نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
ناامیدی، ذلت، و دوری از رحمت خدا؛ آثار «توکل بر غیرخدا»



خدای متعال می‌فرماید: اگر من به هر یک از بندگانم به اندازه خواسته همه بندگانم یعنی میلیادرها میلیارد عطا کنم، ذره‌ای از ملک من کم نمی‌گردد. خزانه خداوند همان اراده اوست و هر چه اراده کند همان موجود می‌شود.] پس بدا به حال کسانی که از رحمت من ناامیدند [و به در خانه دیگران می‌روند] و بدا به حال کسانی که [با این قدرت و عظمتی که من دارم] در مقام نافرمانی من برآمدند و مراعات مقام مرا نکردند.»


ناامیدی، ذلت، و دوری از رحمت خدا؛ آثار توکل بر غیرخدا
در کتاب شریف کافی روایتی را از حسین‌بن‌علوان نقل می‌کند که در ضمن داستانی بیان شده است. در برخی روایات مانند این روایت، راوی آن چنان مقدمه‌چینی می‌کند که خواننده در فضای آن گفت و شنود قرار می‌گیرد و سخن برای او بسیار دلنشین‌تر می‌شود. می‌گوید: در جلسه‌ای با عده‌ای از اهل علم مذاکره علمی می‌کردیم ــ مقصود این‌گونه افراد هم از علم معمولا سخنان ائمه اطهار علیهم‌السلام است. من پیش‌تر به مسافرتی رفته بودم و در آن مسافرت تمام اموالم از بین رفته بود. یکی از دوستان که از مشکل من آگاه بود از من پرسید: راستی فلانی برای این مشکلی که پیش آمده به چه کسی امید داری که تو را کمک کند. گفتم: امیدم به فلان شخص است. گفت: اگر امیدت به فلانی است به خدا قسم حاجتت برآورده نخواهد شد و به آنچه امید داری نخواهی رسید. با تعجب پرسیدم: خدا تو را رحمت کند چه کسی به تو چنین خبری داده است؟! گفت: به راستی امام صادق سلام‌الله‌علیه به من خبر داد که: در یکی از کتاب‌های آسمانی خواندم:
«أَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى یَقُولُ: وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی وَ مَجْدِی وَ ارْتِفَاعِی عَلَى عَرْشِی لَأَقْطَعَنَّ أَمَلَ كُلِّ مُؤَمِّلٍ [مِنَ النَّاسِ‏] غَیْرِی بِالْیَأْسِ، وَ لَأَكْسُوَنَّهُ ثَوْبَ الْمَذَلَّةِ عِنْدَ النَّاسِ، وَ لَأُنَحِّیَنَّهُ مِنْ قُرْبِی، وَ لَأُبَعِّدَنَّهُ مِنْ فَضْلِی! أَ یُؤَمِّلُ غَیْرِی فِی الشَّدَائِدِ وَ الشَّدَائِدُ بِیَدِی؟ وَ یَرْجُو غَیْرِی وَ یَقْرَعُ بِالْفِكْرِ بَابَ غَیْرِی وَ بِیَدِی مَفَاتِیحُ الْأَبْوَابِ، وَ هِیَ مُغْلَقَةٌ وَ بَابِی مَفْتُوحٌ لِمَنْ دَعَانِی! فَمَنْ ذَا الَّذِی أَمَّلَنِی لِنَوَائِبِهِ فَقَطَعْتُهُ دُونَهَا، وَ مَنْ ذَا الَّذِی رَجَانِی لِعَظِیمَةٍ فَقَطَعْتُ رَجَاءَهُ مِنِّی؟ جَعَلْتُ آمَالَ عِبَادِی عِنْدِی مَحْفُوظَةً فَلَمْ یَرْضَوْا بِحِفْظِی، وَ مَلَأْتُ سَمَاوَاتِی مِمَّنْ لَا یَمَلُّ مِنْ تَسْبِیحِی وَ أَمَرْتُهُمْ أَنْ لَایُغْلِقُوا الْأَبْوَابَ بَیْنِی وَ بَیْنَ عِبَادِی فَلَمْ یَثِقُوا بِقَوْلِی! أَ لَمْ یَعْلَمْ [أَنَ‏] مَنْ طَرَقَتْهُ نَائِبَةٌ مِنْ نَوَائِبِی أَنَّهُ لَا یَمْلِكُ كَشْفَهَا أَحَدٌ غَیْرِی إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِی، فَمَا لِی أَرَاهُ لَاهِیاً عَنِّی؟! أَعْطَیْتُهُ بِجُودِی مَا لَمْ یَسْأَلْنِی، ثُمَّ انْتَزَعْتُهُ عَنْهُ فَلَمْ یَسْأَلْنِی رَدَّهُ، وَ سَأَلَ غَیْرِی! أَفَیَرَانِی أَبْدَأُ بِالْعَطَاءِ قَبْلَ الْمَسْأَلَةِ ثُمَّ أُسْأَلُ فَلَا أُجِیبُ سَائِلِی؟ أَ بَخِیلٌ أَنَا فَیُبَخِّلُنِی عَبْدِی، أَوَ لَیْسَ الْجُودُ وَ الْكَرَمُ لِی، أَوَ لَیْسَ الْعَفْوُ وَ الرَّحْمَةُ بِیَدِی، أَوَ لَیْسَ أَنَا مَحَلَّ الْآمَالِ فَمَنْ یَقْطَعُهَا دُونِی، أَفَلَا یَخْشَى الْمُؤَمِّلُونَ أَنْ یُؤَمِّلُوا غَیْرِی؟ فَلَوْ أَنَّ أَهْلَ سَمَاوَاتِی وَ أَهْلَ أَرْضِی أَمَّلُوا جَمِیعاً ثُمَّ أَعْطَیْتُ كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ مِثْلَ مَا أَمَّلَ الْجَمِیعُ مَا انْتَقَصَ مِنْ‏ مُلْكِی مِثْلَ عُضْوِ ذَرَّةٍ، وَ كَیْفَ یَنْقُصُ مُلْكٌ أَنَا قَیِّمُهُ؟! فَیَا بُؤْساً لِلْقَانِطِینَ مِنْ رَحْمَتِی وَ یَا بُؤْساً لِمَنْ عَصَانِی وَ لَمْ یُرَاقِبْنِی‏!»
خدای تبارک‌وتعالی می‌فرماید: به عزت و جلال و عظمت و تسلطم بر عرشم قسم! [خداوند چهار قسم می‌خورد که] هر کس به غیر از من امید ببندد قطعا امیدش را ناامید خواهم کرد، [و به این اندازه هم اکتفا نمی‌کنم] و در میان مردم جامه ذلت بر تن او می‌پوشانم و او را از قرب خودم بیرون می‌اندازم و و از فضل و رحمتم دور می‌سازم. [بعد خدای متعال از چنین بنده‌ای گله می‌کند که] آیا در هنگام شداید به غیر من امید می‌بندد در حالی‌که سختی‌ها همه در دست قدرت من است و او به غیر من امید دارد؟! [در ادامه در قالب استعاره‌ای بسیار زیبا می‌فرماید:] و با فکر خودش درِ خانه دیگری را می‌کوبد [کنایه از این‌که با فکر خود به در خانه کسی می‌رود و مدام فکر می‌کند که چه بگوید و چه کار کند که صاحب این خانه مشکل او را حل کند] در حالی‌که کلید همه درها در دست من است و درها همه بسته است ولی درِ خانه من برای کسی که مرا بخواند باز است؟! مگر چه کسی برای مشکلات و سختی‌هایش حقیقتا به من امید بست و من با وجود آن مشکلات امیدش را قطع کردم، و چه کسی در کارهای بزرگ به من امیدوار گشت و من امیدش را از خودم بریدم [تا بگوید: چون خداوند جواب نمی‌دهد به سراغ دیگری رفتم]؟! من آرزوهای بندگانم را در پیش خودم محفوظ قرار دادم [که از بین نرود] اما آن‌ها به حفاظت من راضی نشدند [ و من را قبول ندارند و می‌خواهند کسی دیگر آن‌ها را برایشان حفظ کند]! آسمان‌هایم را [که شما وسعتشان را نخواهید دانست] از کسانی (فرشتگانی)4 پر کردم که از تقدیس و تسبیح من خسته نمی‌شوند و به آن‌ها امر کردم که درهای بین من و بندگانم را نبندند؛ اما مردم به سخن من اعتماد نکردند! آیا کسی که مشکلی از جانب من برای او پیش آمده نمی‌داند که این مشکل را کسی نمی‌تواند حل کند مگر به اذن من؟! [خدای متعال باز با بیانی دیگر گله کرده، می‌فرماید:] پس چرا می‌بینم که از من روی‌گردان است در حالی‌که من با جود خود چیزهایی را به او بخشیدم که از من درخواست نکرده بود، اما وقتی آن‌ها را از او گرفتم، او از من بازگرداندن آن‌ها را درخواست نکرد و از غیر من درخواست کرد؟! آیا نظرش درباره من این است که من قبل از درخواستْ شروع به عطا و بخشش می‌کنم اما بعد از آن اگر از من درخواست شود پاسخ بنده‌ام را نمی‌دهم؟! آیا من بخیل‌ام که بنده‌ام مرا بخیل می‌پندارد؟! و آیا جود و کرم از صفات من نیست؟! و آیا عفو و رحمت به دست من نیست؟! و آیا من محل آرزوها نیستم؟! پس چه کسی غیر از من می‌تواند آن‌ها را قطع کند؟! پس آیا آرزومندان نمی‌ترسند که به غیر من امید ببندند؟! [خدای متعال در ادامه نکته‌ای را بیان می‌کند که تصور آن نیازمند دقت است. می‌فرماید:] پس اگر اهل آسمان‌هایم و اهل زمینم همگی آرزو کنند، سپس به هر یک از ایشان مانند آنچه که همه آرزو کردند عطا کنم، از ملک من به اندازه عضو یک مورچه هم کم نمی‌گردد؛ و چگونه ملکی کم گردد که قوامش به اراده من است؟! [فقط جمعیت انسان‌ها میلیاردها نفر است و اگر هر کدام خواسته‌ای داشته باشند میلیاردها خواسته خواهد شد. خدای متعال می‌فرماید: اگر من به هر یک از بندگانم به اندازه خواسته همه بندگانم یعنی میلیادرها میلیارد عطا کنم، ذره‌ای از ملک من کم نمی‌گردد. خزانه خداوند همان اراده اوست و هر چه اراده کند همان موجود می‌شود.] پس بدا به حال کسانی که از رحمت من ناامیدند [و به در خانه دیگران می‌روند] و بدا به حال کسانی که [با این قدرت و عظمتی که من دارم] در مقام نافرمانی من برآمدند و مراعات مقام مرا نکردند.»


آن چه پیش‌رو دارید گزیده‌ای از سخنان حضرت آیت‌الله مصباح‌یزدی (دامت‌بركاته) در دفتر مقام معظم رهبری است كه در تاریخ 28/1/92 ایراد فرموده‌اند.
منبع گروه معارف رجانیوز




نوع مطلب : اسم اعظم خداوند، پیگیری مذاکرات هسته ای یا توافق نامه ژنو، سبك زندگی اسلامی، بیداری اسلامی، شبهه ها، دین و زندگی، آخرالزمان . امام مهدی (ع). فتنه های بزرگ . نشانه ها، فرهنگی، سیاسی، افشاگری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 1395/10/16 :: نویسنده : مسعود موسوی

بخشی از مطلب کانال تلگرام حمید رسایی : آقای روحانی به این سئوال پاسخ دهد: دستگاه شنود برای چه کاری وارد نهاد ریاست جمهوری شده؟
رئیس قوه قضائیه گفت: «پول های نهاد ریاست جمهوری کجا خرج می شود؟ ما حرفی نداریم که هم در قوه قضائیه و هم در نهاد ریاست جمهوری، معلوم شود که این تجهیزات بسیار فنی مربوط به امنیتی را بدون اطلاع نیروهای امنیتی به داخل ریاست جمهوری بردند، با اجازه که بوده است؟ به چه وجهی بوده است؟ پولش از کجا آمده است؟»

سئوال این است که تجهیزات امنیتی - که غیر از دستگاه شنود چیزی دیگری نمی تواند باشد - با چه هدفی وارد نهاد ریاست جمهوری شده است؟ همه می دانند که در اطراف نهاد ریاست جمهوری، نهادها و سازمان های مهمی مانند بیت رهبر انقلاب، شورای عالی امنیت ملی، شورای نگهبان، دفتر آیت الله آملی لاریجانی و مجمع تشخیص مصلحت نظام – که قطعا موضوعیتی نداشته - در این محدوده قرار دارد؟
____________


ستاد قیطریه 2 برای عملیات روانی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری فعال شده است.

روزنامه وطن امروز در این‌باره نوشت: سال 88 در بحبوحه اجرای پروژه تهدید نظام با گروگانگیری امنیتی بزرگ یکی از مهم‌ترین کشفیات اطلاعاتی و عملیاتی مشترک دستگاه‌های امنیتی انجام شد. نیروهای امنیتی پس از رصد تحرکات ضد انقلاب در گسترش شایعه «تقلب» در انتخابات ریاست جمهوری و انجام عملیات تهییج و تحریک هواداران نامزدهای ناکام، به ارتباط ارگانیک «ستاد قیطریه» و مجموعه امنیتی- رسانه‌ای ضد انقلاب پی بردند. با دستور و حکم قاضی اعزام نیروهای ناجا برای بازرسی مرکز مشکوک آغاز شد اما بلافاصله پس از حضور در موقعیت، عوامل ستاد نامزد شکست خورده ارتباط زنده با شبکه سلطنتی بی‌بی‌سی برقرار کردند و با مظلوم‌نمایی و هیجان‌زایی از مردم خواستند برای نجات آنها مقابل ساختمان حاضر شوند! در همین فاصله همچون جاسوس‌های آموزش‌دیده، در نخستین اقدام بخشی از تجهیزات غیرقانونی تعبیه شده در به اصطلاح «ستاد انتخاباتی» را با به راه انداختن آتش‌سوزی کنترل شده نابود کردند.

اکنون در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری برخی اخبار ارائه شده توسط یکی از عالی‌ترین مقامات قضایی حکایت از بازسازی «ستاد قیطریه» در ساختمان یکی از مراکز استراتژیک دارد. تجهیز مرکز به دستگاه‌های گرانقیمت متناسب با نیازهای امنیتی یک ستاد عملیات روانی در کنار دعوت به‌کار مدیر پروژه از گروهی از نزدیکان جریان فتنه و احیای تیم رسانه‌ای فعال در تحریک مردم به تقابل با حاکمیت، حکایت از در پیش بودن حوادثی مهم و قابل تامل دارد.
یک گروه شناخته شده مرتبط با «ستاد قیطریه2» نیز در فضای مجازی اقدام به خرید کانال‌های تلگرامی پرمخاطب با قیمت‌های نجومی کردهکه با توجه به ارتباطات قابل توجه با «خزانه» منبع هزینه‌کرد این ارقام قطعا نیاز به تحقیق و تفحص دارد.
در حوزه «ارتباطات» نیز رشد و گسترش تعاملات با کانون‌های ضد انقلاب در اطراف مدیران «ستاد قیطریه 2» مشهود است. هم‌اکنون عواملی که رفت و آمد منظمی به یکی از مراکز استراتژیک داخلی دارند در شبکه اجتماعی  «توئیتر» به کانون اتصال گروه‌های ضد انقلاب و حامیان جریان غربگرا در داخل کشور تبدیل شده‌اند که برخی پروژه‌های آزمایشی دعوت به تجمع ضد حاکمیتی را به اجرا می‌گذارند.
به نظر می‌رسد هوشیاری دستگاه قضا در برابر تحرکات مشترک ضد انقلاب و جریان غربگرایان داخلی، دشمن را متقاعد کرده که تضعیف قوه قضائیه در بعد ملی و فراملی با «هشتک‌پراکنی» در فضای توئیتر و توزیع محتوای مذکور به فضای سایر شبکه‌های اجتماعی، لازم و ضروری است.
در حال حاضر شبکه‌ای که به علت فعالیت مشترک ارتش سایبری منافقین و سعودی‌ها «فی*ل*تر» است در حال تبدیل به کانون تغذیه نیاز جامعه اطلاعاتی تلگرام «مجوزدار» است. اهمیت این موضوع در نیاز آتی اکوسیستم دشمن در توئیتر به  توزیع محتوای مملو از شایعات و دروغ در فضای انتخاباتی است...
کانال‌‌های معاندان همچون «وحید آنلاین»، «آمدنیوز»، «مملکته» و «توئیتر فارسی» مهم‌ترین وظیفه‌شان تاکنون توزیع سرفصل‌‌های تعریف شده در توئیتر در تلگرام بوده است و با حذف احتمالی آنها از تلگرام، دشمن در ترویج شایعات و  پرونده‌های ضد نظام با مشکل مواجه خواهد شد.
حتی با رفع این نقیصه بزرگ، تکمیل اشراف بر تحرکات در تلگرام به عنوان محیط دست دوم انتشار بسیار ضروری است
http://kayhan.ir/fa/news/94514
کاملتر در : http://www.farsnews.com/13951009001075






نوع مطلب : فتنه های نزدیک ظهور در ایران، تفکرات غرب زده، سیاسی، افشاگری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعیت طلاب انقلاب اسلامی در نامه‌ای به فقهای شورای‌نگهبان خواستار بررسی اجتهاد حسن روحانی شد.
به گزارش رجانیوز در این نامه آمده است که علیرغم اینکه حضور در دوره‌های قبلی مجلس خبرگان به معنای تایید اجتهاد افراد است، اما ممکن است «با مرور زمان به علل مختلفی نظیر دوری از فضای درس و بحث، تغییر نگرش در افکار و... ملکه اجتهاد زائل شده یا تضعیف گردد». از سوی دیگر در «سوابق سیاسی و اجرایی ایشان منصبی كه لازمه آن اجتهاد باشد موجود نیست» و در سابقه علمی‌اش هم «هیچ گونه تأییدیه‌ای دال بر اجتهاد» وجود ندارد. همچنین «کرسی درس و بحث یا تالیفی فقهی و اصولی از ایشان که مورد بررسی اهل خبره قرار گیرد» هم وجود ندارد. جمعیت طلاب انقلاب اسلامی با توجه به این مسائل از فقهای شورای‌نگهبان درخواست‌کرده‌اندبا بررسی مجدد «وجود شرط اجتهاد در ایشان مجدداً احراز شود.»
متن کامل این نامه به شرح زیر است: 
 
 
باسمه تعالی
 
محضر مبارک فقهای محترم شورای نگهبان (دامت توفیقاتهم)
سلام علیکم ورحمة الله
طبق قانون یکی از شرایط حضور در مجلس خبرگان رهبری داشتن ملکه اجتهاد است. همانگونه که مستحضر می باشید، در بدو امر ممکن است شخصی دارای این ملکه باشد اما با مرور زمان به علل مختلفی نظیر دوری از فضای درس و بحث، تغییر نگرش در افکار و... ملکه اجتهاد زائل شده یا تضعیف گردد. در این صورت چنین شخصی دیگر متلبس به آن ملكه نیست نمی توان او را حقیقتاً مجتهد نامید. شرایط دیگر مانند عدالت و التزام به قانون اساسی نیز همین گونه است.
در انتخابات پیش‌رو، شورای محترم نگهبان اعلام نموده است کسانی که در دوره قبل عضو مجلس خبرگان بوده‌اند و یا کسانی که در منصبی بوده‌اند که لازمه آن اجتهاد است و این امر مورد تایید امام یا رهبری بوده نیاز به امتحان ندارند و اجتهادشان محرز است. به نظر می‌رسد این مسأله نیاز به تجدید نظر داشته و نمی توان آن را به طور عام و مطلق بیان کرد؛ بلکه باید راهی برای تقیید آن باز نمود.
به عنوان نمونه جناب آقای حجت الاسلام دکتر حسن روحانی که در دوره‌های قبل خبرگان حضور داشته اند، امروز برای شورای نگهبان مجتهد تلقی می‌شود. در حالی كه
اولا؛ در سوابق سیاسی و اجرایی ایشان منصبی كه لازمه آن اجتهاد باشد موجود نیست.
ثانیا؛ در سابقه علمی وی هیچ گونه تأییدیه‌ای دال بر اجتهاد ایشان وجود ندارد.
ثالثا؛ کرسی درس و بحث یا تالیفی فقهی و اصولی از ایشان که مورد بررسی اهل خبره قرار گیرد تا اجتهاد ایشان مشخص شود یافت نشده است.
 
افزون بر این، با فرض تسلّم اجتهاد سابق ایشان، به نظر می‌رسد امروز باید نسبت به تبحّر وی در استنباط و تفقه به دیده تردید نگریست. جامعه ما در دوسال اخیر شاهد اظهار نظرات و اعلام مواضع متعددی از ایشان بوده كه به صراحت با مبانی دینی و فقهی منافات دارد، یا دست کم قدرت و مهارت استنباط عالمانه ایشان از منابع دین را با تردید جدی مواجه کرده است. مواضع ناصحیح و نظرات ناپخته ایشان که در زمان خود با واکنش های شدید علما و مراجع و فقهای عظام و حتی رهبر معظم انقلاب مواجه شده است، این ظن قوی را ایجاد می کند که به سبب حضور متوالی در مناصب سیاسی و خدمتگزاری اجرایی و دوری از فضای درس و بحث حوزوی، معلومات ایشان غبار گرفته و به فراموشی گراییده و ملکه اجتهاد ایشان زائل شده است. این ظن قوی –اگر گفته نشود یقین-  جایی برای استصحاب بقای ملکه اجتهاد در ایشان باقی نگذاشته است.
 
در ذیل به برخی مواضع ایشان در سالهای اخیر اشاره می‌شود تا آشکار گردد این گونه سخنان از لسان یک طلبه فاضل هم خارج نمی‌شود، چه رسد به یک مجتهد و فقیه!
 
مستحضرید که فعل معصوم به عنوان یکی از منابع فقهی مورد اتفاق و فقها و مستند مجتهدان در بسیاری از احکام شرعی است. در دو مورد به طور مشخص جناب آقای حجة الاسلام دکتر حسن روحانی برداشتهای خلاف مبانی اصولی و استنباطهای بعیدی از دو واقعه تاریخی به عنوان فعل معصوم ارائه داده اند.
اول: ایشان فرمودند: «درس و پیام امام حسین(ع) درس برادری، وحدت، گذشت و قبول توبه از یکدیگر است و درس کربلا هم درس تعامل سازنده و مذاکره در چارچوب منطق و موازین می‌باشد. در شب تاسوعا امام حسین(ع) خیمه‌ای برپا کرد و عمر سعد را به مذاکره دعوت نمود؛ امامی که آگاه است که فردا او و یارانش توسط همین عمر بن سعد و یاران نادانش به شهادت خواهند رسید، اما خواست که با دنیا اتمام حجت کند و از همین‌رو در آن شب، ساعت‌ها با عمر سعد مذاکره کرد، تا نتیجه رویارویی آنان به جنگ ختم نشود.» ۳۰/۷/۹۳
این سخنان غیر منطقی و خلاف موازین اجتهادی که با واکنش ائمه جمعه و علما واقع شد، بعدها توسط رهبر معظم انقلاب نیز مورد نقد و اعتراض قرار گرفت. معظّم له با استفهام توبیخی تصریح کردند: «یک عدّه‌ای در قضیّه‌ی مذاکره و مسئله‌ی مذاکره سهل‌انگاری میکنند، سهل‌اندیشی میکنند، مطلب را درست نمیفهمند. عمق مسائل را نمیفهند. وقتی صحبت مذاکره میشود، میگویند آقا شما چرا با مذاکره‌ی با آمریکا مخالفت میکنید؟ خب امیرالمؤمنین هم مذاکره کرد با فلان‌کس، امام حسین هم مذاکره [کرد]. خب اینها نشان‌دهنده‌ی سهل‌اندیشی است، نشان‌دهنده‌ی نرسیدن به عمق مسئله است. این‌جور نمیشود مسائل کشور را تحلیل کرد؛ با این نگاه عامیانه و ساده‌اندیشانه نمیشود به مصالح کشور رسید. اوّلاً امیرالمؤمنین که با زبیر یا امام حسین که با ابن‌سعد حرف میزند، او را نصیحت میکند؛ بحث مذاکره‌ی به معنای امروزی نیست؛ مذاکره‌ی امروزی یعنی معامله، یعنی یک چیزی بده، یک چیزی بگیر. امیرالمؤمنین با زبیر معامله میکرد که یک چیزی بده، یک چیزی بگیر؟ امام حسین با ابن‌سعد معامله میکرد که یک چیزی بده یا یک چیزی بگیر؟ [هدف‌] این بود؟ تاریخ را این‌جور میفهمید؟ زندگی ائمّه را این‌جور تحلیل میکنید؟» ۱۵/۷/۹۴
 
دوم: ایشان اخیرا در جمع استانداران بیان داشتند: «امیرالمؤمنین مشاهده کردند که در فارس شلوغ است و کسی نمی‌تواند اداره کند و سیاستمدار پخته‌ای را و برخی مواقعی تا حدی قابل قبول بود زیادبن ابیه را استاندار فارس کرد که وی پدر عبیدالله‌بن زیاد بود، اما الان دولت یک همچنین فردی را قرار دهد، چه می‌شود؟ حالا آن امیرالمؤمنین با آن عظمت، بضاعت و مقام و سیاست است ما کجا و او کجا؟ ما باید خاک پایش را توتیای چشم کنیم». این در حالی است که مورخان اسلام اتفاق دارند زیاد بن ابیه در دوران استانداری بر فارس یکی از افراد وفادار به نظام علوی بوده است. 
صرف نظر از این دو مورد که به وضوح نشان دهنده عدم دقت فقهی اصولی ایشان و فقدان عمق لازم برای اجتهاداست، اظهار نظرهای معروف دیگری هم از ایشان منتشر شده که نمایانگر برخورد سطحی ایشان با دیدگاههای فقهی است. مثلاً:
- هیچ‌کس در ممیزی، بالاتر از وجدان افکار عمومی نیست؛ آنها می‌دانند به استقبال چه کتابی بروند و چه کتابی را در انزوا قرار دهند. صاحبان فرهنگ ما نیاز به ارشاد و گشت ارشاد ندارند.
- تقسیم هنرمندان به هنرمندان ارزشی و غیر ارزشی بی معناست.
- حکومت وظیفه ندارد مردم را با اجبار و شلاق به بهشت ببرد.
- پلیس وظیفه‌اش اجری قانون است نه اجرای اسلام.
با توجه به مطالب فوق الذکر امروز اجتهاد جناب آقای حجت الاسلام دکتر حسن روحانی با تردید جدی مواجه است. لذا مستدعی است برای حفظ جایگاه مجلس خبرگان ترتیبی اتخاذ فرمایید که وجود شرط اجتهاد در ایشان مجدداً احراز شود.
وفّقنا الله وإیّاکم لمرضاته
والسلام علیکم و رحمة الله
 
جمعیت طلاب انقلاب اسلامی




نوع مطلب : فتنه های نزدیک ظهور در ایران، سیاسی، افشاگری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

آقای روحانی زمانی مردم زمان امام حسن(علیه السلام) را خائن می‌دانست. اکنون آیا مردم دوره امام‌حسن(علیه السلام) عوض شده‌اند یا روحانی؟!


هفته‌نامه 9 دی با طرح این پرسش، به نقد اظهارات اخیر رئیس‌جمهور پرداخت که در جمع استانداران گفته بود: «به اعتقاد من نرمش قهرمانانه، سخت‌تر از جهاد قهرمانانه است و امام حسن، سبط‌اکبر پیامبر این قهرمانی و شجاعت را برگزید و انتخاب کرد.» حسن روحانی همچنین در صفحه توییتر خود هم نوشت:‌ «امام حسن به ما یاد دادند که باید به مصلحت امت و خواست مردم و جامعه توجه کرد و به نفع امت و جامعه اسلامی تصمیم گرفت.»

حمید رسایی مدیرمسئول 9 دی با نقد این سخنان نوشت: حضرت امام خمینی در این باره می‌فرماید: «قصه امام حسن و قضیه صلح، این هم صلح تحمیلی بود؛ برای اینکه امام حسن، دوستان خودش، یعنی آن اشخاص خائنی که دور او جمع شده بودند، او را جوری کردند که نتوانست خلافش بکند، صلح کرد؛ صلح تحمیلی بود. این صلحی هم که حالا به ما می‌خواهند بگویند، این است. بعد از اینکه صلح کردند، به حسب روایت، به حسب نقل، معاویه به منبر رفت و گفت که تمام حرف‌هایی که گفتم، من قرار دادم، زیر پایم؛ مثل پاره کردن این مردی که آن قراردادها را. آن صلح تحمیلی که در عصر امام حسن واقع شد، آن حکمیت تحمیلی که در زمان امیرالمؤمنین واقع شد و هر دویش به دست اشخاص حیله‌گر درست شد، این ما را هدایت می‌کند به اینکه نه زیر بار صلح تحمیلی برویم و نه زیر بار حکمیت تحمیلی.» (صحیفه امام، ج 20، ص: 118 و 119)

اما موضوع مهمتر درباره مردمی که حسن روحانی در حال توجیه رفتار آنها بلکه تقدس بخشیدن به خیانت‌شان است، قضاوتی است که حسن روحانی، خود پیش از این درباره آنها داشته است. وی که در تیرماه سال 1356 به دعوت گروهی از جوانان انقلابی اصفهان به آن شهر سفرکرده با مرور تاریخ سیاسی اهل بیت به مدت ده شب در مسجد حکیم اصفهان به بررسی صلح امام حسن و رفتار مردم آن زمان می‌پردازد. وی در سال 90 این مجموعه سخنرانی خود درباره تحلیل رفتار سیاسی اهل بیت را در کتابی به نام «مقدمه‌ای بر تاریخ امامان شیعه» به چاپ می‌رساند.
9 دی می‌نویسد: آقای روحانی که متأسفانه این ایام به شدت خود را نیازمند توافق با غربی‌ها نشان می‌دهد، در حالی مردم دوره امام حسن را به عنوان الگو به مردم ایران اسلامی معرفی و به دنبال شباهت‌سازی در مطالبات آنهاست که پیش از این در سال 56 مردم دوره امام حسن را خائن معرفی کرده است! آقای روحانی در صفحه 205 کتاب «مقدمه‌ای بر تاریخ امامان شیعه» در تحلیل رفتار مردم آن روز آورده است:
«این حضور مردم، این ایثار مردم و این فداکاری مردم است که امروز (سال 56) مسیر مبارزه و نهضت و آینده را مشخص می‌کند. خود امام حسن(علیه السلام) به مردم فرمود: به اهداف مورد نظرتان نخواهید رسید، مگر در سایه صبر و تحمل ناملایمات. در مدائن، امام مجتبی(علیه السلام) مردم را در مسجد شهر جمع کرد و وقایع را برای آنها توضیح داد. خیانت‌ها را گفت و افرادی را که در صحنه جنگ با دشمن، خیانت کرده بودند، معرفی کرد. رو به مردم کرد و اتمام حجت کرد. به مردم گفت: آیا برای ایثار و فداکاری و جانبازی و دادن خون، که برای شما عزت دنیا و آخرت است، آماده هستید؟ فرمود اگر بایستید، خداوند شما را یاری می‌کند و ما پیروز می‌شویم و اگر آمادگی نداشته باشید، دنیای شما توأم با غم و اندوه آخرت شما با مشکلات زیادتری توام خواهد بود. مردم چه جوابی به امام حسن(علیه السلام) دادند؟ گفتند: ما می‌خواهیم زنده بمانیم و زندگی کنیم. ما آمادگی برای جنگ و فداکاری نداریم. این پاسخ مردم در مسجد مدائن در محضر فرزند رسول خدا و عقب‌نشینی از صحنه فداکاری و ایثار بود که دست روی دست گذاشتن امام مجتبی (علیه السلام) را رقم زد. آنچه بعد به نام صلح لقب گرفت، چیزی بود که به دست مردم، در مدائن حاصل شد و نه به دست امام مجتبی در کوفه. ایثار مردم و فداکاری مردم و جهاد می‌توانست سرنوشت دیگری را رقم بزند.»

رسایی پرسیده است: آیا مردم دوره امام حسن از سال 56 تا سال 94 تغییر کرده‌اند، مردمی که روزگاری بر روی منبر توسط آقای روحانی خائن معرفی شدند، چگونه در این روزها به عنوان الگو معرفی می‌شوند؟ قطعا مردم دوره امام حسن تغییر نکرده‌اند، تاریخ و حوادث رخ داده در آن نیز در این مدت تغییری نکرده است بنابراین باید نتیجه گرفت که این حسن روحانی است که تغییر یافته است.

سؤال این است که آیا آقای روحانی هم در سخنرانی خود به مردم ایران اسلامی می‌گوید که اگر با معاویه زمان نجنگند و دنیایشان با غم و اندوه و آخرتش با مشکلات بیشتری مواجه خواهد شد؟ یا بر خلاف آن آقای روحانی، پذیرش شروط ظالمانه آمریکا را موجب برطرف شدن کلیه مشکلات کشور از آب خوردن تا محیط زیست می‌داند؟

9 دی خاطرنشان کرد: آقای روحانی پیش از این، صلح با معاویه را نتیجه تصمیم غلط مردم آن زمان می‌داند نه نتیجه تصمیم حقیقی امام، سؤال این است که مردم ایران اسلامی که امام امت آنها را بعد از 72 یار حسین بن علی(علیه السلام) بهترین مردم از زمان رسول خدا تاکنون می‌داند، بارها نشان داده‌اند که حاضر به پذیرش ذلت استکبار نیستند، با این حساب ایشان چه اصراری بر تحریف تاریخ اسلام و تاریخ پرشکوه این مردم دارد؟

منبع




نوع مطلب : مقالات، سیاسی، افشاگری، تفکرات غرب زده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
رجانیوز: «بنده خبرهایی دارم از اینکه دشمنان ما با همراهی برخی از مسئولان سفیه منطقه‌ی خلیج‌فارس - نه همه‌شان، بعضی - درصدد هستند که جنگهای نیابتی را به مرزهای ایران بکشانند. پاسداران انقلاب اسلامی و همه‌ی پاسداران حریم امنیّت ملّی در سازمانهای مختلف بیدارند، هوشیارند. این را بدانند که اگر شیطنتی صورت بگیرد، واکنش جمهوری اسلامی بسیار سخت خواهد بود.»

شاید این بخش از سخنان رهبر معظم انقلاب در دانشگاه امام حسین علیه السلام را بتوان مهم ترین محور سخنان ایشان در جمع نظامیان و یکی از کم سابقه ترین اظهارات صریح ایشان طی سالهای گذشته تلقی کرد.

به گزارش رجانیوز، در حالی که نزدیک به دو سال از آغاز مذاکرات دو جانبه ایران و آمریکا در نیویورک، وین، ژنو، لوزان و مسقط می گذرد نه تنها تحریم ها سر جایش باقی مانده است بلکه در کنار تعلیق و تعطیلی بسیاری از تاسیسات هسته ای کشور، بیش از هر زمان دیگر آمریکا در صدد تحمیل یک جنگ نیابتی و درگیری نظامی در مرزهای کشور است. این در شرایطی است که همزمان آمریکایی ها خواهان بازدید از مراکز نظامی ایران هستند و تا کنون نیز متاسفانه برخی از مقامات تیم مذاکره کننده هسته ای کشورمان از جمله ظریف، عراقچی و صالحی در اظهارات جداگانه ای این مساله را تایید کرده اند.

در این باره نزدیک به یک سال و نیم قبل استاد حسن عباسی رئیس مرکز بررسی‏های دکترینال امنیت بدون مرز سخنان مهمی را در اسفند ماه ۹۲ در دانشگاه ملایر ایراد کرد که با توجه به اهمیت آن، رجانیوز به یازخوانی آن می پردازد:

 

اظهارات ظریف درباره توانایی نظامی ایران نشان داد ایشان ناآگاه است

رهبر انقلاب فرمودند این ها بچه های انقلاب هستند و از دیپلماسی آنها حمایت می کنیم لذا بر اساس آنچه رهبری فرمودند ما هم از تلاش های آنها حمایت می کنیم و از زحمات آنها قدردانی می کنیم و می گوییم این ها با ۵+۱ رو به رو نیستند، این ها با ۲۸ کشور روبه رو هستند.  

در واقع روسیه یک کشور است و چین هم یک کشور و یکی هم امریکا، اتحادیه اروپا ۲۸ کشور است که خانم اشتون از طرف آن کشورهای اروپایی می آید ولی چون در اتحادیه اروپا ۳ تا وزیرخارجه نگران آن هستند که این خانم نتواند از پس کار بر آید، به کمک اشتون می آیند.
 
وزیر خارجه فرانسه، انگلیس و آلمان به کمک مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا می آیند فلذا در واقع تیم مذاکره کننده ایرانی با ۲۸ کشور در حال مذاکره است. یک به ۲۸ هم نامردی است. منتهی بحث بر سر این است که این افراد انقلابی و دلسوز کشور، بر آیند و شناخت درست ودقیقی از توان دفاعی و نظامی کشور ندارند. لذا اظهاراتی که وزیر خارجه ایران کرد و گفت سیستم دفاعی ما چه و چه؛ حکایت از این دارد که ایشان در این زمینه تقریبا نا آگاه است.
 
 
سیاست خارجی در خلاء و محرمانه به جایی نمی رسد
 
نکته بعدی مواضعی است که وزیر خارجه در خصوص هولوکاست و مسائل دیگر گرفت. فکر می کردند که این لبخند سودی دارد که این هم بی فایده بود. یکی دیگر از مسائل این است که مردم از دید این تیم مذاکره کننده نامحرم هستند، نخبگان نامحرم هستند، نمایندگان مجلس نامحرم هستند و لذا  مفاد اصلی این توافق نامه ارائه نمی شود.
 
اخیرا هم خانم وندی شرمن رسما اعلام کرد آنچه در جلسه گذشته، توافق شده است تا ۴ ماه آینده توسط هیچ کدام از اعضا حاضر در جلسه منعکس نشود. البته این خانم اطلاعات را به دست دشمن ایران یعنی اسراییل داد.
 
اینکه مسئولان و نمایندگان مجلس که نماینده ملت هستند را توجبه نکنیم و به نخبگان دانشگاهی احترام نگذاریم و نگوییم چه اتفاقی افتاده است؛ مجلس، دولت، نخبگان دانشگاهی و مردم نمی توانند از این سیاست خارجی پشتیبانی کنند.
 
سیاست خارجی در خلاء و سیاست خارجی بدون حمایت مردمی به نتیجه نمی رسد! لذا سیاست خارجی تا این لحظه به حسب ظاهر لبخند بوده است اما با کمال تاسف باید گفت که دستاوردهای ۱۰ سال گذشته انرژی هسته ای را از دست داده است و وارد مرحله دوم و خطرناکی شده که دشمن اراده اش را در سیستم موشکی و دفاعی ایران تحمیل کند و سراغ ادعای واهی و حقوق بشری و غیره رفته است، لذا من افق روشنی را برای سیاست خارجی موجود نمی بینم و متاسفانه باید بگویم که سیاست خارجی موجود راه به جایی نخواهد برد و پیشاپیش مشخص است این سیاست خارجی به عزت جامعه ما نمی انجامد.
 
 
هیچ استادی حاضر نیست در دانشگاه و در یک مناظره «منطقی» از این توافق نامه دفاع کند
 
این موضوع تقریبا برای همه ملموس است و با توجه به دعوت از جامعه سراسری دانشگاهی کشور برای دفاع از تیم مذاکره کننده هسته ای، کماکان هیچ استادی نیست که بتواند در کف دانشگاه و در یک مناظره «منطقی» از این توافق نامه دفاع کند و پیش بینی من این است که در روزهای آینده به سمت بسته شدن شرایط  نقد و بررسی این توافق نامه پیش می رویم و کار به جایی می رسد که در این زمینه کسی نباید صحبت کند و اگر این اتفاق بیفتد و اگر دستگاه امنیتی کشور وارد شود و نگذارند کسی صحبت کند موضوع زیر زمینی می شود و زیر زمینی شدن قضیه به شایعه بیشتر دامن می زند و به ضرر دستگاه دیپلماسی کشور خواهد بود.
 
خود دستگاه دیپلماسی کشور که موضوع را برای مجلس، دانشگاهیان و مردم شفاف نمی کند، کسانی هم که قرار است از این مقوله دفاع کنند هیچ چیزی در دست ندارند و نمی دانند توافقات چه بوده است و این حرفی که خانم وندی شرمن زده است که قرارداد تا ۴ ماه دیگر محرمانه بماند، این یعنی چه؟ ما تا کجا را تعهد داده ایم. من ۱۰ سال  پیش این موضوع را زمانی که سایت های ما پلمپ شده بود توضیح دادم و به ورزش جوجیتسو و ورزشهای کره ای و ژاپنی استناد می کردم. بند انگشت را اگر رو به بالا بپیچانیم در قاعده مکانیک و اهرم ها می شکند و بند بعدی را با خود می آورد و بندهای بعدی و آرنج لذا در جوجیتسو با فشار دادن یک انگشت یک فرد ۸۰ کیلویی را زمین گیر می کنند.
 
 
توافقنامه ژنو یقه ما را دست دشمن داد
 
ما در پرونده هسته ای بند انگشتمان را دست دشمن داده ایم و حالا سراغ محور دوم رفته است و می گوید موشکهایتان و محور سوم می گوید حقوق بشر. در دفعه قبل نیز ما تذکر دادیم اما پلمپ شد سپس نظام ایستاد و رفع پلمپ کرد و تا سوخت ۲۰ درصد هم رفتیم. شهید شهریاری و دانشمندان هسته ای ما را در این زمینه به خودکفایی مطلق رساندند. دشمنان در مقابل ما ۲ عملیات ویژه انجام دادند. دشمن ابتدا با ویروس اکستاکس نت سانتریفیوژها را آنقدر دورشان را تند کردند که بعضی از آنها ذوب شدند که خسارت مالی بالا داشت اما نتوانست نتیجه دهد.
 
لذا تروریسم سایبر را کنار گذاشتند و سراغ تروریسم مستقیم آمدند و کف خیابان دانشمندان ایرانی را شهید کردند. در فاز بعدی گفتند حمله نظامی می کنیم تاسیسات را از بین می بریم آن زمان دست ایران آزاد بود. هم انرژی هسته ای را پیش می بردیم هم هر وقتی می خواستند اقدامی کنند می توانستیم مقابله کنیم. اما الان در تاسیسات اراک بر اساس متن توافق امکان فعالیت نیست. الان یقه ما دست دشمن است. دیپلماسی که دست ما را به دست حریف بدهد، معلوم است که در نهایت بتواند دست ما را آزاد کند، این معلوم است نتیجه اش چه خواهد بود. 
 
 
قبلا هم گفتیم «گفتگوی تمدنها»، بعد محور شرارت شدیم
 
 مردم امید به مذاکرات نبندند که پس از مذاکرات وضعشان خوب می شود چون اقتصاد غرب فروپاشیده تر است. لذا این دوران هم دوره ای است برای افشای بی اعتمادی بیشتر ما به آمریکا که آمریکا قابل اعتماد نیست.
 
یک بار دیگر ۱۰ سال پیش به غرب گفتیم شما خوب هستید و در سازمان ملل گفت و گوی تمدن ها را مطرح کردیم و ۱۵۰ کشور رای دادند و سال ۲۰۰۱ سال گفت و گوی تمدن ها شد و آمریکا همان سال ما را به عنوان محور شرارت معرفی کرد. ما در دنیا حرفی زدیم و به عنوان گفت و گو،به عنوان صلح و آنها ما را در لیست محور شرارت قرار دادند.
 
 امسال گفتیم هولوکاست بوده و واقعا ۶ میلیون یهودی را اروپایی ها در کوره ریختند و سوزاندند و چون آلمانی ها این کار را انجام داده اند فلسطینی ها کشورشان غصب شود، اصلا شما درست می گویید ولی آنچه در کاخ سفید ورد زبانشان است، «گزینه های روی میز است». لذا این گزینه ها روی میز است که به تعبیر رهبری فرمودند که مثلا چه غلطی می خواهید بکنید. وزیر خارجه ایران نمی داند اما ۶۷ درصد انرژی جهان در اطراف ایران است اما اگر جمهوری اسلامی اراده کند و مورد تعرض قرار گیرد این انرژی یک قطره اش هم به جای دیگر ارسال نمی شود.
 
 
انگار وزیر خارجه ما روی کره زمین نبود و نمی داند در ۴ جنگ نیابتی آمریکا را شکست دادیم
 
گویا وزیر خارجه ایران آن زمان در ایران و کره زمین نبود و خبر نداشت که ۴ تا جنگ اتفاق افتاد که به آن  proxy war  گفتند که یعنی جنگ نیابتی. آمریکایی ها گفتند در جنگ ۳۳ روزه حزب الله لبنان بود به نیابت از ایران و اسرائیل به نیابت از آمریکا و غرب بود که حزب الله پیروز شد.
 
دیگری در جنگ ۲۲ روزه غزه. وزیر خارجه نمی داند که در باریکه غزه که عرضش حداکثر ۲ کیلومتر و طولش حداکثر ۴۰ کیلومتر ارتش افسانه ای اسرائیل می خواست آنجا را نابود کند. اعلام شد جنگ نیابتی بوده است و حماس و جهاد اسلامی به نیابت از ایران و اسرائیل به نیابت از امریکا. باز گفتند ایران پیروز شده است. در جنگ سوم که در سال ۹۱ و در ماه محرم بود ۸ روز جنگ شد. محمد مرسی و رجب طیب اردوغان مدعی بودند که  کار از دست ایران در آمده و گفتند ما مدافع فلسطبن هستیم ایران ۴ روز را نظاره گر بود و در حالی که ملت فلسطین در حال قتل عام بود.
 
جریان حماس هم سمت محمد مرسی و ترکیه رفته بود. چهار روز اول ملت فلسطبن را قتل عام کردند. چهار روز دوم راکت هایی ۳۳۳ میلمتری فجر ایران از غزه به تل آویو شلیک شد و گنبد سیستم دفاعی اسرائیل را شکافت و به تل آویو اصابت کرد. اسرائیل از آمریکا خواست وارد ماجرا شود و این جنگ را تمام کند.
 
 
وزیر خارجه ایران به جای توجه به اصول استراتژیک در دیپلماسی، به دنبال فیس بوک بازی است
 
همان موقع قسمتی که همواره تلویزیون پخش می کرد این بود که رهبر انقلاب فرمودند هر کجا اسرائیل باشد یک طرف مقابلش ایران است. وزیر خارجه ایران گویا در ایران و کره زمین نبود و خبر نداشت که در proxy war  ایران  بود که پیروز شد. همین الان ۳۴ ماه است آمریکا، اروپا، ترکیه، قطر، اسرائیل ،عربستان و اردن تلاش کردند تا سوریه سقوط کند اما ایران جلویش را گرفت. لبنان و فلسطین هم همینطور.
 
 ما ایستادیم و مقاومت کردیم و صحنه را طوری مدیریت کردیم که صدام که دشمن ما بود را یک دشمن دیگر ما یعنی امریکا نابود کرد. به اصل استراتژیک سونتزو عمل کردیم که می گوید با دشمنتان نجنگید به دشمنتان حمله نکنید بلکه به مبانی اش حمله کنید.
 
اما اینها را که وزارت خارجه ما نمی داند، بنده خدا وزیر خارجه ما  فکر می کند در فیس بوک صفحه راه بیندازد (تشویق دانشجویان) و ما به جوانانمان بگوییم که اگر در فیس بوک صفحه ای درست کردی آنجا سازمانی است به نام NSA  روزی همه اطلاعات را می دزدد،۳.۵ میلیارد پیام را می دزدد از طریق موبایل و شبکه های اجتماعی.
 
 
اولین کاری که این دولت کرد همایش هالیوودیزم و افق نو را تعطیل کرد
 
 اما وزیر خارجه ما NSA و آمریکا را تهدید نمی داند چون آنجا درس خوانده و بزرگ شده است و آن سیطره را قبول دارد. ایشان شناختی از توان استراژیک جمهور اسلامی ندارند. یکی از دوستان اینها (محمود سریع القلم) می گفت باید سیاست خارجی پوپولیستی را از کف جامعه جمع کرد.کی گفته است لبو فروش و راننده تاکسی در سیاست خارجی دخالت کنند؟ مردم در روز ۲۲ بهمن ۵۰ میلیون کف خیابان ها راهپیمایی کردند و گفتند گزینه روی میز ما شهادت است. این دوستان می گویند کلا رسانه ها و منتقدان ساکت باشند، هولوکاست را کاری نداشته باشند، لذا اولین کاری که این دولت کرد همایش هالیوودیزم و افق نو را تعطیل کرد.
 
وقتی که جان کری می خواهد نتایج مذاکرات را بخواند عناصر ضد جمهوری اسلامی و ضد دولت ایران  را پشت سرش در دوربین نشام می دهد و با این کار می خواهد بگوید آن کسی که از دید من معتمد و قابل اعتماد است ضد انقلاب ایران است. دوستان وزارت خارجه ما اعتقاد دارند در مذاکره هرچیزی که در آستین داریم باید رو کنیم. در حالی که وقتی پای میز مذاکره می رویم باید آستین مان پر باشد.
 
کشور روسیه با پرونده هسته ای ایران ۱۲ سال است معامله می کند. برای مثال می گویند آقا ما در کشورمان کاری می کنیم کسی هولوکاست را نگوید اما قیمت این که کسی هولوکاست را نگوید چقدر است؟ می گویند همه بدهی ها را می دهیم. اما نباید بپذیریم. باید سر اینها در مذاکرات معامله کرد نه اینکه خودمان دو دستی همه چیز را تقدیم کنیم. دوستان ۱۰ سال پیش ابتدا دست هایشان را خالی کردند و رفتند پای میز مذاکره و این بار هم با دست خالی رفتند. یعنی خودشان دست خودشان را قبل مذاکره خالی می کنند.
 
  
ماحصل ۸ سال تلاش امثال شهید شهریاری و احمدی روشن را دودستی تقدیم دشمن کردیم
 
 آنچه که دادند ماحصل تلاش سالهای قبل بود. امثال شهید شهریاری و احمدی روشن ما را به سوخت ۲۰ درصدی رساندند و دوستان تیم مذاکره کننده گفتند بفرمایید آنچه خودمان تولید کردیم را کنار می گذاریم؛ دیگر چه؟ غرب موضوع موشک ها را مطرح کرد موشک را هم که این دوستان تولید نکردند حسن طهرانی مقدم تولید کرده بود. موشک ها را هم می دهیم! البته طرف غرب به این راضی نیست و می گوید حزب الله لبنان را کنار بگذار، حجاب خانم ها در خیابان را کنار بگذار و ... این سیاست خارجی به هیچ نتیجه ای نمی رسد.
 
 
شرایط ما قبل تسلیت است!
 
امروز به این دوستان می گوییم ما از انرژی هسته ای که ۱۰ سال پیش برایش شهید نداده بودیم دفاع کردیم. این بار دیگر بر نمی گردیم. لبخند دیپلماتیک باید پشتوانه داشته باشد ما که چرخ سانتریفیوژها را متوقف کردیم تا زندگی مردم بچرخد. اثر عمومی این باید دیده شود چون سیاست اقتصادی بر اساس این سیاست خارجی بنا شده است لذا این نتیجه حاصل نشده است. پس به تعبیر امام  جمعه تهران که گفتند بابت اتفاقات هسته ای باید تسلیت گفت؛ شرایط ماقبل تسلیت است ...صبر کنید!




نوع مطلب : مقالات، افشاگری، سیاسی، رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال امنیت بدون مرز (حسن عباسی)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
به نظر می رسد پایان خوشی برای نوه امام در این سناریو دیده نمی شود؛ چنانچه پیش از این نیز محمد علی ابطحی در گفتگویی که شهریور ماه سال ۸۶ با یکی از سایت های خبری داشت، با اشاره به مبنای عملکرد هاشمی رفسنجانی در عرصه سیاسی کشور گفته بود: «من آقای هاشمی را نه اصلاح طلب می دانم نه اصولگرا. آقای هاشمی یک مبنایی دارد که بر اساس آن عمل می کند و هر جا منافعش در آن مبنا اصولگرایی باشد از اصولگرا ها حمایت می کند و هرجا منافعش اصلاح طلبی باشد از اصلاح طلب ها حمایت می کند. در طول این سالیان بعد از انقلاب، هم مخالفت ها و فشارهای زیادی از سوی آقای هاشمی علیه اصلاح طلب ها دیده شده هم حمایت!»
گروه سیاسی- رجانیوز:  هاشمی رفسنجانی روز گذشته در یک میتینگ سیاسی که به نام یادبود مرحوم خدیجه ثقفی همسر امام راحل برگزار شد، اظهارات معناداری بر زبان راند که بخشی از آن به تعریف و تمجیدهای عیجب و غیر طبیعی وی از سید حسن خمینی بر می گردد.
 
به گزارش رجانیوز، وی در بخشی از سخنانش با «علامه» نامیدن حسن خمینی اظهار داشت: «علامه حجت الاسلام و المسلمین حاج حسن آقا خمینی مجتهد نمونه ای است که با هوش بالا به خوبی مسایل را تحلیل می کند و درس خارج ایشان در قم مورد توجه است.»
 
شاید بتوان از این بخش از اظهارات هاشمی، تحلیل های متفاوتی ارائه کرد اما نکته ای که معمولا در این میان کمتر مورد توجه قرار می گیرد، سابقه هاشمی در تعریف و تمجید از برخی چهره ها و سنگر گرفتن در پشت نام آنها است چنانچه بازخوانی تاریخ نشان می دهد پیش از این نیز وی در سال ۸۸ با مطرح کردن میرحسین موسوی و به صحنه کشاندن وی، نهایت استفاده خود از حضور او در انتخابات را انجام داد.
 
حال به نظر می رسد جدیدترین پروژه هاشمی رفسنجانی مطرح کردن سید حسن خمینی و سنگر گرفتن پشت تابلوی بیت امام و نوه بنیانگذار انقلاب است تا به این وسیله، اهداف پیدا و پنهان خود را جلو ببرد، اگرچه ممکن است در شرایط کنونی «علامه» گفتن وی به حسن خمینی مورد خوشایند وی و بسیاری از اصلاح طلبان باشد اما به نظر می رسد پایان خوشی برای نوه امام در این سناریو دیده نمی شود؛ چنانچه پیش از این نیز محمد علی ابطحی در گفتگویی که شهریور ماه سال ۸۶ با یکی از سایت های خبری داشت، با اشاره به مبنای عملکرد هاشمی رفسنجانی در عرصه سیاسی کشور گفته بود:
 
«من آقای هاشمی را نه اصلاح طلب می دانم نه اصولگرا. آقای هاشمی یک مبنایی دارد که بر اساس آن عمل می کند و هر جا منافعش در آن مبنا اصولگرایی باشد از اصولگرا ها حمایت می کند و هرجا منافعش اصلاح طلبی باشد از اصلاح طلب ها حمایت می کند. در طول این سالیان بعد از انقلاب، هم مخالفت ها و فشارهای زیادی از سوی آقای هاشمی علیه اصلاح طلب ها دیده شده هم حمایت!»
 
جالب آنکه در دوره دوم خرداد نیز هاشمی رفسنجانی از سوی اصلاح طلبان مورد همین رفتار قرار گرفت و بسیاری از چهره های شاخص دوم خردادی با هجمه های فراوان علیه هاشمی، تا حدی به وی تاختند که او را مجبور به انصراف از حضور در مجلس ششم کردند؛ هر چند همان طیف چند سال بعد با بالا بردن تابلوی هاشمی در انتخابات ۸۴ مدعی حمایت از وی شدند و بعد از آن نیز اعلام کردند نباید آن رفتارها را در برابر هاشمی انجام می دادند اما «تشابه رفتاری هاشمی و اصلاح طلبان با یکدیگر» در سالهای گذشته، امروز می تواند درس عبرتی برای سید حسن خمینی جوان باشد و شاید علامه گفتن های امروز هاشمی تاریخ انقضای زودرسی داشته باشد! تاریخ چنین نشان می دهد و می توان برای راستی آزمایی این مساله، باز هم منتظر بود و در پس گذر زمان قضاوت دقیق تری کرد.




نوع مطلب : فتنه های نزدیک ظهور در ایران، سیاسی، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

کسانی که نزد پروردگار «ملعون» هستند

/ 1- اهل کتابی که کفار را هدایت شده‌تر بخوانند

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ أُوتُواْ نَصِیبًا مِّنَ الْكِتَابِ یُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَیَقُولُونَ لِلَّذِینَ كَفَرُواْ هَؤُلاء أَهْدَى مِنَ الَّذِینَ آمَنُواْ سَبِیلًا * أُوْلَئِكَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللّهُ وَمَن یَلْعَنِ اللّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ نَصِیرًا (النساء، 51و52)

آیا كسانى را كه از كتاب [آسمانى، مثل مسلمان، یهود، مسیحی] نصیبى یافته ‏اند ندیده ‏اى كه به جبت و طاغوت ایمان دارند و در باره كسانى كه كفر ورزیده ‏اند مى ‏گویند اینان از كسانى كه ایمان آورده ‏اند راه‏یافته ‏ترند * اینانند كه خدا لعنتشان كرده و هر كه را خدا لعنت كند هرگز براى او یاورى نخواهى یافت.
لعنت، دوری از رحمت الهی و ملعون دور شده از رحمت است. ما نیز بسیار دیده‌ایم (أَلَمْ تَرَ) که برخی، به رغم آن ظاهراً اهل کتاب (مسلمان، یهودی، مسیحی، زرتشتی و ...) هستند و حتی نسبت به کتاب خودشان (دعوت الهی) علومی هم کسب کرده‌اند، دل‌شان هم چنان به طاغوت‌ها محکم می‌شود و در واقع به آنان ایمان دارند [مثل غرب‌زده‌های عصر حاضر، به ویژه آنان که مدعی‌اند اهل علم به دین‌شان می‌باشند]. اینان همیشه در توجیه این شرک جاهلانه خود مدعی می‌شوند که آنها خیلی بهتر از این مؤمنین هستند و راه آنان هدایت شده‌تر و خودشان کامل‌ترند! خداوند می‌فرماید: این گروه نزد پروردگار عالم، ملعون هستند.


منبع : xشبهه





نوع مطلب : سیاسی، تحلیل های آخرالزمانی در عصر حاضر، جنگ نرم، شبهه ها، سبك زندگی اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 163 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic