نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
 روح‌الله رفیعی، مستندساز با اشاره به حضور مستند «TF Down» در جشنواره عمار با توضیح برخی جزئیات از این مستند درباره پروژه کنترل جمعیت در ایران گفت: در این زمینه سندی 270 صفحه‌ای از کیسنیجر ارائه کرده‌ایم.
 
روح‌الله رفیعی، مستندساز در گفت‌وگو با  فارس با اعلام خبر ارسال مستند «TF DOWN» به جشنواره مردمی فیلم عمار درباره چرایی ارسال مستندش به این جشنواره گفت: عمار یک جبهه و یک دو کوهه است که باید به درون آن رفت تا برای اعزام شدن به جنگ نرم آماده شد.
 
 * جشنواره عمار یک قرارگاه برای هنرمندان انقلاب اسلامی است
 
 وی با بیان اینکه این مستند را برای این بخش «جنگ نرم» این جشنواره ارسال کرده است، افزود: جشنواره عمار یک قرارگاه برای هنرمندان انقلاب اسلامی است و باید ولو یک سیاهه‌ای هم تو این جشنواره می‌بودیم البته فیلمی هم سال گذشته داشتم که دیده نشد.
 
رفیعی در ادامه درباره چرایی ساخت این مستند که به بررسی اسناد و چگونگی انجام پروژه کنترل جمعیت در ایران می‌پردازد، گفت: موضوع این مستند از دهه 70 در ذهن من بود تا اینکه در اوایل دهه هشتاد روی این قضیه تمرکز کردم که چرا در کشور تمایل به کم کردن جمعیت وجود دارد و از سال 86 جدی این قضیه را دنبال کردم که یک کار مطالعاتی ـ تحقیقاتی عظیم از ما برد که کار را ریشه‌یابی کردیم.
 
وی با اشاره به انتقادات موجود به پروژه کنترل جمعیت در ایران، افزود: در آن سال‌ها وقتی این انتقادات را به آقایان می‌گفتیم می‌خندیدند که گرانی و فقر و فساد است اما قدیم‌ها که جمعیت بیشتر بود و الان وضعیت بهتر شده و معشیت مردم بهتر است.
 
رفیعی ادامه داد: این شد که آرام آرام اسنادی جمع‌آوری کردیم و دیدیم هر چه جلوتر می‌رویم بوی گند این قضیه بیشتر می‌شود که در واقع ما در جاهایی بازی خوردیم البته صحبت‌هایی می‌شنیدیم که آقایانی چون مرندی و زنجانی و اساتیدی که این طرح را در سال 68 - 67 اجرایی کردند را ضد انقلاب می‌خواندند در صورتی که این نیست بلکه کسانی هستند که برای دین و سلامت مردم دلسوزی داشتند و آمدیم گفتیم فردی چون مرندی نمی‌تواند ضد انقلاب باشد.
 
* پروژه کنترل جمعیت در ایران موجب از بین رفتن سبک زندگی ایرانی شده است
 
وی با اشاره به روند شکل‌گیری پروژه کنترل جمعیت در ایران، تصریح کرد: بعد ما به سراغ ریشه‌های این پروژه رفتیم و دیدیم اشتباهی صورت گرفته و پایش سالانه در نظر گرفته نشده به این معنا که ما بین سال‌های 61 تا 64 شاهد انفجار جمعیتی بودیم این جمعیت به شکل عجیب غریبی رشد کرد که در آن سال‌ها افرادی چون آیت‌الله منتظری و ... که در نماز جمعه‌ها می‌گفتند مردم بچه به دنیا بیاورید که این جنگ طولانی است در این امر موثر بودند.
 
رفیعی افزود: سال 65 سرشماری شد و معلوم شد جمعیت وحشتناک رشد کرده است لذا برنامه را بر اساس توقف تنظیم کردند که رشد از 6.4 باید به 4 می‌رسید قرار این برنامه 20 ساله بود و کارها آغاز شد اما در سال 72 یعنی زودتر از موعد به نتیجه رسید و ما به اهدافمان رسیدیم.
 
وی ادامه داد: در این سال دوره دوم آقای هاشمی و اوج حضور لیبرال‌ها و کارگزاران است و با وجود رسیدن به اهداف پروژه کنترل جمعیت، قانونی به مجلس رفت و تصویب شد که تبدیل به مدل کار در جمهوری اسلامی شد و تنظیم خانواده جزو مصادیق سلامت زنان شناخته شد و ما وقتی سراغ آدم‌های این کار می‌رویم انگیزه آنها منطقی است مثل سلامت زنان، سلامت بچه‌ها اما یک خبطی رخ می‌دهد آن هم اینکه آقایان در زمین دشمن کار می‌کنند مدل کار مدل غربی می‌شود.
 
سازنده مستند «TF DOWN» با اشاره به مشکلات ایجاد شده در پی اجرای پروژه کنترل جمعیت در ایران، تاکید کرد: این طرح باعث می‌شود رفاه طلبی در جامعه ایرانی زیاد شود و نمادهایی چون ایثار، از خود گذشتگی، قناعت در سبک زندگی ایرانی کم و به تدریج حذف می‌شود و فرهنگ و شیوه زندگی ما به سمت غربی شدن برود.
 
* ارائه سندی از کیسینجر درباره حرکت پروژه کنترل جمعیت ایران در زمین غرب
 
وی با بیان اینکه هم‌اکنون و در سال 91 نرخ زاد و ولد در ایران به 1.3 (به ازای هر 10 خانوار 13 نفر) رسیده است، افزود: این یعنی تک فرزندی در ایران رواج پیدا کرده است و این تاثیرات بسیاری در شیوه زندگی تقریبا قبیله‌ای ما ایرانی‌ها دارد که پیوندهای خانوادگی به صورت گسترده، پیچیده و تنیده‌ای دارند چرا که این پیوندها بخشی از فشارهایی که قرار است به دولت بیاید را خود بخود در خانواده‌ها حل می‌کند و این تک فرزندی خانواده‌ها را به نوعی به سمت رشد مستقل می‌برد و باعث می‌شود چیزی به نام خاله، عمو، دایی و عمه در آینده وجود نداشته باشد و نبود این پیوندها منجر به ایندیویژوالیسم می‌شود که آنگاه فرد به دنبال منافع جمعی نیست و این ساختار اسلامی ایرانی ما سازگاری ندارد.
 
روح‌الله رفیعی در ادامه با بیان اینکه TF مخفف نرخ موالید است و Down به معنای پایین  و سقوط است و اسم مستند به معنی «سقوط نرخ موالید» است، درباره مراحل تولید این مستند گفت: ما از اردیبهشت کار تولید این مستند را شروع کردیم و با مشغله‌های مسئولان و کارشناسان تا چند هفته قبل تولید ما طول کشید و در این مستند سراغ اکثر مبدیان طرح و کسانی که آمار در اختیار دارند رفتیم و به صورت مستدل در این زمینه کار کردیم.
 
وی با بیان اینکه این مستند 52 دقیقه است و فعلا قسمت اول آن آماده شده است، افزود: در قسمت اول به ریشه این قضیه از سال 45 پرداختیم که به دست‌های پشت پرده این قضیه ازجمله منافع جریان فمینیسم و نقش آن در این زمینه پرداختیم و همچنین سندی از کیسنیجر را ارائه کردیم که  270 صفحه است و تقریبا 20 سال پیش به صورت اتفاقی روی وب منتشر می‌شود و بعد معلوم می‌شود به کلی سری بوده است.
 
رفیعی ادامه داد: در این سند آمده که به دلیل اینکه بحران جمعیتی در کشورهای در حال توسعه موجب شده که منابع مورد احتیاج غرب توسط خود این کشورها استفاده شود باید با طرح تنظیم خانواده در دنیا به افزایش سلامت کشورهای غربی و کاهش جمعیت در کشورهای هدف اقدام شود و این کشورهای هدف، چین، ایران، سوریه، عراق، ترکیه، پاکستان و ... است.
 
* وزارت بهداشت با مستند «TF DOWN» همکاری نکرد
 
این مستندساز با بیان اینکه علت دیگر و فرضیه دیگر جنگ است که در مستند «TF Down» به آن پرداخته نشده، با اشاره به نقش IPPS و سازمان جمعیت جهانی در پروژه کنترل جمعیت در ایران، تصریح کرد: سند دیگری که در این مستند به آن پرداختیم نقش IPPS است که چنین مجموعه‌ای در آمریکا یک میلیون سقط جنین انجام می‌دهد که پشت پرده سقط جنین مافیاهای آرایشی ـ بهداشتی و برخی مواد غذایی‌ها هستند که جنین را سقط می‌کنند و این سقط درآمدزاست و در ایران هم انجمن IPPS وجود دارد.
 
وی افزود: در ایران مراجع در بحث تنظیم خانواده فتوا دادند که اگر منجر به عقیم دائمی نشود اشکال ندارد اما با مراکز وازکتومی و توتبکتومی عملا عقیمی صد درصد داریم و این مراکز با پول صندوق جمعیت جهانی در ایران ایجاد شد و وزارت بهداشت اعلام کرده که با این پول کتاب احکام کنترل جمعیت چاپ کرده و یا متخصص ارسال کرده است و ... این در اسناد وزارت بهداشت موجود است که البته وزارت بهداشت با ما همکاری نکرد بلکه از یک جایی تنها یک گزارش رسمی آنها به دست ما رسید.
 
* قسمت دوم «TF DOWN» به مدل ازدیاد جمعیت می‌پردازد
 
رفیعی همچنین با بیان اینکه قسمت دوم «TF Down» درباره بایدها و نبایدهای پروژه کنترل جمعیت است، گفت: قسمت دوم این مستند الان در حال تدوین است و در قسمت دوم هم با توجه به فرمایش مقام معظم رهبری به نظر می‌رسد مسئولان برای اینکه این مساله را از سر خود باز کنند با ساده‌ترین نوع برخورد در حال اقدام هستند.
 
وی افزود: مقام معظم رهبری فرمودند ایران می‌تواند 150 میلیون جمعیت داشته باشد و این دو وجه دارد یکی مسئولان که باید زیر اسخت بسازند و بخش دیگر مربوط به مردم است که البته مسئولان بیشتر از مردم مورد خطاب هستند.
 
رفیعی ادامه داد: مدل جمعیت زیاد کردن نیز مهم است که در این زمینه بحث آموزش و بهداشت را داریم و آینده‌شناسی دهه 60 را داریم که درباره جمعیت پیر آینده چه فکری شده است؛ از کارشناسان سالمندان تا قبرستان همه مهم است که در بخش دوم مستند آنها را اجرایی‌تر بحث کردیم.


ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، افشاگری، سیاسی، فرهنگی، خبرها، مدارک دخالتهای غرب در ایران امروز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نمایش فیلم مستهجن در کلاس درس فیلم‌سازی!

در دو نوبت به عنوان ناظر به مرکز تولید فیلم اسلامی در خیابان ولیعصر رفتیم؛ در بار دوم که به صورت سرزده بود، دیدیم ...

به گزارش خبرگزاری دانشجو، سیدمحمد جوزی، برادر شهیدان جوزی در اعتراض به وضعیت فعلی سینما، خاطرات خود در بازرسی از یکی از مراکز فیلمسازی را بیان کرد.
 
وی به خاطره‌ای از سال‌های مدیریت علی لاریجانی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اشاره کرد و گفت: در دو نوبت به عنوان ناظر به مرکز تولید فیلم اسلامی در خیابان ولیعصر رفتیم؛ در بار دوم که به صورت سرزده بود، دیدیم در یکی از اتاق‌ها یک فیلم مستهجن به نمایش گذاشته‌اند.

دختر و پسر به اسم کلاس درس در آن اتاق حضور داشتند؛ این فیلم را از مسئول پخش گرفتیم، اما قبل از اینکه گزارش را تحویل وزیر بدهیم، علیه ما حرف درست کردند که اینها کلاس مقدس درس را بر هم زده‌ و مانع تدریس شده‌اند.

زمانی که فیلم را به علی لاریجانی نشان دادیم، وی پس از دیدن تصویر اول حاضر نشد، ادامه فیلم را ببیند.
 
متاسفانه مدیر آن دستگاه هنوز هم در مسئولیت‌های فرهنگی کشور حضور دارد و همان‌ها که در آن کلاس حضور داشتند هنرمندان سینمای امروز ما هستند؛ با این اوضاع نمی‌توان توقعی از این گونه سینما داشت.

وی به اوضاع فساد در سینما اشاره کرد و گفت: اوضاع آنقدر خراب است که محمدعلی کشاورز گفته اگر دخترم هنرپیشه می شد، سرش را می‌بریدم.



ادامه مطلب


نوع مطلب : افشاگری، خبرها، فرهنگی، تفکرات غرب زده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
هشدار اداره بهداشت کالیفرنیا درباره "قلیان"

مسئولان اداره بهداشت کالیفورنیا نسبت به افزایش سرسام آور استعمال قلیان و قهوه خانه های ارائه دهندۀ قلیان در این ایالت هشدار داده اند.
به گزارش العالم، دکتر رون چپمن مدیر اداره بهداشت کالیفرنیا با تاکید بر این که مضرات قلیان اگر بیشتر از سیگار نباشد، کمتر نیست؛ گفت: شمار استعمال کنندگان قلیان در این ایالت در سالهای 2005 تا 2008 میلادی بیش از 40 درصد افزایش داشته و این یک هشدار جدی دربارۀ استعمال این مادۀ دخانی است.
 
وی افزود: استعمال قلیان در میان دختران و پسران جوان عمدتا در دانشگاه ها افزایش یافته و یک چهارم از سوال شوندگان از گروه سنی 18 تا 24 سال، دست کم یک بار قلیان را تجربه کرده اند.
 
کارشناسان می گویند، علت روی آوردن به قلیان در جامعه ناشی از این تصور اشتباه است که چون دود قلیان از آب می گذرد، ضرر و مواد سرطانی آن کمتر است؛ در حالی که توتون با طعم های میوه ای در تماس طولانی با زغال گداخته، باعث سرطان زایی بیشتر آن می شود.     
 
به گفته چپمن، یک بار استفاده از قلیان معادل کشیدن 100 تا 200 نخ سیگار است، علاوه بر آن که دخانیات عامل اصلی مرگ در کالیفرنیا با تلفاتی معادل 34 هزار کشته در سال و هزینه ای بالغ بر شش و نیم میلیارد دلار برای نظام پزشکی است، به این معنا که درمان تاثیرات دخانیات، برای هر مالیات دهنده آمریکایی سالانه 400 دلار هزینه دارد.  


ادامه مطلب


نوع مطلب : خبرها، فرهنگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
داستان هنرپیشه‌ای که مسلمان شد

چارقد: برخلاف تبلیغات وسیع رسانه‌های غربی، هر روز که می‌گذرد، بر تعداد مسلمانان در کشورهای اروپایی و آمریکایی، افزوده می‌شود، حتی با اینکه این رسانه‌ها همواره تلاش کرده‌اند که چهره ای خشن و خطرناک از اسلام ترسیم نمایند. اما با این حال، آزادزنان و آزادمردانی که به دنبال یافتن حقیقت هستند، ایمانهای خود را تازه می‌کنند و به راه حقیقت، قدم می‌گذارند. این نسل جدید در غرب، بیشتر از میان دانشجویان، تحصیل‌کردگان دانشگاه‌ها و جوانان هستند. قشری که اسلام و معنویت را به جای مادی‌گری و لذت‌پرستی، انتخاب کرده‌اند. این تازه مسلمانان، اسلام را به عنوان تنها راه نجات بشریت، به دست آورده‌اند. تجربه گرانبهایی که می‌تواند به بسیاری از ما، جلوه‌های جدیدی از معرفت و شناخت را هدیه کند. مریم فرانسوا کراه، یکی از هزاران نمونه‌ای است که با اسلام آوردن خود، به این راه کمک کرده است.

 
سال ۱۹۹۵، چشم بسیاری در مراسم اسکار به فیلم حس و حساسیت ساخته آنگ‌لی بود. فیلمی که ستارگانی همچون اما تامپسون و کیت وینسلت در آن ایفای نقش می‌کردند. ساخته یک کارگردان از شرق دور درباره زندگی سنتی انگلیسی در یک فضای کاملا غربی. فیلمی که موفق به گرفتن جایزه اسکار بهترین فیلم اقتباسی و نامزد چند جایزه اسکار شد. این فیلم همچنین برنده چند جایزه بسیار مهم دیگر در آن سال، ازجمله گلدن گلاب، خرس طلایی و… شد.
 
در کنار تصویر ستارگان فیلم، اما تصویر دختر نوجوانی نیز دیده می‌شد. امیلی فرانسوای ۱۲ ساله که نقش مارگارت دوشو (خواهر کوچک کیت وینسلت) را بازی می کرد. دختر ۱۲ ساله ای که بسیاری برای او آینده سینمایی و هنری بسیار درخشانی را پیش‌بینی می‌کردند. کار کردن با یکی از بهترین کارگردانان و همبازی‌شدن با بهترین بازیگران، نوید یک آینده طلایی را می‌داد.
 
هشت سال بعد، دلیل شهرت امیلی فرانسوا، نه ایفای نقش‌های بیشتر بود و نه حضور در مراسم اسکار. بلکه خبری بود که در همه روزنامه‌های هالیوود و آمریکا، دست به دست می‌چرخید. امیلی فرانسوا که نام خود راحالا دیگر به مریم تغییر داده بود، نه تنها مسلمان شده بود، بلکه با انتخاب حجاب اسلامی، به عنوان مبلغ اسلامی، فعالیت می‌کرد.
 
داستان امیلی فرانسوا چه بود؟ چه اتفاقی افتاد که یک دختر هنرپیشه که تجربه حضور در مراسم اسکار را داشت، تصمیم گرفت که همه زرق و برق‌های دنیای سینما را کنار بگذارد و دست به تبلیغ اسلام بزند؟ داستان مسلمان‌شدن او، به اندازه مسیری که پشت سر گذاشته، جالب و خواندنی خواهد بود.
 
امیلی فرانسوا در ۱۹۸۳ از پدر و مادری فرانسوی – ایرلندی به دنیا آمد. دختر زیبا و باهوش خانواده که همیشه سعی می‌کرد با سوالات عجیب و غریب خود، توجه اعضای خانواده را به خود جلب کند. علاقه او به پرسیدن و کنجکاوی درباره همه چیز، باعث شد که پایش به نمایشهای سینمایی هم باز شود.
 
آنگ‌لی، کارگردان مشهور هالیوود، او را برای فیلمی که می‌خواست با وسواس و ظرافت زیادی بسازد، انتخاب کرد. به سرعت تصاویر امیلی در کنار ستارگان هالیوود، کیت وینسلت و اما تامپسون، در سراسر دنیا منتشر شد. در سال ۱۹۹۷ با بازی در فیلم “پنجه ها” و ایفای نقش در کنار ناتان کاوالری و هیس لجر تا مرز ستاره‌شدن پیش رفت و در سال ۲۰۰۰ در فیلم “روز سال نو” نقش هیتر رابه عهده گرفت.
 
اما با این حال، زندگی عادی امیلی، به همان اندازه‌ای که در دنیای سینما، پیشرفت می‌کرد، به خوبی جلو نمی‌رفت. برای او که در خانواده‌ای مسیحی به دنیا آمده بود و با آن تعالیم بزرگ شده بود، فکر کردن به چیزی که در کلیسا می‌گذشت، سخت‌تر از قبل می‌شد. به‌طوری که دیگر خود را یک کاتولیک شکاک می‌دانست. فردی که به قول خودش «به خدا اعتقاد داشت ولی نسبت به آیین و مذهبی که از آن پیروی می‌کرد بدگمان بود.» پاسخ‌های تکراری و کلیشه‌ای کلیسا، دیگر قانع‌کننده نبود. هر چه که بود، مسئله دیگری در جریان بود که امیلی را به سوی خود فرا می‌خواند. هر چه زمان جلوتر می‌رفت، تردیدها درباره مسیحیت و آئین‌های کلیسایی بیشتر می‌شد تا آنکه آن اتفاق مهم افتاد.
 
روز ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ را شاید هیچکسی در غرب فراموش نکند. از آن روز به عنوان روزی که غرب را لرزاند، یاد می‌کنند. امیلی فرانسوا، خاطرات مشخصی از آن روزها دارد. حادثه‌ای که هنوز هم درباره عوامل اصلی آن، تئوریهای مختلف و متفاوتی وجود دارد. اما کار هر گروه و جناحی که بوده باشد، یک مسئله مهم را به وجود آورد. تلاش سیاستمداران غربی و رسانه‌های حامی آنها در ایجاد و توسعه اسلام‌هراسی بر اساس این حادثه، نتیجه معکوس داد و باعث شد مردم غرب برای اولین‌بار از خواب بیدار شده و تصمیم بگیرند درباره اسلام و مسلمانان، فکر کند. به این ترتیب، گرایش به اسلام، خواندن قرآن و آشنایی با مناسک اسلامی در غرب روز به روز بیشتر می‌شد.
 
امیلی نیز که در حال تحصیل در دانشگاه بود، از این جریان جدا نبود. او می‌خواست از روی دلسوزی، دوستان مسلمان خود را راهنمایی کند تا از راه اشتباه رفته، بازگردند: «شروع به بحث و گفتگو با مسلمانان کردم بر مبنایی که احساس می‌کردم که می‌توانم به آنها کمک کنم تا با رد آنچه من به عنوان عقاید کهنه و از مدافتاده تلقی می‌کردم، بر این عقب‌ماندگی غلبه کنند.» امیلی با این دید، شروع به خواندن قرآن و زندگی پیامبر اسلام کرد. همچنین او به مطالعه کتابی پرداخت که خواستار خروج مسلمانان از اروپا شده بود. همه این عوامل به علاوه کشمکش‌هایی که در مورد این دین وجود داشت، امیلی فرانسوا را در آن زمان تبدیل به دانشجویی کرد که عمیقا به مطالعه اسلام بپردازد. اما بر خلاف آن چیزی که رسانه‌های غربی درباره اسلام و تروریسم می‌گفتند، او هیچ‌کدام از این موارد را در اسلام ندید و مهمتر آنکه اسلام را الهام‌بخش زندگی خود یافت.
 
آشناشدن او با مسائل اسلامی و گفتگو کردن با دوستان مسلمان، باعث شد که نگرشی مثبت نسبت به اسلام پیدا کند. تمام سوالات فلسفی او راجع به معاد، زندگی، اینکه برای چه به این دنیا آمده‌ایم، سرنوشت انسانها چه خواهد بود و اینکه هر کس سرنوشت خودش را با اعمال خودش می‌سازد و…. همه و همه را با خواندن قرآن دریافت. او در این زمینه می‌گوید: ” شروع مطالعه قرآن و مخاطب‌قرار دادن تمام بشریت از لحاظ روانی من را سر جایم میخکوب کرد.
 
محتوای قرآن حکایت از کتابهای مقدس پیشین می‌کرد، به گونه‌ای که من هم آن را متوجه می‌شدم و هم بسیاری از شک و تردیدهایم را نسبت به مسیحیت از بین می‌برد. قرآن، من را به بلوغی رساند که متوجه شدم سرنوشت من در گروی اعمالیست که مسئولیش به عهده‌ی خود من است. در دنیایی که نسبی‌گرایی بر آن حاکم است، مطالعه قرآن که اهداف معنوی و بنیادهای اخلاقی را مطرح می‌کند برایم بسیار جذاب بود. به عنوان شخصی که به فلسفه علاقمند بوده است، قرآن حد اعلای تمام تفکرات فلسفی است. به نحوی سازمان‌دهی شده است که به تمام سوالات عمیق فلسفی که در طول قرن‌ها در مورد وجود انسان مطرح شده است، و به اساسی‌ترین آنها که “چرا ما اینجا هستیم؟” پاسخ می‌دهد.”
 
اینها باعث شد که امیلی، دیگر دست از خواندن و تفکر درباره قرآن برندارد. و بالاخره امیلی مسلمان شد و نام «مریم» را برای خود انتخاب کرد. اما این تنها دلیل مسلمان‌شدن او نبود.
 
مریم با مطالعه تفکرات رسول اکرم (ص) عاشق پیام‌ها و دستورات اخلاقی آن بزرگوار شد. و تجلی عدالت و تعادل را در زندگی پیامبر اسلام، حضرت محمد(ص) یافت، و به این باور رسید که: «حضرت محمد(ص) مردی شبیه تمام پیامبران پیشین، همچون موسی ، عیسی و ابراهیم بود که ماموریت خطیری به عهده داشت. او انسانی صلح‌جو و یکی از شخصیت‌های بزرگ تاریخ است که بخاطر تبلیغات وسیع رسانه‌های غربی در هاله‌ای از سوء‌تفاهمات قرار گرفته. ایشان یکی از مظاهر ناشناخته تاریخ هستند.»
 
از دید مریم از جمله پیام‌ها و دستورات اخلاقی آن حضرت(ص) این است که همیشه جواب بدی را با خوبی بدهید و در همین رابطه نیز این سخن پیامبر را همواره در ذهن خود دارد و آن را سرلوحه‌ی زندگیش قرار داده است که “کسی که به شما بدی کرده را ببخشید، در همه شرایط راستگو باشید، حتی اگر به ضرر شما باشد، و به کسی که به شما بدی کرده نیکی کنید و به کسی که با شما قطع رابطه کرده بپیوندید.”
 
او در صحبت‌هایش با دیگران همواره به این نکته اشاره می‌کند که خداوند عاشق عدالت است. بنابراین اگر در زندگی با بی‌عدالتی نیز مواجه شدید، شما تنها یک وظیفه اخلاقی در مقابل خداوند دارید و آن هم این‌ست که همیشه طرفدار عدالت باشید و هرگز آن را زیر پا نگذارید.
 
بعد از مدتی کوتاه خبر مسلمان‌شدن مریم در سراسر دنیا پیچید و دوستان گذشته و جدید، متوجه مسئله شدند. شهرت مریم حالا بیشتر از قبل شده بود. پیشنهادات جدید از سوی کارگردانان جدید به سویش می‌آمد، اما مریم دیگر حاضر به پذیرفتن آنها نبود. او نه دیگر حاضر بود در فیلمهایی که حاوی صحنه‌های جنسی است بازی کند و نه دیگر حاضر بود حجاب خود را حتی به خاطر دنیای سنیما، کنار بگذارد.
 
آری، تغییرات زندگی مریم، فرا رسیده بود. بسیاری از دوستانش فکر می‌کردند که او دیوانه شده است و احتمالا این فقط یک دوره گذرا باشد و به زودی از این حالت خود پشیمان می‌شود و به حالت عادی برمی‌گردد. اما مریم نشان داد که خیال تسلیم‌شدن ندارد و با جدیت به مطالعات خود عمق بیشتری داد و نشان داد که واقعا تغییر کرده است. این تلاش برای رسیدن به حقیقت، او را به برنامه‌های پر طرفدار تلویزیونی و کنفرانس‌های مختلف رساند که در آنها به دفاع از ارزشهای اسلامی و دینی پرداخت.
 
مریم درباره نظر غرب درباره اسلام معتقد است: “در جامعه مسلمانان انگلستان مشکل اعتماد به‌نفس وجود دارد که می‌تواند با مشارکت در بحث‌ها و جلسات اسلامی این مشکل حل شود. اسلام یک دین فضایی نیست و ما وقتی مسلمان می‌شویم لازم نیست که کاملا خودمان و فرهنگمان را فراموش کنیم. اسلام خوبی‌های درون ما برجسته می‌کند و به تصحیح بدی‌هایمان می پردازد. اسلام به معنی برقراری همیشگی تعادل است و به نظر من پیام حضرت محمد برقراری همیشگی تعادل در رفتار انسان است. زیبایی اسلام زمانی به طور واقع آشکار می‌شود که از آن به عنوان وسیله‌ای برای پیشرفت جامعه، بشریت و دنیا استفاده شود.”
 
مریم فرانسوا در حال حاضر جوانی ۲۸ ساله است و در حال کامل‌کردن دکترای خود در دانشگاه آکسفورد در زمینه مطالعات مربوط به مشرق زمین است. او مدرک کارشناسی‌اش را با درجه ممتاز در زمینه سیاست‌های خاورمیانه از دانشگاه جورج توان و مدرک کارشناسی ارشد علوم سیاسی و اجتماعی‌اش را از دانشگاه کمبریج دریافت کرده است.
 
این بازیگر زن انگلیسی که به‌خاطر بازی در یک فیلم در کودکی، مشهور بوده، هم‌اکنون به‌خاطر روی‌آوردن به اسلام به عنوان زنی از طبقه متوسط تحصیل کردگان انگلیس ، مورد توجه قرار گرفته است. طبقه‌ای که هر روز بیشتر از گذشته، به آنچه که به عنوان دروغ از طرف دولت‌ها و رسانه‌های غربی به آنان گفته می‌شود، آگاه می‌شوند. آری، ندای آزادی‌خواهی اسلام‌پذیری، در سراسر خاک اروپا و آمریکا شنیده می‌شود، مگر برای گوشهایی که نخواهند صدای حقیقت را بشنوند.
 
بازنشر از مجله ساعت صفر پیش شماره ۱۸


ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، خبرها، فرهنگی، دین و زندگی، بیداری اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نشست نقد و بررسی سیاست¬های کشور در بخش جمعیت؛
ژاپن، یک چهارم ایران وسعت دارد؛ دو برابر ایران، جمعیت!/ سالخوردگی جمعیت، یک تهدید جدی است

نشست دانشجویی «نقد و بررسی سیاست‌های کشور در بخش جمعیت» در «مرکز مطالعات سیاستگذاری سلامت، بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی تهران» برگزار شد.

به گزارش رجانیوز، در این نشست مرتضی فیروزآبادی، مدیر شبكه تحلیل گران تکنولوژی ایران (ایتان) پس از بیان سابقه طرح بحث جمعیت در کشور سخنان خود را در 6 محور عنوان کرد:

 
1. طرح مسئله
 
2. مروری بر سیاست‌های کنترل جمعیت که کشور اتخاذ کرده
 
3. مسائل کشور در بخش جمعیت
 
4. ابعاد اهمیت جمعیت و پاسخ به چند شبهه
 
5. نگاهی کلی به سیاست‌های سایر کشورها
 
6. چارچوب سیاست‌گذاری پیشنهادی.
 
 
مشروح سخنان مهندس فیروزآبادی در این نشست که خبرگزاری دانشجو آن را منتشر کرده، به شرح زیر است:
 
 
در اوایل سال 89 مسئله جمعیت را به منظور تهیه برخی گزارش‌های راهبردی مورد بررسی قرار دادیم. اخیرا هم هم مصوبات شورای عالی انجام شده است و سیاست های کلی جمعیت هم در حال تدوین است. علت اهمیت بحث جمعیت در شرایط فعلی طرح بحث توسط مقام معظم رهبری است که باعث تغییر فضای کشور شده است.
 
 البته ایشان قبلا در صحبت‌های خود در دهة 70 در دیدار 13 آبان اشارة کوچکی می‌فرمایند که مسئلة تهدید نسل در کشورها ابزاری است در جهت تضعیف و ممانعت از پیشرفت و توسعه آنها. پس از آن هم موارد جزئی در صحبت‌های ایشان بوده است. در سال‌های اخیر اولین باری که ایشان بطور جدی این مسئله را مطرح فرمودند، اردیبهشت ماه سال 89 در جلسه با روحانیون مجلس بود که بطور صریح در مورد مسئلة جمعیت صحبت می‌کنند که خبر آن به طور ضمنی در آن زمان در رسانه ها منتشر شده است. 
 
ایشان مجموعا معتقدند که پیشرفت‌های امروز ما ناشی از همان افزایش جمعیت اول انقلاب است، این مسئله با نگاه بسیاری از افراد که هنوز هم افزایش جمعیت را تهدیدی برای کشور می‌دانند، متفاوت است. البته این متفاوت از مسئله‌ای است که ما باید با چه سیاستی جمعیت را تحدید می‌کردیم. 
 
مقام معظم رهبری تا به حال طی 3 جلسه صراحتاً به موضوع جمعیت اشاره كردند؛ دیدار با کارگزاران نظام در سال 90 و ابتدای ماه مبارک رمضان، دیدار با کارگزاران نظام در سال 91 ابتدای ماه مبارک رمضان و از همة آنها جدی¬تر دیدار با مردم بجنورد. 
 
مسئلة افزایش جمعیت در سالهای گذشته در لایه‌های تصمیم سازی کشور، مدافعان جدی داشته و دارد لیکن فضای عمومی ایجاب نمی‌کرده که کسی به بیان آن بپردازد تا این که مقام معظم رهبری فضای عمومی را تغییر دادند و الان امکان طرح بحث در این زمینه وجود دارد. 
 
آنچه باید اتفاق بیفند یکی اصلاح ساختارهای گذشته است و دیگری پاسخ به یک‌سری شبهاتی که در جامعه وجود دارد. مطالبی که الان خدمت شما عرضه می‌کنم از کارهای سال 89- 90 است که در شبکه تحلیلگران تکنولوژی ایران انجام شده است. البته اگر کسی بخواهد مطالعات دقیق‌تری انجام بدهد باید با افراد متخصص صحبت کند و یا به مستنداتی که وجود دارد مراجعه کند.
 
در اینجا 6 محور بحث مطرح است؛ 1. طرح مسئله 2. مروری بر سیاست‌های کنترل جمعیت که کشور اتخاذ کرده، 3. مسائل کشور در بخش جمعیت، 4. ابعاد اهمیت جمعیت و پاسخ به چند شبهه 5. نگاهی کلی به سیاست‌های سایر کشورها و 6. چارچوب سیاستگذاری پیشنهادی.
 
1- طرح مسئله
 
در بحث طرح مسئله، با خاستگاه سیاست‌های کنترل جمعیت در دهه هفتاد روبه‌رو می‌شویم: اول رشد فزاینده جمعیت در اول انقلاب و به تبع آن نگرانی از تأمین منابع حیات و مشکلات زندگی. سیاست های جمعیت در دهه هفتاد آغاز شد و در برنامه‌های توسعه اول و دوم، قانون کنترل جمعیت مصوب مجلس شورای اسلامی و برخی دیگر از آیین نامه ها و قوانین تجلی پیدا کرد.
 
نتایج سیاست‌های اتخاذ شده
 
نرخ رشد ما در سال 1365، حدود 9/3 بوده است و در سال 1388 حدود 3/1 درصد رسیده است و الان هم ظاهراً همین عدد است. ما بین سال‌های 85 و 86 تاکنون شاهد تغییرات اندک در این شاخص‌ها هستیم. البته همانطور که شما عزیزان با مفاهیم آشنا هستید، نرخ رشد شاخص دقیقی نیست و شاخص دقیق‌تر، نرخ باروری است که مفهوم آن عبارت است از: تعداد فرزندان هر مادر در دوره‌ای که توانایی فرزندادار شدن دارد.
 
اگر در آنجا عدد 2.1 را قرار دهید (1/0 را برای تلفات در نظر می‌گیرند) عدد 2 بیانگر این است که یک مادر 2 فرزند را به جامعه تحویل می‌دهد و این حداقل بقای نسل است، یعنی به ازای هر خانواده‌ای دو نفر دیگر بمانند. نرخ باروری ما در سال 1365، 4/6 بوده است و در سال 1385، 8/1 و برای الان عددهای 7/1 و 6/1 را بیان می‌کنند (که بنده پایین‌تر از عدد 6/1 نشنیده‌ام و بیشتر عدد 7/1 عنوان می‌شود). معنی عدد 6/1 برای نرخ باروری این است که ممکن است در سال‌های آینده ما به نرخ رشد منفی برسیم، یعنی هر 2 نفری که پدر و مادر یک خانواده می‌شوند 6/1 بچه از خودشان به جا می‌گذارند، یعنی 20 نفر تبدیل به 16 نفر خواهد شد و این کاهش به همین ترتیب ادامه خواهد یافت. 
 
حصول نتایج فراتر از پیش‌بینی‌ها و برنامه‌ریزی‌ها
 
یک جمله‌ای که به عنوان یک نکتة کلیدی بحث باید بدانید این است که پیش‌بینی در برنامه‌ها و سیاست‌ها برای کشور چنین بوده که در سال 1390 باروری عمومی عدد 4 و نرخ رشد جمعیت 2/3 بشود. یعنی قرار بر این بوده است که در سال 1390 (سال گذشته) به این اهداف برسیم. اگر این اعداد را با اعداد موجود مقایسه بفرمایید نشان دهندة این موضوع است که شدت کاری که ما در کشور برای کاهش جمعیت انجام داده‌ایم، شدت بالایی بوده است و حتی خود مسئولین هم زمانیکه برای این کار برنامه‌ریزی می‌کردند چنین چیزی را باور نداشتند و فکر می‌کردند که ما در سال 90 به باروری 2/3 می‌رسیم؛ نه اینکه در سال 1375 باروری ما 96/2 باشد. جالب این است که آقایانی که در آن زمان مسئول بودند پس از تحقق این اهداف هیچ بازنگری در سیاست ها نکردند و سیگنالی به جامعه ندادند که ما هدفی را که می‌خواستیم مثلاً در سال 90 محقق شود در سال 75 محقق گردید. 
 
2- کلیات سیاست‌های اتخاذ شده در برنامه‌های توسعه
 
این سیاست‌ها دارای 4 ضلع اصلی می‌باشد که عبارتند از: 
 
1. لغو تمام مقررات مشوق رشد جمعیت و اتخاذ تدابیر متناسب با سیاست تحدید موالید کشور: این مورد نسبت به موضوع کاهش جمعیت بیشتر سلبی بوده است. 
 
2. ارتقاء سطح سلامت افراد جامعه و کاهش مرگ و میر مادران و کودکان: این مورد در ظاهر ارتباط چندانی با جمعیت ندارد منتها مثلا در ذیل آن وقتی در مورد سلامت مادر صحبت به میان می آید، به فاصلة بارداری‌ها پرداخته می شود و از آن جهت اثراتی را به جامعه تزریق می‌نماید. 
 
موارد 3 و 4 از اهمیت بیشتری برخوردارند و عبارتند از:
 
3. بالا بردن سطح سواد و دانش عمومی افراد جامعه بخصوص افزایش ضریب پوشش تحصیلی دختران لازم-التعلیم.
 
4. اعتلای موقعیت زنان از طریق تعمیم آموزش و افزایش زمینه‌های مشارکت زنان در امور اقتصادی و اجتماعی جامعه و خانواده (البته منظور جامعه بوده است و نه خانواده). 
 
یعنی همان زمان این درک وجود داشته که اگر زنان وارد جامعه شوند و سطح تحصیل آنها بالا برود به طور خودکار مسئلة کاهش جمعیت رخ خواهد شد و این سیاست فرهنگی و ساختاری در جامعه است که وقتی این سیاست اعمال گردید، اصلاح آن بسیار بسیار دشوار خواهد بود. چرا که عملا در سبک زندگی تغییر ایجاد می کند. در همین جا باید گفت که طبیعتاً هیچکس مخالف مشارکت اجتماعی و تحصیل خانم‌ها نیست، اما مسئلة اصلی مدلی است که برای این موضوع طراحی و پیاده می‌شود.
 
3- مسائل کشور
 
البته همة مسائل با هم ارتباط دارند و روش ارائه بستگی به منظر ورود گوینده دارد. ما هم از منظر خودمان مسائل را تیتر وار بیان کنیم: 
 
• نرخ رشد پایین
 
• نرخ باروری پایین
 
• سالخوردگی جمعیت: که در آینده دچار آن خواهیم شد. 
 
• تغییر فرهنگ زندگی: فرهنگ زندگی ما در جامعه عوض شده است که همان بحث سبک زندگی است. 
 
• سن بالای ازدواج: البته سن بالای ازدواج فقط در مورد کسانی که ازدواج کرده‌اند تشخیص داده می‌شود. یعنی معدل سن افرادی که ازدواج می‌کنند گرفته می‌شود و می‌گوییم افراد دیرتر ازدواج می‌کنند. اما باید آماری هم از کسانی که ازدواج نمی‌کنند داده شود. مثلاً ببینیم مجردین بالای 30 سال در آقایان چه تعدادی است و چگونه در حال رشد است؟! بنابراین اگر فقط سن افرادی که ازدواج کردند را در نظر بگیریم به اشتباه شاخص‌گذاری نموده‌ایم. ممکن است فقط 10% از افراد تصمیم به ازدواج آن هم در سن 19 سالگی بگیرند و بقیه ازدواج نکنند، بنابراین نمی‌توان به معدل سن ازدواج در 19 سالگی خوش‌بین بود و باید شاخص‌های دیگر نیز در نظر گرفته شود. ما چنین مسائلی را زیاد داریم، مثلاً نرخ بیکاری شاخص دقیقی نمی‌باشد و نرخ بیکاری سرپرست خانوار در جامعة ما باید در نظر گرفته شود که این شاخص و تحولات آن از شاخص نرخ بیکاری مهمتر است، ما باید سرپرست‌های خانواده و بیکاران آنها را بشماریم. 
 
• پراکندگی نامتوازن جمعیت در کشور 
 
• جمعیت کم و تراکم پایین جمعیت؛ که البته اینها به هم ارتباط پیدا می‌کند چون کشور ما وسیع است. 
 
به اینها موارد دیگری هم می‌توان اضافه نمود. این شکل نشان دهندة جدول توزیع نامتوازن جمعیت در کشور است که قسمت‌های سفید لااقل تراکم یعنی زیر 10 نفر در کیلومتر مربع را نشان می‌دهد که اصلا مطلوبیت ندارد. 
 
 
نمودار بعدی تراکم کشورهای دیگر را نشان می‌دهد. ایران 45 نفر در کیلومتر مربع تراکم دارد و ژاپن 337، انگلستان 253 و آلمان 229 است. عموم کشورها از ما بالاتر هستند. البته برخی از آنها کشورهای کوچکی هستند. هرچند پاکستان و هند کشورهای کوچکی نیستند ولی هر کدام از آنها به ترتیب 209 و 357 نفر در کیلومتر مربع جمعیت دارند که چند برابر کشور ماست. آنها از سرزمین‌شان استفاده می‌کنند. 
 


ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، خبرها، فرهنگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
روزهای اخلاقی هالیوود/ قواعد سابق سانسور در هالیوود را بخوانید
وقتی در ایران و هالیوود بهانه‏ها برای دور زدن ممیزی یكی می‎شود!

 مهدی آذرپندار: «ما زشتی‌ها و فرجام شوم سبك زندگی غرب‌زده‌ی یك خانواده‌ی بی‌بند و بار را در فیلم روایت كردیم و فیلم‌مان فیلمی كاملاً اخلاقی است.» این تا به حال مهم‌ترین دفاع عوامل و سازندگان فیلم «من مادر هستم» در برابر معترضین به این فیلم بوده است؛ معترضینی كه به نشان دادن این سطح از روابط وقاحت‌بار و خیانت‌های ضربدری، تجاوز به عنف، مشروب‌خواری و امثال آن روی پرده‌ی سینما و در قالب یك فیلم، اعتراض دارند.

اما در میان این جدال‌های بی‌ثمر در روزهای اخیر، شاید بهترین راه برای پایان دادن به این غائله‌، پاسخ دادن به این سوال كلیدی باشد: «آیا می‌توان برای نقد سبك زندگی بی‌بندوبار عده‌ای – فارغ از اینكه تعداد آنها كم یا زیاد است-  مجموعه‌ای از روابط جنسی آلوده و نامشروع را به تصویر كشید؟» یا به عبارت بهتر، آیا می‌توان برای اثبات برخی فضیلت‌های اخلاقی خاص كه عموماً به دایره‌ی عفت و حیا تعلق دارند، به نقد رذیلت اخلاقی مقابل آن فضیلت پرداخت؟ آیا می‌توان از نشان دادن فرجام شوم بی‌عفتی، به اثبات عفت و حجاب و حیا رسید؟

ظاهراً پاسخ برخی همچون «مسعود فراستی» به این سوال، مبتنی بر اصول سینمایی، مثبت و از سوی دیگر، پاسخ معترضین مبتنی بر اصول دینی و اخلاقی چون ممنوعیت تشییع فاحشه، منفی. جالب آنكه تجربه‌ی هم‌صحبتی این دو طیف با هم در روزهای اخیر، نشان می‌دهد كه به هیچ وجه، مفاهمه‌ای بین این گفتمان دینی و آن گفتمان سینمایی برقرار نشده است؛ اگر نخواهیم بگوییم كه در برخی از این جلسات گفتگو و مناظره، كار حتی به درگیری شدید لفظی و خفیف فیزیكی هم كشیده شده است!
 
 
اما به نظر می‌رسد كه می‌توان از طریق مرور برخی از حوادث تاریخ سینما، ردپای این نگرانی مذهبی را حتی در جامعه‌ی امریكای 1920 هم پیدا كرد. از این رو، به ذكر خلاصه‌ای از یكی از اتفاقات تاریخی و مهم سینمای هالیوود در دهه‌ی بیست و سی قرن بیستم می‌پردازیم كه به نظر می‌رسد با اوضاع این روزهای سینمای ایران شباهت زیادی دارد و در این شرایط پر از ابهام سینما، می تواند راه‌گشا باشد:
 
یك داستان عبرت‌آموز هالیوودی
 
حوالی سال1920؛ سینمای صامت حالا جایگاه خود را بیش از هر زمان دیگری تثبیت كرده است و وقت آن رسیده است كه سینما آغازگر بحث‌های جدی‌تری باشد. یكی از این بحث‌ها، تأثیرات سینماست. سینمایی كه پیشتر به عنوان یك سرگرمی مورد بحث بوده و حالا به واسطه‌ی درخشش عجیب برخی از فیلم‌های صامت، خیلی بیشتر از یك سرگرمی جلوه می‌كند. سینمایی كه می‌تواند عامل تعالی یا عامل فساد باشد.
 
اما ظاهراً در همین برهه، حواشی فسادانگیز سینما به قدری زیاد شده كه آن را به بحث روز جامعه‌ی امریكا تبدیل كرده است. تاریخ سینمایی «بوردول- تامسون» در این رابطه می‌نویسد: «با گسترش صنعت سینمای آمریكا، كوشش‌های گروه‌های اجتماعی گوناگون برای اعمال سانسور بیشتر نیز رو به فزونی گذاشت. در اواخر دهه‌ی 1910 و اوائل دهه‌ی 1920 فشار فزاینده‌ای برای تصویب یك قانون ممیزی وجود داشت و هیئت‌های سانسور محلی بیشتری شكل می‌گرفتند. بسیاری از فیلم‌های بعد از جنگ از موضوعاتی استفاده می‌كردند كه به «سال‌های پرهیاهوی دهه‌ی بیست» مربوط می‌شد: مشروبات غیر قانونی، موسیقی جاز، زنان بی‌بند و بار و مهمانی‌های لجام گسیخته...
 
در همین دوره، رشته‌ای از سوایی‌های اخلاقی، از جمله رسوایی‌ها جنسی و زیر پا نهادن وقیحانه‌ی قانون منع مشروبات الكلی، توجه عموم را به جنبه‌های ناخوشایندتر زندگی چهره‌های مشهور سینما جلب كرد. وقتی «مری پیكفورد» (مطرح‌ترین ستاره‌ی زن هالیوود در آن سال‌ها) در سال 1920 از شوهر اولش جدا شد تا با «داگلاس فیربنكس» (مطرح‌ترین ستاره‌ی مرد هالیوود در آن سال‌ها) ازدواج كند، شهرتش به عنوان «دختر دوست داشتنی آمریكا» به طور جدی لطمه دید. در سال1921، در پی مرگ بازیگر زن جوانی در یك مهمانی مشروب‌خواری، كمدین «روسكو فتی (خیكی) آرباكل» به اتهام تجاوز به عنف و قتل محاكمه شد. آرباكل سرانجام تبرئه شد، اما این اتهامات كار حرفه‌ای او را تباه كرد. یك سال بعد، كارگردانی به نام «ویلیام دزموند تیلور» در شرایطی كه رابطه‌اش را با تعدادی از بازیگران زن مشهور زن سینما برملا می‌كرد، به قتل رسید. در سال 1923 بازیگر خوش‌سیما و ورزشكار سینما، «والاس راید» به خاطر اعتیاد به مورفین درگذشت. این وقایع باعث شد تا هالیوود در انظار عموم به عنوان رواج‌دهنده‌ی بی بندوباری اخلاقی و فساد شناخته شود.» (صفحات 194 و 195)
 
این وضعیت هالیوود در اوایل دهه‌ی بیست است. حالا تصور كنید كه این مجموعه‌ی قتل‌ها، تجاوزها و مفاسد در جامعه‌ای رخ می‌دهد كه به شدت اخلاقی‌تر از آن چیزی است كه ما امروز آن را به عنوان آمریكا می‌شناسیم. بنابراین مجموعه‌ای از اعتراضات به وضعیت سینما آغاز می‌شود كه منجر به نتایجی هم می‌شود. تاریخ سینمایی «بوردول - تامسون» در همین مورد ادامه می دهد: «استودیوهای مهم هالیوود، تا حدودی در تلاش برای اجتناب از سانسور و پاكسازی تصویر هالیوود در انظار عموم، گرد هم آمدند و اتحادیه‌ی صنفی خود را به نام «اتحادیه‌ی تهیه‌كنندگان و توزیع‌كنندگان فیلم آمریكا» (MPPDA) تشكیل دادند. آنها برای ریاست این سازمان «ویل هیز» را در نظر گرفتند كه در كابینه‌ی «وارن هاردینگ» (بیست ‌و نهمین رئیس جمهور امریكا)، رئیس اداره‌ی پست ایالات متحده بود. «هیز» در سمت رئیس كمیته‌ی ملی حزب جمهوری‌خواه در انتخابات ریاست جمهوری كه «هاردینگ» را به ریاست جمهوری آمریكا رسانده بود، استعداد خود را در كار تبلیغات به اثبات رسانده بود. این توانایی، به اضافه‌ی دسترسی «هیز» به چهره‌های قدرتمند و اشنگتن و پس‌زمینه‌ی وابستگی او به فرقه‌ی «پرسبیتریان»، از او، آدم مفیدی برای صنعت فیلمسازی می‌ساخت.
 
 
سناتور ویل هیز
 
راهبرد «هیز» این بود كه تهیه‌كنندگان را مجبور كند از مضامین غیراخلاقی در فیلم‌های خود پرهیز كند و در قراردادهایی كه منعقد می‌كنند، موادی در زمینه‌ی رعایت اصول اخلاقی بگنجانند. اما با وجود تبرئه‌ی «آرباكل» از اتهامات تجاوز به عنف و قتل، «هیز» نمایش فیلم‌های او را ممنوع كرد.» (صفحه‌ی 195)
 
قوانین «هیز» به قدری سخت‌گیرانه‌ بود كه حتی نشان دادن مشروب‌خواری و هرگونه‌ رابطه‌ی جنسی و خشونت افراطی را ممنوع می‌كرد. چنانچه در سطور بالا خواندید، روابط سیاسی و قدرت او به حدی بود كه گردانندگان یهودی هالیوود را كاملاً وادار می‌كرد تا این قوانین را بپذیرند. «كمیته هیز در سال 1927 نخستین آیین نامه داخلی هالیوود را تدوین نمود كه به آیین نامه «نبایدها و موارد حساس» معروف شد. در قسمتی از این مقررات، تصویركردن و نشان دادن برخی مسائل (صرف نظر از چگونگی ارائه آنها) ممنوع اعلام شده بود، كه می توان به بعضی موارد آن اشاره كرد:
    1-بی حرمتی حاد به مقدساتی چون خدا، عیسی مسیح و یا هرگونه اهانت دیگری.
    2-هرگونه برهنگی، هرزگی و تحریك، چه به صورت واقعی و چه به صورت سایه.
    3-معاملات غیرقانونی مواد مخدر.
    4-هرگونه انحراف جنسی.
    5-تمسخر روحانیت.
    6-هرگونه اهانت تعمدی به هر ملت، نژاد یا مسلكی و...» (تاریخ سینمای جفری ناول اسمیت)
 
اما آنچه كه باعث عقب نشینی «هیز» شد، نه قدرت یهودیان هالیوود، كه افت وحشتناك فروش فیلم‌ها در اثر اعمال این قوانین بود.
 
از آنجا كه سینما از همان آغازین روزهای شكل‌گیری، با استفاده از نمایش تلویحی و نه واضح سكس و خشونت، توانسته بود مخاطبانش را جذب كند، حذف یك‌باره‌ی این دو عامل، باعث شد تا مخاطبان سنتی سینما كم شوند. بنابراین صنعت سودآور سینمای هالیوود رو به ورشكستگی افتاد و همین باعث شد تا گردانندگان یهودی هالیوود به سراغ سناتور «هیز» بروند. اما آنها این بار، یك پیشنهاد وسوسه‌برانگیز هم داشتند.
 
پیشنهاد موسسین هالیوود به سناتور «هیز» این بود كه تنها در مواردی كه قرار است عواقب منفی و شوم قانون‌گریزی، تبهكاری و بی‌بندوباری به تصویر كشیده شود، نمایش مواردی چون خشونت، مشروب‌خواری و صحنه‌های جنسی مجاز باشد تا از این طریق، این ناهنجاری‌های اجتماعی هر چه بیشتر نقد شود! پیشنهادی كه در نگاه اول به نظر می‌رسید منطقی باشد و در نتیجه سناتور «هیز» هم با آن موافقت نمود.
 
بدین ترتیب، «لوئیس وایس» در فیلمی كه قرار بود عواقب هفت گناه كبیره را بر اساس كتب مقدس نشان دهد، برای اولین بار و به عنوان اولین زن تاریخ سینما، روی پرده‌ی سینما برهنه شد و «سیسیل ب دومیل» كه به ساختن كمدی‌های جنسی مشهور بود، به ساختن اروتیك‌های دینی روی آورد و همان مفاهیم وقیحانه‌ی اروتیك را در قالب داستان زندگی پیامبران عرضه نمود!
 
 
سیسیل ب دومیل كارگردان هالیوودی
 
«وقتی فیلم‌های او – دومیل- زیر آتش گروه‌های سانسور گوناگون قرار گرفت، «دومیل» به ساختن فیلم‌هایی رو آورد كه ملودرام‌هایی به همان اندازه اروتیك را با موضوعات دینی تلفیق می‌كردند فیلم «ده فرمان» (1923) از ساخته‌های او، قاب – داستانی دارد كه در آن مردی كه همه‌گونه اخلاقیات را تحقیر می‌كند، قول می‌دهد هر ده فرمان را نقض كند. بدنه‌ی اصلی این فیلم، حماسه‌ای تاریخی است كه حضرت موسی(ع) را در حالی كه خروج یهودیان را از مصر رهبری می‌كند، نشان می‌دهد.» (تاریخ سینمای «بوردول – تامسون» صفحه‌ی 198)
 
همین كارگردان بعدها، همین كار را با حضرت عیسی (ع) در فیلم «شاه شاهان» و داستان «سامسون و دلیله» -برگرفته از كتاب مقدس- تكرار نمود.
 
«در سال 1924 MPPDA رهنمودهایی در زمینه‌ی موضوع فیلم‌ها تدوین كرد كه تصویب قوانین ممیزی را منتفی می‌كرد. این رهنمودها در عمل ناكارا از آب درآمدند و «هیز» در سال‌های 1927 و 1930 آنها را سخت‌تر كرد. و سرانجام در سال 1934 با «مقررات هیز» معروف خود ضربه‌ی نهایی را وارد كرد.» (صفحه‌ی 195)
 
ادامه را از جلد سوم كتاب مبانی سینما («ویلیام فیلیپس» - ترجمه‌ی «رحیم قاسمیان» ص 42) این چنین می‌خوانیم: «در دهه‌ی 1930، شركت‌های تولید و پخش فیلم آمریكا، به جای آنكه با مداخله‌ی حكومت مواجه شوند، خود تصمیم گرفتند كه یك مجموعه‌ی جامع از قوانین تولید را روی كاغذ بیاورند كه حد و حدود فیلم‌ها را از نظر محتوا و تصاویر مشخص كند و در تمام استودیوها و مؤسسات پخش اجرا شود.»
 
این قوانین حاصل همان جلسات مشورتی سناتور «هیز» با گردانندگان هالیوود بود. با خواندن این قوانین –كه البته در وضعیت فعلی هنوز هم به شدت سخت‌گیرانه به نظر می‌رسند- متوجه خواهید شد كه چطور موسسین یهودی هالیوود، قوانین سانسور را با این شرط كه خشونت و سكس و امثال آن را منفی نشان دهند، دور زدند. یعنی مثلاً به جای اینكه نوشته شود اشكال غیراخلاقی روابط مرد و زن نباید به تصویر كشیده شود، نوشته شد: «فیلم‌ها نباید نتیجه بگیرند که اشکال نازل و غیراخلاقی روابط، امری پذیرفته‌شده یا عادی هستند.»
 
قوانین سانسور در سینمای آمریكا (193- 1934)
 
مشروح این قوانین به شرح زیر بود:
 
اصول كلی:
 
1. فیلمی که استانداردهای اخلاقی تماشاگران را پایین آورد، اجازه‌ی ساخت ندارد. در نتیجه هیچ وقت نباید فیلمی ساخت که در آن، تماشاگر طرف جنایت، تبهکاری، خلافکاری و نظایر آن‌ها را بگیرد.
 
2. استانداردهای درست مقبول و  زندگی، متأثر از شرایط داستان وعنصر سرگرمی، مطرح شوند.
 
الف. سرکشی در برابر قانون
 
این مسئله نباید هرگز به صورتی مطرح شود که در آن، تماشاگر با تبهکاران و جانیان و کسانی که به اقدامات غیر قانونی دست می‌زنند، همدلی کند یا مشوق دیگران به تقلید همان کارها شود.
 
1. آدم‌کشی
 
- شیوه‌ی آدم‌کشی باید به شکلی عرضه شود که مشوق تقلید نباشد.
 
- قتل‌های فجیع مجاز نیست.
 
- انتقام‌گیری شخصی نباید توجیه شود...
 
ب. ارتباط 
 
حرمت نهاد ازدواج و خانواده نباید به هیچ وجه مخدوش شود. فیلم‌ها نباید نتیجه بگیرند که اشکال نازل و غیراخلاقی روابط، امری پذیرفته‌شده یا عادی هستند.
 
خیانت در زناشویی و دستمایه‌های فریب و اغوا نباید به صراحت یا همدلانه و موجه عرضه شوند.
 
2. صحنه‌های رمانتیک
 
- جز در شرایطی که حضور آن‌ها در فیلم مطلقاً ضروری است، نباید مطرح شود.
 
- بوسیدن‌های اضافی و شهوانی، در آغوش گرفتن‌های شهوانی، ژست‌های اغواگرانه و نظایر آن‌ها نباید نشان داده شوند.
 
- به طور کلی، عشق و علاقه نباید طوری مطرح شود که مایه‌ی بروز احساسات مبتذل شود.
 
3. فریب یا تجاوز
 
- فقط به طور تلویحی باید مطرح شوند، آن هم به این شرایط که وجود چنین صحنه‌هایی مطلقاً ضروری باشند. این مسائل را هرگز نباید به صراحت نشان داد.
 
- فریب و تجاوز نمی‌توانند مضمون‌های مناسبی برای آفریدن مضمون‌های خنده‌دار باشند.
 
- بلهوسی‌ها یا هرگونه ارجاع به آن ممنوع است.
 
- نمایش روابط و ازدواج بین نژادی (میان سیاه پوستان و سفید پوستان) مجاز نیست.
 
پ. کلمات و الفاظ زشت و رکیک
 
طرح کلمات و الفاظ زشت و رکیک مجاز نیست و موضوع‌هایی باید مطرح شوند که مبلغ سلیقه‌ی مناسب و هماهنگ با احساسات و علایق تماشاگران باشند.
 
ج . دین و مذهب
 
1. هیچ فیلمی مجاز نیست با هیچ دینی شوخی کند.
 
2. مبلغان دینی در مقام مبلغ دینی نباید به عنوان شخصیت‌های سبک و لوده یا تبهکار نشان داده شوند.
 
ت. دشنام
 
- دشنام و میان‌حرف‌های رکیک مجاز نیست...
 
- نام خداوند و عیسی مسیح با لحنی مضحک و لوده، بیان کلماتی چون «فاحشه»، فحش به پدرو مادر و شوخی‌های محلی و نظایر آنها مجاز نیست.
 
-توهین به اقلیت‌ها و نژاد‌ها به هیچ وجه مجاز نیست.
 
جالب آنكه این قوانین هر چند سال یك بار به علت ناكارآمدی مورد بازنگری قرار می‌گرفت. «بعدها این مجموعه در سال 1934، مورد بازبینی قرار گرفت و فیلم‌ها تحت نظارت دقیق ناشی از این مقررات قرار گرفتند. تا سال 1968، تمام فیلم‌ها برای درخواست مجوز اكران باید ابتدا به «دفتر اجرایی ناظر بر قوانین تولید» ارسال می‌شدند و مهر تأیید آن نهاد را دریافت می‌كردند.
 
فیلم‌های سینمای آمریكا در فاصله‌ی سال‌های 1934 تا 1968، اگر می‌خواستند مهر تأیید دریافت كنند، باید برای مخاطبانی از هر سن و سال مناسب می‌بودند. این فیلم‌ها باید چیزی در ردیف فیلم‌های رده‌ی G (مناسب برای همه‌ی سنین) امروزی ساخته می‌شدند.» (مبانی سینما جلد سوم ص 42)
 
رده‌بندی فیلم‌ها كه از 1968 به بعد تغییر نمود، تا امروز برقرار است و هنوز هم در سینمای امریكا چنین روشی استفاده می‌شود. چنانچه دیگر موضوعی به عنوان ممیزی اخلاقی وجود نداشته و فقط صرفاً به توصیه و هشدار به برخی خانواده‌ها، اكتفا می‌گردد. (تصویر زیر، ممیزی فعلی سینمای امریكا را تشریح می‌كند)
 
 
نتیجه گیری
 
حالا مخاطبان این متن می‌توانند با یك نگاه حتی سرسری به اوضاع اخلاقی امروز هالیوود، بررسی كنند كه رویكرد نشان دادن فواحش برای نقد آن‌ها، در سینمای هالیوود به چه فرجامی ختم شده است و چگونه در دورانی كه نشان دادن بطری مشروب هم در سینمای امریكا با ممیزی روبرو می‌شده است، (مبانی سینما، جلد سوم، صفحه41) عده‌ای به بهانه‌ی نقد زندگی غلط برخی و استحصال عبرت از آن نوع زندگی، این مسائل را به تصویر كشیده و اوضاع غیراخلاقی امروز در سینمای امریكا را كه در آن حتی نشان دادن صحنه‌ی مشمئزكننده‌ی هم‌جنس بازی دو مرد هم خط قرمز محسوب نمی‌شود، به وجود آوردند. آیا این چیزی جز تأیید اصل دینی تشییع فاحشه است؟ آیا این ماجرا به اندازه‌ی كافی نشان نمی‌دهد كه چطور پرداختن به فواحش حتی به نیت نقد و عبرت‌آموزی از آن، می‌تواند منجر به اشاعه‌ی آن شود؟
 
به هر حال این داستان سینمای آمریكاست. سینمایی كه خیلی‌ها فكر می‌كنند از همان ابتدا، نمایش برهنگی و خشونت افراطی در آن مجاز بوده است و نمی‌دانند كه روزگاری در این سینما، نمایش بطری مشروب ممنوع بوده است. این هم داستان سینمای ایران است كه امروز، همان راه هالیوود را می‌رود. حالا سوال اینجاست كه آیا نباید به این وضعیت اعتراض كرد؟


ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، خبرها، فرهنگی، تفکرات غرب زده، هالیوود و رسانه های صهیونیستی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
همنوایی معنادار رسانه‌های داخلی با رسانه‌های غربی/ وقتی به زور می‌خواهند بگویند سونامی ایدز آنهم به دلیل روابط جنسی در راه است!

انگار سینمای ایران در تلاش برای کثیف و سیاه نمایی جامعه ایرانی به ویژه پس از انقلاب اسلامی تنها نیست و رسانه‌های مختلفی هم در این مسیر با جریان به اصطلاح روشنفکری سینما همراه است؛ جریانی که تلاش می‌کند تمامی آلودگی‎های اجتماعی غربی را به جامعه ایران و به تبع آن، ناموفق بودن فرهنگ اسلامی در کشور نسبت بدهد؛ حتی اگر این مساله به دروغ و با تحریف واقعیات باشد. 

به گزارش رجانیوز، روز جهانی مبارزه با ایدز نیز بهانه ای بود برای دامن زدن به این رویكرد چنانكه برخی رسانه های داخلی با استناد به اطلاعات مبهم و غیرواقعی و ادبیات ژورنالیستی، تلاش كردند به زور این مساله را القا کنند که مساله روابط نامشروع جنسی در جامعه ایران بسیار بالاست و شیوع بیماری ایدز نیز در جامعه و از همین طریق افزایش یافته و در حال تبدیل شدن به یك فاجعه است!

در همین زمینه، سایت «الف» با انتشار مطلبی با عنوان «سرعت انتشار ایدز درایران سه برابر حد معمول است»، مدعی شده است که زنان خیابانی عامل این مساله هستند. در این مطلب آمده است: «به دلیل هرم پایین سنی جمعیت و جوان بودن میانگین سنی کشور ما نسبت به دیگر کشور‌ها و همچنین عدم مدیریت و ساماندهی زنان خیابانی، سرعت انتقال این بیماری در کشور ما نسبت به برخی کشور‌ها دو یا سه برابر حد معمول است.» 

این در حالی است كه بر خلاف تصور و در حالی كه انتظار می رفت در تبیین این ادعا شاهد مستندات غیرقابل خدشه از سوی این سایت باشیم، این رسانه در توضیح مطلب خود نوشت: یك آسیب شناس سرعت انتقال و شیوع ایدز در كشور ما را «دو  یا سه برابر» حد معمول خواند!

در همین حال مشخص نیست كه از این اصطلاح عامیانه «دو یا سه برابر» آنهم بدون ارائه هر گونه پشتوانه علمی و تحقیقاتی، گردانندگان این رسانه به این نتیجه رسیده‌اند که سرعت انتشار بیماری اچ آی وی در میان مردم کشورمان، سه برابر شده است! 

از سوی دیگر، خبرگزاری «ایسنا» هم چند روز پیش در خبری مدعی شد که سن ابتلا به ایدز در ایران به زیر ۲۰ سال رسیده است و این مساله به دلیل بالاگرفتن روابط نامشروع جنسی در جامعه است. این خبرگزاری در خبر خود نوشته بود: «سن ابتلا به ایدز در ایران حتی به زیر ۲۰ سال رسیده است؛ به طوری که از زمان بروز اولین مورد ایدز در ایران در کودک هموفیلی در مرکز طبی کودکان در سال ۱۳۶۵ تا ابتدای امسال، میزان بروز HIV/AIDS در سنین صفر تا ۴ سال ۱۶۰ مورد، ۵ تا ۱۴ سال ۱۴۴ مورد و ۱۵ تا ۲۴ سال ۲۳۷۹ مورد بوده است؛ این در حالیست که این موارد تنها مربوط به موارد شناسایی و ثبت شده بیماریست و تخمین‌ها بر آن است که ۴ تا ۵ برابر موارد ثبت شده این بیماری، هنوز شناسایی نشده‌اند.» 

جالب است که ایسنا در خبر خود، کودکان و خردسالانی که به دلیل بیماری هموفیلی و تزریق خون آلوده به ایدز مبتلا شده‌اند را هم شاخص میانگین سنی ابتلا به این بیماری قرار داده و مدعی شده که به دلیل شیوع بی‌بندوباری جنسی در جامعه، سن ابتلا به ایدز در ایران به زیر ۲۰ سال رسیده است؛ در حالی که اولا، اساسا این مساله مربوط به سال‌های اخیر نیست و اولین مورد ایدز در ایران به همین گروه مربوط بوده و ثانیا، ابتلای کودکان زیر ۹ سال به این بیماری هیچ ارتباطی به مسائل جنسی و ارتباطات نامشروع ندارد. 

همچنین این خبرگزاری در بخش دیگری از گزارش خود، آماری را منتشر کرده که به طور کلی با ادعای آن در تناقض است. ایسنا نوشته است: «علل ابتلا به HIV در بین کل مواردی که از سال ۱۳۶۵ تاکنون در کشور به ثبت رسیده به ترتیب تزریق با وسائل مشترک در مصرف کنندگان مواد۶ .۶۹  درصد، رابطه جنسی ۵ .۱۰ درصد، دریافت خون و فرآورده‌های خونی یک درصد و انتقال از مادر به کودک یک درصد بوده است.» 

یعنی طبق آمار رسمی و موثق، اصلیترین عامل شیوع این بیماری در ایران، تزریق میان معتادان است و تنها حدود ۱۰ درصد از تمام موارد ابتلایی، به دلیل روابط جنسی آن هم بدون اشاره به اینکه نامشروع بوده‌اند یا از طریق روابط زناشویی منتقل شده، بوده است. پس چگونه می‌توان این آمار را به گونه‌ای تحلیل کرد که جامعه ایران در حال تهدید به ایدز از طریق بالا رفتن تعداد روابط نامشروع جنسی است؟! 

تلاش برای اینگونه سیاه نمایی ها به این مرحله نیز محدود نمی شود به عنوان مثال، چندی پیش روزنامه «شرق» در گفتگو با فردی که او را جامعه‌شناس نامیده بود، ابتدا از فعالیت گسترده و شبکه‌ای زنان خیابانی خبر داد و سپس نسبت به کاهش سن این افراد تا میانگین ۱۴ سال هشدار داد؛ آماری که حتی مخاطبان عادی و عام را نیز به تعجب واداشت.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، افشاگری، خبرها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 88 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic