نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
عقیم‌سازی و تزریق مواد همجنس‌گرایانه برای کنترل جمعیت!+ فیلم

پایگاه خبری اینفووارز با بیان اینکه "غذا یک اسلحه است که مردم در سیطره آن گرفتار شده‌اند"، افزود: دولت آمریکا با اتخاذ سیاست‌های تعدیل جمعیتی عجیب که بیشتر به قتل عام خاموش شبیه است، اقدام به مسمومیت و عقیم‌سازی تدریجی بخشی از جامعه خود کرده است.

به گزارش سایت اوباما، سایت اینفووارز در گزارشی به قلم آلکس جونز و آرون دیکس عنوان کرد: دولت آمریکا با هدف کنترل جمعیت در این کشور و همچنین کنترل جهانی جمعیت، دست به اقداماتی عجیب و مجرمانه از قبیل مسموم نمودن تدریجی افراد، عقیم کردن مردان، بلوغ زودرس در کودکان، افزایش تمایلات همجسنگرایانه بین افراد و اقداماتی از این قبیل کرده است تا مسیر ازدواج و باروری را در مردم خود و مردم برخی کشورهای دیگر مختل کند تا از این طریق، موقعیت اقتصادی خود را تحت کنترل داشته باشد.
 
گزارش اینفووارز در ادامه می‌افزاید: باروری در ایالات متحده از طریق سیاست‌های فرهنگی همچون به تعویق انداختن ازدواج، بسته‌های دلسردکننده مالیاتی برای قشر آماده به ازدواج، افزایش مشوق‌های همجنس‌گرایی، افزودن مواد محلول کنترل‌کننده باروری به منابع آب شهری و تشویق زنان به کار کاهش داده شده است که اموری نظیر سقط جنین اجباری و پرداخت‌های تشویقی برای سقط جنین را نیز باید به این اقدامات اضافه کرد.
 
 فیلم : http://www.rajanews.com/detail.asp?id=113203
 
براساس این گزارش، جالب اینجاست که بسیاری از این روش‌های قرون وسطایی ظالمانه و غیرداوطلبانه و اجباری برای کنترل جمعیت، در عناوین و محتوای کتاب "علوم زیستی" سال 1977 نوشته جان هولدرن و پال الریک مشاورین فعلی حوزه علوم در کاخ سفید نوشته شده است.
 
اینفووارز در ادامه با اشاره به نحوه مسموم کردن تدریجی شهروندان افزوده است: از "بایسفنول ای"(BPA) گرفته تا محصولات ژنتیکی دستکاری شده (GMO)، تزریق فلوراید در آب و سم‌های بیشمار دیگری که به آرامی جامعه امروزی را در معرض مرگ و میر قرار می‌دهد، این ماموریت وحشتناک را بر عهده دارند. به علاوه، دولت در این مسیر، از کنترل‌کننده‌های هوشمند که باعث سرطان، بیماری و عقیمی می‌شوند نیز استفاده کرده است. 
 
براساس این گزارش، اما نکته این است که نحوه استفاده از این ابزارها به صورتی بوده است که سم‌ها به صورت محیطی و به تدریج به سبد خوراکی مردم تزریق شده است. وقتی مردم غذاهای کارخانه‌ای را مصرف می‌کنند، آب شهری و لوله‌کشی می‌آشامند و توسط بسته‌های محصولات غذایی مختلف تغذیه می‌شوند، در واقع به تدریج در معرض سموم مرگ آور یا عقیم کننده قرار می‌گیرند.
 
BPAانفووارز در ادامه می‌افزاید:   و دیگر مواد مشابه و خصوصاً استروژن‌های مصنوعی، بسیار خطرناک هستند و به میزان زیادی در پلاستیک‌های استفاده شده در صنایع غذایی، ظروف فلزی غذا، کاغذها و مقواهای بازیافتی و نیز محصولات بی‌شمار دیگری که با بدن انسان همخوانی ندارند و اثرات موروثی و نسلی ایجاد می‌کنند، به کار می‌روند.
 
این مواد همچنین باعث ناباروری مردانه، بلوغ زودرس، تسریع‌کننده پیری زودرس، سرطان سینه در بالغین، سرطان پروستات در نوجوانان و اثرات وحشتناک دیگر می‌شوند.




نوع مطلب : مقالات، افشاگری، فراماسونری، اشرار یهودی یا صهیونیزم، آمریکا و غرب یک دروغ بزرگ، مستند های تکان دهنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
از کنترل ذهن چه می دانیم؟ آیا همان شستشوی مغزی است؟ رسانه ها در میان چه نقشی را برعهده دارند. استاندارد سازی اندیشه بشری از سوی چه کسانی دنبال می شود؟ برای راز گشایی از این سوالات با گزارش های ویژه مشرق همراه شوید.....
، رسانه جمعی قوی‌ترین ابزار مورد استفاده طبقه حاکم برای کنترل توده‌ها است. رسانه جمعی به عقاید و ایستارها شکل بخشیده، آنها را قالب‌ریزی نموده و آنچه را که رایج و قابل پذیرش است تعریف می‌کند. در این گزارش کارکردهای رسانه جمعی از منظر تئوری‌های متفکرین عمده این حوزه، ساختار قدرت و تکنیک‌های مورد استفاده آن مورد بررسی قرار می‌گیرد تا نقش حقیقی رسانه جمعی در جامعه تبیین گردد. 

رسانه‌ها هم اینک وظیفه کنترل اذهان را بر عهده گرفته‌اند

بخش اعظم گزارش حاضر به بررسی نمادگرایی نهفته در اشیاء فرهنگ عامه‌پسند اختصاص یافته است. با توجه بدین گزارش سؤالات زیادی در مورد هدف این نمادها و نیات کسانی که آنها را در فرهنگ عامه جای می‌دهند، پدید می‌آید. اما نمی‌توان بدون اشاره به خیل انبوهی از واقعیات و مفاهیم دیگر، پاسخ شایسته‌ای بدین سؤالات داد.

بنابراین، در گزارش حاضر سعی گردیده تا یک پیش‌زمینه روش‌شناختی و نظری در مورد تحلیل‌های مربوط بدین حوزه، ارائه گردیده و نیز محققین و آثار عمده رشته ارتباطات جمعی معرفی گردند. بسیاری از افرادی که به مطالعه آثاری از این دست می‌پردازند چنین می‌پندارند که هدف از نگارش آنها اشاره بدین امر است که برای مثال، لیدی گاگا می‌خواهد اذهان ما را کنترل کند. اما موضوع فقط این نیست. وی تنها بخش کوچکی از یک سیستم عظیم به نام رسانه جمعی است.

در برنامه‌های تصویری و رسانه‌ای امروز می‌توان رد پای کنترل اذهان توده‌ها را شناسایی کرد

برنامه‌ریزی از طریق رسانه‌های جمعی

رسانه جمعی شکلی از رسانه است که به منظور دسترسی به حداکثر تعداد مخاطبین ممکن طراحی شده است. رسانه جمعی شامل تلویزیون، فیلم‌ها، رادیو، روزنامه، مجلات، کتاب‌ها، آثار ضبط شده، بازی‌های ویدئویی و اینترنت است. طی قرن گذشته، مطالعات بسیاری انجام گرفته تا تأثیرات رسانه جمعی بر روی مردم سنجده شود و بدین ترتیب بهترین تکنیک‌ها و فنون برای تأثیرگذاری بیشتر کشف گردند. از این مطالعات علم ارتباطات پدید آمد که در بازاریابی، روابط عمومی و عرصه سیاسی مورد استفاده قرار می گیرد. ارتباطات جمعی یک ابزار ضروری برای حفظ کارآمدی یک دموکراسی بزرگ و همچنین ابزاری ضروری برای یک دیکتاتوری است. این مسأله بستگی به نوع استفاده از آن دارد.

آدولس هاکسلی (Aldous Huxley) در پیشگفتار کتاب جهان شگفت انگیز نو (1958) تصویری نسبتا ترسناک و تاریک از جامعه ترسیم می‌نماید. وی معتقد است که جامعه توسط یک "نیروی غیرشخصی"، یک طبقه حاکم، کنترل می‌شود که با استفاده از روش‌های متعددی مردم را کنترل می‌کند.

"نیروهای غیرشخصی که ما تقریبا هیچ کنترلی بر روی آنها نداریم همه ما را در مسیر کابوس جهان نوین شجاع به جلو می‌رانند؛ و این هدایت غیرشخصی به طور آگاهانه از جانب نمایندگان سازمان‌های تجاری سیاسی تسریع می‌گردند. این نمایندگان تعدادی تکنیک‌ها و فنون‌های جدید را ابداع کرده‌اند تا افکار و احساسات توده‌ها را به نفع یک گروه اقلیت دستکاری نمایند."

- آدولس هاکسلی، پیشگفتار جهان شگفت انگیز نو

چشم‌انداز تاریک وی نه یک فرضیه ساده یا هذیان‌گویی پارانویایی بلکه یک واقعیت مستند است که در مهمترین آثار جهان در عرصه رسانه جمعی ارائه گشته است. برخی از این تحقیقات عبارتند از:

 متفکران نخبه

والتر لیپمن

 

 والتر لیپمان، نظریه پرداز حکومت نخبگان آگاه بر گله سرگردان

والتر لیپمان (Walter Lippmann)، متفکر و نویسنده آمریکایی که دو بار برنده جایزه ادبی پولیتزر گشته، یکی از اولین آثار مرتبط با کاربردها رسانه جمعی را در آمریکا به رشته تحریر درآورده است. وی در کتابی با عنوان افکار عمومی (1922) توده‌ها را به یک "حیوان بزرگ" و یک "گله سردرگم" تشبیه نمود که باید توسط طبقه حاکم هدایت گردند. وی نخبگان حاکم را چنین توصیف نمود: "یک طبقه متخصص که دارای منافعی فراتر از یک محدوده خاص هستند." این طبقه متشکل از کارشناسان، متخصصین و بوروکرات‌ها است.

به اعتقاد لیپمان، کارشناسان، که اغلب با عنوان "نخبگان" خوانده می‌شوند، ماشین‌های دانشی هستند که نقصان اولیه دموکراسی یعنی آرمان غیرممکن "شهروند همه فن حریف" را با حیله دور می‌زنند. "گله سرگردان" پر سرو صدا و غران نیز کارکرد خود را دارد: آنها باید "تماشاچیان علاقه‌مند اقدامات" باشند یعنی در آنها مشارکتی نداشته باشند. مشارکت وظیفه "فرد مسؤولیت‌پذیر" است که یک شهروند عادی نیست.

بنابراین، رسانه‌های جمعی و تبلیغات ابزاری هستند که باید از جانب نخبگان برای حکومت بر عامه، بدون به کار بردن اجبار فیزیکی، به کار روند. یکی از مفاهیم مهم مورد استفاده لیپمان عبارت از "تولید رضایت" است که به طور خلاصه یعنی مدیریت و کنترل افکار عمومی به نحوی که پذیرای برنامه‌های نخبگان باشد. لیپمان بر این اعتقاد است که توده مردم صلاحیت لازم برای استدلال و اتخاذ تصمیمات در مورد مسائل مهم را ندارد. بنابراین نخبگان باید در راستای "منافع خودشان" تصمیم گرفته و سپس این تصمیمات را به توده‌ها بفروشند.

" هیچ کس منکر این امر نیست که تولید رضایت قادر به انجام پالایش‌هایی بزرگ است. فرآیندی که طی آن افکار عمومی ایجا می‌شود یقینا پیچیده‌تر از آنچه است که در این صفحات نوشته شده، و فرصت کنترل و دستکاری آن برای هرکسی که این فرآیند را می‌فهمد به صورت گسترده‌ای فراهم است.... بر اثر تحقیقات روانشناختی و ابزار مدرن ارتباطات، فرآیند تمرین دموکراسی سختی‌ها را پشت سر گذارده است. انقلابی در حال وقوع است، انقلابی که به غایت مهمتر از هر نوع تغییر در قدرت اقتصادی است.... تحت تأثیر تبلیغات، البته نه لزوما در معنای منفی کلمه، ثابت‌های قدیمی تفکر ما تبدیل به متغیر شده‌اند. برای مثال، دیگر ممکن نیست که به عقیده جزمی دموکراسی اعتقاد داشت؛ اینکه دانش لازم برای اداره امور انسانی خود به خود از قلب انسانی برمی‌خیزد. در جایی که بر اساس این نظریه عمل می‌کنیم خود را در معرض خودفریبی و اشکالی از ترغیب قرار می‌دهیم که نمی‌توانیم مورد شناسایی قرار دهیم. ثابت شده که نمی‌توان برای مواجه با جهانی که در فرای دسترسی ما قرار دارد بر درک مستقیم، ضمیر یا تصادفات عقاید اتفاقی اتکاء نمود."

- والتر لیپمان، افکار عمومی

 جالب است بدانید که لیپمان یکی از بنیانگذاران شورای روابط خارجی است. این مؤسسه پرنفوذترین اندیشکده جهان در حوزه سیاست خارجی می‌باشد. این واقعیت باید سرنخی کوچک در مورد فضای ذهنی نخبگانی علاقه مند به استفاده از رسانه، بدهد.

"قدرت اقتصادی و سیاسی در آمریکا در دستان "نخبگان حاکم" متمرکز شده است. این افراد اغلب شرکت‌های چند ملیتی مستقر در آمریکا، رسانه‌های ارتباطاتی بزرگ، بانفوذترین بنیادها، دانشگاه‌های خصوصی بزرگ و بخش اعظم خدمات و تسهیلات عمومی را کنترل می‌کنند. شورای روابط خارجی که در سال 1921 تأسیس شد نقطه اتصال کلیدی بین شرکت‌های بزرگ و دولت فدرال است. این مؤسسه با عنوان "مدرسه دولت‌داری" خوانده شده و چنین توصیف می‌شود: "شبیه به ارگانی که سی. رایت میلر (C. Wright Mills) آن را نخبگان قدرت می‌خواند – گروهی از مدیران دارای منافع و دیدگاه‌های مشابه که از جایگاه‌هایی امن در پشت پرده رویدادها را شکل می‌دهند. تأسیس سازمان ملل، صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی از پروژه‌های شورا بود."

- استیو جاکوبسون (Steve Jacobson)، کنترل اذهان در آمریکا

برخی از اعضای کنونی شورای روابط خارجی عبارتند از دیوید راکفلر، دیک چنی، باراک اوباما، هیلاری کلینتون، ریک وارن (Rick Warren) کشیش اعظم کلیسای آونجلیکی آمریکا و همچنین مدیران عامل شرکت‌های بزرگی چون سی‌بی‌اس، نایک، کوکاکولا و ویزا.

 کارل یونگ

کارل یونگ مبتکر روانشناسی تحلیل

کارل یونگ (Carl Jung) بنیانگذار روانشناسی تحلیلی (که با نام روانشناسی یونگی نیز خوانده می‌شود) است. در این مکتب بر فهم روان از طریق خواب‌ها، هنر، اسطوره‌شناسی، دین، نمادها و فلسفه تأکید می‌شود. این روانکاو سوئیسی منشأ بسیاری از مفاهیم روانشناسی به مانند کهن الگو، عقده، صورتک، دورن‌گرا/برون‌گرا و همزمانی است. وی به شدت تحت تأثیر تاریخ رازآلود و پنهانی خانواده‌اش بود. کارل گوستاو (Carl Gustav)، پدربزرگ وی، یک فراماسون فعال و دارای عنوان استاد اعظمی بود. یونگ متوجه گشت که برخی از نیاکان وی عضو انجمن چلیپای گلگون (Rosicrucianism) بودند. این امر شاید دلیل علاقه مفرط وی به فلسفه شرقی و غربی، کیمیا، طالع‌بینی و نمادگرایی را نشان دهد. یکی از مهمترین مفاهیم مورد استفاده وی که به درستی نیز فهمیده نشده عبارت ناخودآگاه جمعی است.

"فرضیه من چنین است: علاوه بر خودآگاه بلاواسطه، که دارای ماهیتی کاملا شخصی بوده و ما معتقدیم که تنها روان تجربی موجود است (حتی اگر ناخودآگاه شخصی را به عنوان یک ضمیمه ملحق نماییم)، یک سیستم روانی ثانوی نیز وجود دارد که دارای ماهیتی جمعی، جهانی و غیرشخصی بوده و همسان با تمام افراد است. این ناخودآگاه جمعی به صورت فردی بوجود نمی‌آید بلکه اکتسابی است. این ناخودآگاه از اشکال موجود از قبل، یعنی کهن الگوها، تشکیل یافته و به برخی محتویات مشخص در روان شکلی قطعی و نهایی می‌بخشد. "

- کارل یونگ، مفهوم ناخودآگاه جمعی

ناخودآگاه جمعی از طریق وجود نمادها و انگاره‌های اساطیری مشابه در تمدن‌های مختلف ظاهر می‌شود. نمادهای کهن الگو در نیمه خودآگاه جمعی ما جای گرفته‌اند و زمانی که در معرض آنها قرار می‌گیریم یک کشش و افسون طبیعی نسبت به آنها نشان می‌دهیم. بنابراین نمادهای فراطبیعی و رازآلود می‌توانند تأثیر بسیاری بر مردم داشته باشند، حتی اگر بسیاری از افراد هیچگاه به طور شخصی از معنای مبهم و اسرارآمیز نماد مطلع نشوند. متفکرین رسانه جمعی به مانند ادوارد دی برنایز (Edward D. Bernays)، پتانسیل زیادی در این مفهوم برای کنترل و دستکاری ناخودآگاه شخصی و جمعی یافت.

 تصویر کارل یونگ در جلد مجله تایم در سال 1955.

 ادوارد برنایز

ادوارد برنایز، پدر روابط عمومی

ادوارد برنایز (Edward Bernays) "پدر روابط عمومی" دانسته می‌شود. وی از مفاهیم دایی خود یعنی زیگموند فروید برای دستکاری و کنترل عموم از طریق نیمه‌خودآگاه استفاده نمود. وی در مورد مردم عادی افکاری به مانند والتر لیپمان داشت یعنی آنها را غیر منطقی دانسته و آنها را در معرض "غریزه جمعی" می‌دانست. به اعتقاد وی، توده‌ها باید از طریق یک دولت نامرئی کنترل شوند تا بقای دموکراسی تضمین گردد.

"کنترل و دستکاری آگاهانه عادات و افکار توده‌ها که عنصری مهم در جامعه دموکراتیک است. آنهایی که این مکانیسم غیرقابل روئیت جامعه را کنترل و دستکاری می‌کند یک دولت نامرئی بوجود آورده‌اند که قدرت حاکم حقیقی کشور ما است. مردانی که هرگز چیزی درباره آنها نشنیده‌ایم ما را اداره می‌کنند، به اذهان و ذائقه ما شکل می‌بخشند و ایده‌ها را به ما پیشنهاد می‌کنند. اگر توده‌های بشری می‌خواهند که به عنوان جامعه‌ای که به نرمی کارکرد خود را دنبال می‌کند، در کنار یکدیگر زندگی کنند باید در این روند همکاری نمایند.

حکمرانان نامرئی ما اغلب از هویت اعضای کابینه درونی‌شان اطلاعی ندارند."

- ادوارد برنایز، تبلیغات

برنامه‌های مبتکرانه برنایز برای بازاریابی، کارکرد جامعه آمریکا را دچار تحولی بنیادین ساخت. وی با خلق فرهنگی که در آن آمریکایی‌ها نه به منظور بقاء بلکه برای لذت خرید می‌کنند، در حقیقت "مصرف‌گرایی" را پدید آورد. بنابراین، مجله تایم نام وی را در لیست 100 آمریکایی تأثیرگذار قرن بیستم جای داد.

 هارولد لاسول

 

هارولد لاسول، نظریه پرداز طرفدار حکومت نخبگان در دموکراسی‌ها

در سال‌های 1939 و 1940، دانشگاه شیکاگو میزبان سمینارهایی مخفی در مورد ارتباطات بود. این اندیشکده‌ها توسط بنیاد راکفلر تأسیس شده بودند و شامل مشهور ترین محققین در حوزه ارتباطات و مطالعات جامعه‌شناختی بودند. یکی از این افراد هارولد لاسول (Harold Lasswell)، دانشمند آمریکایی و برجسته علوم سیاسی و نظریه‌پرداز ارتباطات و متخصص تحلیل تبلیغات بود. وی معتقد بود که یک دموکراسی، حکومتی که توسط مردم هدایت می‌شود، بدون وجود یک طبقه نخبه خبره که از طریق تبلیغات به عقاید افکار عمومی شکل می‌بخشد، نمی‌تواند به بقای خود ادامه دهد.

لاسول در دایرة‌المعارف علوم اجتماعی تشریح نمود که هرگاه نخبگان از نیروی مورد نیاز برای کسب اطاعت برخوردار نباشند، مدیران اجتماعی باید به "یک تکنیک کاملا جدید کنترل، که عمدتا توسط تبلیغات اعمال می‌گردد" روی آورند. وی در ادامه به توضیحی متعارف و همیشگی اشاره می‌کند: ما باید بدانیم که "توده‌ها نادان و احمق هستند... و نباید تسلیم این عقیده جزمی دموکراسی گردیم که افراد بشری بهترین کسانی هستند که می‌توانند در مورد منافع خود قضاوت نمایند."

لاسول مطالعات گسترده‌ای در حوه تحلیل محتوا انجام داد تا کارآیی و تأثیرگذاری انواع مختلف تبلیغات را بسنجد. وی در مقاله‌ای با عنوان محتوای ارتباطات توضیح داد که به منظور فهم معنای پیام (یعنی یک فیلم، سخنرانی، کتاب یا غیره) باید میزان تکرار نمادهای مشخص در پیام، مسیری را که نمادها سعی دارند افکار مخاطبین را به سوی آنها ترغیب نمایند و فراوانی نمادهای مورد استفاده سنجیده شود.

لاسول به خاطر ارائه مدل تحلیل رسانه‌ای مشهور گشت. این مدل تحیل بر اساس سؤال زیر طراحی شد:

چه کسی، چه چیزی را، (به) چه کسی،( در) کدام کانال و (با) چه تأثیری می‌گوید؟

لاسول با ارائه این مدل تأکید می‌نماید که به منظور تحلیل مناسب یک محصول رسانه‌ای، باید مشخص نمود که چه کسی این محصول را تولید کرده است (افرادی که سفارش تولید داده‌‌اند)، هدف چه کسانی بودند (مخاطبین هدف) و تأثیرات مورد نظر این محصول بر روی مخاطبین چه چیزهایی هستند (آگاهی رساندن، ترغیب کردن، فروختن و غیره).

مثلا در مورد یک ویدئو کلیپ متعلق به یک خواننده مشهور پاپ می‌توان تحلیل زیر را ارائه نمود: چه کسی تولید می‌کند: شرکت "ویوندی یونیورسال" (Vivendi Universal)؛ چه چیزی: خواننده پاپ؛ برای چه کسی: مصرف کنندگان بین سنین 9 تا 25 سال؛ چه کانالی: ویدئو موسیقی؛ و تأثیر مطلوب چیست: فروش خواننده، ترانه، تصویر و پیام وی.

در تحلیل ویدئوها و فیلم‌ها باید دقت داشت که بدانیم "چه کسانی در پشت پرده" پیام‌های ارسال شده به سوی عموم قرار دارند. اغلب از عبارت "ایلومیناتی" (Illuminati) – روشن‌ضمیران – برای توصیف این گروه کوچک پنهانی نخبگان حاکم بر توده‌ها استفاده می‌شود. اگرچه این عبارت کاملا کاریکاتورمابانه و آمیخته به نظریات توطئه به نظر می‌رسد اما به خوبی بیانگر ارتباط نخبگان با جوامع مخفی و علوم غریبه است. اما من شخصا، استفاده از عبارت "نظریه توطئه" را برای توصیف آنچه که در رسانه‌های جمعی رخ می‌دهد نمی‌پسندم. اگر تمام حقایق مرتبط با ماهیت نخبه‌گرای این صنعت در اختیار عموم بودند، آیا باز می‌توانستیم آن را یک "نظریه توطئه" بنامیم؟

در فرهنگ عمومی طیف متنوعی از دیدگاه‌ها، عقاید و نظرات وجود داشت. با این وجود، ادغام شرکت‌های رسانه‌ای باعث شده است که صنعت فرهنگی کاملا یکسان و استاندارد شود. آیا تاکنون این سؤال را از خود پرسیده‌اید که چرا تمام موسیقی‌ها و نیز فیلم‌های سینمایی شبیه یکدیگر شده‌اند.

 مالکیت رسانه‌ها

 نمودار کاهش تعداد مالکین رسانه‌ها در آمریکا

همانگونه که در تصویر بالا مشاهده می‌شود، تعداد شرکت‌هایی که بخش اعظم رسانه‌های آمریکا را در اختیار دارند طی بیست سال از 50 شرکت به 5 شرکت تقلیل یافته است. در زیر به معرفی 5 شرکت بزرگ جهان و نیز دارایی‌های انها پرداخته می‌شود.

شرکت AOL – به آرم این شرکت که به صورت نمادین حاوی هرم و چشم جهان‌بین است توجه کنید

"لیست دارایی‌های تحت کنترل شرکت "آاُاِل تایم وارنر" (AOL Time Warner) متشکل از ده صفحه تایپی است که در آن نام 292 شرکت و شعبه فرعی مجزا به چشم می‌خورد. از این تعداد، 22 شرکت به صورت مشترک با دیگر شرکت‌های بزرگ که به میزان متفاوتی در فعالیت‌های رسانه‌ای درگیر هستند، اداره می‌شود. این شرکا عبارتند از "تریکام" (3Com)، "ای‌بای" (3Com)، "هولت-پاکارد" (Hewlett-Packard)، "سیتی‌گروپ" (Citigroup)، "تیکت‌مستر" (Ticketmaster)، "آمریکن‌اکسپرس" (American Express)، "هوم‌استور" (Homestore)، "سونی" (Sony)، "ویوا" (Viva)، "برتلزمان" (Bertelsmann)، "پولی‌گرام" (Polygram) و "آمازون" (Amazon.com). برخی از شرکت‌های آشنایی که کاملا تحت کنترل تایم وارنر قرار دارند عبارتند از "باشگاه کتاب ماه" ()؛ انتشارات لیتل (Little) و بروان (Brown)؛ "اچ‌بی‌اُ" (HBO) و شش کانال وابسته به آن؛ "سی‌ان‌ان" (CNN)؛ شش کانال تخصصی به زبان خارجی؛ "رودرانر" (Road Runner)؛ "استدیوهای برادران وارنر" (Warner Brothers Studios)؛ "ویث‌واچرز" (Weight Watchers)؛ "پاپیولار ساینس" (Popular Science)؛ و پنجاه و دو مارک ضبط موسیقی گوناگون."

- بن باگدیکان (Ben Bagdikan)، انحصار رسانه جدید

 شرکت تایم‌وارنر مالک دارایی‌های زیر است:

· 64 مجله شامل: "تایم" (Time)، "لایف" (Time)، "پیپل" (People)، "مدمگازین" (MAD Magazine) و "دی‌سی‌کومیکس" (DC Comics).

· "وارنر براس" (Warner Bros)، "نیولاین" (New Line) و "فان‌لاین‌فیچیرز" (Fine Line Features) در سینما.

· بیش از 40 مارک موسیقیایی شامل "وارنربراس"، "آتلانتیک" (Atlantic) و "الکترا" (Elektra)

· بسیاری شبکه تلویزیونی به مانند "دبیلیو‌بی‌نت‌وورکز" (WB Networks)، "اچ‌بی‌اُ" (HBO)، "سینماکس" (Cinemax)، "تی‌ان‌تی" (TNT)، "کارتون‌نت‌وورک" (Cartoon Network) و "سی‌ان‌ان" (CNN)

· افرادی چون "مدونا" (Madonna)، "شان پل" (Sean Paul)، "وایت‌استریپز" (White Stripes)




ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، افشاگری، فرهنگی، فراماسونری، جنگ نرم، هالیوود و رسانه های صهیونیستی، اشرار یهودی یا صهیونیزم، آمریکا و غرب یک دروغ بزرگ، آشنایی با مکاتب غربی/ لیبرالیسم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
از سوی نشریه آمریکایی مطرح شد؛
موسس دانشنامه آن‌لاین ویکی‌پدیا که ابزار نفوذ مافیای قدرت بر گفتمان عمومی بوده و شستشوی مغزی نسل هزاره جدید را دنبال می‌کند، فردی یهودی است که سابقه فعالیت در وال‌استریت و مدیریت سایت پورنو را یدک می‌کشد.
به گزارش گرداب، نشریه آمریکایی "وترنز تودی" در گزارشی به ماهیت و اهداف دانشنامه آن‌لاین "ویکی‌پدیا" و موسس آن پرداخته است:

ویکی‌پدیا مدعی است آنچه در آن آمده حقیقت محض است
بسیاری از شما آگاهید که ویکی‌پدیا یکی دیگر از نیروگاه‌های اینترنت است که برای گسترش تبلیغات و نظرات مخدوش درباره رویدادهای تاریخی و سیاسی خاص درست شده است. مضاف بر این، این وبگاه موضوعات خاصی را برمی‌گزیند و به دیگران هم اجازه ویرایش و تصحیح آن را نمی‌دهد. این هم برای رساندن این پیام است که آنچه در ویکیپدیا آمده حقیقت محض است و جز این نیست. مثلا اگر به موضوع "هولوکاست" در ویکیپدیا نظری بیندازید متوجه می‌شوید که امکان هر نوع ویرایش از شما گرفته شده است. پس تصادفی نیست که در محتوای این مطلب به هیچ‌کدام از شواهدی که هولوکاست را دروغی بزرگ می‌داند اشاره‌ای نشده است.

ویکی‌پدیا: دقیق در مسائل انتزاعی و نادرست در مسائل شخصی و سلیقه‌ای
ویکی‌پدیا ابزار شستشوی مغزی نسل هزاره جدید و عصر اطلاعات است؛ نسلی که با اتکا به این منبع اطلاعاتی دروغگو و به شدت نادرست، بار آمده‌اند. در نتیجه می‌بینید که بسیاری از جوانان ویکی‌پدیا را به عنوان مدرک حقیقت‌‌گویی خود در منابع می‌آورند که اصلا درست نیست. ما حتی می‌بینیم که نسل پیشین نیز شستشوی مغزی داده شده و به این باور سوق داده شده که محتوای ویکی‌پدیا حقیقت است. البته تا وقتی که پای مطالب انتزاعی در میان باشد ویکی‌پدیا بسیار دقیق است، اما وقتی که کار به مسائل شخصی‌تر کشیده می‌شود، محتوایش تماما نادرست می‌شود. نویسندگان اغلب منابع رسانه‌ای را برای تأیید گفته‌ها و تصویرسازی‌هایشان از بخش‌های شخصی‌تر وقایع ذکر می‌کنند و لابد تصورشان هم این است که هیچ‌کس نمی‌رود رسانه‌ها را به دقت زیرورو کند.


 
"جیمی ویلز" یهودی است، در وال استریت بوده و پیشتر وبگاهی درباره پورنوگرافی داشته است
استدلال من این است که موسس ویکی‌پدیا، جیمی ویلز، همان‌قدر مورد اعتماد است که "مارک زوکربرگ". بیایید نگاهی دقیق‌تر به این آدم، یعنی ویلز، بیندازیم.

نخست، ویلز یهودی است، که خب تعجبی هم ندارد، زیرا تمامی رسانه‌ها، مطبوعات، برنامه‌های تلویزیونی، و اینترنت تحت کنترل مافیای یهود است. همچنین ویلز ذهن اقتصادی خوبی هم دارد و مدرکش هم در زمینه اقتصاد است. به عبارت دیگر، افرادی که مدرک اقتصاد و بازرگانی دارند عموما به دنبال پول درآوردن از تمامی کارهای تجاری تا سر حد ممکن هستند. با این وجود، این اطلاعات به تنهایی کسی را رسوا نمی‌کند.

باید این نکته را نیز مد نظر داشته باشیم که ویلز در "وال استریت" هم فعالیت داشته که خود پشتیبان این پیش‌فرض است که این آدم ذهنیتی کرکس‌مآبانه دارد، و البته باز هم منظورم این نیست که هر متخصص امور بورس در وال‌استریت ذهنیتی کرکس‌مآبانه دارد. من فقط قصد دارم که به گرایش‌های کلی اشاره کنم.

در آخر اینکه، اگر آنچه به آن اشاره کردیم کافی نبود، این را هم اضافه کنم که ویلز پیش از راه‌اندازی ویکی‌پدیا وبگاهی هرزه‌نگارانه (پورنوگرافی) را اداره می‌کرد.


سیلویا سینت، بازیگر پورن و لری سنگر (سمت چپ در تصاویر کوچک)، جیمی ویلز(سمت راست)
 
دلایل محکمی برای مشکوک شدن به ویکیپدیا و موسس آن در دست داریم
با تمام این‌ها، ممکن است که برخی ادعای من، مبنی بر اینکه انگیزه‌های منحرفی پشت راه‌اندازی ویکی‌پدیا است، را باور نداشته باشند. اما احساس من این است که پس از دانستن پیشینه ویلز، اینکه این وبگاه چطور اداره می‌شود، چه محتوایی مجوز ثبت شدن در آن را دارد، چه محتوایی حذف می‌شود، و چه کسی حرف آخر در مورد چگونگی ارائه محتوا را می‌زند، منطقی است که به ویلز مشکوک شویم. شاید مأیوس کننده‌ترین بعد ویکی‌پدیا این باشد که ویلز به بسیاری از مردم اینطور باورانده که ویکی‌پدیا اطلاعات دقیقی عرضه می‌کند و برای همگان امکان دسترسی آزادانه به مطالب و ویرایش آن فراهم است؛ که اصلا صحت ندارد. در واقع، بسیاری از متعهدترین نویسندگان ویکی‌پدیا پس از اینکه فهمیدند محتوای مطالب را معدودی ناظر کنترل می‌کنند، این وبگاه را ترک گفتند.
 
ویکیپدیا ابزار نفوذ مافیای قدرت بر گفتمان عمومی است
ویلز تنها یهودی کنترل کننده ویکی‌پدیا نیست. اگر کارکنان این وبگاه را چک کنید، به تعداد زیادی کارمند یهودی برمی‌خورید. اما اوضاع از این هم بدتر است. چندین گروه در "رژیم صهیونیستی" مشغول آموزش یهودیان برای دستکاری مطالب ویکی‌پدیا هستند. اگر چنین بساطی در آمریکا جریان نداشته باشد که دیگر باعث تعجب است. نهایت اینکه، اگر واقعیت داشته باشد که سازمان "سیا" از ویکی‌پدیا به عنوان راهی برای نفوذ بر گفتمان عمومی در مورد مسائل مهم و حیاتی سود می‌برد که دیگر هیچ جای شک و تردیدی باقی نمی‌ماند.

با این حال، یهودیان تنها گروه‌ مسئول نادرستی‌های ویکی‌پدیا نیستند. به نظر می‌رسد افرادی که بالاترین مقامات را در ویکی‌پدیا دارند مشغول مخدوش کردن یا حذف وقایعی درباره درگیری رژیم صهیونیستی-"فلسطین"، تسلط یهودیان بر آمریکا و دیگر مسائلی هستند که همگان انتظار چاپ شدنش در وبگاهی را دارند که ادعای ارج نهادن به آزادی را دارد.
 
ویکی‌پدیا؛ خطری در کمین جامعه
بگذارید با شما روراست‌تر باشم. ویکی‌پدیا خطر بزرگی برای جامعه ماست، زیرا همه این وبگاه را منبع دقیقی در مورد تمامی مطالب می‌دانند. حتی برنامه‌هایی برای انتشار مطالب ویکی‌پدیا در کتاب‌ها طرح‌ریزی شده است. آیا قرار است ویکیپدیا را منبع رسمی اطلاعات در مدارس کنند؟ حتی فکر آن نیز وحشتناک است، اما چندان هم نامحتمل نیست.
 
منابع ویکی‌پدیا رسانه‌ها هستند که در زمینه صحت مطالب حرفی برای گفتن ندارند
شاید نامحسوس‌ترین صدمه‌ ویکی‌پدیا استفاده‌ای باشد که از آن، برای اعتباربخشی به اشکال سنتی یا عموما پذیرفته شده اطلاعات، داده‌ها یا تعاریف صورت می‌گیرد. به بیان دیگر، در مداخل ویکی‌پدیا اغلب به منابع رسانه‌ای مانند "نیویورک تایمز"، "واشنگتن پست"، "شبکه سی‌بی‌اس"، "شبکه ان‌بی‌سی" و غیره به عنوان منابعی موثق ارجاع داده می‌شود و دیگر منابع خارج از این رسانه‌های رسمی را رد می‌کنند. هر کس می‌داند که رسانه‌ها در زمینه اعتبار و صحت مطالب حرفی برای گفتن ندارند. استدلال من این است که وقتی ویکی‌پدیا از منابع رسانه‌ای استفاده می‌کند، یا باید این استفاده را محدود سازد، یا مشوق این بحث باشد که آیا این وبگاه واقعا قصد انتشار اطلاعات درست را دارد یا نه.
 
تعریف توطئه "افزایش کاذب و سقوط ارزش" در ویکی‌پدیا ناقص است
مثلا تعریف توطئه افزایش کاذب و سقوط ارزش که در فیس‌بوک آمده (و از ویکیپدیا نقل شده) را به عنوان تعریفی رسمی ارائه می‌کنند و واقعیت این است که بسیاری از افراد نمی‌دانند که این تعریف ناقص است، زیرا اشکال معاصرتر توطئه افزایش کاذب و سقوط ارزش را در بر نمی‌گیرد. اما معدود افرادی هستند که اصلا از آن اشکال جامع‌تر و معاصرتر توطئه افزایش کاذب و سقوط ارزش خبر داشته باشند، زیرا کسانی که این تعاریف را می‌نویسند کارشناس صنایع نیستند.
 
در نهایت این ویراستاران ویکی‌پدیا هستند که اجازه ویرایش مطلب را می‌دهند
اما در ویکی‌پدیا حتی ویراستارهای ارشد نیز خود تصمیم‌ گیرنده‌‌اند و آنها هم جزء کسانی هستند که مشخص می‌کنند کسی اجازه وارد کردن اطلاعات اضافی را دارد یا نه. ممکن است کسی هم که اجازه وارد کردن این اطلاعات را می‌یابد یکی از برجسته‌ترین کارشناسان جهان در آن زمینه باشد، ولی در نهایت این ویراستاران ویکی‌پدیا هستند که تصمیم می‌گیرند اجازه ویرایش مطلب را بدهند یا نه. این درست مثل این می‌ماند که به یک میمون اجازه دهیم تعیین کند که آیا باید اجازه ثبت توضیح یک پروفسور رشته فیزیک از نظریه ریسمان در وبگاه را صادر کرد یا نه و معیار این پذیرش را هم مطابقت این توضیح با تعریف رسمی رسانه‌های عمومی بگذاریم. در نتیجه، ویراستاران ویکی‌پدیا به تعاریف کتاب‌های درسی بسنده می‌کنند که اغلب چندان هم دقیق نیستند.

منبع: فارس




نوع مطلب : مقالات، افشاگری، سیاسی، خبرها، فرهنگی، فراماسونری، جنگ نرم، اشرار یهودی یا صهیونیزم، جنگ سایبری و فضای مجازی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

13 خاندان معروف یهودی دنیا   خاندان آستور 13 خاندان معروف یهودی دنیا   خاندان آستور

حتما در تصویر هرم ایلومناتی طبقه انجمن ۳۰۰ خاندان را داده اید ،‌درباره این طبقه اینگونه نوشته اند : در این طبقه ۳۰۰ خاندان ثروتمند یهودی معرفی می شوند که زیر نظر ۱۳ خاندان تاجدار دنیا را اداره می کنند.این ۳۰۰ خاندان به قدری ثروتمنداند که ثروتشان در مخیله من و شما نمی گنجد.این ۳۰۰ خاندان یهودیانی هستند که نامشان کمتر به گوشمان خورده یا اصلا به گوشمان نخورده است. خاندان روچیلد ، خاندان راک فِلِر ، خاندان مِندِز ، خاندان آبنادانا ، خاندان بِنونیزد  و غیره از آن دسته اند.

در این سلسله مقالات که مدتی است بر روی آن کار میکنیم به معرفی کامل این ۱۳ خاندان معروف دنیا خواهیم پرداخت ، سلسله مقالات بسیار جذابی است . حتما تا آخر همراه ما باشید…

به نام خدا

خاندان آستور(Astor)

چکیده

جریان رویدادها در ۴۰۰ سال بدین صورت است. در اواخر دوران قرون وسطی خاندان های شیطانی مختلفی به جنوب غربی آلمان مهاجرت کردند. در جنوب غربی آلمان جادوهای مربوط به دیانا انجام میشد و این امر زنگ خطری برای عوامل مختلف کلیسای کاتولیک روم بود. خانواده آستور مدیریت محل های ملاقات جادوگران را در منطقه هایدلبرگ بر عهده داشتند. جادوگری تقریبا در سرتاسر جنوب غربی آلمان گسترش می یافت. بررسی اسناد قدیمی مربوط به سال های ۱۵۰۰ تا ۱۶۵۰ نشان می دهد که جادوگری در سرتاسر این منطقه انجام می شده است. خاندان آستور مقام, ثروت و قدرتی که متناسب با جایگاه انها در اواخر سال ۱۷۰۰ و مدیریت مخفی آنها باشد نداشتند. در آلمان, انگلستان و فرانسه هیچ راهی برای صعود از نردبان اجتماعی نبود, با این حال در آمریکا برای آنان فرصت هایی وجود داشت. خانواده استور دو نفراز پسرهای خود را یکی به انگلستان و دیگری را به آمریکا فرستادند تا راه را برای جان جیکوب آستور باز کنند. سپس جان جیکوب, باهوش ترین پسر خود که از بیش از همه به او امیدوار بودند را به آمریکا فرستادند.

هنگامیکه خانواده آستور در آمریکا بودند به طبقه ممتاز شیطانی که مقر آن در انگلستان بود کمک کردند تا کنترل خود را بر آمریکا حفظ کنند. چون خانواده آستور از آلمان آمده بودند و همچنین چون شیطان پرستی به صورت مخفیانه انجام میشد, دیگران نمیتوانستند زیاد به کمک های جان جیکوب آستور به جنبش های طرفدارنخبگان انگلستان شک کنند.

پس از آنکه خاندان آستور در آمریکا به طبقه اشرافیت رسیدند به انگلستان مهاجرت کردند. در آنجا به دلیل موقعیت اجتماعی عالی که در آمریکا داشتند, هیچکس به بخشیدن نشان های نجابت به آنان از جانب ملکه انگلستان شک نکرد. در تمام طول این مدت, افراد مرتبط با ایلومناتی فرصت هایی را در اختیار خانواده آستور قرار میدادند. در اینجا لازم است به این نکته اشاره شود که بین گروه های زیر روابطی وجود داشته است:

اعضای خاندان سلطنتی انگلستان, شیطان پرستی در انگلستان, فراماسونری در انگلستان, جادوگری در آلمان و اشرافیت سیاه ایتالیا ( با توجه به آزادی که اینجانب به عنوان نویسنده این مقاله دارم, میخواهم بحث را با ارائه مثال هایی از این روابط ادامه دهم. گرچه این بحث در ظاهر به طور مستقیم به خاندان آستور مربوط نمیشود, اما در حقیقت به آنها ارتباط دارد).

تصور کنید فردی چشم انداز وسیع رویدادهای اتفاق افتاده در جهان مخفی را بررسی می کند, آنگاه ستاره دنباله داری را می بیند که به سرعت از آن چشم انداز عبور می کند. اگر بخواهد تاریخچه حقیقی آن ستاره دنباله دار را بدست بیاورد باید اثر حرکت آن را در طول آن چشم انداز دنبال کند. با این وجود کتب تاریخی از روی عمد اهمیت بسیاری از گروه ها و بازیگرانی را که در امتداد مسیر حرکت این ستاره دنباله دار قرار دارند را پنهان کرده اند.

گروه های خاص

فرقه شوالیه های کلاه خود یک جامعه مخفی ایلومناتی به سرکردگی سر فرانسیس بیکن بود. به منظور پنهان کردن مراسم و تشریفات ماسونی آن, سر فرانسیس بیکن نمایشنامه ای با عنوان ” فرقه شوالیه های کلاه خود” نوشت. این نمایش در سوم ژانویه سال ۱۵۹۴ اجرا شد و سپس در دسامبر ۱۵۹۴ به مدت ۱۲ روز دوباره به اجرا در آمد. در دسامبر ۱۵۹۴, نجیب زادگان انگلیسی که افکارشان به گونه ای شیطانی روشن شده بود با یکدیگر ملاقات کردند و یک “نمایش” اجرا کردند. با اجرای مراسم آشناییشان به صورت یک نمایش, آنان می توانستند خیلی خوب آن را پنهان کنند. سر فرانسیس بیکن در این نمایش شاه و “شاهزاده ارغوانی” بود. به چندین نفر گردنبند شوالیه گی کلاه خود اهدا شد, سپس سوگند یاد کردند و مجموعه وظایف آنان توسط ۶ مشاور عالی رتبه به روشی بسیار شبیه به آنچه امروزه پیروان شیطانی انجام میدهند به آنان محول شد. ممکن است برای خوانندگان این سوال ایجاد شود که این مباحث چه ارتباطی با خاندان آستور دارد. در واقع این فقط نگاهی اجمالی به پیش زمینه وقایعی استS.R.I.A.که به طور مخفی در اروپا اتفاق می افتاد.

ملکه انگلستان سر فرانسیس بیکن را که در آن زمان مرد جوان حدودا ۲۰ ساله ای بود به قاره اروپا فرستاد. سر فرانسیس بیکن به فرانسه سفر کرد و در مکان هایی مثل لوور, سن کلو, بلوآ, پاریس و پواتیه به گردش پرداخت. وی همچنین به آلمان, ایتالیا و اسپانیا سفر کرد. او ازدربارهای سلطنتی مختلفی همچون دربار مارگریت دووالوا دیدن کرد. مارگریت همسر شاه هنری ناوار بود. مادر او کاترین دو مدیچی شریر بود.

سر فرانسیس بیکن از جوامع مخفی بسیاری نیز دیدن کرد. در دربار مارگریت, او مدتی را با انجمن برادری “هفت شخص نامدار” گذراند که یک گروه متشکل از ۷ روشنفکر بود.

مطابق نظر آلفرد داد, بهترین زندگی نامه نویس سر فرانسیس بیکن( آلفرد تمام مدت زندگی اش را صرف مطالعه درباره فرانسیس بیکن کرد) فرانسیس بیکن هنگامی که در قاره اروپا بود به جوامع مخفی سری بسیاری وارد شد. او جادوی کابالائی, عرفان مصری, عرفان عربی و رسوم اشتین متزین آلمانی را فرا گرفت. ( داد, آلفرد, زندگینامه فرانسیس بیکن, لندن, …..)

با ارائه این اطلاعات قصد داشتیم تصویری از چگونگی ارتباط دنیای مخفی در اروپا با بخش های مختلف آن ارائه دهیم و نشان دهیم که خانواده های سلطنتی بسیاری جزو شاخه های این دنیای مخفی بوده اند.

باشگاه جوانان بی پروا: یک فرقه شیطانی مخفی بود که با فراماسونری اولیه ارتباط داشت. زمانی که ارتباط بین شیطان پرستان باشگاه جوانان بی پروا و نخبگان فراماسونری آشکار شد, فراماسونری و نخبگان اقدامات بنیادینی انجام دادند. ابتدا فراماسونری علنا اعلام کرد که هیچ ارتباطی با باشگاه جوانان بی پروا ندارد. سپس دولت باشگاه جوانان بی پروا را به طور علنی منحل کرد( به دستور افرادی که به باشگاه مرتبط بودند) بعدها باشگاه دوباره بی سر و صدا بازگشایی شد.

فلیپ, نخستین دوک وارتون(۱۶۹۸-۱۷۳۱) که دومین فرد از اشراف بود که توانست استاد بزرگ فراماسونری انگلستان گردد (استاد بزرگ لژ بزرگ) مدیر باشگاه جوانان بی پروا بود. او همچنین عضوی از مجلس اعیان بود. در سال ۱۷۲۶ انگلستان را ترک کرد و اساسا نزد ماسون ها شهرت بدی پیدا کرد و از وی فاصله گرفتند. جرج لی, کنت لیچفیلد نیز یکی دیگر از ماسون های برجسته بود که عضوی از باشگاه جوانان بی پروا بود. فرانکلین که از جهات مختلف سردسته فراماسون های آمریکا محسوب می شد و نیز رهبر چلیپای گلگون و تعدادی دیگر از گروه های مخفی سری بود هم از اعضای باشگاه جوانان بی پروا بود. در کتابی که تحت عنوان” به زیرکی مار باش” نوشته ام اشاره ای به شیطان پرستی فرانکلین نشده است, اما این فرد یکی از شیطان پرستان با اهمیت است که عضو فرقه ی جستجو بود. فرقه جستجو گروهی است که عهده دار برنامه هایی برای برپایی نظم نوین جهانی شیطان می باشد.

به خاطر بیاورید که جان جیکوب آستور شدیدا درگیر فراماسونری شده بود, تعدادی از دوستان صمیمی او مانند دویت کلینتون که فرماندار نیویورک بود و ژنرال جان ای آرمسترانگ نیز با فراماسونری در ارتباط بودند. کنت ساندویچ, بنجامین فرانکلین و سر فرانسیس داشوود که از مدیران باشگاه جوانان بی پروا و همچنین رئیس اداره پست انگلستان بودند نیز همگی فراماسون بودند. مقام آنها به عنوان رئیس اداره پست به آنان اجازه دسترسی کامل به مرسولات پستی و جاسوسی در ارتباطات قرن هجدهم را می داد. فردی که پس از داشوود به ریاست اداره پست رسید و پس از آن عضوی از پارلمان انگلستان گردید, یک ماسون به نام جان وایلکس بود. جان وایلکس در سال ۱۷۶۶ به این مقام منصوب شد (در سال ۱۷۷۴ شهردار لندن بود). وی سپس یکی از اعضای اصلی باشگاه جوانان بی پروا که یکی از دوستانش به نام ویلیز هیل بود را به منظور کمک رساندن در خدمات پستی به آنجا آورد.

رئیس بعدی اداره پست فردی شدیدا فاسد یعنی کنت شهر ساندویچ بود که تا سال ۱۷۷۱ در این منصب باقی ماند. بنجامین فرانکلین تابستان سال های ۱۷۷۲, ۱۷۷۳ و ۱۷۷۴ را در املاک داشوود واقع در ویکومب غربی گذراند. غارهایی که پایین دست املاک داشوود در ویکومب غربی واقع شده بودند محل اجرای آیین های جنسی شیطانی بودند که بنجامین فرانکلین نیز در آنها شرکت می کرد.

Ordo saturnus: (فرقه زحل)

یک فرقه شیطانی مخفی قدیمی در آلمان است. در خبرنامه های اخیر تلاش کرده ام مردم را با معنای زحل آشنا کنم. زحل به معنی شیطان است. با دانستن این معنی می توانیم مفهوم سخن جان جیکوب آستور چهارم را در کتابش با عنوان ” سفری به جهان های دیگر” را بفهمیم که می گوید: ” روح پرهیزگاران رخت بربسته در زحل پیدا شد, که در آن با زمینه ای از موسیقی عجیب, قلب های تپنده, مغزهای روشن و مراکز فعالیت معنوی, حرکت می کردند و می لرزیدند”. (توضیح: جان جیکوب آستور چهارم به داشتن شهوت جنسی سیر نشدنی برای لمس کردن زنان مشهور است)

یکی از افرادی که لازم است در زمینه این فرقه راجع به او اطلاعات کسب کرد والنتین جئون نام دارد که مشاور جان جیکوب آستور در والدروف آلمان بوده است. به احتمال زیاد جئون با تشکیلاتی مانند (فرقه زحل) در ارتباط بوده است.




ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، فراماسونری، اشرار یهودی یا صهیونیزم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

رییس‌جمهور آمریکا باراک اوباما با انتشار یادداشتی به طور رسمی حقوق هم‌جنس‌گرایان را به رسمیت شناخته و از کلیه وزارت‌خانه‌ها و نهادهای آمریکا خواست تا نسبت به تحقق حقوق جهانی قوم لوط تمامی تلاش خود را بکار بندند.

به گزارش خبرنگار جنگ نرم مشرق، باراک اوباما از زمان تصدی سمت رئیس‌جمهوری آمریکا تلاش کرد تا به ازدواج هم‌جنس‌گرایان و لواط کردن آنها، جنبه رسمی بخشیده و اقدامات این قوم را مساوی با حقوق بشر معرفی کند.

در همین راستا، کاخ سفید طی بیانیه‌ای اعلام کرد: «رئیس‌جمهور و دولت وی در برداشتن موانع موجود در برابری، مبارزه با تبعیض بر اساس گرایش جنسی و هویت جنسیتی، و تعامل با جوامع هم‌جنس‌گرا در سراسر کشور مصمم می‌باشند. همان‌طور كه رئیس‌جمهور به صراحت در سازمان ملل متحد در ماه سپتامبر سال جاری اعلام نمود، این تصمیم دولت، برای دفاع از حقوق هم‌جنس‌گرایان تنها به مرزهای ما نیز محدود نمی‌شود. وی اظهار داشت: به دلیل این كه هیچ کشوری نباید حقوق مردم را به خاطر این كه چه كسی را دوست دارند انكار نماید، ما باید برای احقاق حقوق هم‌جنس‌گرایان در سراسر جهان ایستادگی نماییم.»

باراک اوباما با انتشار یادداشت رسمی، كه صریحاً كلیه سازمان‌های فدرال در خارج آمریکا را شامل می‌شود، حصول اطمینان از تلاش‌های دیپلماتیك و کمک‌های خارجی ایالات متحده در ترویج و محافظت از حقوق هم‌جنس‌گرایان را خواستار شد. این یادداشت تعیین‌كننده مسیر اولین استراتژی دولت آمریکا برای «مبارزه با نقض حقوق انسانی هم‌جنس‌گرایان در خارج از کشور» اعلام شده است.

این یادداشت به وزارت امور خارجه، وزارت خزانه‌داری، وزارت دفاع، وزارت دادگستری، وزارت کشاورزی، وزارت بازرگانی، وزارت بهداشت و خدمات انسانی، سازمان امنیت داخلی، آژانس توسعه بین‌المللی ایالات متحده، شركت چالش هزاره، بانک صادرات و واردات، نماینده بازرگانی ایالات متحده، و دیگر سازمان‌هایی كه احتمالاً توسط اوباما تعیین می‌شوند، ابلاغ خواهد شد.

یادداشت اوباما سازمان‌های مختلف آمریکا را به حركت در مسیرهای زیر توصیه می‌نماید:

• مبارزه با اعلام هم‌جنس‌گرایی به عنوان یك جرم و یا تبعید به خارج از کشور.

• حمایت از هم‌جنس‌گرایان پناهنده و پناه‌جوی آسیب‌پذیر.

• افزایش کمک‌های خارجی برای محافظت از حقوق بشر و پیشبرد عدم تبعیض.

• حصول اطمینان از پاسخ سریع و هدفمند ایالات متحده در قبال نقض حقوق انسانی هم‌جنس‌گرایان در خارج از کشور.

• تعامل سازمان‌های بین‌المللی در مبارزه با تبعیض علیه هم‌جنس‌گرایان.

• ارائه گزارش پیشرفت.

 

 

حتی قبل از این یادداشت نیز، سازمان‌های ایالات متحده برای ترویج حقوق هم‌جنس‌گرایان در سراسر جهان تلاش می‌کردند. در ژانویه 2009، کلینتون، وزیر امور خارجه، دستورالعمل قهرمانی جامع حقوق بشر در وزارت امور خارجه را اعلام نمود، که شامل حفاظت از حقوق همجنسگرایان نیز می‌شد. کلینتون همچنین در حمایت از هم‌جنس‌بازان مدعی شده بود: «حقوق بشر یعنی حقوق هم‌جنس‌بازان، و حقوق هم‌جنس‌بازان یعنی حقوق بشر.»

 

طبق اعلام کاخ سفید، وزارت خارجه آمریکا تاکنون در این زمینه به صورت جهانی دست به اقدامات ذیل زده است:

• تعامل دو جانبه و منطقه‌ای از طریق سفارتخانه‌های ایالات متحده، جامعه مدنی و سازمان‌های چند جانبه برای تشویق کشورها برای لغو یا اصلاح قوانین مربوط به رفتار با همجنسگرایان یا اعلام همجنسگرایی به عنوان یك جرم جنایی.

• تقویت حقوق بشر همجنسگرایان در مجامع چندجانبه، از جمله شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد. در ماه ژوئن سال 2011، ایالات متحده، آفریقای جنوبی، و یك گروه فرامنطقه‌ای از حامیان مشترک، اولین قطع‌نامه شورای حقوق بشر سازمان ملل را در خصوص حقوق هم‌جنس‌گرایان به تصویب رساندند.

• سفارتخانه‌های ایالات متحده، حمایت ایالات متحده از حقوق همجنسگرایان از طریق دیپلماسی عمومی نوآورانه را اعلام كرده است. سفرا و سفارتخانه‌ها برای میزبانی بحث‌های عمومی و میزگردهای تخصصی، انتشار تبلیغات و حمایت از رویدادهای افتخاری تلاش می‌نمایند.

• حمایت از مدافعان حقوق هم‌جنس‌گرایان و گروه‌های جامعه مدنی، با کمک به برنامه‌ریزی و حمایت مالی، از جمله تلاش برای مستندسازی موارد نقض حقوق بشر، ایجاد مهارت‌های وکالت، ارائه وکلای قانونی و در صورت لزوم، كمك به نقل مکان این افراد.

• ارائه گزارش سالانه وضعیت حقوق بشر هم‌جنس‌گرایان و تهیه گزارش‌های خاص حقوق بشر مربوط به كشور.

• تقویت پرسنل وزارتی و سیاست‌های کنسولی. وزارت امور خارجه آمریکا طیف وسیعی از مزایای قانونی و کمک هزینه‌های موجود برای شرکای هم‌جنس‌باز داخلی بخش خدمات کارکنان خارجی، كه در خارج از کشور خدمت می‌کنند را گسترش داد. ایالات متحده همچنین هویت جنسیتی را در سیاست‌های فرصت‌های برابر اشتغال دولت فدرال در سال 2010 گنجانده است.

• حمایت از پناهندگان، پناه‌جویان و مهاجران همجنس‌گرا از طریق استراتژی حفاظت كه توسط دیگر سازمان‌های دولت ایالات متحده، کمیساریای عالی سازمان ملل متحد برای پناهندگان و سازمان‌های غیر دولتی اجرا می‌شود.

برای دریافت یادداشت رسمی اوباما اینجا کلیک کنید.





نوع مطلب : مقالات، افشاگری، سیاسی، فرهنگی، خبرها، فراماسونری، آمریکا و غرب یک دروغ بزرگ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
وقتی کمربند مقاومت و بیداری اسلامی کابوس جهانی سازی می‎شود

هشت ماه است که سوریه دستخوش رویدادهای تنش آمیزی شده است اما اخیراً شیب کنش واکنش های جهانی نسبت به حکومت «بشّار اسد» حالتی نمایی و سرسام آور به خود گرفته است: قطعنامه علیه سوریه و وتوی آن توسط روسیه، پرونده سه گانه ایران در سازمان ملل،  تعلیق عضویت سوریه از اتحادیه عرب، تهدید ایران به حمله نظامی، حضور پُر رنگ روسیه در دفاع از ایران و سوریه و ... همه این سئوال را به ذهن تداعی می کند که "واقعاً چه خبر است؟". برای پاسخ ابتدا باید دید در سوریه چه اتفاقاتی در حال رخدادن است: انقلاب یا ناآرامی برنامه مند؟ آنچه هر تحلیلگر منصفی را به نا آرامی ها در سوریه مشکوک می کند این است که اسناد غیر قابل انکاری که حتی از سوی رسانه های غربی نیز افشاء شده؛ نشان می دهند آنچه از آن به "نابسامانی در خانه اسد" یاد می شود یک طرح نظام مند، متعلق به شبکه استکبار جهانی است. بنابراین در این مقاله در پنج پرده به هم تنیده با نگرشی خطی به موشکافی حول مسائل مربوط به سوریه پرداخته خواهد شد.

پرده اول: عملیات "نیلوفر آبی"

مجموعه های ماسونی که پشت پرده تصمیم سازی ها و تصمیم گیری های کلان تمدن غرب حضور دارند سالها آرزوی خاورمیانه بزرگ را در سر می پروراندند. در رأس آنان ایالات متحده آمریکا و رژیم غاصب قدس چندین بار بصورت رسمی از این طرح بزرگ نام بردند؛ طرحی که بر مبنای آن قرار بود با چندین سایسپیکوی جدید و زنجیره ای در خاورمیانه فعلی قدرت های اسلامی و عربی منطقه خُرد و خُردتر شوند و در پی حجم انبوهی از تعارضات ارضی، قومی و سیاسی تنها حاکم بلامُنازع خاورمیانه رژیم صهیونیستی باشد. اما عاملی که در راه عدم تحقق این طرح اصطکاک بالایی نشان می داد، محور مقاومت اسلامی با رأسیت: ایران اسلامی، سوریه، حزب الله لبنان و حماس؛ بود. لذا غرب چاره ای نمی دید جز از اینکه پاره پاره شدن اقالیم خاورمیانه را از سردمداران مقاومت آغاز نماید. در همین زمینه «نیلوفر آبی» نام عملیاتی اطلاعاتی- امنیتی است که از سال 1999 میلادی برای فروپاشی سوریه کلید خورد.

1- اهداف عملیات: با همکاری ناتو، ترکیه و برخی کشورهای عربی باید سوریه به چند کشور کوچکتر تقسیم می شد و جنگ های طائفه ای گسترده ای رُخ می داد تا ماحصل این تحرکات نظامی چیزی نباشد جزء کاهش جمعیت مسلمانان در مناطق مرزی رژیم صهیونیستی با سوریه و اردن. با ایجاد جنگ های طائفه ای در منطقه «الساحل» میان طائفه های سه گانه مسیحی، سنّی و علوی دو امارت مستقل اسلامی در مناطق مختلف سوریه و سپس اردن شکل می گرفت که زمینه ساز جنگ افروزی میان دولت های كوچك شود و اسرائیل به عنوان تنها دولت دموكراتیك در میان آنها باقی بماند؛ بر این اساس باقیمانده فلسطینی های ساكن اراضی اشغالی به اردن، عراق و لبنان كوچ داده می شدند. با این عملیات و زنجیره های به هم پیوسته آن در لبنان و عراق، جمعیت مبارزان اسلامی به كمتر از سه میلیون نفر در همجواری با رژیم غاصب می رسید و حداقل تا 50 سال آتی هیچ تغییر اساسی در روند مردم شناسی خاورمیانه ایجاد نمی شد.

2- اجرای عملیات: «نیلوفر آبی» با اهداف پیش گفته با مشاركت بیش از 5000 سوری و 3000 غیرسوری عملیاتی می شد. اغلب این افراد از طریق سفارتخانه ها جذب می شدند بطور نمونه سفارت آمریكا در اقدامی عجیب از سال 1999 میلادی طیّ دو سال به اعطای مجوز اقامت در آمریكا به اتباع سوری دست زد و از سال 2004 قطر، لبنان، اردن، عربستان سعودی و امارات تعدادی مزدور از میان سوری ها جذب كردند. عملیات را 18 كلید امنیتی آمریكایی در خاك سوریه اداره می كردند و افسران ارشد از امارات و اردن، چند مستشار صهیونیست و تعدادی افسران اروپایی نیز در روند فرماندهی این عملیات شركت داشتند. برای پیشبرد عملیات یكی از پیشرفته ترین شبكه های ارتباط جاسوسی آمریكا در معركه حضور داشت. بیش از 10 اتاق ستاد شامل بخش رسانه ای، نظامی، ارتباطاتی، شایعه پراكنی و جنگ الكترونیك تشكیل شده بود كه در بیروت، اردن، دوحه، چند كشور اروپایی، تل آویو و در داخل بعضی كشتی های سیّار دریایی مستقر شده بودند.

3- کشف عملیات: در یكی از مراحل «نیلوفر آبی» یكی از كلیدهای امنیتی ناگهان از سوریه به امارات رفت و به جای فرماندهی عملیات باعث قطع ارتباط میان برخی از كلیدهای اساسی شد. در پی این خلأ بر اساس طرحی كه برای انفجار در خطوط نفت، پالایشگاه و نیروگاه حرارتی شهر «بانیاس» طراحی شده بود؛ نیروهای امنیتی و الكترونیكی سوریه موفق شدند ارتباطات میان یك كشتی آلمانی و افراد محلی را شناسایی كرده و آنان را به كمین گاه نیروهای اطلاعاتی خود ببرند. آمریكایی ها با درك خطر، دستور توقف علیات و خروج از سوریه را صادر كردند اما در این زمان سازمان اطلاعات سوریه این پیام را مخابره کرد: "عملیات تمام شده است.". یك روز بعد از دستگیری این عده که یك مقام عالی رتبه موساد نیز در میان آنان بود، تلویزیون سوریه اعترافات یكی از این افراد را منتشر كرد. وی  خود را «وزیر دفاع امارت مستقل بانیاس» به حساب می آورد.

پرده دوم: توطئه بندر- فِلتمن

با حدوث بیداری اسلامی در منطقه اسلامی خاورمیانه و شاخ آفریقا خیلی ها از همان ابتدا فهمیدند با فروپاشی پایگاه های حسّاس سیاسی- دیپلماتیک نظام سلطه در مصر و لیبی بازگشت به توازن قوا به نفع آمریکا و اسرائیل در منطقه غیر قابل بازگشت است. «هِنری كسینجر» از بزرگترین نظریه پردازان سیاست خارجی کاخ سفید در دهه هفتاد میلادی یک جمله معروف دارد: «بدون مصر هیچ جنگی بین اعراب و اسرائیل اتفاق نمی افتد و بدون سوریه هیچ صلحی بین اعراب و اسرائیل رخ نمی دهد.». از وقتی مصر پیمان كمپ دیوید را پذیرفت و از جبهه ی مبارزه عربی بیرون کشید عملاً هیچ جنگی علیه اسرائیل بوجود نمی آمد زیرا مجموع قدرت نظامی اردن، سوریه و لبنان ضعیف تر از آن بود كه بتواند مبارزه ای مستقل علیه اسرائیل را شکل دهد. هر چند این نظریه با پیروزی حماس و حزب الله در جنگ های 22 و 33 روزه نخ نما شده است با این حال همچنان داده مهمی برای تصمیم گیری در اتاق های فکر غرب است. به هر حال غرب لاجَرم با از کف دادن مصر به این می اندیشد که هر طور شده با بدست آوردن سوریه و یا خارج نمودنش از محور مقاومت وزن کشی سیاسی خود را تا حدودی به قبل از بیداری اسلامی شبیه نماید. ضمن اینکه برخی اخبار حاکی از آنند که در آخرین اجلاس «بیلدربرگ» بعنوان بالاترین گردهمایی سالیانه متنفذان سیاسی فراماسونر اراده نظام استکبار جهانی بر آن قرار گرفته که «بشّار اسد» و حامیان مقاومت چمدان های خود را از دمشق ببندند. با همه این تفاسیر این را هم باید افزود که مرزهای جنوبی رژیم صهیونسیتی بشدّت در اثر انقلاب مصر ناامن شده است لذا یا باید زودتر به صلح با محور مقاومت دست یافت یا آن را تضعیف نمود.

همینجا بود که در کنار کشف عملیات بی سابقه «نیلوفر آبی» در خاک سوریه طرح دیگری با بازداشت «بندر بن سلطان»، شاهزاده معروف سعودی در دمشق رمزگشایی شد. "نتالی پرتز هارئیل" با انتشار مقاله ای در روزنامه دانشگاه «حیفا» تأکید می کند: «با مشارکت اسرائیل جنگ روانی و تبلیغاتی علیه سوریه به راه افتاده که واحد جنگ روانی ارتش موسوم به "ملاط" آن را اداره می کند.». (شبکه جهانی العالم- 8/1/1390). قابل ذکر است که نقطه کانونی نا آرامی های «سوریه» مربوط می شود به منطقه ای بنام «درعا». بهتر است درباره ی «درعا» بیشتر دانست. «درعا» (به معنای دژ و با نام دوم: «سهل حوران») استانی است در جنوب سوریه که از شمال با استان «دمشق» و از جنوب با کشور پادشاهی «اردن» همسایه است. این استان حدود 916000 نفر جمعیت دارد که اکثراً سلفی هستند. هر چند همین چند نکته کافیست تا به رویدادهای «درعا» مشکوک شد اما باید دانست اواسط ماه مارس سال جاری میلادی (اواسط اسفند 1389 ه.ش) بود که یک میلیون پیامک سازماندهی شده برای مردم سوریه ارسال شد که در آن مردم را به شورش علیه حکومت مرکزی فرا می خواند. این پیامک ها همگی از پایگاهی در اسرائیل ارسال شده بودند. یک یا دو روز بعد چند صد نفر در مسجدی بنام «العمری» در «درعا» دست به تظاهرات زدند که در پی اضافه شدن تعدادی بیشتر با نیروهای امنیتی سوریه درگیر شدند.  همان روز یک پایگاه اینترنتی بنام «فلیکا» که مستقیماً از اسرائیل به روز می شود، فاش کرد «بندر بن سلطان» شاهزاده سعودی - شاهزاده و «دبیرکل شورای امنیت ملی عربستان سعودی» است که در گذشته ضمن تحصیل در غرب بعنوان سفیر این کشور در ایالات متحده آمریکا ایفای نقش می کرده است- به همراه «جفری فلتمن» معاون وزیر خارجه آمریکا در سال 2008 میلادی طرحی پیچیده با هزینه دو میلیارد دلار برای براندازی حکومت "اسد" ها تدارک دیده بودند. جالب اینکه "بندر" در 12 فوریه 2008 میلادی مقارن با حساسیت های تیم امنیتی سوریه بخاطر ترور شهید «العماد مغنیّه»، در فرودگاه دمشق در حالیکه لباس مبدّل به تن داشت دستگیر شده بود. وی آنروزها به اهدافش برای براندازی از درون حکومت «جمهوری عربی سوریه» اعتراف کرد.

پرده سوم: لیبیزاسیون سوریه و «عملیات نسیم دریا»

چندی قبل پایگاه خبری- تحلیلی «پریزن پلنت» به قلم «پاتریک هنینگسن» تحلیلگر «راشا تودی» نوشت: «غرب به رهبری "باراک اوباما" که سخنگوی روابط عمومی جهانی سازی به شمار می رود بی شک مدت ها سوریه را تحت نظر داشته است. آن چه مخاطبین رسانه های غربی اکنون انتظار دارند این است که اول رسانه ها در مورد "اسد" حکم کنند و سپس اقدامات تحریک آمیز بیشتری در درون سوریه و با حمایت غرب صورت بگیرد تا نظرات جامعه بین الملل را به سمت موارد زیر سوق دهد: 1- تحریم های بین المللی، 2- قطعنامه سازمان ملل، 3- اعلام منطقه پرواز ممنوع، 4- بمباران بلند مدت منطقه توسط ناتو، 5- تغییر حکومت. آمریکا، انگلیس و متحدان ائتلافی آنها اکنون از فرمول بالا برای تسلط بر کشورها استفاده می کنند. پس از زیاده روی آمریکا در عراق در سال ۲۰۰۳، این تکنیک قابل قبول دیپلماتیک اکنون به این شکل اجرا می شود ... همانند تکنیکی که در لیبی استفاده شد، در سوریه نیز ماشین روابط عمومی غرب این داستان را منتشر خواهد کرد که نیروهای «بشّار اسد» به روی حاضران در "اعتراضات مسالمت آمیز" آتش گشودند ... بار دیگر و طبق معمول، تقاضای «باراک اوباما» برای تحریم سوریه و کناره گیری «بشّار اسد» رئیس جمهور این کشور از قدرت؛ همگی بخشی از روند روابط عمومی و دیپلماتیکی است که هدف آن آماده کردن زمینه برای مداخله نظامی قریب الوقوع ناتو و یا یک گروه ائتلافی از کشورها در سوریه است.». و جالبتر است اگر بدانید آمریکا پیش تر نیروهای نظامیش را در اطراف سوریه جمع کرده و چند ماهی است که در قالب «عملیات نسیم دریا» در سال ۲۰۱۱ و عملیات های دیگر، مانورهایی را در این منطقه اجرا می کند. اخیراً هم اخباری مبنی بر اعزام بخشی از نیروهای آمریکایی از عراق به ترکیه را همه شنیدند.

پرده چهارم: گزارش اقلّیت

کُدهای مذکور بوضوح نشان می دهد نا آرامی های سوریه با تحرکات خارجی و در رأس آن با هدایت آمریکا و اسرائیل و همراهی متحدین منطقه ای و فرامنطقه ایشان شامل: عربستان سعودی، 14 مارسی های لبنان، اردن، قطر، امارات متحده عربی، ترکیه، فرانسه و ... جرقه خورده است. لیکن نگاه به قشرشناسی معارضان و موافقان دمشق خود پرده از واقعیت های مهم دیگری بر می دارد.

اول آنکه باید دانست از ابتدای شروع اعتراضات سازمان یافته، نا آرامی ها به سه استان «حُمص»، «حَماه» و «دَرعا» محدود شده است. نگاهی به پراکندگی جمعیت سوریه که براحتی قابل دسترسی است نشان می دهد مجموع جمعیت این سه استان کمی بیش از 20 درصد کل جمعیت کشور هدف است. این در حالیست که پر جمعیت ترین استان های سوریه شامل: ادلب، حلب و دمشق و شهرهای مهم شان نه تنها اغلب طعم اعتراض و راهپیمایی مردمی ضدحکومتی را نچشیده اند بلکه بیشتر شاهد تجمعات مردمی در حمایت از رئیس جمهوری عربی سوریه بوده اند.

دوم آنکه بسیاری از کارشناسان غربی و غیر غربی بر این نکته اذعان دارند که ارتش و سازمان های اطلاعاتی سوریه تا حدود خوبی توانسته اند از تسرّی لجام گسیخته اقدامات تروریستی و ضدامنیتی به دیگر نقاط کشور جلوگیری نمایند. چیزی که با شروع گفتگوهای موسوم به «اصلاحات ملّی» و بروز اقدامات وحشیانه توسط گروه های سلفی علیه مردم عادی در «درعا» بهتر و بیشتر مهارپذیر شد. با این وجود به اذعان برخی تحلیلگران تسلّط و آرامش روانی «بشّار اسد»ِ جوان در کنترل بحران؛ مقدمات سازش پذیری با غرب و رام شدن دولت سوریه در قبال توحّش اسرائیل را عملاً از بین برده است.

سوم آنکه معارضان سوری با ائتلافاتی که انجام داده اند به دو جبهه جداگانه تقسیم شده اند: «شورای همبستگی ملّی برای تغییرات دموکراتیک» (معارضان داخلی) و «شورای ملّی سوریه» (معارضان خارجی). نگاهی به خواسته ها و تاریخ شکل گیری دو جبهه فوق نشان از آن دارد که این دو؛ تفاوت های ماهوی بسیاری با هم دارند.

«شورای ملّی سوریه» که معاضه را در خارج سوریه رهبری می کند با صدور بیانیه تأسیس مورخه اکتبر ۲۰۱۱ رسماً شروع به فعالیت می کند. نکته اساسی درباره پیدایش شورای ملّی حاکی از غیر طبیعی بودن مسائل است. این مجموعه پس از چند اجلاس و نشست زنجیره ای در شهرهای آنتالیا، استانبول و آنکارای ترکیه، دوحه در قطر، بروکسلِ بلژیک و سان -ژرمنِ پاریس در فرانسه و تحت فشار رئوس مخالفان بین المللی مقاومت شامل: آمریکا، اتحادیه اروپا بویژه فرانسه، ترکیه، عربستان سعودی و قطر پایه گذاری شد. شورای ملّی مئتلف از سه جریان اصلی: اخوان المسلمین سوریه (حدود ۴ دهه مخالف دولت دمشق هستند و ضمن مشی مسلّحانه بصورت سنتی از سوی «شاه حسین» پادشاه فقید اردن، «صدام حسین الّتکریتی» و شیوخ عرب خلیج فارس حمایت می شدند.)، سلفی ها و «اعلامیه دمشق» (طرفدار غرب و عادی سازی روابط با «تل آویو») است. در این بین گروه های «اعلامیه دمشق» با گفتمان لیبرالی تحت حمایت فرانسه هستند و در عوض اخوانی ها  و سلفی های معارض زیر چتر عربستان، قطر و ترکیه هرکدام با گرفتن سهمی در رهبری جریان «شورای ملی سوریه» بطور مصلحتی متحد شده اند. عمده چهره های متنفذ این شورا سالیان درازی اروپانشین و کارمند مؤسسات بین المللی آمریکا در خاورمیانه بوده اند. «بسمه قضمانی» (سابقه کارمندی ۲۰ ساله در یکی از مؤسسات آمریکایی مروج دموکراسی در خاورمیان) بعنوان سخنگو و «برهان غلیون» (لائیک چپگرا با سابقه سه دهه تدریس در دانشگاه های فرانسه) در قامت ریاست شورا مشتی اند از خروار نمونه. در «شورای ملّی سوریه» احزاب، گروه ها و شخصیت های معارض دولت اسد گوناگونی حاضرند لیکن سهم اصلی متعلق به اخوان و «اعلامیه دمشق» است.

در مقابل «شورای همبستگی دموکراتیک» با رهبری معارضان داخلی رسماً مورخ ژوئن ۲۰۱۱ در دمشق اعلام موجودیت کرد. رهبران و فعالان همبستگی ملی اغلب از میان زندانیان سیاسی و ساکنان سوریه تشکیل می شوند و علیرغم اعضای «شورای ملّی سوریه» مزّه و مرارت اقدامات امنیتی- قضایی را چشیده اند. همبستگی ملّی از ۱۵ گروه و سازمان کردی، چپ گرا، ملی  و قومی عربی سازمان یافته که هسته مرکزی این جبهه ائتلافی را گروه «تجمع ملی دموکراتیک سوریه» تشکیل می دهد. این گروه حدود 30 سال پیش با باورهای ملّی- عربی و ناصرینه بعنوان معارض سنّتی دولت «حافظ و بشّار اسد» پا به میادین سیاست گذاشت. از این روی همبستگی ملّی در کل دارای جایگاه و حمایت سنّتی بخشی از سوری هاست.

هر قدر معارضان خارجی به رهبری شورای ملّی به دخالت بیگانگان، مشی مسلّحانه، هماهنگی با نهادهای فراکشوری و فرامنطقه ای، براندازی فوری اسد اصرار می ورزند؛ معارضان داخلی و در رأسش همبستگی ملّی با خشونت و ایجاد توطئه های طائفه ای، مداخله بیگانگان و مشی مسلّحانه علیه دولت مرکزی، سازش بر سر جولان و فلسطین مخالفند و ضمن دادن فرصت به "گفتگوهای اصلاحات ملّی اسد" قویّاً معتقدند مبارزات سیاسی و دموکراتیک بهترین راه حل برای دستیازی به "دولت مدنی دموکراتیک" در سوریه است.

چهارم آنکه نباید این را نادیده گرفت که اکثریت سوری ها در مورد سرنوشت فلسطین، جولان و مداخلات صهیونیست ها در لبنان و بحث خلع سلاح حزب ا... لبنان با اصول حکومت «اسد» ها از حیث ایدئولوژیک و بنیادین همگرایی دارند.
واقعیات بالا اذعان می کنند حکومت اسد توانسته تا حدود مناسبی در مقابله با تهدیدات برنامه مند خارجی که سر از خاک سوریه درآورده؛ این عملیات ها و پروژه ها را مهار و کنترل کند؛ با این همه دلیلی پیدا نمی شود که غرب از پیریزی روند هجمه به محور مقاومت کوتاه بیاید. چندی پیش «حسنین هیکل» روزنامه نگار و تحلیل گر معروف عرب در برابر اتفاقات سوریه چنین عنوان کرد که "نا آرامی ها در سوریه انقلاب نیست و برای مهار ایران طرّاحی شده است.". شواهد و قرائن بسیاری وجود دارد که برای غرب هجمه به محور مقاومت در منطقه به معنای تزلزل ایران یا سوریه است. از نگاه استراتژیست های آمریکا در حال حاضر با حکمفرمایی شرایط خاصّ سیاسی- اجتماعی بر کشورهای اسلامی؛ زدن ایران = زدن سوریه است. از این جهت به نظر می رسد فشارها و پدیده های مربوط به این دو کشور در ماه اخیر و آینده قرابت بیشتری به هم یابند و نظام بین الملل با پدیده ای به نام "جمع اثر سوریران" مواجه گردد.

پرده پنجم: سوریران رو مهار کُن

همزمان با ناکامی های اقدامات بین المللی در کنترل اسد چندین اتفاق مهم بصورت سلسله واری ایجاد شد: پرونده سه گانه ایران در مجامع بین المللی، تهدید ایران به حمله نظامی، تعلیق عضویت سوریه از اتحادیه عرب، درخواست اعزام ناظر خارجی به سوریه توسط اتحادیه عرب، شروع فعالیت «ارتش آزادی بخش سوریه: گردان های معاویه بن ابی سفیان (لعنه ا... علیه)»، اعزام بخشی از نیروهای نظامی آمریکا از عراق به ترکیه، خبر حضور قریب الوقوع ناوگان دریایی روسیه در آبهای سرزمینی سوریه، دفاع سنگین روسیه از پرونده هسته ای ایران. با مجموعه ای از داده ها، اطلاعات و تحلیل ها فرضیه ای با احتمال ثبوت بالا فرض می شود که طبق آن تمدن غرب بدنبال ایجاد یک جنگ سودآور در خاورمیانه است؛ جنگی که برخی تئوریسین ها از آن با نام «جنگ 2012» یاد می کنند. چه 2012 باشد چه نباشد، ایالات متحده و متحدان مشترک المنافعش راهی جز به هم زدن زمین تقابل نرم به تقابل نیمه سخت و آنگاه سخت ندارند؛ تقابلی که شاید با حضور متحدین منطقه ای غرب صورت پذیرد نه ورود مستقیم کشورهای غربی.

با تمام آنچه گفته شد به نظر می رسد آمریکا سعی کرده با عَلم کردن پرونده سه گانه ایران (ائتلاف سرخ، هسته ای، حقوق بشر) در سازمان ملل و همزمان به بازی آوردن اتحادیه عرب برای باز کردن پای خارجیان به قائله سوریه به دو هدف عُمده دست یازد:

اولین برداشت مربوط می شود به نقش ژئواستراتژیک جمهوری اسلامی ایران. نقشی که به رهبری و فکرسازی مسلمانان انقلابی و اسلامگرای خاورمیانه مربوط می شود. بر این اساس اگر غرب بتواند ایران را مرعوب خود کند و باصطلاح "استاد شمشیرش را غلاف کند؛ شاگردان نیز خواهند نشست."

دومین برداشت این است که غرب می خواهد مقدمات مداخله خارجی در سوریه را فراهم می آورد چرا که طراحی های اخیر توسط دولت اسد تا حدودی کنترل شده است. آغاز به فعالیت معارضه «ارتش آزادی بخش سوریه» و سخن از ایجاد تحریم ها علیه سوریه توسط ترکیه و اتحادیه عرب مصداق معیّنی از همین استراتژی می تواند قلمداد شود. از این جهت چون اساساً روسیه جزء اتاق فکرهای تصمیم ساز غرب در کنترل جهان نیست (مانند بیلدربرگ) و از آنروی که روسیه نقشی اساسی در معادلات خاورمیانه دارد؛ لذا راه حل آن است که «جمهوری فدرال روسیه» را درباره جمهوری اسلامی ایران یا جمهوری عربی سوریه به تسامح کشاند.

روسیه و چین نشان داده اند در ارتباط با جمهوری اسلامی ایران و همپیمانان استراتژیک- ایدئولوژیکش فقط تا جایی همراه نگاه ایرانند که منافعشان تضمین و حداکثر شود. چندی پیش چین و روسیه در قبال پیش نویس قطعنامه ضد سوری در شورای امنیت ایستادند و امروز در برابر به بار نشستن پرونده سه گام جمهوری اسلامی از خود موضع قطعی نشان دادند. روسیه برای اولین بار در تاریخ تشکیل I.A.E.A (آژانس بین المللی انرژی هسته ای) بصورت رسمی بیانیه صادر کرد و از غیر منصفانه بودن گزارش دبیرکل آژانس سخن گفت، برای اولین بار از دبیرکل آژانس در رابطه با فعالیت هایش تشکر نشد و البته برای بار اول از شروع پرونده هسته ای ایران، هم از ایران و هم از آژانس خواسته شده تا با هم همکاری کنند (در گذشته فقط همکاری به ایران توصیه می شد.). همزمان با شایعه سازی ها حول شروع حمله نظامی به جمهوری اسلامی و اخراج سوریه از اتحادیه عرب؛ روسیه چنگ و دندانهای نظامی خویش را نشان داده است. باید دانست روسیه نمی خواهد چیزی که در مورد لیبی اتفاق افتاد و منافع احتمالی روسیه از جنگ با لیبی نادیده گرفته شد اینبار در مورد ایران یا سوریه اتفاق بیفتد. لذا به نظر می آید که آمریکا می خواهد هزینه دفاع از "سوریران" را یکی در میان برای چین و روسیه بالا ببرد تا بالاخره یک توافق جهانی یا حداقل عدم رویارویی روسیه با غرب بر سر حمله به سوریران حاصل شود. غرب می خواهد این بازی رفت و برگشتی را آنقدر ادامه دهد تا ضمن چانه زنی و لابی گری با طرف روسی و چینی؛ هزینه همراهیشان با سوریران را آنچنان فزاینده کنند که عطای حمایت از ایران به لقایش بچربد.

می توان اثبات نمود زنجیره توطئه های اخیر غرب علیه محور مقاومت نه از روی قدرت و پیش بودن تمدن اومانیستی غرب که از روی استیصال و احتضار تاریخی این نظام فکری- سیاسی در برابر انقلاب جهانی اسلام است. (رجوع شود به مقاله «مهدی محمّدی»، کیهان، 28/8/90) پس به اعم مسئولان و کارگزاران جمهوری اسلامی توصیه می شود ضمن فراموشی دعواهای زرگری و خاله زنکی به استقامت و اتحاد اسلامی بیندیشند و چنان بنیان مرصوصی را ایجاد کنند که رشته بافته دشمن خونخوار به خروش غیرت نظام اسلامی و در صدر آن رهبر شجاع انقلاب اسلامی به مصداق عقب نشینی اخیرشان چون پنبه از هم بپاشد.

منبع: هفته نامه 9 دی





نوع مطلب : مقالات، افشاگری، سیاسی، فراماسونری، مدارک دخالتهای غرب در ایران امروز، بیداری اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
صهیونیست‌ها سلطه‌ی ظالمانه‌ی خود را از تخریب بنیان خانواده‌ به دست آورده‌اند

سخنرانی حجت‌الاسلام و المسلمین پناهیان در شب سوم - مهدیه -07/09/90 – موضوع دهه: «نهال ولایت در نهاد خانواده»

چه کار کنیم تا فرزندانمان ولایت‌مدار باشند؟

• خیلی‌ها می‌پرسند؛ چه کار کنیم تا فرزندانمان موفق باشند، دکتر یا مهندس شوند و ... ولی ما دنبال این هدف نیستیم. ما می‌گوییم چه کار کنیم تا فرزندانمان ولایت‌مدار بار بیایند. تربیت فرزندان اصلاً کار سختی نیست به شرطی که از راهش وارد شویم و راهش را هم اهل بیت(ع) به ما نشان داده‌اند؛ به ما سفارش شده که «فرزندان خود را براساس محبت امیرالؤمنین(ع) پرورش دهید.»( ِ أَدِّبُوا أَوْلَادَكُمْ عَلَى حُبِّ عَلِیٍّ/من لایحضره الفقیه/3/493  و عن رسول الله =(ص): أدِّبوا أولادَكُم على ثَلاثِ خِصالٍ : حُبِّ نَبیِّكُم ، و حُبِّ أهلِ بَیتِهِ ، و قِراءةِ القرآنِ/میزان الحکمه/ح ٢٢٧٢١)

بر اساس گزارش قرآن، دعوای اصلی در حیات بشر بر سر ولایت است

• دعوای اصلی در حیات بشر بر سر ولایت است. خداوند در ابتدای سریال خلقت بشر، یک داستان مهم را نمایش داده است تا همه به اهمیت موضوع ولایت پی‌ببرند. داستان تمرد ابلیس از سجده به آدم به این معناست که ابلیس نتوانست «ولایت» و برتری آدم بر خودش را بپذیرد؛ لذا از درگاه خداوند رانده شد. همین موضوع از آغاز حیات بشر تا به امروز ادامه پیدا کرده است و بسیاری از ابناء بشر، وقتی که انبیاء و اولیاء الهی به سوی آنها مبعوث شدند، از پذیرش ولایت آنها تمرد کردند و این مسأله به خوبی به ما می‌فهماند که اصل داستان حیات بشر همین موضوع ولایت است و همه چیز در گروی ولایت‌مداری است. هیچ پیامبری فرستاده نشد، مگر اینکه اطاعت و ولایت او واجب شمرده شد(نساء/64: وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِیُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ ) و مطالعه داستان‌های پیامبران در سراسر قرآن، به صراحت می‌گوید که مشکل بشر با دعوت انبیاء، برتری و ولایت آنها بوده است(مومنون/34: وَ لَئِنْ أَطَعْتُمْ بَشَراً مِثْلَكُمْ إِنَّكُمْ إِذاً لَخاسِرُون‏ و نیز مومنون/24: فَقالَ الْمَلَأُ الَّذینَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ ما هذا إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُكُمْ یُریدُ أَنْ یَتَفَضَّلَ عَلَیْكُمْ)

ریشه‌ی ولایت‌مداری انسان در خانواده شکل می‌گیرد

• بعد از اینکه فهمیدیم اصل داستان زندگی انسان بر سر ولایت‌مداری است، این سؤال پیش می‌آید که ولایت‌مداری را باید از کجا آغاز کنیم، کجا آموزش ببینیم و کجا تمرین کنیم؟ جواب این است که باید به سراغ خانواده برویم و ولایت‌مداری را از خانواده شروع کنیم. چرا که ریشه‌ی اصلی آن در خانواده شکل می‌گیرد و بارور می‌شود. در محیط‌های دیگر چندان نمی‌توان برای ولایت‌مدار شدن فرزندان کاری انجام داد. هیچ جای دیگری مانند خانه و خانواده، نمی‌توان انسان ولایت‌مدار تربیت کرد. این موضوع مهم را دشمنان بشریت به خوبی فهمیده‌اند اما متأسفانه هنوز ما به اهمیت این موضوع پی‌نبرده‌ایم.

صهیونیست‌ها چگونه جوامع مختلف را تحت سلطه‌ی خود درآورده‌اند؟

• سال‌هاست که صهیونیست‌ها به اهمیت ولایت‌مداری انسان و نقش تعیین کننده‌ی خانواده در ساختن انسان‌های ولایت‌مدار پی‌برده‌اند و دارند بر روی آن کار می‌کنند. اگر به پروتکل‌های دانشوران صهیون، نگاه کنید خواهید دید که برای تسلط بر جوامع بشری، به این اصل مهم پی برده‌اند که باید ریشه‌ی ولایت را در خانواده‌ها قطع کرد. آنها می‌گویند «برای اینکه در یک جامعه هیچ وقت تبعیت و پیروی از یک پیشوا و رهبر شکل نگیرد؛ باید ریشه‌ی تبعیت فرزندان از پدر و مادر را در خانواده خشک کرد.» آنها به خوبی فهمیده‌اند که اگر تبعیت از یک رهبر و پیشوا در جامعه‌ای شکل بگیرد، آن جامعه قدرتمند خواهد شد. پس برای اینکه آن جامعه تبعیت از یک پیشوا را نپذیرد، باید ریشه‌ی این تبعیت را در خانه و خانواده خشک کرد.

• صهیونیست‌ها در پروتکل‌های خود می‌گویند که باید در محیط خانواده، رابطه‌ی زن و مرد را مخدوش کنیم تا دیگر فرزندان از پدر و مادر خود تبعیت نکنند و به این ترتیب وقتی این فرزندان وارد اجتماع شدند، از یک پیشوا و رهبر، تبعیت نخواهند کرد. با همین شیوه‌ی شیطانی و پلید است که توانسته‌اند یک اقلیت یک درصدی را بر اکثریت 99 درصدی مسلط کنند. آن چنان بلایی بر سر خانواده‌ها آورده‌اند که توانسته‌اند هر بلایی که دلشان بخواهد بر سر جامعه بیاورند.

دلایل پذیرش ظلم و ستم توسط یک جامعه را باید در خانواده‌های آن جامعه جستجو کرد

• خانواده برای صهیونیست‌ها خیلی اهمیت دارد چون سلطه‌ی ظالمانه‌ی خود را از خراب کردن بنیان خانواده‌ها به دست آورده‌اند. اگر از صهیونیست‌ها بپرسید که چگونه می‌توان یک جامعه را تسخیر کرد و تحت سلطه در آورد خواهند گفت: «باید اول به سراغ خانواده‌ها بروید!» فرزندی که به پدر و مادر خود احترام نگذارد و از آنها تبعیت نکند، وقتی وارد محیط جامعه نیز بشود معمولاً از پیشوای آن جامعه تبعیت نخواهد کرد. به این ترتیب وقتی در یک جامعه تبعیت از پیشوا معنایی نداشته باشد، آن جامعه به شدت آسیب‌پذیر و ضعیف خواهد شد و به راحتی می‌توان چنین جامعه‌ای را به اسارت و بردگی کشید و تحت سلطه در آورد. هرچند ممکن است یک جامعه به ظاهر پیشرفته و ثروتمند باشد(مانند برخی از جوامع غربی)، اما در واقع افراد آن جامعه تبدیل به نوکران و بردگان ثروتمندی برای یک عده‌ی قلیل(مانند صهیونیست‌ها) می‌شوند. بنابراین دلایل پذیرش ظلم و ستم توسط یک جامعه را باید در خانواده جستجو کرد.‌

مقدمات ظهور در خانواده‌ها مهیا می‌شود

• مقدمات ظهور امام زمان(ع) نیز در خانواده‌ها مهیا می‌شود و زمینه‌های ظهور حضرت، در خانواده شکل می‌گیرد. اگر ولایت‌مداری ما در خانواده درست شود و فرزندان ما در محیط خانواده ولایت‌مدار بار بیایند، زمینه برای ظهور حضرت آماده خواهد شد.





نوع مطلب : حجت الاسلام علیرضا پناهیان، دین و زندگی، اشرار یهودی یا صهیونیزم، هالیوود و رسانه های صهیونیستی، جنگ نرم، تحلیل های آخرالزمانی در عصر حاضر، فراماسونری، افشاگری، مقالات، ولایت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 8 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic