقی که در جبهه اصلاح طلب ها افتاده است را بررسی کنم. آیا اکنون کسانی که طی سالها جریان اصلاح طلبی را نمایندگی می‌کردند مورد رضایت بدنه خود هستند؟ حتی ممکن است که این بدنه برای خودش نمایندگان جدیدی جستجو کند و ما باید برای این بدنه زمینه حضور در عرصه‌ی رقابت ایجاد کنیم؛ این فرق میکند با اینکه برای لیدرهایی که در فتنه رسوا شدند و شکست خوردند و خلاف قانون رفتار کردند بخواهیم فضا ایجاد کنیم؛ این دو مقوله ،کاملا با هم متفاوت است. حتی نباید اجازه بدهیم این بدنه اصلاح طلبی را فریب بدهند و حالا که اینها از بعضی لیدرهای خودشان ناامید شده‌اند یا آنها منع و محدودیت قانونی پیدا کردند؛ بروند آنها را فریب بدهند و آرایشان را به سمت خودشان جلب کنند؛ ما هرچقدر جلوتر می‌رویم باید این فریب ها کاهش پیدا کند. حتی به نظر من رسانه های اصولگرا در تبیین وضعیت فکری و نگرشی بدنه سالم اجتماعی که همیشه اصلاح طلب ها از آن استفاده می کردند باید به میدان بیایند و کمک کنند، حتی اگر نظر آن را قبول ندارد. یکی از راههای اصلاح نگرش این بدنه در آنجاهایی که اشتباه می‌کند همین حضور در عرصه‌ی رقابت هاست. باید جریان اصلاح طلبی فراتر از واژه‌های فریب دهنده و ادعاهای پوچ، بازتعریف شود. هرکه اهل این منش و نگرش باشد خود را در آیینه این تعریف خواهد دید. تا وقتی در بدنه‌ی سالم جامعه چنین افرادی یافت میشوند نباید انکار شوند.

* قرارگاه عمار را نباید به مثابه یک جریان سیاسی در کنار دیگر احزاب و گروهها تلقی کرد؛ این قرارگاه بیشتر یک قرارگاه فکری و راهبردی، برای همفکری، هم اندیشی و برای تولید راهبرد است. ولی به اندازه‌ی فرصت دوستان در حال فعالیت است و جلسات درون گروهی به صورت منظم برقرار است.

* به هر صورت آنقدر شکل گرفتن نهادهایی مثل عمار و پایداری را طبیعی میدانم که اصلا نیازی نیست فکر کنیم چه کسی بر چه کسی موثر بوده؛ یعنی نوبت تقسیم کردن سهم عوامل تاثیرگذار نرسیده و به صورت طبیعی این اتفاق افتاده است. ولی نزدیک بودن بسیاری از افکار و آرای جریان‌های حزباللهی یک امر قطعی است.





نوع مطلب : مقالات، حجت الاسلام علیرضا پناهیان، جبهه پایداری انقلاب اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 8 )    ...   3   4   5   6   7   8   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات