نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
هشدار شهید ادواردو آنیلی در مورد مشهد مقدس

 « در ایتالیا شهری بود که به عنوان مرکزی مذهبی شناخته می شد، کسانی که مخالف آن مکان مذهبی بودند کوشیدند با پدید آوردن تفریحگاه های بسیار پیرامون شهر، چهره شهر را دگرگون کنند و شما مراقب باشید که مشهد را تنها با نام امام رضا علیه السلام بشناسند.»

 
این سخن را شهید ادواردو آنیلی در سفری که به مشهد مقدس داشت با مشاهده تفریحگاه های بسیار در مشهد به دوستانش تذکر داد.
 
مشهد پایتخت معنوی ایران است و آن را همه با نام امام رضا علیه السلام می شناسند. زائران با حضور در حرم امام هشتم؛ سرشار از یاد خدا می شوند و خود را از غفلت های دنیایی رها می کنند. مشهد شهری زیارتی است و باید حالت معنوی و غفلت زدایی خویش را حفظ نماید و نباید تبدیل به شهری تفریحی و سیاحتی شود. ساخت مراکز تفریحی در مشهد به گونه ای که وقتی اسم مشهد به گوش می رسد مردم در کنار اینکه یاد زیارت می افتند چیز دیگری هم در ذهنشان تداعی شود نگران کننده است.
 
به عنوان مثال مشهد؛ بیشترین تعداد پارک آبی را در کشور دارد. مشهد به همراه دبی با داشتن سه پارک آبی بیشترین تعداد را در منطقه خاورمیانه دارند. درحالی که تهران در رده بعدی جای دارد.
 
مجموعه « سرزمین موج های آبی» مشهد، بزرگترین پارک آبی سرپوشیده خاورمیانه و نخستین در ایران است. همچنین مجموعه « پارک ساحلی آفتاب » از لحاظ زیربنا و طبقات ؛بزرگترین پارک آبی طبقاتی دنیا به شمار می رود که در مشهد احداث شده است.
 
حتی اگر دست اندرکاران این پروژه ها با نیت اظهار ارادت به امام رئوف و ایجاد خدمات رفاهی بیشتر برای زائرین اقدام به توسعه این طرح ها در مشهد نموده باشند اما نتیجه ی آن چیزی جز کمرنگ نمودن چهره معنوی مشهد نیست. مشهد با وجود مقدس امام رضا علیه السلام به قدر کافی جذابیت و کشش دارد و بهتر است این طرح ها و پروژه های عظیم تفریحی در شهرهای دیگر پیاده شود تا هم به گردشگری آن مناطق کمک شود و هم چهره معنوی مشهد مخدوش نشود.
 
اگر روند ساخت پروژه های تفریحی و تبلیغات گسترده ای که در صدا و سیما از این مجموعه ها صورت می گیرد به همین گونه ادامه یابد ممکن است نماد های معرف شهر مشهد دگرگون شود. همانند کاری که در مورد کعبه صورت گرفته است . الان زائرین بیت الله الحرام در کنار پرسش از زیارت کعبه؛ سراغ از ساعتی می گیرند که نمادی از مکه شده است لذا اینکه زائرین مشهد مقدس نیز در کنار زیارت از بزرگترین مراکز تفریحی کشور در مشهد سراغ می گیرند نگران کننده است چون مشهد شهری زیارتی است و باید شهری زیارتی باقی بماند نه اینکه جنبه تفریحی پیدا کند. در حال حاضر نماد معرف مشهد حرم امام رضا علیه السلام است و نباید نمادسازی های دیگری برای مشهد صورت گیرد مخصوصا اگر این نمادها جنبه تفریحی داشته باشد.
 
البته این پروژه ها محدود به چند پارک آبی نیست بلکه گسترش طرح های تجاری یا مراکز توریستی دیگر نیز در این مقوله جای می گیرد. مراکزی چون شهر رویایی «پدیده » که بزرگترین مرکز توریستی کشور واقع در منطقه شاندیز در مجاورت مشهد مقدس است یا «شهر تمدن ها» و...
 
این سخن بدین معنا نیست که ما با رشد و تعالی مشهد یا هر گونه تفریح در یک شهر زیارتی مخالف باشیم بلکه منظور این است که شهر مشهد باید با سبک معماری اسلامی به زیباترین شهر تبدیل شود در حالی که همچنان اوج معنویت خویش را حفظ نماید و ملجا و پناهی برای رها شدن انسان از غفلت های دنیایی باشد.




نوع مطلب : سبك زندگی اسلامی، دین و زندگی، فرهنگی، افشاگری، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
امام باقر(ع) و عوامل پایداری انقلاب اسلامی

انقلاب اسلامی ایران بزرگ ترین تحول قرن چهاردهم هجری قمری و بیستم میلادی و نقطه عطف درتحولات جهانی است. امام خمینی رضوان الله تعالی علیه در وصیت نامه خویش فرمودند: این انقلاب بزرگ که دست جهان خواران و ستمگران را از ایران بزرگ کوتاه کرد با تاییدات غیبی الهی پیروز گردید اگر نبود دست توانای خداوند امکان نداشت.

ایشان در همین نوشتار انقلاب اسلامی ایران را «امانت الهی» و «هدیه غیبی» و «تحفه الهی» و «پدیده الهی» دانسته اند که از جانب خداوند منان به ملت ایران عنایت شده است. بی تردید این نعمت بزرگ الهی نیازمند پاسداری و حفاظت است. بقا و دوام انقلاب اسلامی بدون تحقق شرایط و لوازم آن امکان پذیر نیست. رهاکردن انقلاب در بین راه و کوتاهی در رساندن انقلاب به تمام اهداف بزرگ و بی پایان آن از آفات انقلاب است. خستگی انقلابیون تنبلی بی حالی ناامیدی سستی و بی حوصلگی آنان خطر بزرگی است که انقلاب را تهدید می کند. حضور در تمام صحنه های انقلاب و سعی و کوشش همه جانبه و تلاش دائمی در راستای پاسداری از انقلاب اسلامی و فراهم نمودن شرایط و عوامل تداوم آن و ظیفه و تکلیف الهی عمومی است. روحیه انقلابی تلاش تحرک پویایی فعالیت و نشاط انقلابی عامل بقا و پایداری انقلاب و ضامن رسیدن به اهداف بلند و نهایی انقلاب است.

پیامبر و امامان علیهم السلام پیوسته مسلمانان رابه «عمل صالح» و تلاش و کوشش دعوت کرده اند. امام باقرعلیه السلام نیز در رهنمودهای الهی خویش همگان رابه «عمل» و «جهاد» و «اجتهاد» و «بیداری» و «بلندهمتی» و «پایداری» و «صبربراطاعت» و «خودنگهداری از معصیت خدا» و «شکرنعمت» و «معرفت» فرمان داده اند و آنان را از «تنبلی» و «بی کاری» و «کم کاری» و «کسالت» و «سستی» و «بی حالی و بی حوصلگی» بازداشته اند.

نفی تنبلی و بی حوصله گی

تنبلی و بی حوصله گی ریشه بسیاری از ناکامی ها و شکست هاست امام باقرعلیه السلام در نکوهش تنبلی و بی حوصله گی فرموده اند: ایاک و الکسل و الضجرفانهمامفتاح کل شر من کسل لم یودحقا و من ضجرلم یصبرعلی حق از تنبلی و بی حوصله گی بپرهیز و دوری کن که آن دو حالت کلید هر بدی و سرآغاز هرشری است ! هرکه تنبل شد حقی را ادا نمی کند و آن که بی حوصله و بی قرار باشد بر هیچ حقی صبر نمی کند و شکیبایی نمی ورزد. انقلاب اسلامی با اوصاف پیش گفته نعمت بزرگی است که حقوقی رابرگردن هرایرانی و هرمسلمان می نهد. ادای این حقوق و شکیبایی بررعایت این حقوق باخستگی و تنبلی و کم حوصله گی امکان پذیر نیست. تنبلی و بی حالی انقلابیون و ضعف و بی حوصله گی اقشار و طبقات جامعه انقلابی ایران آفت انقلاب و مایه درماندگی و نابودی انقلاب است. باتنبلی و بی حالی مردم انقلاب اسلامی در برابر دشمنانش رها می شود و بی پشتیبان می ماند و اشرار با شرآفرینی و ضربه زدن به انقلاب اسلامی مردم را از خیر و برکت انقلاب محروم نماید.

امام باقر علیه السلام در حدیث دیگر هشدار داده و درباره خطر تنبلی و کسالت فرموده اند: الکسل یضر بالدین و الدنیا تنبلی به دین و دنیا ضرر و زیان می رساند. در سخن پیشین تنبلی دست مایه هر شر و بدی و در این سخن نیز زیان بار برای دین و دنیای انسان ها شمرده شده است بنابراین برای تداوم انقلاب باید از آن دست برداشت.

نکوهش تسویف و توانی

مسلمانان از به آینده و اگذار نمودن کارها و سستی در انجام امور نهی شده اند. امام باقر علیه السلام فرموده اند: ایاک والتسویف فانه بحر یغرق فیه الهلکی و ایاک و التوانی فیمالا عذر لک فیه فالیه یلجا النادمون از امروز و فردا نمودن در کارها دوری کن که آن همانند دریایی است که هلاک شونده در آن غرق و نابود می گردد و از سستی در آن چه که در آن برای تو عذری نیست بپرهیز که پناهگاه و ماوای پشیمانان و علت پشیمانی است.
مطابق این رهنمود ارزنده امام پنجم کوتاهی از انجام به موقع هرکار و به تاخیر انداختن آن و امروز و فردا نمودن و واگذاری کارها به آینده و آیندگان علت نابودی و هلاکت است. واگذاشتن کارها به فردا همانند فرورفتن در دریای بی پایان و بی کرانه ای است که هلاکت و غرق شدن را در پی دارد. «تسویف» عامل ازدست دادن فرصت های طلایی و محروم شدن از تحرک و نشاط انقلابی و ترک اقدامات لازم و ضروری است. «توانی» و ضعف و سستی نیزعامل پشیمانی است. اگر انقلابیون از فرصت های گوناگون برای کوشش و تلاش در راه رساندن انقلاب به اهداف الهی اش بهره برداری ننمایند با سستی و ضعف افراد و اقشار انقلابی جامعه فرصت ها از دست می رود و یا تبدیل به تهدید می گردد و درنهایت پشیمانی انقلابیون رادرپی خواهدداشت.

 

ارزش عمل صالح جهاد و اجتهاد و اطاعت

تمام سفارش ها و موعظه های الهی امام باقر علیه السلام در راستای تشویق انسان ها به کار و تلاش است. ایشان در دعوت به سخت کوشی فرموده اند: علیکم بالورع و الاجتهاد بر شماباد به ورع و تقوی و تلاش و اجتهاد. آن حضرت در برتری و ارزش جهاد و کوشش نیز فرموده اند: لافضیله کالجهاد و لاجهادکمجاهده الهوی هیچ فضیلتی همانند جهاد نیست و هیچ جهادی نظیر مجاهده باهوای نفس نیست «اجتهاد» و «جهاد» به معنای تلاش و کوشش تمام و کامل است. بنابراین کارو تلاش خستگی ناپذیر و تمام کوشش خویش رابه کاربردن و همه سعی خویش رانمودن و انجام کارها با تمام نیرو و توان رسالت هر انقلابی متعهد است. سخت کوشی و فعالیت و کوشش دائمی درراه پاسداری از دستاوردهای انقلاب و تحقق اهداف و آرمان های اسلامی انقلاب بالاترین فضیلت و ارزش است زیرا مستلزم مجاهده باهوای نفس و نبرد با وسوسه های شیطانی و مبارزه باتنبلی و بی حالی و بی عاری و ضعف و سستی است.
در تعریف امام باقر علیه السلام از «ایمان» دو رکن مطرح است اسلام اقرار است ولی ایمان «اقرار» و «عمل» می باشد در وصایای امام باقر علیه السلام به جابر جعفی نیر فرزندان دنیا اهل غفلت و غرور و جهالت اند و فرزندان آخرت مومنان «اهل عمل» و زهدو علم و فقه و اعتبار (پندو عبرت گرفتن ) و فکرند و از ذکر و یاد خداوند خسته نمی گردند در وصایای آن حضرت به ابوحمزه ثمالی نیز موازرت و مساعدت و کمک بر «عمل صالح» کوبنده استکبارجهانی و سلطان ستمگر و شیطان و سوسه گرشمرده شده است مطابق رهنمودی دیگر از امام باقر علیه السلام صابران برادای فرائض الهی و متصبران بر ترک محارم در روز قیامت به فرمان الهی در امان اند. جابرجعفی گفته است: هجده سال در خدمت امام باقر علیه السلام بودم در زمان خروج و لحظه وداع عرض کردم: مرا موعظه و راهنمایی نمایید. امام فرمودند: ای جابر پس از هجده سال باز هم راهنمایی کنم ! عرض کردم: آری ! شما دریایی هستید که هرگز خشک نمی شود و کران ناپیداست. سپس امام باقر علیه السلام فرمودند: ای جابر از جانب من به شیعیانم سلام برسان و به آنان بگو: هیچ خویشاوندی میان ما و خدای عزوجل نیست و راه تقرب به خداوند اطاعت از اوست. ای جابر! هر که خدا را اطاعت و فرمانبری نماید و ما را دوست بدارد اهل ولایت است و هر که خدا را معصیت و نافرمانی کند دوستی ما به او سودی نمی رساند.
امام باقر علیه السلام به برخی شیعیان هشدار دادند: ان و لایتنالاتدرک الابالعمل همانا ولایت ما جز با عمل درک نمی شود. براساس این هشدارهای امام باقر علیه السلام ادعای دوستی اهل بیت باید با سعی و کوشش در راه اطاعت خدای متعال توام باشد چون محبت امامان و فرمانبرداری خداوند تفکیک ناپذیرند و باهم سودمند و موثرند.

همت بلند

امامان علیهم السلام راهنمایان بشریت به عزت و کرامت و دوراندیشی و همت بلند و اهداف بزرگ بوده اند. امام باقر علیه السلام در سفارش های ارزنده خویش به جابر جعفی فرموده اند: لاشرف کبعدالهمه هیچ شرفی همانند دوری و بزرگی همت و بلندهمتی نیست. در همین وصایا نیز گفته اند: استجلب عز الیاس ببعدالهمه عزت ناامیدی و بی نیازی از مردم را با دوری و بزرگی همت جلب نما! مطابق این رهنمودهای امام باقر علیه السلام داشتن برنامه های بزرگ و اهداف بلند و دور که همواره انسان را به سعی و کوشش همه جانبه وادار نماید مایه شرافت و عزت و بی نیازی از بیگانگان است. همت بلند و تلاش مناسب مومنان در راه رسیدن به اهداف بزرگ انسان ها را به خودباوری و خودکفایی و رهایی از وابستگی به کافران و بی دینان می رساند. امام باقر علیه السلام به گروهی ازشیعیان هشداردادند: یاطالب الجنه ما اطول نومک و اکل مطیتک و او هی همتک ای جستجوگر بهشت چقدر خوابت طولانی و چهارپایت خسته و درمانده و همتت سست ضعیف و وارفته است. در این سخن امام باقر علیه السلام به طالبان بهشت یادآوری شده است که بهشت با سخت کوشی و تلاش کامل و سعی تمام و بابیداری و مرکب راهوار و آماده و همت عالی و بلند و هدف های بزرگ به دست می آید.

شکر نعمت و مرگ طمع

شکرنعمت علت افزایش نعمت است. انقلاب اسلامی یک نعمت بزرگ الهی است. شکرنعمت انقلاب اسلامی رمزبقا و تداوم انقلاب است. شکر هر نعمتی باید متناسب و هماهنگ با آن نعمت باشد. حفاظت از آثار و برکات انقلاب اسلامی و نبرد با دشمنان آن و پیشگیری از انحرافات و نفوذ آفات و سعی و کوشش همگانی در راه رساندن انقلاب به همه اهداف مقدس بزرگ آن از مظاهر و جلوه های شکر نعمت انقلاب اسلامی است.

امام باقر علیه السلام درباره افزایش نعمت ها با شکر و زوال نعمت ها با کفران نعمت و ترک شکر فرموده اند: استجلب زیاده النعم بعظیم الشکر و توسل الی عظیم الشکر بخوف زوال النعم و اطلب بقا العز باماته الطمع با بزرگی شکر زیادی نعمت ها را جلب نما و به بزرگی شکر برای ترس از زوال و نابودی نعمت ها توسل بجو و بقای عزت را با نابودی و مرگ طمع طلب نما!

در این حدیث یادآوری شده است که زیادی نعمت معلول شکر و زوال نعمت نیز محصول ترک آن است و عزت و استقلال و کرامت انسان ها بانابودی و مرگ طمع باقی ماند و با طمع ورزی عزت از بین می رود. از این رو طمع ورزی کارگزاران و کارمندان دولت اسلامی و طمع ورزی اقشار و طبقات جامعه و رفاه طلبی و زراندوزی و فرمانبرداری از طمع عزت کشور اسلامی ایران را در جهان متزلزل می کند و به استقلال و شرف و کرامت مردم صدمه زند.

نقش علم و معرفت در عمل صالح

«عمل صالح» بیش از هر چیز دیگر در بقا و تداوم انقلاب اسلامی موثر است. بی تردید عمل صالح انقلابی در گرو شناخت درست انقلاب است. شناخت عمیق انقلاب اسلامی راهنمای عمل صالح انقلابی است. تنها با آگاهی از ماهیت انقلاب و شناخت اهداف ارزش ها و آرمان الهی آن عمل صالح و اقدامات شایسته سازنده و سودمند در جهت بقا و توسعه و کمال انقلاب اسلامی انجام می شود. امام باقر علیه السلام فرموده اند:

لایقبل عمل الابمعرفه و لامعرفه الا بعمل و من عرف دلته معرفته علی العمل و من لم یعرف فلاعمل له
هیچ عملی جز با معرفت قبول نمی شود و معرفت جز با عمل نیست و هر که بشناسد معرفتش او را بر عمل دلالت و راهنمایی می نماید و هر که نشناسد پس عملی برای او نیست»

این حدیث بر پیوند استوار « معرفت » و « عمل » تاکید دارد به گونه ای که معرفت را راهنمای عمل صالح می شمارد و عمل بی معرفت را بی ارزش می داند به حدی که عمل بی معرفت را هیچ می بیند. از این رو کوشش در راه شناخت صحیح انقلاب اسلامی برای عمل صالح انقلابی و اقدامات تاثیرگذار در بقا و دوام و تکامل انقلاب ضروری است.

نویسنده: محمّدرضا جواهرى

پی نوشت ها :

1 ـ صحیفه نور مجموعه رهنمودهای امام خمینی (ره ) سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی چاپ اول ج 21 ص 175

2 ـ صحیفه نور ج 21 ص 176

3 ـ بحارالانوار علامه مجلسی ج 78 ص 174 و ص 187

4 ـ بحارالانوار علامه مجلسی ج 78 ص 18

5 ـ بحارالانوار علامه مجلسی ج 78 ص 164

6 ـ بحارالانوار علامه مجلسی ج 78 ص 179

7 ـ بحارالانوار علامه مجلسی ج 78 ص 165

8 ـ بحارالانوار علامه مجلسی ج 78 ص 177

9 ـ بحارالانوار علامه مجلسی ج 78 ص 165

10 ـ بحارالانوار علامه مجلسی ج 78 ص 178

11 ـ بحارالانوار علامه مجلسی ج 78 ص 176

12 ـ بحارالانوار علامه مجلسی ج 78 ص 182 و ص 183

13 ـ بحارالانوار علامه مجلسی ج 78 ص 188

14 ـ بحارالانوار علامه مجلسی ج 78 ص 165

15 ـ بحارالانوار علامه مجلسی ج 78 ص 164

16 ـ بحارالانوار علامه مجلسی ج 78 ص 171

17 ـ بحارالانوار علامه مجلسی ج 78 ص 165

18 ـ بحارالانوار علامه مجلسی ج 78 ص 174





نوع مطلب : مقالات، دین و زندگی، سبك زندگی اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شیوه عملیاتی آیت‌الله قاضی برای عرفان عملی

عرفان عملی شامل اجرای یک برنامه دقیق و پر مشقت جهت گذشتن از مراحل و منازل و رسیدن به مقامات و احوالی در راه دست یافتن به آگاهی عرفانی است، از این جنبه این عرفان می‌خواهد وظایف انسان را با خودش، جهان و خدا بیان کند.

 به گزارش فارس، امروز در جامعه انواع و اقسام عرفان‌های کاذب و انحرافی حضور دارد، اما اینکه چرا بسیاری از جوانان و بانوان به این عرفان‌ها گرایش پیدا می‌کنند، دلایلی را می‌توان بر شمرد. آن چیزی که در وهله اول نمایان می‌شود، میل و علاقه زیاد جوانان برای به دست آوردن حقیقت و آرامش و در نهایت توانایی انجام کارهای خارق‌العاده است.
 
حال سؤال این است که آیا به راستی عرفان ناب حقیقی وجود ندارد، اصولاً هدف از عرفان چیست و عرفان چه ماحصلی برای انسان دارد؟
 
در قدم اول احساس می‌شود که عدم وجود بسترهای لازم عرفان عملی اسلام از سوی مراکز ذی‌ربط  و علما برای تمام اقشار جامعه با ظرفیت‌های وجودی متفاوت، صورت نگرفته است،‌ هر چند که جلسات عرفان عملی در برخی مراکز خاص حوزوی و کلاس‌های هفتگی اساتید اخلاق برای عده‌ای قلیلی از افراد جامعه برگزار می‌شود، به راستی می‌تواند با توجه به شبیخون فرهنگی جوابگوی نیاز فعلی جامعه باشد!
 
شاید در ابتدا برخی علمای معزز از اینکه عرفان اسلامی کوچه بازاری شود، ناخرسند شوند، اما به نظر می‌رسد که با گسترش و بسط فرهنگ عرفان عملی در اجتماع می‌توان به جامعه رنگ و بوی الهی بیشتری بخشید، همچنین توجه به مبانی ابتدایی دین اسلام، با تکیه بر انجام فرائض روزانه، حسن اخلاق و معاشرت، احسان و نیکی به والدین، پرهیز از رذائل اخلاقی و در یک کلمه، خدا را در هر آن حاضر دیدن، افراد را به چنان آرامش حقیقی رهنمون می‌سازد که دیگر نیازی به حضور در کلاس‌های شبه عرفان‌های کاذب نخواهد بود.
 
به همین منظور در ادامه ابتدا تعریفی از عرفان اسلامی ارائه می‌شود و سپس به دو شیوه علمیاتی عرفان عملی از سوی آیات‌ قاضی طباطبایی و مصباح یزدی اشاره می‌شود.
 
عرفان اسلامی دارای دو جنبه است:
 
1. جنبه اجتماعی (تصوف): در این جنبه عرفا به عنوان یک فرقه اجتماعی با مختصات مخصوص به خود مورد بررسی قرار می‌گیرند. (1)
 
2. جنبه علمی و فرهنگی: و این خود بر دو قسم است :
 
الف- عملی، از این جنبه عرفان می‌خواهد انسان را تغییر دهد و خلاصه روابط و وظایف انسان را با خودش و جهان و خدا بیان کند.
 
ب- نظری، از این جنبه عرفان می‌خواهد هستی را تفسیر کند؛ یعنی تفسیر خدا و جهان و انسان.(2)
 
صاحب کتاب عرفان نظری اساسی‌ترین مسائل عرفان اسلامی (عناصر اصول اساسی عرفان) را این چنین بر می‌شمرد: وحدت، شهود، فنا، ریاضت و عشق، وی درباره فرق بین عرفان عملی و نظری می‌گوید: عرفان عملی عبارت است از: اجرای یک برنامه دقیق و پر مشقت جهت گذشتن از مراحل و منازل و رسیدن به مقامات و احوالی در راه دست یافتن به آگاهی عرفانی و نیل به توحید و فنا که از آن به طریقت تعبیر می‌شود و عرفان نظری مجموعه تعبیرات عرفا از آگاهی‌ها و دریافت‌های شهودی خویش درباره حقیقت جهان و انسان است.(3)
 
*نظر آیت‌الله جوادی آملی درباره عرفان عملی
 
آیت‌الله جوادی می‌گوید: مراد از عرفان عملی آن دسته از تعلیمات و آموزش‌هایی است که مشتمل بر شیوه سلوک و آئین رفتار است و لذا مغایر با آن عرفان عملی است که متن سلوک و رفتار را تشکیل می‌دهد و مقید به الفاظ و قضایا و مسائل و نظایر آنها نیست. (4)
 
وی می‌گوید در عرفان از مسئله و قضیه اثر و خبری نیست و سخن از مرحله است؛ یعنی عارف می‌کوشد تا با طی مراحل به عین‌الیقین برسد و عین الیقین غیر از آگاهی به واسطه مفهوم است، بلکه مشاهده متن واقع است.
 
سیر و سلوک دو مرحله دارد: طبیعی و ارادی
 
سیر طبیعی؛ همان حرکت و شدن‌های طبیعی، غریزی و فطری است که غیر انسان نیز در آن شریکند، هر موجودی سیر وجودی خاص خود را دارد که به ناچار باید آن‌ را سپری کند .
 
سیر ارادی؛ از مختصات انسان است، در این مرحله آدمی حقایق دریافتی را در عمق وجود خود جایگزین می‌کند، سیر از مرحله جمادی تا مرحله انسانی که طبیعی و جبری است، اما سیر از مراحل پایین آدمیت و رسیدن به مراحل بالاتر که مرحله فناء فی الله و بقاء بالله است سیر و سلوک ارادی آفاقی و انفسی است.
 
مراتب سیر و سلوک ارادی شامل آگاهی، اخلاص و کمال است که وجود تفکر،‌ تلاش و تزکیه شرط بقا در این سلوک است.
 
در سیر و سلوک دین اسلام، حرکت باید بر اساس تعالیم قرآن که به عنوان آیین‌نامه کلی سیر و سلوک مطرح است، خط مشی پیامبر اکرم(ص) به عنوان اسوه و اهل‌بیت(ع) باشد.
 
*راه و روش علامه طباطبایی(ره) در عرفان
 
نکته قابل توجه این است که علامه طباطبایی(ره) در عرفان عملی به این باور رسیده بود که «إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یِهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَم ‏» راه این است و جز این نیست و دقیقاً به این جهت، رفتار او، گفتار او، سکوت او، قلم او و مطلقا آثار وجودی او، حکایت کننده وارستگی و عظمت ذخایر علمی و عملی او بود.
 
*شیوه عملیاتی مرحوم آیت‌الله قاضی طباطبایی برای عرفان عملی
 
در کتاب «اسوه عارفان» از زبان آیت‌الله سید میرزا علی آقا قاضی طباطبایی(ره) درباره یکی از شیوه‌های عملیاتی برای کسب عرفان اسلامی این چنین می‌نویسد:
 
1- بعد از تصحیح تقلید یا اجتهاد، مواظبت بر نمازهای پنج‌گانه و سایر فرائض در بهترین وقت‌ها
 
2-  خضوع و خشوع خود را روز به روز بیشتر کند.
 
3-  تسبیح حضرت صدیقه طاهره(س) بعد از هر نماز
 
4- خواندن آیة‌الکرسی
 
5- سجده شکر و خواندن سوره «یس» بعد از نماز صبح
 
6-  خواندن سوره واقعه در شب‌ و مواظبت بر نوافل عشا
 
7-  قرائت مسبحّات(سوره‌هایی که با  لفظ «سبّح» شروع می‌شود) در هر شب قبل ازخواب
 
8-  خواندن سوره «ناس» و «فلق» در شفع و وتر(سه رکعت پایانی نماز شب) و استغفار هفتاد مرتبه در آن و همچنین بعد از صلوات عصر
 
9- این ذکر را بعد از صلوات صبح و مغرب یا در صبح و عشا ده مرتبه بخواند: «لااله الاالله وحده لاشریک له، له الحمد وله الملک وهو علی کل شیء قدیر، اعوذ بالله من همزات الشیاطین واعوذ بک ربی ان یحضرون، ان الله هوالسمیع العلیم».
 
* آیت‌الله مصباح یزدی بهترین راه برای عرفان عملی را چه می‌داند؟!
 
آیت‌الله مصباح یزدی در کتاب «در جستجوی عرفان اسلامی» با تأکید بر اینکه  راه در عرفان عملی تنها یک کلمه و یک قدم است و آن «بندگی کردن» است، این چنین راه را ترسیم می‌کند:
 
برای رهایی از «خودپرستی» و واصل شدن به معبود و معشوق حقیقی، راه کلی این است که انسان «عبد» شود و همه استقلال‌ها را نفی کند و همه چیز خود و دیگر موجودات را از خدا ببیند، برای تحقق چنین امری اولین کاری که انسان می‌بایست انجام دهد، این است که اراده خود را به طور کامل تابع اراده خدای متعال کند.
 
این مرحله، مرحله‌ای بسیار طولانی و دارای مشقت‌های فراوان است، پس از عبور از این منزل، مرحله بعد این است که صفات و کمالات و ملکات خویش را از خود نفی کند و آن‌ها را به خدا نسبت دهد، یعنی در حقیقت معنا آن را بیابد و شهود کند که یگانه دارنده مستقل صفات و کلمات خدای متعال است، مرحله سوم اینکه هستی خود و همه موجودات را از خدا ببیند.
 
به نظر می‌رسد که برای عملیاتی کردن عرفان عملی در جامعه اسلامی حضور فعال تعدادی از علمای اخلاق و عرفان را می‌طلبد تا با استفاده از رسانه‌های تصویری به ترویج عرفان حقیقی منطبق با ابعاد وجودی مخاطبان بپردازند.
 
پی‌نوشت‌ها:
 
1- از این جهت به این فرقه صوفیه می‌گویند، در کتاب «مبانی عرفان و تصوف» قاسم انصاری درس اول وجوهی برای تسمیه این فرقه به صوفیه بیان شده است.
 
2- شهید مطهری، آشنایی با علوم اسلامی، بخش عرفان، صفحه 70-75
 
3- یحیی یثربی، عرفان نظری، صفحه 38-53
 
4- آیت‌الله جوادی آملی، تحریر تمهید القواعد، صفحات 598-601
 
نویسنده: آزاده لرستانی




نوع مطلب : دین و زندگی، معرفی کتاب های خارق العاده، سبك زندگی اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
مجاهدت‌های آیت الله موسوی لاری در «مركز نشر معارف اسلامى در جهان»
نامه‌هایی كه از دل زندان‌های آمریكا نوشته می‌شد/ مردی كه از آلمان و چین و بنین و پرو گرفته تا جزیره موریس ارادتمند داشت

دسترسی به قران كریم، كتب ادعیه، كتاب‌های مختلف با موضوعات اسلامی و... آنقدر برای ما آسان است كه در مخیله‌هایمان هم نمی‌گنجد كه برخی برای دسترسی به یك جلد قرآن كفشهایشان را می‌فروشند تا هزینه ارسال نامه‌ با یك موسسه اسلامی را بدست بیاورند؛ موسسه‌ای كه این كتب را رایگان به اقصی نقاط دنیا ارسال می‌كند.

به گزارش رجانیوز، حتی اگر این موضوع هم برایمان قابل باور باشد، حتما نمی‌دانیم كه آن موسسه در ایران واقع بوده است و طبیعتا این هم برایمان غریب خواهد بود كه این موسسه را كسی راه انداخته و با مجاهدت پای آن نشسته كه همین چند روز پیش از دنیا رفت و ما تازه نامش را شنیدیم!

«حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیّد مجتبی موسوی لاری» شنبه 19 اسفندماه به دیار باقی شتافت تا نامش برای اولین بار به گوش خیلی‌ها بخورد و كم‌كم تلاش‌های خالصانه‌اش در «مركز نشر معارف اسلامى در جهان» به چشم بیاید.

مرحوم موسوی لاری این موسسه را در سال 1355 تاسیس كرد تا علاوه بر ترجمه و ارسال آثار وی به زبانها و كشورهای گوناگون، سایر كتب اسلامی از جمله قرآن كریم نیز به خیل حق طلبان در سطح جهان هدیه شود. كتابهای آیت الله موسوی لاری كه برای جامعه هدف غیر ایرانیان و حتی غیر مسلمانان نوشته شده بود، تا كنون به 30 زبان دنیا ترجمه شده است؛‌ زبانهایی چون:  انگلیسی، عربی، فارسی، اردو، بنگلا، ژاپنی‌، چینی، ترکی آذری، ترکی استانبولی، آلمانی، آلبانیایی، پرتغالی، لهستانی، رومانیایی، بوسنیایی، روسی، فرانسوی، اسپانیولی، بلغاری، سواحیلی، هوسا، هندی، مالایو، تایلندی و سینهالی.

 

نامه‌هایی كه گویاترین است

می‌توان این نوشته را با ذكر زندگینامه، افتخارات ملی و جهانی، كسب دكترای افتخاری توسط وی از دانشگاه‌های سطح جهان، تعریف و تمجیدهای شخصیتهای بین المللی از وی و... ادامه داد. اطلاعات بیشتر درباره مرحوم موسوی لاری و مركز نشر معارف اسلامى در جهان را می‌توانید با مراجعه به كتاب «نگرشى كوتاه بر عملكرد 22 ساله مركز نشر...» بدست بیاورید. فایل این كتاب را می‌توان در اینجا مشاهده و دانلود كرد؛ همانطور كه كتابهای این موسسه هم به صورت آنلاین و با ترجمه به 28 زبان دنیا در سایت این مركز موجود است.

 اما شاید هیچ چیز نتواند به اندازه نامه‌هایی كه از سطح جهان برای او و «مركز نشر معارف اسلامى در جهان» ارسال می‌شده است، گویای تاثیر شگرف فعالیت‌ها وی باشد.

در این نامه‌ها نام افرادی با ملیت، نژاد، زبان، سطح تحصیلات، طبقه اجتماعی و حتی مذهب‌های مختلف دیده می‌شود. از زندانی در قلب آمریكا گرفته تا فرد فقیری در آفریقا؛ همو كه در نامه‌اش چنین نوشته است: «...از شدت فقر تنها یك قرآن بین بستگان من وجود دارد كه خواندن آن را به نوبت انجام مى دهیم . لذا با شنیدن آوازه مؤسسه شما مبنى بر ارسال كتب اسلامى و قرآن ، به صورت رایگان ، به وجد آمده با فروش كفش هاى خود پول تمبرنامه را تهیه كرده و برایتان درخواست نامه اى را فرستادم...»

از این دست نامه‌ها فراوان است، نامه‌هایی كه نشان می‌دهد مرحوم موسوی لاری چطور عمر خود را در راه گسترش معارف اسلام صرف كرده است، آنچنان كه رهبر انقلاب در پیام تسلیت خو به مناسبت درگذشت این عالم مجاهد چنین آورده است: «خدمات این عالِم فرزانه و بزرگوار و ارزشمند به گسترش معارف اسلامی و مكتب اهل بیت علیهم‌السلام در سراسر جهان، در چند دهه‌ی اخیر حقاً كم نظیر است و هزاران انسان منصف و مشتاق، با هدایت نوشته‌های وی كه با چیرگی علمی و تبیین منطقی نوشته و در پنج قاره منتشر می‌شد، به سر چشمه‌ی حقیقت دست یافته و اسلام را شناخته و بدان ایمان آورده‌اند.
این عالم پارسا بی هیچ تظاهر و ادعا، یك تنه و بدون تكیه به این و آن، عمر و توان خود را مصروف این مجاهدت بزرگ كرد و پرداختن به وظیفه و كسب رضای الهی را وجهه‌ی همت ساخت.»

در زیر گزیده‌ كوتاهی از این خیل نامه‌ها آورده شده است:

 

 

آقاى «احمد عبدالصبور» از آمریكا

...درخواست هاى دیگرى نیز از زندانهاى آمریكا و نیز كشورهاى آفریقایى بصورت مداوم و مرتب مى رسد كه با اشتیاق و علاقه فراوان كتب اسلامى انگلیسى را طلب مى كنند كه براى رفع نیاز ایشان به همكارى شما نیاز داریم. بر اساس اطلاعاتى كه به دست ما رسیده است ، گروه زیادى از زندانیهاى آمریكا و همچنین مردم كشورهاى آفریقایى، وسیله كتب اسلامى كه از مركز اسلامى شما در قم براى آنان ارسال شده است به اسلام راستین گرویده اند.

 

 آقاى «شبیرورسى» دانشجوى مسلمان از كنیا

...بحمدالله كتب انتشاراتى مركز نشر معارف اسلامى شما ، بخش وسیعى از متقاضیان و علاقمندان به مطالعه كتب و معارف اسلامى را در كنیا تحت پوشش خود قرار داده است . پیام امام خمینى نیز در نقاط دور دست انتشار یافته است . با همت و تلاش پى گیرى كه از سوى مركز نشر معارف اسلامى شما براى معرفى مكتب و نشر حقایق دینى صورت مى گیرد، دین اسلام با سرعت هر چه بیشتر در كشورهاى مختلف آفریقا بخصوص در كشور ماكنیا ، رو به پیشرفت و رشد گذاشته است.

 

 آقاى «دكتر بلّو» استاد دانشگاه نیجریه

...من دو نسخه از كتب اسلامى منتشر شده از مركزاسلامى شما درقم «مركز نشر معارف اسلامى در جهان » را دریافت كردم ; این كتب را با دقت فراوان مورد مطالعه و بررسى قرار دادم، و آنها را كتب مرجع و در حدّ استاندارد یافتم. در حقیقت این فرامین حیاتبخش اسلام است كه مى تواند در عصر حاضر بخصوص در كشور ما براى برنامه ریزى در راستاى یك زندگى صحیح الگو قرار گیرد ، و انسانها را به بهترین صورت تربیت كند ، و به سوى سعادت و خوشبختى واقعى رهنمون گرداند.

 

 آقاى «آرتوركینگ» از لندن

مطالعه این كتب و دقت در مطالب و مباحث مستدل آن ، مرا بسوى یك آرامش عمیق فكرى كشانید و ایمان و اعتقاد مرا كاملاً در یك چهارچوب قرار داد، بطورى كه به آئین الهى گرویدم و اسلام را با دل و جان پذیرفتم.

 

 از آمریكا ـ مركز اسلامى كالیفرنیا

...این كتب و آثار اسلامى بسیارى از مردم را هم در مؤسسه ما و هم در خارج از محدوده مركز اسلامى ، به خود جذب كرده و مورد توجّه آنها قرار گرفته است. این گرایش از ناحیه افراد تازه مسلمان نیز به خوبى احساس مى شود.

درخصوص مسلمانان زندانى باىد بگویم ما هرگاه یك نسخه از كتب شمارا به زندان مى فرستیم ، با انبوه نامه هاى زندانیان روبرو مى شویم كه همگى تقاضاى خود را براى دریافت آن كتاب مطرح مى سازند و از ما مى خواهند كه این نشریات را در اختیارشان قرار دهیم.

 

آقاى «صلاح الدین سلمان»/ رئیس جمعیت اسلامى ملى غنا

یكى ازمشكلات كتابخانه ما كمبود قرآن كریم دركتابخانه است كه بعلت تقاضاى زیادجوابگوى مراجعین نیستیم; لذا از شماانتظار داریم با ارسال تعدادى از مجلدات قرآن كریم ما را یارى نموده و كمبود كتابخانه ما را در این زمینه برطرف نمائید ; تا بتوانیم انبوه مراجعین به كتابخانه جهت استفاده از قرآن كریم را جوابگو باشیم .

 

فن هیون، یانگ كالى كسون، كاپیتان لى پیگ، مهندس سى سوا، پرفسور وانگ سین از چین

به خاطر نام محبت آمیز از سوى شما و نیز فرستادن كتابهایى در موردفرهنگ ومعارف اسلامى،بسیار متشكروسپاسگزاریم. مایك گروه خویشاوندو دوست با نام‌هاى «فن، سى، وهون وسن» هستیم، مابه شدت تحت تأثیر فرهنگ اسلامى قرار گرفته ایم و تغییر مذهب به اسلام را حمایت مى كنیم.

 

آقاى « اندره كوفسكى » دانشمند مسیحى از لهستان

من در حال حاضر مشغول مطالعه ترجمه انگلیسى «صحیفه سجادیه» هستم كه قبل از این برایم ارسال داشته بودید، و پس از پایان بررسى آن مشغول مطالعه كتاب جدید خواهم شد.

من عمیقاً تحت تأثیر اندیشه هاى امام مسلمانان امام سجاد(ع) قرار گرفته ام كه افكار بلند و متعالى او در صفحات كتاب صحیفه سجادیه تبلور یافته است. مطالعه این اثر گرانبها و دقت در مضامین و معارف سرشار این كتاب به شدت روح مرا تحت تأثیر قرار داده و مجذوب خود ساخته است. 

 

 آقاى «فلورنسو» از نیجریه

من براى كمك هزینه تحصیلى به شهر «لاگوس» رفتم تا شغلى پیدا كنم و بتوانم هزینه خود و تحصیلاتم را تأمین كنم. در یكى از روزهاى تعطیلات به كتاب فروشى برخورد كردم كه در كنار مسجد مركزى شهر لاگوس كتابهاى اسلامى عرضه مى كرد. در این میان كتابى از مركز اسلامى شما «مركز نشر معارف اسلامى در جهان» توجهم را به خود جلب كرد . كتابهاى دیگرى نیز از انتشارات مركز شما آنجا بود كه هم اینك اسمشان را بخاطر نمى آورم.

نخست تردیدكردم كه این كتاب را بخرم یاخیر؟ چون آن را به قیمت دو واحد پول نیجریه «نیره» قیمت گذارى كرده بودند. درحالى كه من آن روز فقط پانزده واحد پول نیجریه در اختیار داشتم؛ یا باید خوراك مایحتاج روزمره خود را تأمین مى كردم و یا مى بایست این كتاب را مى خریدم. در این لحظات حساس و تردید آلود مى كردم، گویى به من الهام شد كه این كتاب راتهیه كن كه برایت مفیدخواهد بود، من هم به این نداى غیبى پاسخ مثبت دادم. كتاب را با همه نیازى كه به پول داشتم خریدم و با خود به منزل بردم و به مطالعه آن مشغول شدم.

مطالب كتاب بقدرى مرا مجذوب و تحت تأثیرقرارداد كه لحظه اى آن را به كنار نگذاشتم و مرتب مطالعه مى كردم. فرداى آن روز مقدارى پول از دوستم قرض گرفتم و با عجله به سمت كتاب فروشى رفتم تا بقیه كتب انتشاراتى مركز اسلامى شما را خریدارى كنم اما با كمال تأسف وقتى به محل فروش كتابها مراجعه كردم، گفتند : تمام شده است! بسیار ناراحت و غمگین شدم; اما از سوى دیگر بسیار خوشحال و سرزنده بودم از اینكه همین یك كتاب وسیله هدایت من گردید و مرا به راه راست و حقیقت سوق داد; من در بیست و نه ژوئن 1990 مسلمان شدم و مى توانم بگویم كه این كتاب اسلامى سبب تحول عظیمى در من گردید.

 

 آقاى «عبدالكبیر مالك» از پاناما/ رئیس مركز اسلامى

متأسفانه شرایط در كشور ما طورى است كه در حقیقت مظلوم واقع شده ایم. و به شدت زیر فشاریم و از لحاظ امكانات تبلیغى نسبت به مسیحیان در شرایط سخت و نامساعدى قرار داریم.  فقدان امكانات مادى و عدم دسترسى به وسائل و ابزار تبلیغاتى روز، موقعیت ما را به شدت تضعیف كرده ، و نمى توانیم در ارتباط با فعالیتهاى تبلیغى خود آنطورى كه شایسته است، پیام وحى الهى را به تشنگان حقیقت برسانیم، و وظایف مذهبى خود را به خوبى انجام دهیم.

مركز نشر معارف اسلامى شما تنها مؤسسه اى است در ایران كه تاكنون از لحاظ كتب و نشریات اسلامى به یارى ما شتافته ، و در این زمینه از مساعدت خود نسبت به ما دریغ نكرده است.

 

آقاى «احمد یوسف» از نیجریه

...من در حال حاضر با مشكل بزرگى مواجه هستم، و خانواده و بستگانم مرا ترك كرده و زندگیم رو به زوال است. من به دلیل مسلمان شدنم از سوى پدرم تهدید به ترور و مرگ شده ام. من پیش از این یك تاجر بوده ام اما پس از تغییر دین، مردم و هموطنانم اموال مرا مصادره و مرا تهدید به قتل مى كنند. به همین دلیل من از دست ایشان فرار كرده ام... به هیچ وجه از مواضع خویش عقب نشینى نخواهم كرد، و اعلام مى كنم كه یك مسلمان باقى خواهم ماند.

توجه داشته باشید كه من محتاج كمك شما در جهت تقویت ایمانم هستم.

 

 آقاى «آرتم كوسمینكوف» از روسیه

به اطلاع شما مى رسانم كه یك نسخه قرآن كریم با ترجمه روسى كه براى من ارسال شده بود، دریافت كردم و از این جهت نیز بسیار متشكر و سپاسگزارم.

قرآن كریم را هر شب با دقت و توجه خاصّ مى خوانم ، چقدر با عظمت! واقعاً این كتاب را با هیچ چیز دیگر نمى توان مقایسه كرد. من در حقیقت بسیار خرسند و مسرورم از اینكه بالاخره با مسئله توحید در اسلام آشنا شدم و خداى بزرگ را شناختم؛ بعد از آشنایى با قرآن، افكار من به كلّى دگرگون شد و حوادث و رویدادهاى جهان را با دید دیگرى ارزیابى مى كنم.

 

 آقاى «تراورى كامل» از توگو

...اینها كسانى هستند كه پس از مطالعه و قرائت كتابهاى ارسالى شما نور هدایت در قلب ایشان تابید، و به اسلام عزیز گرویدند و مسلمان شدند.

 

 آقاى «مایكل گراهام» از ایرلند

...من یك مقاله از شما را درباره بینش توحیدى اسلام در روزنامه «آریش فرم» چاپ ایرلند مطالعه كردم. مطالب این مقاله به شدت مرا تحت تأثیر قرار داد و توجه مرا به خود جلب نمود؛ من به این باور رسیدم كه امروز اسلام یگانه راهگشاى زندگى براى انسانها است.

 

آقاى «پابلومورا» از مكزیك

من بسیار سپاسگزارم كه شما این آثار اسلامى را در اختیار من گذاشتید و مرا یارى كردید تا از اسلام مسائل بسیارى را بیاموزم. من اینك اسلام را پذیرفته ام و از دین جدیدم چیزهایى زیادى فرا گرفته ام به درگاه خداوند سپاس مى گویم كه راه راست را به من نشان داد و مرا از گمراهى و تاریكى نجات بخشید.

 

آقاى « كانا مصطفى » از ساحل عاج

به اطلاع شمامى رسانم كه ازاین كتابهایى كه شما براى من فرستادید، دیگر برادران مایلند خودشان با نامه از شما درخواست نمایند اما به علت فقر ، پول تمبر پستى را ندارند تا مكاتبه كنند و به همین منوال است وضع بعضى از مردم مسیحى كه جویاى حقیقت هستند.

یكى از دوستان... بوسیله كتابهاى شما یك مسیحى را كه ایمانش به دینش قوى بود و حتى مى خواست دوستم را مسیحى كند ، بوسیله كتابهاى شما موفق شد آن مسیحى را مسلمان كند. كتابهاى شما به من اجازه داد كه از مسیحیانى كه تمام وقت خودشان را با من در بحث تروریست و كتاب «آیات شیطانى» مى گذراندند، به سوى حقایق اسلام جلب نمایم.

 

آقاى «عبداالناصر عثمان» از بنین

كتابهاى اسلامى شما در اینجا تأثیر فراوانى بر مردم گذارده و جاذبه بسیارى داشته است بخصوص براى دانشگاهیان و دانشجویان و حتى مقامات بزرگ دولتى. باید بگویم كه شما معروفترین شخصیت اسلامى در غرب آفریقا هستید. اینك تقاضا دارم كه تعداد قابل توجهى از كتب فرانسه و عربى براى ما ارسال فرمائید كه بسیار مورد درخواست است. حتى وزرا و شخصیت هاى بزرگ اجتماعى از من مطالبه كتب اسلامى دارند كه امیدوارم ما را در این زمینه یارى كنید.

 

آقاى «سعیدى آنالا» از آمریكا

من در حال حاضر مدیریت یك گروه از تازه مسلمانان سرخپوست آمریكا را به عهده گرفته ام. انجمنى نیز تشكیل داده ام و كلاسهاى اعتقادى و اخلاقى براى آنان دائر كرده‌ام، تا هر چه بیشتر تازه مسلمانان را با معارف و حقایق اسلامى و احكام الهى آشنا سازم. كوشش و سعى من بر این است كه جوانان بیشترى به حقایق نورانى قرآن كریم جذب شوند.

 

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، خبرها، فرهنگی، دین و زندگی، بیداری اسلامی، سبك زندگی اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
مهندسی معکوس اجزای سازنده‌ این ابزارِ تهاجمی و دفاعیِ پیچیده در جنگِ نرم، می‌تواند نقشِ مهمی در شناختِ آن داشته و اهمیتِ چنین ساز و کاری را در سطح فردی و تمدنی نشان دهد.

مشرق _ تصحیح و بهتر کردن وجه‌ی دولت‌‌ها در نظر مردم؛ پایه‌گذار حوزه‌ی مهمی در حوزه‌ی سیاست‌گذاری حکومتی و علوم سیاسی است. این حوزه در قالب رابطه‌ی بین مسئولان و مردم عامه، می‌تواند آنقدر مهم تلقی شود که دولت‌ها برای تعریف و بهبود چنین رابطه‌ای دست به هر کاری می‌زنند. دیپلماسی عمومی یا Public Diplomacy عنوان اصلی این حوزه‌ی را یدک می‌کشد. دیپلماسی در زبان ساده به مقوله‌ی مدیریت روابط بین کشورها باز می‌گردد، و در بیان دیگر به توانایی تعامل با مردم بدون ناراحت و ناامید کردنِ آن‌ها معطوف است. تعریف اول بیشتر به حوزه‌ی دیپلماسی خارجی و تعریف دوم به یا دیپلماسی عمومی باز می‌گردد.

اما ساز و کار دیگری نیز می‌تواند برای ارتباط با مردم و شکل‌گیری مناسب و با دوام این ارتباط مطرح شود. خصوصاً برای کشور اسلامی ما که همواره در سطحِ رهبران خود از مدلِ متفاوتی برای ارتباط با مردم استفاده کرده‌ است. در دیپلماسی عمومی علاوه بر ایجاد تفاهم بین دولت‌ها، مثبت‌سازیِ افکار عمومی مردم نسبت به دولت خود یا دولت‌های دیگر موضوعیت پیدا می‌کند. در این ساز و کار تنها هدف بازسازی رابطه و ایجاد وجه‌ی مثبت در نظر مردمان است آن هم به هر وسیله‌ای. در این سازوکار می‌توان صدق و کذب، و حق و باطل، را در هم آمیخت و برای دست‌یابی به هدف وسیله را توجیه کرد و برای چند صباحی، عموماً طول عمر یک دولت، با مردم به گونه‌ای تعامل کرد تا به آن دولت امید ببندند.

اما در مقابل سازوکار دیگری برای ایجاد این ارتباط وجود دارد که درون‌مایه‌ای کاملاً دینی و خدامحور دارد. این روش به سخن حضرت علی (ع) در نهج البلاغه باز می‌گردد، آن‌جا که می‌فرمایند: «مَنْ أَصْلَحَ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ أَصْلَحَ اللَّهُ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النَّاس»، «كسى كه میان خود و خدا را اصلاح كند، خداوند میان او و مردم را اصلاح خواهد كرد»، (نهج‌البلاغه، حکمت 89) این سخن استراتژیک درون‌مایه‌ای فراتر از اندیشه‌ی مدرن دارد (که به بشر اصالت می‌دهد)، اندیشه‌ای که مبنای همه چیز در آن خداست و همه‌ی امور چه در سیاست و چه در غیر آن بر روش‌های دینی-الهی استوار است.

از روایت امام علی(ع) این طور برداشت می‌شود که نتیجه‌ تعریف نسبتِ رهبران سیاسی با خداست که باعث مثبت‌اندیشی مردم و در نهایت باعث تشریک مساعی برای پیشرفت جامعه می‌شود. همانطور که شخص امام رقم زدن مناسبات سیاسی برایشان عین تنظیم نسبتشان با خدا بود. البته خدا هم رابطه‌ی چنین شخصی را با خلقش تقویت می‌کند، اگر خوب بود بهتر می‌کند و اگر نه بهبود می‌بخشد و بیشترین جاذبه و گرایش را به سمت او به وجود می‌آورد. به چنین روشی برای ایجاد ارتباط میان حکومت و مردمان، می‌توان لقب ارتباطِ استراتژیک داد.

حال در این حوزه یکی از روش‌های ارتباطی با خدا که می‌تواند این ارتباط استراتژیک را ایجاد کند دعاست، خداوند می‌فرماید اگر کسی کاری را برای من خالص کند من خودم آن را به همگان می‌نمایانم. اینجاست که ارتباط استراتژیک شکل می‌گیرد، و رابطه‌ی میان فرد و مردمان نیز اصلاح می‌شود. رابطه‌ای که گاهی فراتر از حدِ انتظار اصلاح می‌شود. «و كم من ثناء جمیل لست اهلا له نشرته»، «و چه بسیار مدح و ثناى خوبى كه من شایسته‏اش نبودم و تو آن را منتشر ساختى» (دعای کمیل).


انسان در سرزمین حوادث زندگی می‌کند، سرزمینی دستخوش دگرگونی. حوادث یا اموری که باعث تشویش خاطر یا مشغولیت فکری او می‌شوند. این حوادث یا او را در بر گرفته است یا انتظار می رود برای او اتفاق بیفتد. دعا این غرض را برطرف می‌کند چرا که دعا رفع بلای موجود، دفع ضررهای محتمل و جلب خیرات است که نه تنها در قرآن بلکه در منابع باقی مانده از معصومین بخش عظیمی از معارف را به خود اختصاص داده است. اما دعا کارکردی گسترده دارد. آنچه که کارکردِ دعا را می‌تواند به خوبی مشخص کند نگاه به دعا از حیثِ سلاح است.

«إِذَا أَذِنَ اللَّهُ لِعَبْدٍ فِی الدُّعَاءِ فَتَحَ لَهُ بَابَ الْإِجَابَةِ بِالرَّحْمَةِ وَ إِنَّهُ لَنْ یَهْلِكَ مَعَ الدُّعَاءِ هَالِكٌ وَ إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى یَغْضَبُ إِذَا تُرِكَ سُؤَالُهُ فَلْیَسْأَلْ أَحَدُكُمْ رَبَّهُ حَتَّى فِی شِسْعِ نَعْلِهِ إِذَا انْقَطَعَ إِنَّ سِلَاحَ الْمُؤْمِنِ الدُّعَاءُ»، (حضرت محمد(ص))، « رسول اكرم فرمود: هر گاه خدا براى بنده‏ اش اجازه‏ دعا بدهد بزودى خدا با رحمت خود در اجابت را برویش باز كند هر كس دعا كند نابود نمی‌شود و خدا بر بنده ‏اى كه از او چیزى نخواهد خشم می‌كند و باید بنده از خدا بخواهد اگر چه بند كفشش باشد و اسلحه‏ مؤمن دعا كردن است

با این حساب دعا کارکردِ سلاح پیدا می‌کند برای مومنان و آن‌ها در جنگ خود با شیاطین می‌توانند از این سلاح بهره‌ گیرند. البته این جنگ، یک جنگِ نرم تمام عیار است که بین مومنان و شیاطین در می‌گیرد. متناسب با این جنگِ نرم، جنسِ این سلاح نیز باید نرم باشد، چنان‌که امام صادق در روایتی می‌فرمایند: « الدُّعَاءُ أَنْفَذُ مِنَ السِّنَانِ الْحَدِیدِ»، (امام صادق(ع))، «دعا از نیزه‌ی تیز فرو رونده‏تر است.» دعا به دلیل ماهیتی که دارد، مانند نیزه نیست که امکانِ‌ نفوذ محدودی داشته باشد، بلکه از نیزه نیز تیزتر و با نفوذتر است، یعنی به زبان ساده اسلحه‌ای برای میدان‌ها منازعه‌ی نرم است.

اما این سلاح با قدرت نفوذ بالا و بسیار نرم،‌ برای مبارزه و مجاهده با کدام دشمن و برای به کار‌گیری در کدامین میدان است؟ در روایتی از امام هشتم (علیه السلام) آمده كه ایشان از دعا تعبیر می‏كنند به «سلاح انبیا». حضرت فرمودند: «عَلَیْكُم بِسِلَاحِ الْأَنْبِیَاء قِیلَ وَ مَا سِلَاحُ الأَنبِیَاءِ قَالَ الدُّعَاء» حضرت فرمودند بر شما باد به سلاح پیامبران؛ به حضرت گفته شد كه سلاح انبیاء چیست؟ حضرت در پاسخ فرمودند اسلحه انبیا دعا است. دشمن اصلی پیامبران که بود؟ چه کسی یا چه کسانی در مقابل پیامبران صف می‌کشیدند و آن‌ها را از رسیدن به اهدافشان باز می‌داشتند؟

دشمن یا دشمنان پیامبران جز شیاطین جنی و انسی نبودند، شیطان که به عنوان دشمن آشکار، در قرآن به انسان معرفی شده است، یک شیطان جنی است. «لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبین»، (سوره‌ی بقره، آیه‌ی 168) «پیروى از گام‏هاى شیطان نكنید، كه او براى شما دشمنى آشكار است». البته انسان‌هایی هم که اختیار خود را به شیطان و هوای نفس خود سپرده‌اند عملاً به عنوان شیاطین انسی راه پیامبران را مسدود می‌کردند؛ خداوند در قرآن بیان می‌کند که برای هر پیامبری شیاطینی از جن و انس را به عنوان دشمنان پنهان و آشکار قرار می‌دهد. «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا شَیاطینَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ یُوحی‏ بَعْضُهُمْ إِلى‏ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما یَفْتَرُون»، (سوره‌ی انعام، آیه‌ی 112)، «و بدین گونه براى هر پیامبرى دشمنى از شیطانهاى انس و جن برگماشتیم. بعضى از آنها به بعضى، براى فریب [یكدیگر]، سخنان آراسته القا مى‏كنند و اگر پروردگار تو مى‏خواست چنین نمى‏كردند. پس آنان را با آنچه به دروغ مى‏ سازند واگذار».

بنابراین دعا، غیر از اینکه در فرآیند ارتباط استراتژیک، یک عنصر موثر برای ایجاد و اصلاح رابطه با خداست، فراتر از آن، می‌تواند سلاحی باشد، برای مقابله با دشمنانی که هم آشکارند و هم پنهان، هم در میدان‌های منازعه‌ی سخت قرار دارند و همه در میدان‌های منازعه‌ی نرم. البته اهمیت دعا در این است که نه تنها در برابر دشمنان آشکار و میادین سخت که حتی در برابر پنهانی‌ترین دشمنان و نرم‌ترین منازعات نیز کارآیی دارد، میادینی که در آن‌ها سلاح‌های دیگر موثر نیستند و اگر انسان بخواهد برای مبارزه با دشمنان خود در این میادین به این سلاح‌های سخت امید ببندد، راه به جایی نخواهد برد و خلع سلاح خواهد شد.


بنابراین در نرم‌ترین نوعِ جنگ یعنی جنگِ انسان با شیطان وسیله‌ایی که راه گشا خواهد بود سلاحی است به نامِ دعا. حال چه تهدیداتی برای خلعِ سلاح کردن بشر وجود دارد و آن را از مهمترین سلاحش برای پیروزی در جنگِ نرم ِ انسان با شیاطین جن و انس غافل می‌کند؟

· ناامیدی: یکی از مهمترین روش‌های شیطان برای خلع سلاح انسان القای روحیه‌ی ناامیدی است. در این مسیر، شیطان تمام تلاش خود را می‌کند تا انسان را با نا امیدی از صراط مستقیم دور کرده و سببِ پویایی را از او بگیرد. با این کار، به مرور یاس از رحمت پروردگار فرد را فرا می‌گیرد، اعتمادش به خدا از دست می‌رود به منفی‌بافی روی می‌آورد و در نهایت زمین و زمان را دچارِ نقصان می‌بیند و مهمترین سلاح‌اش یعنی دعا را بر زمین می‌‌گذارد. «لا یَسْأَمُ الْإِنْسانُ مِنْ دُعاءِ الْخَیْرِ وَ إِنْ مَسَّهُ الشَّرُّ فَیَؤُسٌ قَنُوطٌ»، (سوره‌ی فصلت، آیه‌ی 49)، «انسان از دعاى خیر خسته نمى ‏شود، و چون آسیبى به او رسد مأیوس [و] نومید مى‏ گردد.»

· غفلت: در بسیاری از موارد انسان ناامید نیست اما شیاطین جنی و انسی او را دچار غفلت می‌کنند. ذکر و یاد خداوند، در مقابل غفلت قرار دارد که اساساً کارکردِ نماز در این‌ مسئله خود را نشان می‌دهد. یکی از معانی صلات رفتن به خطِ مقدم ِنبرد علیه شیاطین جن و انس است و در معانی دیگر همان دعا و نیایش است. این دو معنی به شدت در هم آمیخته‌اند به گونه‌ای که جزءِ جدایی ناپذیرِ یکدیگر شمرده می‌شوند. از سوی دیگر، ‌محراب به عنوان محلِ عبادت و برگزاری نماز، از حرب می‌آید و به معنای محلِ حرب یا جنگ با شیطان است. از این‌رو در این محلِ حرب، منازعه بر سر ایجاد یا از میان رفتنِ غفلت است. حال آنچه که موردِ تهدید قرار می‌گیرد نماز و یاد خداوند به عنوانِ محملِ سلاحِ دعا است. با این توضیح کسی که دچار غفلت شود و نماز نخواند یعنی نه به میدانِ جنگ علیه بدی‌ها رفته و نه از سلاحش یعنی دعا استفاده کرده است؛ به بیان ساده خلعِ سلاح شده است.

· جبراندیشی: یکی دیگر از سلاح‌هایی که شیطان در برابر سلاح دعا به کار می‌برد، جبراندیشی است. آن‌جا که انسان به صورت افراطی تقدیرگرا و به بیانی محافظه‌کار می‌شود. این‌ اعتقاد که خدا برنامه‌ی زندگیِ انسان را از قبل نوشته و امکانِ تغییر این امورِ از پیش تعیین شده وجود ندارد. این‌جاست که وقتی انسان امور را از پیش تعیین شده بداند دیگر به دعا کردن و خواستن از خالقش نمی‌پردازد و برای بهبود شرایطِ زندگی‌اش خدا را نمی‌خواند در حالی که خدا در قرآن فرموده است: «وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُونی‏ أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذینَ یَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتی‏ سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ»، (سوره‌ی غافر، آیه‌ی 60)، « و پروردگارتان فرمود: «مرا بخوانید تا شما را اجابت كنم. در حقیقت، كسانى كه از پرستش من كبر مى‏ورزند به زودى خوار در دوزخ درمى‏آیند.»

اما دعا به عنوان یک سلاح استراتژیک در در روندِ تاریخ چه کارکردهایی داشته است؟ آیا دعا فراتر از یک ساز و کار عبادی بین بنده و معبود، توانسته به سیر و روند تاریخ شکل‌ بخشد؟


آنچه که می‌توان در قرآن، احادیث و آثار باقی مانده از امامان برای آن شاهد گرفت این است که دعا چه در سطح فردی و چه در سطح قومی (تمدنی) تاثیر‌گذار بوده است. در سطح فردی می‌توان به نمونه‌هایی چون تغییر در سرنوشت بشریت در قالب دعای حضرت آدم و حوا و طلب آمرزش آن‌ها اشاره کرد، درخواستی که حضرت آدم در قالب دعا برای آمرزش از خداوند داشت و با آمرزش آن اولین استفاده‌ی موفق از این سلاح رقم خورد. «فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَیْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحیمُ»، (سوره‌ی بقره، آیه‌ی 37)، «سپس آدم از پروردگارش كلماتى را دریافت نمود و [خدا] بر او ببخشود آرى، او [ست كه‏] توبه‏پذیرِ مهربان است.»

نمونه‌ی دیگری از استفاده‌ی دعا در سطحِ فردی، موردِ حضرت یونس (ع) است. «وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ فَنادى‏ فِی الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّی كُنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ»، (سوره‌ی انبیا،‌ آیه‌ی 87) « و (به یاد آر) ذا النون (صاحب نهنگ، یونس بن متّى) را هنگامى كه خشمناك (از میان قوم خود بیرون) رفت، پس گمان كرد كه ما هرگز بر او تنگ نخواهیم گرفت، پس (كارش به جایى رسید كه) در میان تاریكى‏ها (ى سه‏گانه شب و قعر دریا و شكم نهنگ) ندا درداد كه (اى خدا) جز تو معبودى نیست، تو (از هر عیب و نقصى) منزه و پاكى، حقّا كه من از ستمكاران بودم (زیرا عملى كه نتیجه‏اش نقص بهره من بود بدون توجه به جا آوردم)»

حضرت یونس از طرف پروردگار مبعوث بر اهل نینوى شد و آن‌ها را دعوت كرد ولى ایمان نیاوردند پس نفرینشان كرد و از خدا خواست تا عذابشان كند همین كه نشانه‏هاى عذاب نمودار شد قومش توبه كردند و ایمان آوردند. خدا عذاب را از ایشان برداشت اما یونس با عصبانیت و غضب از میان‌شان رفت و خداوند صحنه‏اى به وجود آورد كه در نتیجه‌ی آن یونس به شكم یك ماهى بزرگ فرو رفت و در آن‌جا زندانى شد. تا آنكه خداوند او را به واسطه‌ی دعایی که به درگاهش کرد از شکم ماهی نجات داد و دوباره به سوى قومش فرستاد.

در سطح اجتماعی، قومی و تمدنی نیز آیه‌ «انّ الله لا یُغیِّرُ ما بقوم حتّی یغیّرو ما بانفسهم» کلیدی‌ترین راه تغییر سرنوشت را خود انسان می‌داند که یکی از پیش زمینه‌های این تغییر دعاست. در مثالی دیگر می‌توان به دعای مرزبانان امام سجاد(ع) اشاره کرد. فتح اسپانیا و شبه‌جزیره‌ی ایبری، مصادف با دوران امام سجاد (ع) بود. طارق ابن زیاد و دوستانش به مرزهای سرزمین‌های تحت حاکمیت مسلمین زدند و توانستند پایه‌های حکومتی را بگذارند که 800 سال در جنوب اروپا دوام داشت و پیشرفته‌ترین جنبه‌های تمدنی را در زمان خود از اسلام و مسلمین به رخ اروپای عقب مانده کشید. در واقع دعای امام سجاد در قالب دعای مرزبانان بود که بدرقه و کمک حالِ طارق و یارانش شد و توانست در سطحِ تمدنی اثری 800 ساله در قاره‌ای بگذارد که مسیحیت در آن حاکمیت تام و تمام داشت.

امام در این دعای طولانی جهانی می‌اندیشد و حتی تسلط خاندان بنی امیه و مروانیان بر خلافت اسلامی مانع از اتخاذ این سیاست نمی شود. امام در همه فرازهای دعا از تعبیر «مسلم» و «مسلمین» و «اهل ثغور» استفاده می‌کند که اصطلاح عام‌تری نسبت به مومنان یا شیعیان اهل بیت است تا با تحکیم هویت مشترک به مقابله با دشمن مشترک بپرازد.

«وَ حَصِّنْ ثُغُورَ الْمُسْلِمِینَ بِعِزَّتِكَ، وَ أَیِّدْ حُمَاتَهَا بِقُوَّتِكَ، وَ أَسْبِغْ عَطَایَاهُمْ مِنْ جِدَتِكَ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ كَثِّرْ عِدَّتَهُمْ، وَ اشْحَذْ أَسْلِحَتَهُمْ، وَ احْرُسْ حَوْزَتَهُمْ، وَ امْنَعْ حَوْمَتَهُمْ، وَ أَلِّفْ جَمْعَهُمْ، وَ دَبِّرْ أَمْرَهُمْ، وَ وَاتِرْ بَیْنَ مِیَرِهِمْ، وَ تَوَحَّدْ بِكِفَایَةِ مُؤَنِهِمْ، وَ اعْضُدْهُمْ بِالنَّصْرِ، وَ أَعِنْهُمْ بِالصَّبْرِ، وَ الْطُفْ لَهُمْ فِی الْمَكْر»، (صحیفه‌ی سجادیه‌ی دعای مرزبانان)، «بار خدایا، درود بفرست بر محمد و خاندان او و مرزهاى مسلمانان را به پیروزمندى خویش استوار گردان و مرزبانان را به نیروى خود یارى ده و از خزانه‌ی فضل خویش عطایشان به فراوانى ارزانى دار. بار خدایا، درود بفرست بر محمد و خاندان او و شمارشان افزون كن و سلاحشان برنده. حوزه‏هاشان حراست فرماى و پیرامونشان را نفوذ ناپذیر گردان. جمعشان متحد كن و خود به تدبیر كارهاشان پرداز.»

با در نظر گرفتن دعا به مثابه سلاح، صحیفه‌ی سجادیه را می‌توان به عنوان انباری پر از سلاح و مهمات در نظر گرفت. انباری که سلاح‌های آن نه تنها در سطحِ فردی بلکه در سطح تمدنی نیز کارآمدی خود را ثابت کرده‌اند.

اعجاز دعا در هشت سال دفاع مقدس، در جنگ سی و سه روزه و در همه‌ی اقداماتی که علیه شیاطین و دشمنان انجام شده و می‌شود، خود را نشان داده است. در سخت‌ترین و پیچیده‌ترین عملیات‌ها دعا و توسل به ائمه‌ی اطهار راه‌گشا بوده است.

دعا به مثابه سلاح، چه به لحاظ ابزاری برای ارتباط استراتژیک، چه به لحاظِ سلاحی استراتژیک، ساز و کاری است که کمتر به اهمیت آن از این حیث پرداخته شده است. از این‌رو مهندسی معکوس اجزای سازنده‌ی این ابزارِ تهاجمی و دفاعیِ پیچیده در جنگِ نرم، می‌تواند نقشِ مهمی در شناختِ آن داشته و اهمیتِ چنین ساز و کاری را در شکل‌‌دهی به روابط ما بین خالق و مخلوق، و اثر گذاری آن‌را چه در سطح فردی و چه در سطحِ تمدنی نشان دهد.

علی رهجو


ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، جنگ نرم، دین و زندگی، سبك زندگی اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سگ‌های زیبا و تخریب سبک زندگی

الف: در اینکه سگ امروزه کارایی های مختلفی می تواند داشته باشد و بطور کلی حیوان مفیدی است که از دیرباز کمک کار انسان بوده است شکی نیست اما براستی چرا در غرب و فرهنگ غربی و متاسفانه گاهی در کشور ما امروزه جای دوستان و خانواده و انسانها را در کنار بسیاری گرفته است تا جایی که بعضی سگ های خود را از اعضای خانواده شان بیشتر دوست دارند.

انس با سگ نشانه چیست؟
 
آنچه مشخص است حیوان،حیوان است و هر طور که با او رفتار کنی ظاهرا اعتراضی ندارد و چه بسا وجود دارند انسانهای کج رفتار و بدخو که آنها هم می توانند جدا از انسان ها رفیقی برای خودشان مثلا از جنس سگ بیابند.
 
بسیاری از افرادی که دور از تعالیم روح بخش دینی هستند برای پر کردن خلا های عاطفی خود رو به همزیستی با حیوانات و از جمله سگ می آورند ولی مطمئنا این جایگزین خوبی برای دوستی و مهرورزی با خانواده و دوستان نیست و چه بسا مشکلات روانی و عاطفی این افراد از این رهگذر نیز مرتفع نگردد.
 
بیماری های روحی و روانی امروز از فراگیر ترین بیماری ها می باشند تا حدی که به عنوان بیماری قرن از آنها یاد می شود؛ افسردگی ،اضطراب و استرس عمده مشکل اکثر افرادی است که از گوهر دین که انس با معنویت و خداست دورند.
 
امروزه در سبک زندگی غربی ،سگ نقش پررنگی را داراست تا آنجایی که نه به عنوان یک حیوان مفید بلکه به عنوان یک دوست و همدم خوب مطرح است و هر انسان عاقلی که واقف به ظرایف عاطفی بشر و زندگی بشری است بر این مطلب اذعان خواهد داشت که این یک آسیب عاطفی و روانی و اجتماعی برای بشر امروز می باشد و مطمئنا این آسیب زاییده دوری او از دین و سبک زندگی دینی است.
 
کلیتی از دیدگاه دین در باب سگ:
 
۱-در باب نجاست سگ در دین اسلام که با ادله فراوان ثابت می شود هیچ شک و شبهه ای نیست در روایتی در کتاب معتبر وسائل الشیعة آمده است:
انّ الله تعالى لم یخلق خلقاً أنجس من الكلب (وسائل الشیعة، ج‏۱، ص: ۲۲۰ روایت ۵۶۰ و همان ج‏۱، ص: ۲۲۸ روایت ۵۷۸ ) ؛
خداوند هیج مخلوقی را نجس تر از سگ نیافرید.
 
۲-استفاده و خرید و فروش سگ برای اموری عقلایی مانند نگهبانی وشکار و جرم یابی و نجات و امور طبی و پزشکی و ... جایز است و صدمه به آنان ضمان آور و مستوجب پرداخت خسارت است و حتی نفقه آن مانند تامین خوراک و درمان آن بر مالک واجب است.
 
۳-استفاده از سگ برای خوردن حرام مسلم است.
 
۴-استفاده در لباس و..: استفاده از پوست و موی آن در لباس جایز نیست و موجب بطلان نماز می گردد.
 
۵-تماس ونگهداری هرگونه سگ در خانه کراهت شدید دارد -در مورد سگ نگهبان و شکار درصورتی که در مکان جداگانه ای در منزل نگهداری گردد مکروه نیست- و ضمن آنکه خرید و فروش سگ غیر از مواردی که در بالا گفته شد جایز نبوده و پول حاصل از آن حرام است.
 
۶-صدمه زدن وکشتن سگ اگر موذی و آسیب رسان نباشد حرام است.
 
۷-دادن غذا و آب به همه حیوانات و از جمله انواع سگ مستحب و صدقه محسوب می گردد و موجب خوشنودی خداوند و عبادت است. برگرفته از سایت پرسمان
 
نجاست سگ و بیماری های جسمی
 
یکی از چیز هایی که علم در مورد مضرات نگهداری سگ و تماس با او بدان رسیده آن است که در روده سگ کٍرم کوچکی به طول چهار میلی متر به نام "تینیا ایکینوسکوس" است. وقتی از سگ مدفوع بیرون می آید، تخم های زیادی از این کرم همراه مدفوع بیرون می آید و به اطراف مقعد سگ می چسبد. سگ به وسیله زبانش آن تخم ها را به قسمت های دیگر بدنش منتقل نموده و همه جا را آلوده می کند. اگر یکی از این تخم ها به معده انسان وارد شود، مرض های گوناگونی تولید می کند که احیاناً منجر به مرگ می شود. مجله المنار، سال ۶، ص ۳۰۷
 
سخن آخر
 
محبت و انس سرمایه ای است که خداوند مهربان برای زندگی آن را به انسان بخشیده است و انسان می بایست آن را برای آنهایی خرج کند که می توانند بهترین نقش را در رشد و تعالی او داشته باشند و سبک زندگی دینی به ما می آموزد ، آرامشی که مغز سعادت است در همبستگی عاطفی یک خانواده نهفته است که در مسیر عمل به و وظیفه و اخلاق دینی به دست می آید


ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، خبرها، فرهنگی، سبك زندگی اسلامی، دین و زندگی، 
برچسب ها : سبک زندگی،
لینک های مرتبط :
پیشنهاد جالب حجت الاسلام ماندگاری در گفت‌وگو با رجانیوز:
طرح روحانی خانواده باید در کنار پزشک خانواده نهادینه شود

  گروه معارف: سبك زندگی اسلامی و پرداختن به این مقوله كه ملازم با ورود به حوزه تمدن سازی است، با اظهار نظر رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیداری که با جوانان در سفر به خراسان شمالی داشتند، وارد فاز جدیدی شده است. چنانكه ایشان با اشاره به شکل گیری تمدن نوین اسلامی، ضمن بیان دو بخش اصلی در شکل گیری تمدن اسلامی، مهترین بخش در شکل گیری این تمدن را سبک زندگی اسلامی دانستند و از آن به عنوان بخش نرم افزاری تمدن نوین اسلامی یاد کردند.

رهبر معظم انقلاب درباره گروه های مرجعی كه مسئولیت پرداختن به این مقوله را در جامعه بر عهده دارند نیز فرمودند: «بعد از آنكه علت ها را پیدا كردیم، آن وقت بپردازیم به این كه چگونه می توانیم اینها را علاج كنیم. اینها به عهده‌ى كیست؟ به عهده‌ى نخبگان - نخبگان فكرى، نخبگان سیاسى - به عهده‌ى شما، به عهده‌ى جوانها. اگر در محیط اجتماعى ما گفتمانى به وجود بیاید كه ناظر به رفع آسیبها در این زمینه باشد، میتوان مطمئن بود با نشاطى كه نظام جمهورى اسلامى و ملت ایران دارند، با استعدادى كه وجود دارد، ما در این بخش پیشرفتهاى خوبى خواهیم كرد؛ آن وقت درخشندگى ملت ایران در دنیا و گسترش اندیشه‌ى اسلامىِ ملت ایران و انقلاب اسلامى ایران در دنیا آسانتر خواهد شد. باید آسیب‌شناسى كنید و بعد علاج كنید».

بر همین اساس رجانیوز سلسله گفتگوهایی را باصاحب نظران این عرصه انجام داده است. آنچه در ادامه میخوانید، گفتگوی رجانیوز با حجت الاسلام محمد مهدی ماندگاری استاد حوزه علمیه قم با محور آسیب شناسی سبک زندگی اسلامی و راه‌کارهای علاج این آسیب‌ها است.

بهترین بودن اهل بیت علیه‌السلام را در زندگی‌مان پیاده نكردیم

رهبر معظم انقلاب چندی پیش در سخنان خود به این نكته اشاره داشتند كه در بخش سبک زندگی پیشرفت ما چشمگیر نیست؛ چه عواملی باعث جلوگیری از پیشرفت ما در این بخش شده است؟

 اگر در زمینه سبک زندگی بخواهیم آسیب شناسی کنیم، باید ابتدا به این مسأله اشاره کنیم که ما بر خلاف دیگر مردم دنیا، دین خدا و اولیای خدا را دوست داریم، بدین معنا که دین خدا و اولیای خدا دین و الگوی محبوب ما بوده، ولی متأسفانه دین و الگوی معمول ما نیستند، این به چه معناست؟ بزرگترین اشکال ما این است که وقتی اذعان می کنیم به این که خدا، اسلام، قرآن، پیغمبر و اهل‌بیت‌علیهم‌السلام بهترین هستند، این مطلوبیت و بهترین بودن را در سبک زندگی‌مان پیاده نکرده‌ایم؛ بنابراین این پیاده نشدن بزرگ‌ترین آسیب امروز در بین مردم ما است.

نتیجه این عمل نکردن چیست؟ نتیجه این است که ادعاهای‌مان بر این است که دین خدا کامل‌ترین دین و اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام نیز کامل‌ترین انسان‌ها هستند، طبیعتا ما نیز باید در عمل پیرو کامل‌ترین باشیم ولی متأسفانه این گونه نیستیم.

امروز اغلب انسان‌های ممکن است پیرو افرادی باشند که انسان‌های بدی نباشند ولی قاعده این است که اگر ما به دین اعتقاد داریم باید از دین پیروی کنیم. از دیدگاه مقام معظم رهبری دین نقشه راه و زندگی، سبک زندگی و همچنین هندسه زندگی است و اهل‌بیت علیهم‌السلام نیز الگوی زندگی هستند، بنابراین ما اگر اعتقاد داریم که این سبک زندگی کامل است باید این راه و روش را در زندگی خود پیاده کنیم. ولی این اتفاق تاکنون به صورت کامل رخ نداده است بلکه به صورت «نُؤْمِنُ بِبَعْض وَ نَكْفُرُ بِبَعْض» تحقق یافته است. 

متأسفانه امروز مشاهده می‌شود که درصد بخشی که از سبک زندگی اسلامی استفاده نمی‌کنیم، گاهی مواقع بیشتر از زمانی است که مورد استفاده قرار می‌دهیم.

مشكل ما این است كه تمام آثار دین را با تمام وجود حفظ نكرده‌ایم

چگونه می‌توانیم این مشکلات و علت‌ها را علاج کنیم؟

در روش‌های آموزش ما اصطلاحاتی با عنوان‌های علم الیقین، عین الیقین و حق الیقین وجود دارد، مثالی هم که علما در این خصوص می‌زنند این است که یک انسانی از دور دود می‌بیند و به وجود آتش اعتراف می‌کند، در زمانی خود آتش را ملاحظه می‌کند به وجود آتش اعتراف می‌کند و گاهی در آتش می‌سوزد و به آتش اعتراف می‌کند. ریشه مشکل امروز جامعه ما این است که ما آثار خوب دین را می‌دانیم و به آن معترف هستیم؛ آثار دین مبین اسلام را هم در زندگی اهل‌بیت علیه‌السلام ـ نظیر جاودانگی، عزت، معنویت، امنیت و آرامش ـ مشاهده می‌کنیم، بدین معنا که عزت و امنیتی که ما به خاطر دین به دست آوردیم به خاطر دین بوده است اما هنوز همه آثار دین و زیبایی‌های دین را با تمام وجود حس نکرده‌ایم. بدین مفهوم که گاهی اوقات یا نتوانسته‌ایم کنیم و یا نگذاشته‌اند که آن‌ها را حس کنیم. 

عمل به سبك زندگی دینی بستر برای ظهور امام زمان(عج) را فراهم می‌كند

در صورتی که منویات مقام معظم رهبری در خصوص سبک زندگی اسلامی تحقق یابد، چه آینده‌ای برای زندگی جوامع عموم مسلمانان قابل پیش‌بینی است؟

ما اعتقاد داریم که اگر به سبک زندگی دینی و سخنان مقام معظم رهبری عمل شود برای ما سه منفعت حاصل خواهد شد. نخست این که این اسلامی شدن موجب حفظ ما می‌شود، این پوستین ما را گرم می‌کند چرا که اسلام پوستین است، این نقشه راه زندگی، انسان را به مقصد می‌رساند و این هندسه موجب راه اندازی امورات انسان می‌شود.

دوم آن که این هندسه و پوستین نمایش قشنگی برای عموم جهانیان دارد، زیرا امروز همه دنیا می‌دانند که کمونیسم و لیبرالیسم به پایان راه خودشان رسیده‌اند و مردم دنیا به دنبال راه و الگوی زندگی هستند؛ هنگامی که ملاحظه کنند که یک الگوی موفقی 34 سال از عمرش را با موفقیت گذرانده است، بیان می کنند که این الگو حتما موفقیتش از همه بیشتر است، زیرا شرق و غرب عالم از بیرون و غده‌های سرطانی درونی می‌خواستند او را زمین بزنند اما نتوانستند و حرکت پیشرفتش متوقف هم نشده است.
 

بنابراین اگر ما به سبک زندگی دینی عمل کنیم، اثر ابتدایی‌اش آن است که راه ما قوت پیدا می‌کند و سود و فایده‌اش برای ما است و اثر دیگرش این است که دیگران از ایران اسلامی به عنوان الگو استفاده می‌کنند. 

منفعت سوم آن است که بستر برای ظهور امام زمان(عج) فراهم می شود؛ امام علی‌علیه‌السلام در خصوص این که اگر به سبک زندگی اسلامی عمل نشود و به شعار آن اکتفا شود می‌فرمایند «در این صورت اسلام به پوستین وارونه‌ای می‌ماند» بدین معنا که پوستین وارونه نه برای آدمی گرما دارد و نه برای دیگران جذابیت و الگویی دارد و نه بستر ظهور را فراهم می کند.

آنچه كه وظیفه نخبگان جامعه است

وظیفه نخبگان، حوزه های علمیه، دانشگاه‌ها، رسانه‌ها، تریبون دارها و... در تبیین سبک زندگی اسلامی چیست؟

نخست این که مبانی سبک زندگی دینی را باید تبیین کنند، یعنی ایمان به غیب تقویت شود تا اصل نیاز دین به وجود آید.

دوم آن که اصول و ویژگی‌های سبک زندگی دینی باید تبیین شود، این اصول و ویژگی‌ها عبارتند از: الف) سبک زندگی دینی با هدف رنگ توحیدی یافتن و بنده خدا شدن است، ب)در جاده ولایت قرار گرفت(ولایت قرآن و فقاهت و عترت)، ج)مقصد هم سعادت است که شامل سعادت دنیوی، سعادت در حیات، ممات و آخرت؛ سعادت در حیات این است که انسان بهترین استفاده از نعمت‌های خداوند متعال را با هدایت از قرآن و عترت در مسیر بندگی داشته باشد، سعادت در ممات هم شهادت انسان است و سعادت آخرت هم بهشت(جنت) است.

سوم وظیفه این گروه از اقشار جامعه این است که لوازم سبک زندگی را بیان کنند؛ به عقیده بنده مراحل سبک زندگی دینی که همان لوازم است سه مبحث است، نخست پیدا کردن فهم دینی(یعنی انسان هم دین را بشناسد و هم همه چیز را با دین بشناسد)، دوم رعایت حدود دین و سوم انسان این ارزش را برای خودش حفاظت کند. 

نتیجه بحث در خصوص وظیفه نخبگان، تبیین مبانی، اصول و دستاوردها و ویژگی های مراحل سبک زندگی دینی است. 

باید یک روحانی که پزشک روح است، داشته باشیم

راهکار شما برای عملیاتی شدن سبک زندگی اسلامی اسلامی در بین جوامع اسلامی چیست؟

اگر می خواهیم سبک زندگی ما دینی باشد، باید از راهنمایی دین استفاده کنیم یعنی هیچ کاری را قبل از سؤال از علما انجام ندهیم. در جبهه‌های حق علیه باطل(هشت سال دفاع مقدس) نیز این گونه بود و در هر گردانی چند روحانی حضور داشتند که رزمندگان از آن ها سؤال می‌کردند. 

امروز باید مساجد تقویت شود و همانند طرح پزشک خانواده، هر خانواده‌ای روحانی خانواده داشته باشد، چرا که اگر جسم انسان از اهمیتی برخوردار است، روح او از اهمیت بالاتری برخوردار است. بنابراین باید یک روحانی که پزشک روح است داشته باشیم و انسان در خصوص اصول کلی مسائلی نظیر قرار دادها، پوشش‌ها، خریدها، تفریح‌ها و ... از روحانیت سؤال کند و هر جا هم که شک بیشتری داشتیم دقیق‌تر درباره آن موضوع سؤال کنیم.



ادامه مطلب


نوع مطلب : سبك زندگی اسلامی، دین و زندگی، جنگ نرم، فرهنگی، 
برچسب ها : سبک زندگی،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic