تبلیغات
نبرد نهایی - مطالب طنز
 
نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
جمعه 1391/06/31 :: نویسنده : مسعود موسوی

حضور قالیباف شهردار تهران و چمران رئیس شورای شهر تهران در ایستگاه مترو باقرشهر



ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


طنز/ تاریخ انقلاب، آن‌طور که هاشمی، روحانی و جزایری دوست دارند

طنز- محمد رضا شهبازی: 

خاندان معظم هاشمی به مستند صراط اعتراض کرده اند. همچنین شهرام جزایری و حسن روحانی نیز به این برنامه معترض شده اند که لازم است تاکید کنیم این اعتراضات در نامه های جداگانه بوده که اگرچه موجب اسراف کاغذ است اما نشان می‌دهد که تلاقی این اعتراض‌ها کاملا اتفاقی بوده است. ما ضمن اینکه شما را با عملیات پیدا کردن پرتقال فروش تنها می‌گذاریم، یک طرح پیشنهادی را هم به مسئولین صدا و سیما تقدیم می‌کنیم تا از این پس این‌جوری مستند بسازند و تاریخ انقلاب را روایت کنند تا به کسی برنخورد:

1

یک خاندان بود که حدود 30 سال پیش تصمیم گرفت انقلاب کند و پدر پهلوی را در بیاورد اما از آنجا که خیلی مردم‌دار بود تصمیم گرفت مردم را هم در این کار بازی دهد تا آنها هم بعدها بتوانند در این ایام شادی کنند، سرود بخوانند، شیرینی بخورند و کلی به خودشان ببالند! همچنین این خاندان از آنجا که می‌دانست پول چرک کف دست است، در نظافت مردم و بهداشت عمومی جامعه کوشید و حتی چرخ‌هایی را از خارج وارد کرد که چرخ های توسعه نام داشت و مردم با رفتن زیر آن کلاً تر و تمیز می شدند!

بعدها یکی از پسران این خانواده که او هم به تمیزی خیلی اهمیت می داد، تصمیم گرفت مشکل را از ریشه حل کند و به‌جای تمیز کردن مردم، پول را تمیز کند تا هی کف دست مردم چرک نشود. او این‌کار را در جایی که قرار بود سوخت را به صورت بهینه ای بسازد، انجام داد و به "پول‌شویی" مشغول شد. اما واسه اینکه ریا نشود، اصلا راضی نبود که این خدمات رسانه ای شود، به‌خاطر همین، دوستانش گفتند: «چه دوره زمونه ای شده، برای اینکه اجر خدمات این بنده خدا را از بین ببرند، برداشتند سر یکی را کردند تو کاسه‎ی توالت فرنگی تا مجبور شود از طرف این پسر خانواده ریا کند.»

همین پسر خانواده چندی بعد وقتی خیالش از بهداشت عمومی راحت شد، به فکر سطح علمی مردم افتاده و برای سرکشی به شعبه های دانشگاه آزاد رفت خارج و حتی تق و لق بودن مدیریت این دانشگاه هم موجب نشده است تا او ذره ای در انجام وظیغه اش خلل وارد شود و کارش را ول کند و برگردد؛ هی سرکشی می‌کند، هی سرکشی می‌کند، الان دو سال است که دارد هی سرکشی می‌کند لامصب!

2

اتفاقا یکی از کسانی که با این خاندان ارتباط داشت و هنوز هم در دم و دستگاه آن‌ها دارد به صورت استراتژیکی تحقیق می‌کند، کسی است که یک زمانی مسئول امور هسته ای بود. از قضا این بنده خدا هم خیلی به فکر مردم بود و هر وقت میوه می‌خورد به این فکر می‌کرد که خدایا، تا کی باید هسته این میوه ها بره زیر دندون مردم و اونها رو اذیت کنه؟ همین هم موجب شد تا او همیشه دنبال راه حلی باشد تا مردم رو از این وضع نجات بدهد. تازه او خبر نداشت بعضی مردم حتی هسته میوه هایی مثل موز و خیار رو هم می‌خورند وگرنه خیلی بیشتر ناراحت می‌شد. همین هم موجب شد كه این مرد دلسوز به فکر از بین بردن هسته ها یبفتد و برای شروع به سراغ صنعت هسته ای برود. او به این فکر می‌کرد که وای به روزی که برق هم هسته داشته باشه و بره زیر دندون مردم! بنابراین صنعت هسته ای تعلیق شد. او این کار را کرد تا با تعلیق شدن برنامه های هسته ای بتونه از پشت بره سراغ برق و درست زمانی که اون تعلیقه، هسته اش رو در بیاره؛ آخه می‌دونید که برق اگر تعلیق نباشه، آدم رو می‌گیره و نمی‎شه هسته اش رو درآورد.

خلاصه اینکه این بنده خدا هم برای خدمت به مردم هر کاری کرد. حتی برای اینکه آیندگان رو هم از خطر هسته ها نجات بده، حاضر شد با سران استکبار بشینه سر یه میز و خودش رو جلوی اون‌ها کوچیک کنه و بر خلاف روحیه قاطعی که داشت، هی بگه "چشم، چشم". حتی یکی از زیر دست‌هاش نفوذ كرد تو تشکیلات اون‌ها اما از اونجا که خیلی نفوذ كرده بود، نتونست برش گردونه. از همین جا بود که مردم فهمیدن این افراد چقدر نفوذشون زیاده!

3

یکی دیگه از افرادی که متأسفانه مظلوم واقع شده و کلی درباره اش تاریخ رو تحریف کردند یه بستنی فروش خرده پاست. البته این خرده پا که میگم یعنی اینکه الان خرده پا شده وگرنه تو دوره زمونه خودش کلی برو بیا داشته ها. مثلا این بنده خدا با چرخ دستی بستنی فروشی‌اش می رفته تو مجلس و به شیخی که رییس مجلس بوده 300 میلیون تومان بستنی می‌داده؛ اون بنده خدا هم بستنی ها رو بر می‌داشته و بین مستمندان پخش می‌کرده. این شیخ آن‌قدر مشغول بستنی گرفتن و پخش کردن بوده که اصلا حواسش نمی‌شه که "دول الخلیج العربیة" یعنی چی و جلوی کلی آدم سوتی می‌ده. اما اینجا قرار بود تاریخ اون بستنی فروش رو بگیم  ولی چه کار کنیم که تاریخ اون شیخ خوشمزه تره! خلاصه بستنی فروش تاریخ ما بعد از مدتی کار و کاسبی‌اش کساد میشه و چرخش رو به جرم توزیع بستنی آلوده توقیف می‌کنند. روزگار بلایی به سر این بنده خدا میاره و کارش به جایی می‌رسه که تو زندان بهش میگن آفتابه دزد! آخه چند سال بعد خبر می‌رسه که یه یارو با «خاور» بستنی آلوده توزیع می‌کرده، یه چرخ ناقابل که چیزی نیست!





نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


کاریکاتور سیاسی

بقیه کاریکاتورهای بسیار زیبا در ادامه مطلب



کاریکاتور سیاسی


کاریکاتور سیاسی



http://sikhoonakweb.persiangig.com/image/hoghugh-1web.jpg






نوع مطلب : مقالات، افشاگری، سیاسی، خبرها، طنز، فرهنگی، آمریکا و غرب یک دروغ بزرگ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


حجت‌الاسلام قرائتی که طرح راه‌اندازی سایت «خنده حکیمانه» را پیشنهاد کرده بود، گفت: ایجاد سایت از عهده بنده خارج است، اما در راستای خنده حلال و حکیمانه، کتاب «خنده و گریه» تدوین شد که در آستانه انتشار است.

 به گزارش فارس، حجت‌الاسلام قرائتی در پاسخ به این پرسش که راه‌اندازی سایت خنده حکیمانه و تحقق این امر که سال گذشته آن را مطرح کرده بود، به کجا رسید، گفت: با دعوت از دوستان اصولی ترسیم شد، سپس افرادی را برای این کار هماهنگ و به فکر وادار کرده‌ایم.
 
این مبلغ موفق و خوش‌بیان ادامه داد: کتابی نیز تحت عنوان «خنده و گریه» در آستانه چاپ است که در آن لطایف و حکمت‌های حلال بیان شده است.
 
وی درباره سایت «خنده حکیمانه» تأکید کرد: ما قدرت راه‌اندازی سایت را نداریم اما می‌توانیم برای کسانی که قصد راه‌اندازی چنین سایتی دارند، معیارهای حلال و حرام بودن خنده را تذکر دهیم.
 
به گزارش فارس، دهم دی‌ماه سال گذشته، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی از یک عمر فعالیت قرآنی حجت‌الاسلام والمسلمین «محسن قرائتی» نماینده امام (ره) و مقام معظم رهبری در سازمان نهضت سواد آموزی و ستاد اقامه نماز قدردانی کرد.
 
وی در این مراسم با تأکید بر اینکه جای یک سایت خنده در کشور خالی است، گفت: متأسفانه به جای اینکه با هم بخندیم به هم می‌خندیم! جای تأسف است که نمی‌توانیم خنده حلال عرضه کنیم و در این باره باید کاری کرد. 
 
قرائتی تأکید داشت: قرآن می‌گوید که خدا هم می‌خنداند و هم می‌گریاند. چرا ما فقط گریه می‌اندازیم و روضه می‌خوانیم؟! این درحالی است که اگر بخندانیم، جوانان بیشتر به سمت ما می‌آیند. 
 
وی در پایان سخنان کوتاه خود گفت: به نظر من در حال حاضر جای دو ستاد مهم خالی است. سایت خنده حلال و خنده حکیمانه و همچنین ستاد ازدواج که اگر کسی اقدام نکند، وارد این وادی خواهم شد.




نوع مطلب : مقالات، دین و زندگی، فرهنگی، طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


روزنامه کیهان امروز در ستون "گفت و شنود" خود نوشته است:

 

گفت: حالا مگر كسی منتظر شركت فتنه گران در انتخابات است؟!

گفتم: معلوم است كه نه، فتنه گران دست به وطن فروشی و جنایت زده اند و مطابق قانون حق شركت در انتخابات را ندارند و باید به عنوان مفسد فی الارض و قتل و خونریزی، محاكمه و مجازات شوند.

گفت: پس چرا یكی از سران فتنه و برخی از فتنه گران فراری و پناهنده به آمریكا و اروپا برای شركت خود در انتخابات «شرط» می گذارند؟!

گفتم: می خواهند سر خودشان را گرم كنند و در فرصت باقیمانده تا محاكمه و مجازات، اوقات فراغت خویش را سپری كنند!

گفت: چه عرض كنم؟!

گفتم: یارو برای رفقای علاف خود، پیامك فرستاده و نوشته بود «هشت بار بگو ساندویچ و برای 8 نفر بفرست، شب خواب پیتزا می بینی. یك نفر كوتاهی كرده بود، شب، خواب آبدوغ خیار دید!»





نوع مطلب : طنز، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 1390/05/7 :: نویسنده : مسعود موسوی
آورده اند که خلیفه هارون الرشید در یکی از اعیاد رسمی با زبیده زن خود نشسته و مشغول بازی شطرنج بودند.
بهلول بر آنها وارد شد او هم نشست و به تماشای آنها مشغول شد.
در آن حال صیادی زمین ادب را بوسه داد و ماهی بسیار فربه قشنگی را جهت خلیفه آورده بود.

هارون در آن روز سر خوش بود امر نمود تا چهار هزار درهم به صیاد انعام بدهند.
زبیده به عمل هارون اعتراض نمود و گفت : این مبلغ برای صیادی زیاد است به جهت اینکه تو باید هر روز به افراد لشگری و کشوری انعام بدهی و چنانکه تو به آنها از این مبلغ کمتر بدهی خواهند گفت که ما به قدر صیادی هم نبودیم و اگر زیاد بدهی خزینه تو به اندک مدتی تهی خواهد شد.

هارون سخن زبیده را پسندیده و گفت الحال چه کنم؟
گفت صیاد را صدا کن و از او سوال نما این ماهی نر است یا ماده؟
اگر گفت نر است بگو پسند مانیست و اگر گفت ماده است باز هم بگو پس ند ما نیست و او مجبور می شود ماهی را پس ببرد و انعام را بگذارد.
بهلول به هارون گفت : فریب زن نخور مزاحم صیاد نشو ولی هارون قبول ننمود.

صیاد را صدا زد و به او گفت : ماهی نر است یا ماده ؟
صیاد باز زمین ادب بوسید و عرض نمود این ماهی نه نر است نه ماده بلکه خنثی است.

هارون از این جواب صیاد خوشش آمد و امر نمود تا چهار هزار درهم دیگر هم انعام به او بدهند.
صیادپولها را گرفته، در بندی ریخت و موقعی که از پله های قصر پایین می رفت یک درهم از پولها به زمین افتاد.
صیاد خم شد و پول را برداشت.
زبیده به هارون گفت : این مرد چه اندازه پست همت است که از یک درهم هم نمی گذرد.
هارون هم از پست فطرتی صیاد بدش آمد و او را صدازد و باز بهلول گفت : مزاحم او نشوید.

هارون قبول ننمود و صیاد را صدا زد وگفت : چقدر پست فطرتی که حاضر نیستی حتی یک درهم از این پولها قسمت غلامان من شود.

صیاد باز زمین ادب بوسه زد و عرض کرد : من پست فطرت نیستم.
بلکه نمک شناسم و از این جهت پول را برداشتم که دیدم یک طرف این پول آیات قرآن و سمت دیگر آن اسم خلیفه است و چنانچه روی زمین بماند شاید پا به آن نهند و از ادب دور است.

خلیفه باز از سخن صیاد خوشش آمد و امر نمود چهار هزار درهم دیگر هم به صیاد انعام دادند.
هارون به بهلول گفت : من از تو دیوانه ترم به جهت اینکه سه دفعه مرا مانع شدی من حرف تو را قبول ننمودم و حرف آن زن را به کار بستم و این همه متضرر شدم.




نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


طنز - محمد رضا شهبازی:

1
خاطیان پنج شغله در وزارت بهداشت

یکی از اتفاقات تاسف برانگیز هفته قبل حمله اوباش به طلبه ناهی از منکر بود. هرچند این قضیه دارد به یک اتفاق روزمره مثل آلودگی هوای تهران تبدیل می شود اما مسئولان وزارت بهداشت لطف کردند و در این باره توضیحاتی دادند.

به عنوان مثال محمدرضا رزاقی، رئیس دانشگاه علوم پزشكی شهید بهشتی گفت: «پنج خاطی عدم پذیرش طلبه ناهی از منكر به شورای تخلفات اداری معرفی شدند». او چند روز بعد افزود: «26 بیمارستان تهران بزرگ به نوعی از پذیرش طلبه ناهی از منكر اجتناب كردند.»

با توجه به اینکه ایشان فرموده اند 26 بیماستان کوتاهی کرده اند و تنها پنج نفر خاطی به شورای تخلفات اداری معرفی شده اند، گزینه های زیر محتمل است:

1- این پنج نفر به صورت مشترک این 26 بیمارستان را می گردانند.

2- این افراد چند شغله بوده و هر کدام حداقل در چهار، پنج بیمارستان مسئول هستند.

3- حداقل یکی از این افراد احساس وظیفه کرده و دنبال خودروی حامل طلبه مجروح راه افتاده و نگذاشته است تا او در سایر بیمارستان‌ها پذیرش شود.

4- علم ریاضی چندان در اینجا به‌کار نمی آید و بهتر است ما هم به‌کار نیاییم.

2
شغل سخت و زیان آور!

البته طبیعتا با خواندن بند قبلی منتظر هستید تا در اینجا به بیان یک اتفاق دیگر بپردازیم. اما خیر؛ با توجه به اهمیت موضوع ما همچنان به ماجرای حمله اوباش به طلبه ناهی از منکر پرداخته و در اینجا به بیان پیشنهادهایی به مسئولین می پردازیم تا اگر نمی توانند این مشکل را برطرف کنند، لااقل تا حدودی از عوارض آن بکاهند:

1- حزب اللهی بودن جزو مشاغل سخت و زیان آور تلقی شود!

2- گشت ارشاد علاوه بر مبارزه با بدحجابی، طرح جمع آوری افراد مشکوک به امر به معروف و نهی از منکر را در دستور کار قرار دهد تا خدای نکرده اینها به اراذل و اوباش تذکر ندهند و آنها را مجبور به دفاع از خود نکنند.

3- با اجرای برنامه زوج و فرد برای افراد، از امکان روبرو شدن افراد متعهد و مزاحمین نوامیس مردم جلوگیری كنیم تا مشکل از بیخ حل شود.

4- مراقبت شود تا هرگونه طرح سطحی و غیر کارشناسانه در این زمینه انجام نشود که اگر بعضی ها بشنوند، ناراحت می شوند! (ایهام، جناس و واج آرایی "ش" رو داشتید!)

3
خیز خاتمی برای ریاست فرهنگستان زبان و ادبیات

یکی از اتفاق‌هایی که خیلی وقت پیش شروع شد و تا هفته گذشته نیز ادامه پیدا كرد، بحث شرط گذاری خاتمی برای حضور اصلاح طلبان در انتخابات آتی بود. اگرچه خیلی ها درباره این حرف‌های خاتمی تحلیل هایی ارائه کردند اما به نظر می رسد باید دقیق‌تر به موضوع نگاه شود که اگر بشود، نتیجه اش می شود این:

این حرف خاتمی را باید با توجه به عملکرد و حرف‎های او در 10، 15 سال گذشته تحلیل کرد تا مشخص شود که او در تمام این مدت در پی برنامه ریزی برای رسیدن به ریاست فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی بوده و برای اینکه نشان دهد در این زمینه به اندازه کافی تبحر دارد، سعی كرده است تا ضرب المثل های فارسی را در عمل پیاده کند که در زیر به چند نمونه از آن اشاره می شود:

منظور او از گفتن اینکه من تدارکات‌چی بودم این بود: من نه سر پیازم نه ته پیاز.

انصراف از حضور در انتخابات با ورود موسوی: آشپز که دو تا شد، آش یا شور میشه یا بی نمک.

حمایت از آشوبگران و فتنه گران در برابر نظام: نمک خوردن و نمکدان شکستن.

شرط گذاشتن برای حضور در انتخابات: موش تو سوراخ نمی رفت جارو به دمش می بست یا یارو رو تو ده راه نمی‌دادند سراغ خونه کدخدا رو می گرفت یا یک کلام هم از مادر عروس یا...

4
دمت ولرم آقای شهردار!

افتتاح متروی کهریزک خیلی کار خوبی بود، آن‌قدر که آقای شهردار هم تحت تاثیر این کار خوب قرار گرفت و در یک اقدام انقلابی نسبت به چاپ و نصب گسترده بنر تصاویر خود اعتراض و  مدیر خاطی را توبیخ كرد. شهردار تهران در مراسم افتتاح متروی کهریزک گفت: «پول این بنرها از بیت‌المال پرداخت شده که اخلاقی نیست و باید هزینه آن‌ها را مدیرعامل بهشت زهرا(س) از حساب شخصی خود پرداخت کند.» ما هم آن‌قدر از این کار جناب قالیباف مشعوفیم که هی این سوالات در ذهن‌مان جولان می دهد:

روزنامه همشهری و ضمائم آن و سایر مجلات این مؤسسه آیا با پول بیت المال چاپ نمی شود؟

سایت‌های فردا، شفاف، سما و... از حساب شخصی مدیرعامل بهشت زهرا(س) تامین می شوند؟

آیا برای اولین بار است که آقای قالیباف بنرهای بزرگ تصاویر خود را می بینند؟

کجا بودی تا حالا سردار؟

5
بلغزید تا شغل ایجاد شود!

به خدا ما قصد نداریم در آمار دولت تشکیک کنیم اما نمی دانیم چرا خود دولتی ها این کار را می کنند. مثلا جناب محمدحسین فروزان‌مهر معاون وزیر كار، در مورد وعده ایجاد 2.5 میلیون شغل در سال 90 با بیان اینكه تمام اشتغال تعهد شده، شغل جدید نیست، گفته است: «یك میلیون و 100 هزار مورد آن شغل جدید، 900 هزار مورد مربوط به افرادی كه شغل خود را از دست دادند و 400 هزار مورد مربوط به جابه‌جایی شغلی است.»

ما ضمن اینکه از این تشکیک و شفاف نمایی توامان جناب معاون کمال تشکر را داریم، برای اینکه این آمار از این هم شفاف تر شود، نکات زیر را ابراز می نماییم:

1- این جابجایی شغلی آیا شامل جابجا شدن اتاق کارمندان و یا میز آنها نیز می شود؟

2- اگر کارمندان با توافق همدیگر شغل‌شان را با هم جابجا کردند، آیا لازم است اطلاع دهند تا دو شغل جدید در آمار ثبت گردد؟

3- اگر کارمندن سر جایشان جابجا شوند یا بلغزند چطور؟ آیا این هم ایجاد شغل محسوب می‌شود؟

4- در آخر پیشنهاد می شود که جناب معاون، جابجایی شغل‌های رده بالا را در دستور کار قرار دهند، چون این شغل‌ها خیلی سنگین هستند و افراد شاغل در آن پست ها هم به نوعی دم کلفت حساب می شوند و به این آسانی ها جابجا نمی شوند، بنابراین جابجایی اینها نیاز به چند نفر کارگر و... دارد که خود این هم ایجاد شغل است و در واقع با یک جابجایی چندین شغل ایجاد خواهد شد!

6
بازی با آزادگی مردم!

یکی از نمایندگان مجلس گفته است: «به حد نصاب نرسیدن جلسات طرح نظارت بر نمایندگان مایه تأسف است». نیره اخوان نماینده مردم اصفهان در مجلس ادامه داده که: «به حد نصاب نرسیدن جلسات رسیدگی به طرح نظارت بر نمایندگان واقعاً مایه تأسف است و این نشان می‌دهد كه برخی ولایت را امری می‌دانند كه باید خرج خود كنند.

برخی آگاهان با شنیدن این حرف‌ها بلند گفتند هیس و آنها نیز ادامه دادند: شما دیگه چرا؟ نمی گید از این حرف‌ها می زنید یه وقت به بعضی ها بر می‌خوره و دیگه نمیان شهرتون برای افتتاح پروژه ها؟! اون وقت کی می خواد پروژه ها تون رو افتتاح کنه، هان؟

این آگاهان باز هم ادامه دادند: ضمنا ممکنه این حرف‌ها باعث رنجش آزادگی بعضی ها بشه و دوباره طرح سوال از رییس جمهور رو راه بیاندازند ها! چرا نمی ذارید بعضی ها آزاده باشند آخه؟!

7
اعدام قبل از اقدام!

ترور برادر حامد کرزای رییس جمهور افغانستان و دستگیری و اعدام قاتل ظرف چند روز این سوال را پیش آورد که چرا در ایران نمی توان به این سرعت با قاتلان برخورد کرد. البته این احتمال وجود دارد که در افغانستان نیز تشریفات قانونی به اندازه ایران است ولی آنها برای اینکه سریعا قاتل را به سزای اعمالش برسانند، جلو جلو و پیش از انجام قتل، تشریفات قانونی را طی می کنند تا بعدا وقت‌شان برای این چیزها تلف نشود.

مثلا احتمالا آنها قبل از قتل این نکته را بررسی می کنند که آیا مقتول قصد تجاوز به قاتل را داشته یا به ناموس او چپ نگاه کرده است یا نه؟ یا اینکه آیا قاتل هنگام قتل از صحت عقل برخوردار بوده یا دچار جنون آنی شده بوده است؟ آخر می دانید در ایران این موارد از جمله دلایلی است که معمولا وکلا در پی آنند که با اثبات آن، متهم را نجات دهند.

یکی دیگر از دلایل انجام سریع مجازات در آنجا این است که همانگونه که ما جنایت‌هایی مثل حادثه سعادت آباد یا پل مدیریت را خارج از نوبت بررسی می کنیم، آنها نیز اصولا همه جنایات‌شان را خارج از نوبت بررسی می کنند، چون همه آنها در مقابل انظار عمومی بوده و موجب جریحه دار شدن عواطف عمومی شده است. والّا چه عرض کنم... خدا عالم است!





نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 6 )    1   2   3   4   5   6   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور

مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :