نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
نگاهی به فعالیت‌های رسانه‌ای 'مالک فارسی وان'
مشرق:
شبکه های ماهواره‌ای رابرت مرداک در پنج قاره جهان به بخش برنامه می‌پردازند، او 175 روزنامه از جمله «نیویورک‌پست» و «تایمز» لندن را در مالکیت خود دارد.


در سال‌های اخیر رابرت مرداک، میلیاردر استرالیایی از قوانین غیرسختگیرانه آمریکا استفاده کرده و سلطه خود را بر رسانه‌ها و ساختار سیاسی این کشور مستحکمتر کرده است؛ این سلطه بدانجا کشیده است که حتی شبکه فارسی‌وان که به تازگی در بین خانواده‌های ایرانی مخاطبان بسیاری دست‌وپا کرده است،تلویزیون‌های ماهواره‌ای او در پنج قاره جهان به بخش برنامه می‌پردازند، او 175 روزنامه از جمله «نیویورک‌پست» و «تایمز» لندن را در مالکیت خود دارد توسط گروه رسانه‌ای او راه‌اندازی شد. شاید نگاهی به وضعیت امپراتوری رسانه‌ای مرداک بتواند بخشی از مقاصد راه‌اندازی چنین شبکه‌ای را مشخص سازد. آنچه می‌خوانید شرح وضعیتی از امپراتوری مرداک به نقل از هفته‌نامه بیزینس ویک است.
 . تنها در ایالات متحده مرداک 35 ایستگاه تلویزیونی، شبکه‌های فاکس و استودیو قرن بیستم فاکس را در اختیار دارد که چهل درصد جمعیت این کشور را تحت پوشش رسانه‌ای قرار می‌دهند.شبکه‌های کابلی او شامل فاکس‌نیوز و 19 شبکه ورزشی محلی است. در مجموع از هر 5 خانواده آمریکایی، یک خانواده برنامه‌هایی را می‌بیند و می‌شنود که رسانه‌های مختلف مرداک پخش می‌کنند.
مرداک کیست؟
رابرت مرداک، مالک و رئیس غول‌ رسانه‌ای شرکت خبر (News Corporation)، در سال 1931 در ملبورن استرالیا به دنیا آمد و فعالیت رسانه‌ای خود را با یک روزنامه در شهر آدلاید استرالیا آغاز کرد. اندکی بعد به انتشار کتاب پرداخت و در چند دهه اخیر رسانه‌هایی را در انگلستان، ایالات متحده و آسیا به تملک خود درآورده و تأثیری فراگیر بر جریان اخبار و اطلاعات در بازار اطلاع‌رسانی جهان گذاشت. او در استرالیا در اواخر دهه 1950 فعالیت خبررسانی را در تلویزیون آغاز کرد اما فعالیت‌های خبری تلویزیونی جدی او در انگلستان و در سال 1989 آغاز شد. در آن سال مرداک، «اسکای تلویژن» را تأسیس کرد و در سال‌های 1997 و 1998 به یک سرمایه‌گذار بزرگ در تلویزیون‌های ماهواره‌ای، صنعت سینما و اینترنت تبدیل شد. پدر مرداک نیز در سال‌های کودکی او، صاحب یک روزنامه پرتیراژ در ملبورن بود و به همین دلیل وضع مالی خانواده بسیار خوب بود.
پدر مرداک فردی سخت‌گیر بود و او را وادار کرد در 22 سالکی در دانشگاه آکسفورد انگلستان به تحصیل فلسفه، سیاست و اقتصاد بپردازد. پس از مرگ پدر، مرداک به استرالیا بازگشت تا مدیریت روزنامه پدر را بر عهده بگیرد. از همان زمان بود که مرداک تلاش‌های خود را صرف به تملک درآوردن و توسعه سلطه خود بر رسانه‌ها جهت داد. او با استفاده از روش‌هایی که «لرد نورث کلیف» دوست پدرش به او یاد داد، توانست به راحتی روزنامه ساندی‌تایمز را که در غرب استرالیا منتشر می‌شد، بخرد.
طی سال‌های بعد مرداک با خریدن تعدادی دیگر از روزنامه‌های استرالیا که در مناطق مختلف این کشور از جمله «نیو سوث ولز»، «کویینزلند» و «ویکتوریا» منتشر می‌شدند، نام خود را به عنوان فردی صاحب نفوذ در صنعت رسانه‌های مکتوب جا انداخت. او همچنین روزنامه «دیلی میرر» (Daily Mirror)، روزنامه عصر سیدنی را به تملک خود درآورد و توانست با این رسانه قدرتمند با رقبای رسانه‌ای خود به رقابت بپردازد. مرداک توسعه فعالیت‌های رسانه‌ای خود را با خرید اکثر سهام روزنامه نیوزلندی «دامینیون» گسترش داد. در سال 1964 مرداک نخستین روزنامه سراسری استرالیا با عنوان «استرالین» (The Australian) را که ابتدا دفتر اصلی آن در کانبرا بود و سپس به سیدنی منتقل شد، تأسیس کرد. هدف اصلی او از این کار توسعه فعالیت‌های رسانه‌ای و افزایش نفوذ سیاسی‌اش بود. در سال 1972، مرداک روزنامه صبح سیدنی یعنی دیلی تلگراف را از «فرانک پاکر» که او نیز از صاحبان طیفی از رسانه‌های استرالیایی بود، خرید. در همان سال مرداک با استفاده از توان عظیم رسانه‌ای خود زمینه پیروزی حذب کارگر استرالیا را در انتخابات فراهم کرد. طی سال‌های 1972 تا 1974، مرداک به توسعه فعالیت‌های رسانه‌ای خود و حضور در بازار رسانه‌ انگلستان علاقه‌مند شد.

فعالیت‌ها در انگلستان
در سال 1969 هنگامی که گروه رسانه‌ای میرر (Mirror) تصمیم گرفت از روزنامه «سان» (Sun) خلاص شود، مرداک از فرصت استفاده کرد و آن را خرید. سیاست‌هایی که مرداک در مدیریت محتوای این روزنامه دنبال کرد، باعث شد خوانندگان آن روزبه‌روز بیشتر شوند به‌طوری که در سال 2005، هر روز سه میلیون نسخه از آن به‌فروش می‌رسید. در سال 1981 مرداک روزنامه‌های تایمز و ساندی‌تایمز را که سال‌های قبل «لرد نورث‌کلیف»‌‌ مالک آن بود، به تملک خود درآورد. طی دهه 1980 و سال‌های اولیه دهه 1990، رسانه‌های تحت تملک مرداک عموماً از دولت حزب محافظه‌کار «مارگارت تاچر» و «جان میجر» حمایت می‌کردند. در پایان دوران تاچر، مرداک دست از حمایت حزب محافظه‌کار برداشت و به حمایت از حزب کارگر و رهبر آن «تونی ‌بلر» اقدام کرد. دوستی عمیق او با تونی ‌بلر و جلساتی که مرتباً با هم برگزار می‌کردند تا درباره سیاست‌های ملی در بریتانیا مذاکره کنند، به موضوعی داغ در بریتانیا تبدیل شده بود.
در سال 1986، مورداک روش‌های الکترونیک تولید را در روزنامه‌های خود در استرالیا، بریتانیا و آمریکا به‌کار گرفت. استفاده از روش‌های اتوماسیون در انتشار روزنامه باعث کاهش تعداد نیروی کار شد و همین امر مخالفت شدید اتحادیه‌های چاپ و انتشار روزنامه را برانگیخت. در سال 1990 مرداک توانست مدیران بی‌بی‌سی را به ادغام اسکای تلویژن و بی‌بی‌سی راضی کند. در اثر این ادغام رسانه‌ای با نماد BSkyB به‌و‌جود آمد که از آن سال تاکنون بر بازار تلویزیون کابلی بریتانیا سلطه دارد.
فعالیت‌ها در ایالات متحده
مرداک در سال 1973 نخستین تصاحب رسانه‌ای خود را در ایالات متحده انجام داد و روزنامه «سن‌آنتونیو اکسپرس نیوز» را خرید. اندکی بعد او نشریه استار را خرید و در سال 1976 نیز نیویورک پست را به تملک خود درآورد. در سال 1985 مرداک وضعیت قانونی شهروند بی‌طرف را اختیار کرد تا مانعی در برابر تصاحب ایستگاه تلویزیون در ایالات متحده در برابرش نباشد. طبق این قانون تنها شهروندان آمریکا می‌توانند مالک ایستگاه‌های تلویزیونی در این کشور باشند. در سال 1987، مرداک شرکت رسانه‌ای «هرالد‌ اند ویکلی تایمز» را که پیشتر پدرش مدیریت آن را بر عهده داشت، خرید.
فعالیت‌ها در آسیا
در سال 1993، مرداک «استار تی‌وی» را که شرکتی هنگ‌کنگی و تحت تملک «ریچارد لی» بود، با پرداخت یک میلیارد دلار خرید و اندکی بعد دفاتری برای آن در سرتاسر آسیا تأسیس کرد. اما برنامه توسعه «استار‌ تی‌‌وی آن‌طور که مرداک برنامه‌ریزی کرده بود، پیش نرفت، زیرا دولت چین محدودیت‌هایی برای فعالیت آن در نظر گرفت، طوری که این شبکه نتوانست به بخش اعظم این کشور دسترسی پیدا کند.
فعالیت‌های اخیر
در اواخر سال 2003 مرداک 34 درصد از سهام شرکت «هاگز الکترونیکس» را که بزرگ‌ترین اپراتور سیستم تلویزیون‌های ماهواره‌ای آمریکاست، به قیمت 6 میلیارد دلار از جنرال موتورز خرید. در سال 2004 مرداک اعلام کرد قصد دارد دفتر اصلی شرکت خبر را از استرالیا به آمریکا منتقل کند.
فعالیت‌های سیاسی
تجربه سیاسی مرداک در استرالیا چارچوب فعالیت‌های او در سرتاسر جهان را تعیین کرده است. مرداک از همان اوایل انتشار روزنامه استرالین از مواضع حزب کشور در استرالیا حمایت کرد. این حزب بعدها با تسهیل انتقال حجمی عظیم از پول از استرالیا به انگلستان و نیز کمک به مرداک برای خرید نشریات مختلف در استرالیا، حمایت‌های مرداک را جبران کرد. نگاهی گذرا به زندگی رسانه‌ای و سیاسی مرداک نشان می‌دهد او تنها بر مبنای منافع خود با بهره‌گیری از رسانه‌های خود به طرفداری از احزاب سیاسی اقدام کرده است.
مرداک در سال 1985 شهروند آمریکا شد تا بتواند ایستگاه تلویزیونی در این کشور را در مالکیت داشته باشد. برخلاف صاحبان دیگر رسانه‌های تأثیرگذار در آمریکا، گرایش‌های سیاسی او در ایالات متحده عموماً محافظه‌کارانه بوده است. در سال 2007 روزنامه فایننشال تایمز به تلاش‌های مرداک برای جمع‌آوری پول برای انتخاب مجدد هیلاری کلینتون به نمایندگی در مجلس سنا اشاره کرد. در سال 2007 مرداک پیشنهاد کرد با پرداخت 5 میلیارد دلار «داو جونز» صاحب روزنامه «وال ‌استریت ژورنال» را بخرد اما در آن زمان صاحبان سهام اکثریت این رسانه‌ با پیشنهاد یاد شد مخالفت کردند اما اندکی بعد در آگوست 2007، بی‌بی‌سی اعلام کرد مرداک داو جونز را خریده است.
طرفداری از جورج بوش
قبل از آغاز جنگ عراق، رابرت مرداک در رسانه‌های مختلف تحت مالکیت خود، به‌طور کامل از آغاز جنگ آمریکا در عراق حمایت کرد و اقدام جورج بوش را صحیح و اخلاقی توصیف کرد.
گرایش نو محافظه‌کارانه
مرداک مالک «ویکلی استاندارد»، نشریه‌ای نو محافظه‌کار است که در آن شخصیت‌های هوادار جنگ عراق کار می‌کنند. تیراژ این نشریه 65 هزار نسخه است اما تأثیر آن بسیار بالاتر از این میزان است. مرداک به روشنی نفت را هدفی روشن و صحیح برای آغاز جنگ عراق توصیف کرده است. مرداک معتقد بوده که سرنگونی صدام به کاهش بهای نفت منجر می‌شود. او گفته بود مهم‌ترین نتیجه جنگ عراق رسیدن قیمت نفت به 20 دلار در هر بشکه است. از سوی دیگر، او برخی از نزدیکان جورج بوش را به استخدام درآورده بود و از این طریق تأثیرگذاری خود بر سیاست را افزایش داد.
استفاده از سیاست برای منافع مالی
عده‌ای از صاحب‌نظران رسانه در آمریکا معتقدند اکثر اقدامات مرداک در راستای استفاده از نفوذ سیاسی برای اهداف مالی صورت می‌گیرد. به عبارت دیگر او از رسانه‌هایی که در اختیار دارد، برای پیشبرد برنامه‌های سیاسی که در نهایت منافع مالی برای وی دارد، استفاده می‌کند. برای مثال با آنکه مرداک همواره شعار مبارزه با کمونیسم را سر داده، در اداره موفق «سی‌سی‌تی‌وی»، تلویزیون دولتی چین به این شبکه مشاوره می‌دهد.





نوع مطلب : اشرار یهودی یا صهیونیزم، هالیوود و رسانه های صهیونیستی، فراماسونری، افشاگری، 
برچسب ها : رابرت مرداک،
لینک های مرتبط :
رمز گشایی جنگ نرم در "پروژه اشباح"

 

سری چهارم مجموعه راز آرماگدون تحت عنوان "راز آرماگدون 4 : پروژه اشباح" از شنبه 13 آذرماه  از شبکه خبر سیما پخش خواهد شد. این مجموعه مستند در ادامه 3 سری قبلی که با نام های "راز آرماگدون" ، "راز آرماگدون 2: ارتش سایه ها" و "راز آرماگدون 3: معبد تاریکی" طی سالهای 1387 تا 1389 از شبکه های خبر ، 3 و 1 پخش شد ، در 26 قسمت روی آنتن می رود.

در مجموعه مستند "راز آرماگدون 4: پروژه اشباح " براساس اسناد و مدارک معتبر داخلی و خارجی ، نقش کانون های پنهان صهیونیستی در به خدمت گرفتن رسانه ها اعم از مطبوعات و رادیو و تلویزیون و اینترنت و سینما و بازی های کامپیوتری در جهت جنگ نرم علیه اسلام و ایران و انقلاب اسلامی  همچنین پدید آوردن فرقه های نوپدید شبه عرفانی و شرک آمیز برای تخریب اذهان نسل جوان و دور ساختن آنها از ادیان توحیدی و ابراهیمی  به تصویر کشیده می شود.

برای اینکه مخاطب نگرش جامعی از چگونگی سیر حضور این کانون های صهیونی در عرصه های فرهنگی و هنری و همچنین ورطه معنویت های کاذب بدست آورد ، مجموعه مستند "راز آرماگدون 4: پروژه اشباح" ابتدا نفوذ افکار و اندیشه های سکولاریستی در قالب علوم انسانی غربی از طریق ترجمه و نشر کتب فیلسوفان صهیونیست را در کادر دوربین قرار می دهد و سپس به رسوخ این اندیشه ها و آراء در سرفصل دروس دانشگاهها پرداخته و تشکیل حلقه های دانشگاهی سکولار را براساس همین تفکرات نفوذی نشان می دهد.

تبدیل این حلقه های دانشگاهی سکولار به حلقات فکری ( با همان منشاء اندیشه های صهیونی) و سپس نشر زنجیره ای از مطبوعات وابسته توسط آنها ، مرحله بعدی این نفوذ را تشکیل می دهد که در مجموعه مستند "راز آرماگدون 4: پروژه اشباح" روایت تصویری آن را خواهیم دید که همین مطبوعات زنجیره ای منبع تولید نیروهای دست آموز سکولار برای رسانه های بیگانه می شوند تا پروژه اسلام زدایی و دین ستیزی را درون جامعه اسلامی رسوخ داده و آغاز فروپاشی ایدئولوژیک و سپس فیزیکال انقلاب را از داخل فراهم آورند.

این مسیر تکان دهنده به عنوان آخرین مرحله ناتوی فرهنگی علیه اسلام و ایران ، برای نخستین بار در مجموعه "راز آرماگدون 4: پروژه اشباح" با اتکاء بر تصاویر و فیلم های مستند و تحلیل و تبیین کارشناسان و اساتید دانشگاه و همچنین اندیشمندان حوزه علوم انسانی و تاریخ بر صفحه تلویزیون ایران نقش می بندد و طرح و نقشه های کانون های صهیونی برای استحاله جامعه دینی ایران در طول تاریخ معاصر تا امروز  را افشاء می سازد.

پس زمینه این اثر مستند ، بیش از  2 سال تحقیق و پژوهش قرار دارد که با همکاری  مراکز علمی و تحقیقاتی همچون دفتر پژوهشهای موسسه کیهان ، موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران ، موسسه فرهنگی موعود عصر (عج) ، موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی و بنیاد مطالعاتی روشنگر انجام پذیرفته است

مجموعه "راز آرماگدون 4: پروژه اشباح" که شامل عناوینی همچون "جنگ علمی CIA" ، " به عظمت یک نبرد" ، " کنترل افکار عمومی " ، "کریدور شوک" ، "یورش امواج" ، "جنگ سرد دیجیتال" ، "یک کلیک تا مرگ" ، "حکایت سینماتوگراف" ، "سینمای ماسونی" ، "رویای سرزمین موعود" ، "لارنس عربستان"  و "...اینک آخرالزمان" می شود توسط سعید مستغاثی نوشته و کارگردانی شده و رضا جعفریان آن را برای گروه سیاسی شبکه خبر سیما تهیه کرده است که از 13 آذرماه روزهای شنبه ، دوشنبه و چهارشنبه ساعات 45/12 و 45/19 روی آنتن شبکه خبر می رود  و تکرار آن در ساعات یاد شده روزهای یکشنبه ، سه شنبه و پنجشنبه پخش خواهد شد.

 
 
عوامل مجموعه مستند "راز آرماگدون 4: پروژه اشباح" عبارتند از :

مدیر برنامه : جواد شیخ اکبری

تهیه کننده : رضا جعفریان

محقق ، نویسنده و کارگردان : سعید مستغاثی

مشاور پژوهشی : حسن شایانفر

تصویر برداری: رضا جعفریان (فیلمبرداری در آمریکا : دکتر محسن نیکنام)

دستیار تصویر برداری : مهدی جعفریان

تدوین : وحید چگینی و سجاد سلیمان زاده

مشاور فنی و ویدئو گرافیک : وحید چگینی

موسیقی متن : فرانسیس کویپرز ، پاتریک کنت ( موسیقی تیتراژ: وحید چگینی )

کارشناس/ راوی :پژمان کریمی

گوینده متن : ندا ملکی

مدیر تولید : مهدی جعفریان

دستیاران تهیه : محمد رضا محجوبی و سید محمد باقر میرلوحی

پشتیبانی پژوهشی : موسسه پژوهشی کاربردی سینمای سوم

پشتیبانی فنی : دفتر خدماتی تجهیزات سوشیانت

 

با تشکر از :

دفتر پژوهشهای موسسه کیهان

موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران

موسسه فرهنگی موعود عصر(عج)

موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی

موسسه تاریخ پژوهی ایران معاصر

موسسه مطالعه و تدوین تاریخ ایران

مرکز اسناد انقلاب اسلامی

پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

بنیاد مطالعاتی روشنگر

موسسه فرهنگی و انتشاراتی قدر ولایت

اداره کل تبلیغات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

نمایشگاه بین المللی کتاب تهران

کتابخانه مجلس شورای اسلامی

سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران

فرهنگسرای خانواده

فرهنگسرای ملل

باغ موزه  هنرهای ایرانی

موزه هنرهای دینی حضرت امام علی (ع)

موزه عبرت ایران

کاخ موزه سعد آباد

مرکز آفرینش های فرهنگی هنری بسیج

سازمان دانشجویی کفا

وزارت علوم و تحقیقات و فناوری

دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

مرکز آموزشی امام خمینی (ره)

نیروی انتظامی جمهوری اسلامی و موسسه ناجی هنر

آرشیو مرکزی صدا و سیمای جمهوری اسلامی

آرشیو  شبکه خبر

گروه سیاسی-اقتصادی شبکه خبر

گروه اداری مالی ، اطلاعات و برنامه ریزی ، پشتیبانی و تولید ، واحد پخش و دفتر ریاست محترم شبکه خبر سیما

 




نوع مطلب : افشاگری، سیاسی، فراماسونری، مدارک دخالتهای غرب در ایران امروز، تفکرات غرب زده، جنگ نرم، هالیوود و رسانه های صهیونیستی، اشرار یهودی یا صهیونیزم، جنگ سایبری و فضای مجازی، 
برچسب ها : جنگ نرم،
لینک های مرتبط :
ساخت بزرگترین ساعت جهان بر فراز خانه کعبه در مکه، در حالی پایان یافت که اشراف آن به همراه برج‌های آسمان‌‌خراش ماسونی بر حرم شریف از همان آغاز با اعتراضات زائران همراه بوده است.
http://www.mashreghnews.ir/Images/News/Larg_Pic/12-5-1389/IMAGE634165200406672500.jpg

به گزارش فارس شبکه تلویونی بی‌بی‌سی عربی امروز یکشنبه از پایان عملیات ساخت و آغاز به کار رسمی بزرگترین ساعت جهان در مکه مکرمه همزمان با اجرای مراسم حج خبر داد.
این ساعت که از این پس با ابعاد 43 در 33 متر، بزرگترین ساعت جهان به شمار می‌رود، در بالای برجی قرار گرفته است که به گفته بی‌بی‌سی با حدود 600متر ارتفاع پس از برج بزرگ «خلیفه» دبی، دومین برج جهان محسوب می‌شود.
هر چند ساخت این برج که در کنار 6 برج دیگر مشرف بر مسجدالحرام از همان آغاز با اعتراضاتی مواجه بوده است و معترضان معتقد بودند که ساخت این آسمانخراش‏ها در این مکان غیر شرعی است؛ اما آنچه در این میان مسئله‌ساز شده، ساعت بزرگ مکه است که حرف و حدیث‌های بسیاری در رابطه با آن مطرح است.
عده‌ای معتقدند که اساساً وجود چنین ساعتی در این ارتفاع بلند و در چنین مکانی ابهت مسجدالحرام و حرم شریف را تحت تاثیر قرار داده و بر اساس آموزه‌های سنت نبوی غیر شرعی است.
عده‌ای دیگر نیز معتقد به شباهت آشکار این ساعت به نمادهای و بناهای فراماسونی هستند. هر چند برخی کارشناسان نیز معتقد که برج‌های اطراف این ساعت نیز آمیخته با نمادهای فراماسونری است.
گفته می‌شود این 2 برج به نام‌های «کار لرد فاستر» معمار و ماسون نامدار و «مجتمع بن لادن» موسوم هستند.
حجاج بیت‌الله الحرام امسال برای اولین بار است که این ساعت بزرگ را برفراز خانه کعبه مشاهده می‌کنند. این ساعت که در سوئیس و آلمان ساخته شده، 5مرتبه در طول شبانه روز بر حسب زمان‌های نمازهای پنجگانه، نورپردازی می‌کند.
ساخت این ساعت که 6 برابر ساعت «بیگ بن» لندن، بزرگ‌ترین و معروف‌ترین ساعت جهان است، به خوبی یادآور ساختمان‌ها و نمادهای معماری انگلیسی و غربی است و با بی‌اعتنایی روحانیون وهابی سعودی همراه بوده است.
گفته می‌شود هزینه ساخت این ساعت و برج آن که به دستور «ملک عبدالله» پادشاه عربستان ساخته شده، بیش از 3 میلیارد دلار بوده است.




نوع مطلب : افشاگری، فراماسونری، دین و زندگی، تحلیل های آخرالزمانی در عصر حاضر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سعید مستغاثی گفت: سری چهارم مجموعه مستند راز آرماگدون که با عنوان «پروژه اشباح» مراحل پایانی تولید را پشت سر می‌گذارد، به زودی از رسانه ملی پخش می‌شود.    

به گزارش رجانیوز ، سعید مستغاثی در این خصوص اظهار داشت: موضوع اصلی «پروژه اشباح»، رسانه‌ها اعم از تلویزیون، مطبوعات، اینترنت، گیم ویدئوها و تمام ابزارهایی است که کانون‌های صهیونیستی سعی کرده‌اند از کنار آن جنگ نرم خود را پیش ببرند.

این هنرمند متعهد با اشاره به افزایش فعالیت و شکل‌گیری فرقه‌های خطرناک شبه دینی، اظهار داشت: تلاش ما این بوده است که در سری جدید راز آرماگدون، چگونگی شکل‌گیری این فرقه‌ها و خطراتی که‌ برای جامعه به ویژه نسل جوان ایجاد کنند را به تصویر بکشیم.

مستغاثی با بیان این که «پروژه اشباح» در 26 قسمت 15 دقیقه‌ای برای پخش از شبکه خبر آماده می‌شود، به فارس گفت: این مجموعه مانند مجموعه‌های پیشین، ابتدا از شبکه خبر پخش خواهد شد و پس از آن توسط یکی از شبکه‌ها پخش مجدد می‌شود.

وی در خصوص بازتاب سری‌های گذشته این مجموعه در سایت‌های خارجی اظهار داشت: بر اساس اعلام سازمان صدا و سیما 25 هزار سایت خارجی در خصوص این مستند، اظهار نظر کرده‌‌اند.

کارگردان و نویسنده «راز آرماگدون» افزود: همچنین برخی از این سایت‌ها قسمت‌هایی از مجموعه‌های گذشته راز آرماگدون را با زیر نویس انگلیسی بر روی خروجی خود قرار داده‌‌اند و در حال حاضر نیز بسیاری از سایت‌های داخی بخش‌هایی از سری دوم و سوم را که هنوز به صورت دی وی دی عرضه نشده است، برای دانلود بر روی سایت خود قرار داده‌‌اند.

مستغاثی درخصوص استقبال جامعه از مجموعه راز آرماگدون ادامه داد: این مجموعه مستند بسیار مورد توجه جامعه دانشگاهی و پژوهشگران قرار گرفته است؛ حتی در برخی از دفاتر شورای نگهبان از عوامل این مجموعه تقدیر و تشکرهایی داشتند.

ساخت سه مجموعه مستند «راز آرماگدون»، مجموعه‌هایی در خصوص زندگی امام خمینی (ره)، مجموعه «آب در هاون» با موضوع انقلاب اسلامی در کارنامه سعید مستغاثی به چشم می‌خورد و وی در حال حاضر علاوه بر تولید سری چهارم«راز آرماگدون» با عنوان «پروژه اشباح»، در حال ساخت مجموعه «اشغال» با موضوع حضور نیروهای خارجی در جنگ‌های اول و دوم جهانی در ایران است.






نوع مطلب : خبرها، فرهنگی، فراماسونری، مدارک دخالتهای غرب در ایران امروز، جنگ نرم، هالیوود و رسانه های صهیونیستی، تحلیل های آخرالزمانی در عصر حاضر، اشرار یهودی یا صهیونیزم، جنگ سایبری و فضای مجازی، آمریکا و غرب یک دروغ بزرگ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دیدار خاتمی با ملک عبدالله، پادشاه عربستان سعودی (24 اردیبهشت 1388)

دیدار خاتمی با ملک عبدالله

به گزارش حفا نیوز از مشرق، شنیده‌ها حاکی است، پادشاه عربستان جزء یکی از مهمترین لژهای فراماسونری است. بر این اساس گفته می‌شود ملک عبدالله، دارای درجه 33 ماسونی موسوم به استاد اعظم است. برخی تحلیلگران معتقدند تولد و حیات و استراتژی و منابع مالی جریان سلفی‌گری، "وهابیت" و سازمانهای وابسته به آن از جمله القاعده، طالبان، جندالشیطان(ریگی) و افراطی‌های پاکستان و... مدیون تشکیلات فراماسونری جهانی است.
در خلال اتفاقات و اغتشاشات سال گذشته برخی پژوهشگران از وابستگی‌های برخی سران فتنه به لژهای فراماسونری خبر دادند.

دیدار خاتمی با ملک عبدالله

دیدار خاتمی با ملک عبدالله





نوع مطلب : افشاگری، فراماسونری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
اگر ما عرفان فراماسونری را نفهمیم، بسیاری از فرآیندهای حاكم بر ارتباطات عرفانی اینترنتی امروز را نمی‎توانیم دریابیم. بر همین اساس، نمی‎توانیم اقتصاد و نظام‎های فرهنگی را دریابیم. این یك بحث بنیادی است. آن‎چه ما باید امروز مطرح كنیم و خیلی هم بحث مهمی است، «عرفان شیعی» است كه می‎تواند رقیب عرفان فراماسونری باشد. عرفانی كه در ایران گاهی به صورت عرفان سنتی، گاهی به‎صورت عرفان هایدگری، گاهی عرفان‎های پوپری، عرفان‎های یهودی‎مسلك و عرفان‎های سكولار و تصوف‎های لیبرالیستی درمی‎آید كه در اثر همین نوع اقتضائات رسانه‎ای به وجود می‎آیند. آن‎چه مهم است و چهارچوب مهمی نیز دارد، «عرفان شیعی» است كه یك بعدش حكمت شیعی و بعد دیگرش فلسفه شیعی است. آن‎چه در جهان امروز می‎تواند با ارتباطات این رسانه ویران‎گر فراماسونری و عرفان‎گرا مقابله كند، عرفان شیعی است كه یك بال آن حكمت اسلامی و شیعی و بال دیگرش فلسفه است. این بحث مهمی است كه ممكن است در هفته‎های آینده بیشتر به آن بپردازیم.

جهان در معرض تحولاتی بسیار ساختاری و معرفتی واقع شده و به‎شدت در حال سیال شدن است. علتش نیز گسترش كمی و كیفی رسانه‎های بشری است. بشر در طول تاریخ، رسانه‎هایش هر روز رشد روزافزون داشته، اما اكنون سرعت رشدش زیاد ‎شده و دلیلش نیز فن‎آوری دیجیتال است. فن‎آوری صفر و یك كه بی‎نهایت احتمالات را در خود جای می‎دهد. یعنی می‎تواند بی‎نهایت پیام‎رسانی كند و اطلاعات بدهد. ما هم در جامعه خودمان انوع آن را مشاهده می‎كنیم: ماهواره‎ها، اینترنت، موبایل و البته هنوز هم رسانه‎های جدیدتری در راه است. بر همین اساس، مقتضیات زمان به‎شدت در حال عوض ‎شدن است. چراكه این مقتضیات زمانی و مكانی را رسانه‎ها می‎سازند و با رسانه‎ها جهان عوض می‎شود. چنان‎چه در طول تاریخ هم می‎بینیم كه این رسانه‎ها همه چیز را تحول بخشیدند.. مثلا زمانی ادیان ابراهیمی نازل شدند كه بشر به رسانه‎ای به نام كتابت رسید و خط پیدا شد. بعد می‎رسد به یهود كه اولین كتاب دینی تورات را دارند و بعد مسیح با انجیل و در‎نهایت پیامبر اسلام با قرآن كریم. پس حتی ادیان‎ هم تابعی از رسانه‎ها و ارتباطات جهانی بودند. به‎‎عبارتی، ادیانی كه در طول تاریخ بشر آمدند، بر اساس وضعیت رسانه‎ای نازل شدند. اوجش قرآن است كه به عنوان معجزه پیامبر خاتم عنوان می‎شود. در نتیجه پیامبر توانسته در یك رسانه اعجاز خود را مطرح كند. پس در نتیجه رسانه‎ها مهم‎ترین و مبنایی‎ترین وسایل مقتضیات زمانی هستند. ادیان بشری در طول تاریخ به‎صورت تكاملی آمدند و این تكامل براساس رسانه‎های موجود است. اسلام كه دین خاتم را مطرح می‎كند، قرآن و كتابت را مبنای خاتمیت خود قرار می‎دهد كه تا آخر بشر حجیتش ثابت است. و همیشه تحدی كرده كه هركس می‎تواند یك سوره یا حتی یك آیه مثل آن را بیاورد. بعد هم اعلام بشری می‎كند كه اگر تمام جن و انس جمع شوند و دریاها مركب شود و درخت‎ها قلم، نمی‎توانند این اسماء الهی و تجلیاتی كه در قرآن هست را جمع كنند. یعنی یك بی‎نهایت در یك رسانه بانهایت به نام قرآن جمع شده است. در نتیجه قرآن هم برای آینده خودش یك كتابت اعجازی دارد، كه می‎گوید هیچ‎كس نمی‎تواند مثلش را بیاورد. در قرآن حوادث جهان اسلام و اخبار گذشته و آینده نیز هست. آینده‎نگری كه در قرآن هست، در بعد رسانه‎ای مسئله بسیار مهمی است. سنُریهُم آیاتٍ فی الافاقِ و الانفُسِ حتی یتبین انّهُ الحق یا بحثی كه حوادث آینده را می‎گوید: و العاقِبهُ لِلمُتقِین یا و نُریدُ ان نمنّ علی اللذین استُضعِفُوا فِی الارضِ و نجعلهُمُ الائِمه و نجعلهُم الوارِثین. یعنی اگر یك قیاس را در نظر بگیریم، قرآن كبرای بشری و جهان صغرای آن است.

امروزه كه رسانه‎های جهانی به دیجیتال نزدیك می‎شوند، بی‎نهایت احتمالات در خودشان می‎پذیرند، پس بی‎نهایت تكثرگرایی را نیز در خود ایجاد می‎كنند. و این بی‎نهایت هم در دانش بشری هم در ادیان تجلی پیدا می‎كند. مثلا از جمله مباحثی كه در دانش بشری مطرح می‎شود، مسئله اقتصاد اعتباری است. می‎بینیم كه روز به روز از آن حالت قدیم كه كالا داد و ستد می‎شد و بعد از آن اقتصاد پولی رایج بود، دور می شویم و در حال حاضر جهان سومین دوره اقتصادی خود را توسط همین رسانه‎های دیجیتالی تجربه می‎كند. یعنی با رمزها كالا می‎خریم. حتی از اعتباری كه نداریم خرید می‎كنیم؛ از درآمد آینده.
یكی از مهم‎ترین مباحثی كه در بحث ادیان به وجود می‎آید، بحث ادیان میان‎دینی است. یعنی همه ادیان خودشان را با توجه به دین‎های دیگر ترسیم می‎كنند. مثلا اگر حوزه علمیه قم به این رسانه دیجیتال بپردازد، می‎تواند تشیع را به‎عنوان یك فرآیند میان‎فرهنگی و میان‎دینی مطرح كند. این مسئله در بودائیسم موفق‎تر از ما عمل كرده، چون آن‎ها خودشان را تطبیق رسانه‎ای داده و طرفداران زیادی را نیز جذب كرده‎اند. این بحث مهمی است كه ما باید برای آن فكر كنیم.
بنابراین آن‎چه دارد در جهان به‎وجود می‎آید، تمام پارادایم‎های دانشی و دین‎های سنتی و محدوده جغرافیایی را درهم‎ می‎ریزد و همه چیز را سیال می‎كند. البته به‎دست آوردن قواعد این موضوع بسیار مهم است. یعنی دانش بی‎نهایت می‎شود. چون همه چیز به صورت دیجیتال مطرح می‎شود. و چون این‎ اتفاق می افتاد، فرآیند دانش به‎شدت سیال می‎شود. بی‎نهایت؛ انسان را در یك نیهیلیسم، در چهارراهی كه سر و تهش معلوم نیست، قرار می‎دهد و چون چنین چیزی مطرح می‎شود، پارادایم‎ها بی‎نهایت افزایش می‎یابند. چیزی كه این میان از اهمیت برخوردار است، آن است كه انسان اطلاعات مورد‎نیازش را از این اقیانوس اطلاعاتی بگیرد و پردازش كند. این بزرگترین سیاست‎گذاری هر كشوری در سطح رسانه‎ای خواهد بود؛ یعنی پردازش‎دانشی و پردازش‎رسانه‎ای كه امروز بی‎نهایت مرزی را مطرح می‎كند. اگر ما قلاب نداشته باشیم، پردازش مفاهیم نداشته باشیم، نمی‎توانیم اطلاعات مورد نظرمان را استخراج كنیم و حداقلش این است كه دچار حیرت خواهیم شد. عقب‎ماندگی كه در این دوره دچارش خواهیم شد به‎شدت بیشتر از عقب‎ماندگی دوره سنتی و مدرن است. این‎جاست كه ما باید به‎شدت پردازش داشته باشیم. فهم، اولین قدمی است كه برمی‎داریم. باید تئوری كلامی داشته باشیم. مهم‎ترین چیزی كه در بعد جهان‎ پدیداری در این دوره توسط رسانه‎های دیجیتال مطرح می‎شود، یك نوع جهان‎پدیداری نیست‎‎انگاری و هیچ‎انگاری است. یك نوع نهلیسم. ولی من می‎گویم: یك نوع بی‎مرزی است. یعنی انسان در جایی واقع می‎شود كه از هیچ جهتی هیچ مرزی ندارد. و این‎جاست كه انسان پست‎مدرن به‎شدت دچار سردرگمی می‎شود.
به همین دلیل آن دینی كه سعی می‎كند یك مذهب جهانی را مطرح كند، یك مذهب عرفانی است. كه بسیار بحث مهمی است. خصوصا اگر تحولات جهان مدرن را ببینیم، در می‎یابیم كه از همین عرفان شروع ‎شده است. عرفانی كه ریشه در عرفان یهودیت و بعد از آن مسیحیت و بعد فراماسونری دارد. فراماسونری یك مكتب عرفانی است كه سعی می‎كند یك عرفان كاربردی و جهانی را مطرح كند. متأسفانه ما خوب مطالعه نكردیم، انسانی مثل گنون كه ما در ایران خیلی طرفداری‎اش را می‎كنیم، فراماسون است. بسیاری از شخصیت‎هایی كه عرفان جهانی مطرح می‎كنند همه فراماسون هستند. آن‎ها با یك نوع نظام جهانی عرفانی به وسیله رسانه‎های دیجیتال جهانی وارد عمل شده‎اند. پس در نتیجه جهان‎پدیداری‎ رسانه جهانی می‎شود، جهان‎پدیداری عرفانی. به عبارتی اقتصاد اعتباری، ادیان میان‎دینی، ارتباطات میان‎فرهنگی و درنهایت هم آن‎چه بر همه این‎ها حاكم است، همان عرفان فراماسونری است. آن‎چه در جامعه امروز ما به نام عرفان‎های مبتذل، مجازی، وهم‎گرا و انحرافی یاد می‎شود.
اگر ما عرفان فراماسونری را نفهمیم، بسیاری از فرآیندهای حاكم بر ارتباطات عرفانی اینترنتی امروز را نمی‎توانیم دریابیم. بر همین اساس، نمی‎توانیم اقتصاد و نظام‎های فرهنگی را دریابیم. این یك بحث بنیادی است. آن‎چه ما باید امروز مطرح كنیم و خیلی هم بحث مهمی است، «عرفان شیعی» است كه می‎تواند رقیب عرفان فراماسونری باشد. عرفانی كه در ایران گاهی به صورت عرفان سنتی، گاهی به‎صورت عرفان هایدگری، گاهی عرفان‎های پوپری، عرفان‎های یهودی‎مسلك و عرفان‎های سكولار و تصوف‎های لیبرالیستی درمی‎آید كه در اثر همین نوع اقتضائات رسانه‎ای به وجود می‎آیند. آن‎چه مهم است و چهارچوب مهمی نیز دارد، «عرفان شیعی» است كه یك بعدش حكمت شیعی و بعد دیگرش فلسفه شیعی است. آن‎چه در جهان امروز می‎تواند با ارتباطات این رسانه ویران‎گر فراماسونری و عرفان‎گرا مقابله كند، عرفان شیعی است كه یك بال آن حكمت اسلامی و شیعی و بال دیگرش فلسفه است. این بحث مهمی است كه ممكن است در هفته‎های آینده بیشتر به آن بپردازیم.
پس در نتیجه آن‎چه مهم است، فهم عرفان شیعی است؛ برای گمراه نشدن در این عرفان فراماسونری كه امروزه این رسانه‎ها به‎شدت آن را تبلیغ می‎كنند. عرفانی كه بیشتر غفلت‎زاست تا آگاهی‎زا. یعنی به نام آگاهی غفلت ایجاد می‎كنند، انسان‎ها را از خود بیگانه می‎كنند. و این بدترین نوع بیگانگی است. یعنی آن تكنولوژی كارخانه‎ای و مكانیكی كه ماركس بیگانه‎زا می‎دانست (همان كه در فیلم عصر جدید چارلی چاپلین می‎بینیم) بسیار خفیف‎تر از این رسانه جدید یعنی دیجیتال است. چراكه این رسانه دیجیتال انسان را از درون نابود می‎سازد. چون بر تخیل و قوه وهم انسانی تكیه می‎كند و قوه وهم و تخیل انسان خصوصی‎ترین و جزیی‎ترین و شخصی‎ترین قوه انسانی است و زمانی كه آن قوه توسط رسانه دیجیتال تسخیر شود، دیگر وجود انسانی و تمام آینده انسانی هم تسخیر می‎شود؛ چون قوه تخیل و وهم انسانی، آینده انسان را می‎سازد. امروز با این رسانه‎ها حتی نسبت به آینده هم بیگانگی ایجاد می‎كنند. در نتیجه آن‎چه در بحث امروز بسیار مهم است، فهم جهان‎پدیداری حاكم بر رسانه‎هایی‎ست كه یك نوع عرفان‎گرایی یك چشمی را كه از علایم فراماسونری است (یعنی همان دجال كه یك چشم در پیشانی دارد) دارد. دنیا را با یك چشم از مانیتورهای كامپیوتر و تلویزیون می‎بیند. و به‎شدت غفلت‎زایی می‎كند نسبت به حال و گذشته و آینده. یعنی كل وجود انسانی. اگر روزی انسان به تخیلش پناه می‎برد، امروز تخیلش نیز مصادره می‎شود و این بدترین نوع بیگانگی است. همه احساسات دست‎كاری می‎شود، زیباشناختی‎ها از بین خواهند رفت. مثل زیبایی كه امروز در روابط جنسی غیرانسانی غیرواقعی همراه با مواد مخدر شیمیایی كه به شدت تخیل‎زاست و در مغز كار می‎كند، مثل شیشه و كراك دیده می‎شود. برخلاف مخدرهای قدیمی كه در خون تأثیر داشت و گاهی منافعی نیز داشت. این‎جاست كه روابط جنسی بسیار غیرواقعی و وحشتناك و كثیف ادامه پیدا می‎كند. مثلا هم‎جنس‎بازی كه به یك رابطه مقدس و حاكم بر روابط جنسی در جهان تبدیل می‎شود. چنان كه در دو سه هفته اخیر، چندین روز جشن داشتند و نخست وزیر انگلیس با افتخار در جشن آن‎ها شركت و اعلام می‎كند تا سال آینده بتواند قوانین مساواتی بین هم‎جنس‎بازان و غیر آن‎ها اجرا كند. چنین ساختاری در حال رخ ‎دادن است.
مهم‎ترین مسئله، مسلح شدن به سلاح حكمت شیعی است كه بر دو پایه عرفان شیعی و فلسفه شیعی بنا می‎شود و می‎تواند مبنای میان‎فرهنگی جهانی و مبنای ارتباطات شیعی در جهان امروز واقع شود.
ابراهیم - فیاض
نقد نیوز




نوع مطلب : هالیوود و رسانه های صهیونیستی، جنگ نرم، فراماسونری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
عرفان‌های نوظهور و رمزگشایی از یک پروژه فرهنگی جهانی:
"آواتار"؛ پیامبری که به "دین نوین جهانی" فرا می‌خواند

گروه فرهنگی- محمود کاویانی- سفارش اساسی اینجانب نزدیك كردن و رساندن این رسانه‌ی فرهنگ‌ساز، به طراز رسانه‌ئی است كه دین و اخلاق و امید و آگاهی،  بارزترین نمود آن باشد.

به گزارش رجانیوز، عبارت فوق بخشی از متن حکم تمدید ریاست بزرگترین و تأثیرگذار ترین نهاد فرهنگی کشور است که توسط مقام معظم رهبری ایراد شده است. هرچند این حکم کوتاه و راهگشا در درجه اول ناظر به رسانه ملی است ولی خطاب آن به سوی دیگر نهادهای فرهنگی کشور نیز قابل عطف است. چرا که همگی در حال حاضر با مسأله مشترکی مواجه اند و از کاستیهای مشابهی رنج می برند.

تحقق طراز رسانه ای که دین یکی از نمودهای بارز آن باشد زمانی صورت خواهد یافت که نه تنها آموزه های دینی مورد تأکید و تبلیغ قرار گیرد بلکه از پیش شرط های دینداری در ذهن مخاطبان، صیانت شود. پروژه رسانه ای شومی از سوی برخی کانون‏های بین المللی در حال انجام است که کیان و جوهره تدین را هدف گرفته است و رسانه ملی و دیگر رسانه های نوشتاری و تصویری نه تنها باید در برابر آن تدبیری فعالانه بیاندیشد بلکه در قدمی پیش از آن باید توجه داشته باشند ناخواسته گرفتار مشارکت در مدل پیچیده دین‏زدایی و دین‏ستیزی که در حال حاضر فعال شده است نگردند. این مسأله در حوزه تبلیغ و ترویج آموزه های دینی اهمیت مضاعفی می یابد چرا که به همان اندازه که ترویج آموزه های دینی می تواند با مدیریتی درایت محور و هوشمندانه، ابتکار عمل را در مواجهه با این جریان به دست گیرد، کاستی و ناکارآمدی آن می تواند پاشنه آشیل جریان سازی فرهنگی در این مسأله باشد. قدم آغازین در حرکت فرهنگی قوام مند و استوار و به کار گیری شیوه های هوشمندانه جنگ نرم، ترسیمی درست و فراگیر از مختصات فرهنگی است که در حال حاضر در آن قرار داریم.

در ادامه به بررسی پروژه رسانه ای خواهیم پرداخت که بر اساس مدل پلکانی مدیریت پیام(1) تنظیم شده است و هدف نهایی آن تمهید شرایط لازم برای ظهور «دین نوین جهانی» است. این گفتار در واقع بخش تکمیلی گزارش مربوط به پروژه رسانه‏ای 2012 می باشد که چندی پیش منتشر شد و خلاصه آن گفتار به زودی از همین طریق با برخی افزوده ها ارائه می گردد. 

پروژه دین نوین جهانی چیست؟

دین نوین جهانی را باید بخشی از پروژه نظم نوین جهانی و برگرفته از آموزه های پساساختارگرانه‏ی متفکران و استراتژیست های پست مدرن غرب دانست. این ایده که تحت عناوینی چون دین واحد جهانی (2)  و سازمان ادیان متحد (3) در حال رشد است، بسیار نو پا بوده و در واقع به بازار داغ فرهنگی سال های آینده تعلق دارد. پیش بینی می شود با تمهیدهای رسانه ای تدارک شده در سال های آتی جریان فرهنگی مرتبط با این ایده به سرعت گسترش یابد و محصولات متنوع تصویری و مکتوب مرتبط با آن به بازارهای فرهنگی سراسر دنیا سرازیر شود. 

تئوری دین نوین جهانی از پیچیدگی قابل توجهی برخوردار است که تشخیص آن و اتخاذ تدبیر مناسب در برابر آن را مشکل می‏سازد. پروژه دین نوین جهانی برخلاف آنچه که شاید از عنوان آن به ذهن متبادر شود به دنبال از میان بردن تمام ادیان و معرفی یک دین جدید و واحد جهانی نیست. با این حال مکانیسم پروژه دین نوین جهانی به نحوی است که سبب می شود اصول عقاید و آموزه های متافیزیکی مشترکی مورد پذیرش پیروان تمام ادیان قرار گیرد و پیروان تمامی ادیان و حتی افراد لائیک و غیر دینی همگی زندگی خود را بر اساس این آموزه ها  تنظیم نمایند. به این ترتیب در عین حال که در ظاهر هیچ یک از ادیان مورد تعرض قرار نگرفته است، آموزه های عقیدتی مشترکی در مناطق مختلفِ فرهنگی و مذهبیِ زمین حاکم خواهد شد. تحقق این هدف، از پیش نیازهای غیر قابل چشم پوشیِ آن چیزی است که نظم نوین جهانی(4)  نامیده می شود.

دین نوین جهانی را بهتر است الهیات طبیعی بنامیم. رصد فعالیت هایی که تا کنون در چارچوب پروژه دین نوین جهانی انجام شده است، برخی از باورهای اعتقادی این آئین را برای ما آشکار می سازد. اگر شما کسی باشید که در زمان استقرار دین نوین جهانی زندگی می کنید، صرف نظر از اینکه اِسماً مسلمان باشید یا مسیحی یا سیک و یا بودیست، به چند گزاره باور عمیق خواهید داشت:

- جهان یک مجموعه واحد وهماهنگ است و من جزئی از این مجموعه هستم.

یک روح مقدس در همه اجزا جهان جریان دارد.

- اجزای جهان اعم از درختان، دریاها و خشکی ها، حیوانات و عناصر گوناگون روح مقدس جهان را در خود دارند و تعادل خود را از آن روح کسب می کنند. به دیگر عبارت روح مقدس ساری در اجزا جهان، تعادل و هماهنگی جهان را تضمین می کند.

- روح مقدس جهان در وجود تک تک انسان ها نیز حضور دارد.

- روح مقدس جهان وجود متشخص ندارد. او شعور مطلقی است که در جهان جاری است. او نمی شنود و متأثر نمی شود. نقش او ایجاد تعادل است. چه درخواستی باشد و چه نباشد تعادل انجام می شود. عشق و نفرت که از مظاهر تأثر است در او راه ندارد. آنچه مهم است تعادل است.

- روح مقدس آهنگ هستی را می نوازد و حرکت اجزا جهان اعم از همه جانداران، رقص و توازنی متناسب با آهنگ نواخته شده از سوی اوست.

- راز سعادت انسان هماهنگ شدن با ملودی طبیعت ذی شعور است. شناخت طبیعت و همراه شدن با آن کلید خوشبختی است. انسان در صورت هماهنگی با طبیعت و نظم موسیقائی جهان پس از مرگ نزد روح مقدس باز می گردد، چرا که جان او ودیعه ای از جانب اوست. جانِ رفته، در چرخه تکرار شونده هستی در کالبدی جدید به جهان و طبیعت باز می گردد. این چرخه همواره ادامه دارد. حیات در پس حیات است و جاودانگی حق مسلم همه است. 

 - روح مقدس تعادل را تضمین می کند. گاهی برای تعادل لازم است روح مقدس متشخص شود و در کالبدی طبیعی حلول کند تا با آموزش دیگر انسان ها ضامن بقاء تعادل در جهان باشد.

- هر انسانی روح مقدس را تنها باید در وجود خود جستجو کند. بیرون از او راهی به سوی شنیدن ملودی جهان نیست. روح مقدس حلول یافته در انسان های خاص نیز جز آنکه انسان های دیگر را متوجه درون خود کند وظیفه ای ندارد. همه از درون موسیقی جهان را می شنوند و باید با آن به رقص در آیند تا بازگشتشان به جهان و طبیعت تضمین شود. این چرخه بخشی از تعادل است.

- هماهنگی و تعادل با طبیعت سلامت کالبد را به همراه دارد. نوید به فرادرمانی، انرژی درمانی، خوددرمانی و سلامت جسم و کالبد نیز از آموزه‏های این دین نوین جهانی است.

همانطور که ملاحظه می شود این آموزه ها بر پایه مفاهیم بنیادینِ روح مقدس، تعادل، تناسخ، دریافت درونی موسیقی هستی، ستایش و هماهنگی با طبیعت و در نهایت مفهوم تجسد ( حلول روح مقدس در کالبد طبیعی) استوار گشته است.  توضیح بیشتر مضامین و آموزه‏های دین نوین جهانی و ارتباط آنها با میراث قبّاله، شَمَنیسم بومیان امریکا، هندوئیسم و بودیسم نیازمند مجال جداگانه ای است. آنچه اکنون در اینجا مهم و مد نظر است، ابتنای این دین نوین بر پایه هماهنگی با طبیعت، پذیرش تناسخ، باور به تعادل موسیقایی هستی در قالب چرخه های حیات و درنهایت پذیرش تجسد و به عبارت دیگر آواتاریسم می باشد.


پروژه دین نوین جهانی در خدمت منافع چه کسانی است؟

سازمان ادیان متحد به ابتکار بنیانگذاران امریکائی اش راه اندازی شد و شدیدا مورد حمایت دولت ایالات متحده و همچنین سازمان ملل متحد می باشد. کتاب ها، فیلم های سینمایی، برنامه های تلویزیونی و وبگاه هایی که  این ایده را دنبال می کنند به نحو متمرکزی از ایالات متحده کنترل می شوند.

شورای روابط خارجی، مهمترین و تأثیرگذار ترین مؤسسه مطالعاتی در تعیین سیاست خارجی ایالات متحده در قبال کشورها و  مناطق مختلف است. این مؤسسه که به شدت مورد اعتماد کاخ سفید و کنگره می باشد، پروژه های تحقیقاتی متعددی را در خصوص مسأله ادیان در خاورمیانه و دیگر نقاط جهان، به انجام رسانده است. بسیاری از اعضای برجسته وزارت خارجه، وزارت دفاع و بسیاری از نمایندگان کنگره در کنار پژوهشگرانی با نژادهای مختلف از کشورهای ویژه عضو  این شورا هستند. رضا اصلان(5)  و ولی نصر(6) دو پژوهشگر ایرانی عضو این شورا هستند.

رضا اصلان که در چند رشته مرتبط با دین شناسی و مطالعات ادیان دارای مدرک دکتراست از جمله نظریه پردازان درجه اول دین نوین جهانی به شمار می آید. انجام پژوهش های مربوط به دین نوین جهانی در مهمترین و راهبردی ترین مرکز مطالعات امریکا، نشان می دهد این پروژه برای دولتمردان و سیاستمردان پنهان و آشکار ایالات متحده از اهمیت عملیاتی خاصی برخوردار است و با جدیت آن را دنبال می کنند. فیلم های درجه اول سینمای هالیوود نیز از سال 2000 به این سو، به طور سامان یافته و گسترده ای تمهید رسانه ای جهت باور به مؤلفه های دین نوین جهانی را فراهم نموده است. در ادامه این گفتار به نحو تفصیلی تری به  بخش رسانه ای پروژه دین نوین جهانی پرداخته خواهد شد. 

دین نوین جهانی مقدمه لازم برای سیاست های نظم نوین جهانی بویژه در منطقه خاورمیانه

می توان گفت مهمترین مانع در تحقق طرح های نظم نوین جهانی بویژه در منطقه خاورمیانه، مسأله دین و باورهای مذهبی است. تلاشهای چند صدساله کانون های آنگلوساکسون از زمان استعمار کهن انگلیس تا کنون، اکنون در پروژه دین نوین جهانی به زعم این کانون ها در آستانه ثمر دهی قرار دارد. کانون های اسلامی خاورمیانه به دلیل ارائه ساختارهای اجتماعی برای پیروان اسلام، که تبلور کامل آن در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران خود را نشان می دهد، مانع اصلی تحقق طرح های کلان اقتصادی و سیاسی در قالب برنامه های نظم نوین جهانی است. پروژه دین نوین جهانی که قلب ماهیت کانون های اسلامی خاورمیانه در عین حفظ ظاهر و پوشش آنها را هدف خود قرار داده است می تواند این مانع بزرگ در راه تحقق اهداف کانون های سرمایه دار آنگلوساکسون را از میان بردارد.

سینمای امریکا چه نقشی در اجرای پروژه دین نوین جهانی دارد؟

مفاهیم تعادل طبیعی، مراقبه و هماهنگی، کشف خدای درون، تناسخ، آواتاریسم (تجسد روح مقدس) و بسیاری از دیگر مفاهیم مرتبط با آموزه های دین نوین جهانی در طول دهه اخیر به شکل سامان یافته و وسیعی در فیلم های هالیوودی مورد پرداخت و تأکید قرار گرفته است. جدیدترین تولید هالیوودی که در راستای بخش رسانه ای پروژه دین نوین جهانی ساخته شده است، سینمایی (Avatar 2009) تازه ترین شاخص رسانه ای این پروژه است که باید نقطه عطفی در این خصوص به شمار آید. به طور کلی هالیوود از سال 2000 به این سو در دو فاز متعاقب، این پروژه را دنبال می کند. فاز نخست که باید آن را از سال 2000 تا 2010 دانست دوره تثبیت مفاهیم بنیادین مورد نیاز در پروژه دین نوین جهانی است.

همانطور که مستند و مستدل خواهد شد، مفاهیمی چون تعادل طبیعی(7) ، تناسخ (8) و تجسد(9)  با به کارگیری مدل پلکانی مدیریت پیام، اکنون به مفاهیمی آشنا و مأنوس برای طیف وسیع مخاطبان جهانی هالیوود تبدیل شده اند. اکنون و پس از تثبیت این مفاهیم در جان و ذهن مخاطبان، زمان استفاده عملیاتی از این مفاهیم و معرفی نظام فکری-معنوی است که بر پایه این مفاهیم بنیان نهاده شده است. در بخش دیگری مستندات مربوط به این دو دوره در سینمای امریکا ارائه خواهد شد؛ در اینجا به طور اجمال به این نکته می توان اشاره کرد که فیلم سینمایی Avatar (2009) و (2010) The Book of Eli نخستین نشانه های این فصل جدید به شمار می آیند. فیلم کتاب اِلی نیازمند تحلیل مستقلی است که به زودی انجام خواهد شد. جالب اینکه کمتر از یک ماه دیگر فیلم جدید شیمالایان کارگردان امریکاییِ هندی تبار که مشخصا روی بحث های معنویت نوین تمرکز دارد با نام   the last Airbender که به مسأله آواتاریسم می پردازد، اکران خواهد شد. انیمیشن آخرین الهه هوا به صورت یک مجموعه تلویزیونی در سال گذشته وارد بازار شد.

 آواتار  به  چه فرا می خواند؟ 

در اینجا به منظور ملموس شدن آنچه تا کنون گفته شد، نگاهی گذرا به فیلم سینمایی آواتار خواهیم داشت و تا حدی که مجال  این گفتار است، نقش رسانه ای این فیلم را در پیشبرد پروژه جاری دین نوین جهانی، بررسی خواهیم کرد.

خلاصه داستان: داستان در سال 2154 شکل می گیرد. انسان ها در یکی از قمرهای سیاره پولیفِموس، ذخائر عظیم زیر زمینی از عنصری نایاب و بسیار گرانبها به نام آنوپتانیوم (Unobtanium) را شناسایی کرده اند. انسان ها این قمر بسیار بزرگ را پاندورا (Pandora) می‏نامند. این قمر با موجوداتی آبی رنگ و بلند قد شبیه به انسان پر شده است.

این موجودات هوشمند خود را ناوی (Na’vi) می نامند. آنها در هماهنگی با طبیعت حیات خود را پیش می برند و یک الهه مؤنث به نام ایوا (Eywa) را پرستش می کنند. ساکنان بومی پاندورا مانع بزرگی در دسترسی به تمام منابع آنوپتانیوم هستند. گروهی از دانشمندان به سرپرستیِ دکتر  گریس آگوستین (Grace Augustine) پروژه آواتار را تحقق بخشیده اند تا بوسیله آن به درون دنیای بومی ها راه یابند.

آواتار بدنی شبیه به بدن بومی ها و تولید شده از ترکیب DNA ساکنان بومی و انسان است که می تواند بوسیله یک انسان کنترل شود و به درون قبایل بومی برود. کلنل فرمانده نظامی منطقه است و تنها به نابودی ساکنان پاندورا به عنوان راه حل فکر می کند. جیک یک تفنگدار نیروی دریایی است  که پاهای خود را از دست داده است. او به عنوان  کنترل کننده یکی از آواتارها انتخاب می شود. جیک بر خلاف سایر آواتارها موفق می شود اعتماد بومی ها را جلب کند. نیتیری (Neytiri) که دختر رهبر ناوی است، شاهد توجه درخت مقدس (Tree of Life) ناوی به جیک است. رهبر معنوی قبیله این حادثه را نشانه‏ای از مقدس بودن جیک می‏داند. نیتیری مأمور می شود آداب و عقاید ناوی را به جیک آموزش دهد. اهالی ناوی در تنه یک درخت غول‏پیکر زندگی می کنند.

جیک به کمک دکتر آگوستین در می یابد ناوی ها ارتباط وثیقی با روح طبیعت دارند. از نظر آنها الهه مقدس ایوا تعادل همه جهان را بر قرار می کند. جان هر جاندار ودیعه ای از سوی ایوا است و روزی باید به سوی او باز گردد. ناوی ها به طبیعت آسیب  نمی زنند، طبیعت نیز از آنها حمایت می کند. آنها روح مقدس یا ایوا را از طریق درختی مقدس (Tree of Secrets) احساس می کنند و با آن مرتبط می شوند. جیک شیفته فرهنگ و عقاید ناوی ها می شود. او دیگر با کلنل همراه نیست و به کمک دکتر آگوستین که او نیز به فرهنگ بومی ها توجه خاص دارد، تصمیم می گیرد به آنها در برابر نیروهای نظامی کلنل یاری رساند. اما بومی ها دیگر به او اعتماد ندارند و او را عامل رنج بزرگ (Great Sorrows) می دانند.

اما جیک موفق می شود با به زانو در آوردن پرنده غول‏پیکر و مقدسی به نام تروک (Toruk Maktao) اعتماد بومیان را جلب کند. در جنگی سخت جیک موفق می شود کلنل و نیروهایش را از بین ببرد و دنیای جدید را خلق نماید. اکنون جیک دیگر نمی خواهد به دنیای انسان ها بازگردد. در مراسم آئینی خاصی پای درخت مقدس، روح جیک از بدن انسانی او خارج می شود و نزد ایوا می رود و سپس همان روح از جانب ایوا در بدن آواتاری جیک حلول می کند.

 بی شک مضامین این فیلم را باید در کنار جریان های فکری پست مدرن در دهه های اخیر و همچنین فعالیت های سیاسی، امنیتی و فرهنگی انجام شده در دو دهه اخیر از سوی کانون های آنگلوساکسون ارزیابی کرد. آواتار با تأکید بر آموزه های الهیات طبیعی(10)  مولفه های اصلی باور به دین طبیعی را در قالبی تأثیر گذار و قابل پذیرش به مخاطبان خود عرضه می کند.

این ارائه به نحوی است که نسبت این آموزه های با بسیاری از پدیده های تمدن جدید نیز مشخص می شود و مخاطبان به سمت و سویی سوق داده می شوند که با آنچه آواتار به آنها معرفی می نماید، زندگی روزمره خود را در همه شؤون تغییر دهند و باورها، رفتارها و مناسبت های جدیدی را بپذیرند. دقت به این نکته بسیار حائز اهمیت است که آواتار تنها نیست. ما با یک پروژه گسترده رسانه ای برای تثبیت دین نوین جهانی مواجهیم، نه فقط یک فیلم. آواتار به دلیل جامعیت و عمق مفهومی و همچنین قرار گرفتن در نقطه عطف زمانی این پروژه رسانه ای، طبیعتا از اهمیت ویژه ای برخوردار است و می تواند به ما نشان دهد در آینده باید منتظر چه خُرده پروژه ها و جریان‏هایی باشیم.

جیمز کامرون در میان کارگردان های امریکایی باید یک شاخص به شمار آید. او سالهاست که در حوزه ادیان مطالعات و سفرهای گسترده ای را انجام می دهد. او در یکی ازمصاحبه ها گفته بود از ده سال پیش کار روی فیلم نامه آواتار را آغاز کرده است. جیمز کامرون در سال 2006 نیز مستند جنجالی درباره جسد گمشده مسیح(11)  تولید کرد که واکنش های تندی را از سوی واتیکان  برانگیخت. در این مستند استخوان های کشف شده در یک گور جمعی در اورشلیم را به مسیح، پسر مسیح و خانواده او نسبت می دادند. این مستند در کنار فیلمهایی چون کد داوینچی که در همان سالها تولید شد،  اصول عقاید مسیحیت را به صورت جدی خدشه دار می ساخت. جالب اینکه در مستند مذکور به این نکته  اشاره می شد که آنچه گفته می شود ایمان مسیحی را نابود نمی کند بلکه شکل و چگونگی آن را تغییر می دهد. فعالیت های اینچنینی جمیز کامرون نشان می دهد او از سالها پیش در طرحی که مبانی ادیان بزرگ وحیانی را به چالش می کشد و آنها را نزد پیروانشان بی اعتبار می سازد، مشارکت داشته است.

آواتار سرشار از نشانه ها و نمادهایی است که مخاطب را به سوی هدف نهایی فیلم هدایت می کنند. غالب این نمادها و نشانه ها برای مخاطبان غربی که با فرهنگ یهودی- مسیحی آنگلوساکسونها آشنایی بیشتری دارند، کاملا معنا دار است و درک می شود.

آواتار فیلمی برای نوزایی برای بازتولد و برای شکل گیری دنیای نوین یا همان نظم نوین جهانی است. آواتار ترسیم آموزه های معنوی و دینی در جهان آینده ای است که بر اساس قواعد نظم نوین جهانی شکل خواهد گرفت. جیک، از یک خواب طولانی در سفینه مادر بیدار می شود و به پاندورا می رود تا آغاز گر دنیای جدید باشد. رؤسای او زمانی که جیک را می پذیرد در پروژه موسوم به آواتار مشارکت کند این جمله را به زبان می آورند:

It'd be a fresh start, on a new world…

این یک شروع تازه در دنیایی جدید است...

جیک بارها در طول فیلم به آموزه های ناوی درباره تولد و بازتولد اشاره می کند. در آخرین سکانس فیلم جیک مراسم آئینی که به انتقال روحش از بدن انسانی به بدن آواتاری می انجامد، را به جشن تولد خود توصیف می کند، جشن تولدی که برای او و کسانی که در دنیای او زندگی می کنند اهمیت ویژه ای دارد چرا که آغاز یک زندگی تازه در دنیایی جدید است.

در فیلم آواتار دو دنیای متفاوت معرفی می شود؛ دنیای کنونی و دنیای جدید آینده .

در دنیای کنونی شخصیت های نظامی چون کُلنل کواریچ (12)  و شخصیت های اقتصادی چون پارکر (13) کنترل شرایط را در اختیار دارند و می کوشند هر مشکلی را با راه حل نظامی از میان بردارند. در دنیای کنونی علم بدون توجه به مؤلفه های معنوی تعیین کننده سیاست ها و تصمیم گیری هاست. تجارت و سرمایه داری محور اصلی این دنیاست و دکتر گریس (که نماد علم و دانش کنونی است) و کلنل کواریچ در واقع به اهرم های تجاری سهامداران بزرگی که از تجارت آنوپتانیوم سود می برند، تبدیل شده اند.

در دنیای آینده غلبه تجارت و سرمایه داری بر هماهنگی و تعادل با طبیعت، از میان رفته است. در دنیای جدیدِ آینده ارتباط با ایوا الهه مقدس و هم نوا شدن با هارمونی طبیعیت از همه چیز مهم تر است. اقتصاد و قدرت نظامی در نیز در هماهنگی با این ساختار تعریف می شوند.

مولفه هایی که به دو دنیای کنونی و دنیای آینده در فیلم نسبت داده می شود، همان مولفه هایی است که در دهه های اخیر از سوی متفکران و استراتژیست های غرب برای تمایز میان دنیای مدرن و پست مدرن توصیف شده است. به بیان ساده می توان گفت پست مدرنیسم تلاشی است برای ارائه تصویری از دنیای روشن آینده در پیش چشم کسانی که با مدرنیسم همراه شده اند و اکنون از آن ناامیدند. این در حالی است که پست مدرنیسم به هیچ وجه نقطه مقابل مدرنیسم و نفی مبانی آن به شمار نمی آید.

در دنیای جدیدی که آواتار پیش روی ما قرار می دهد از همه چیز مهم تر دین و آئینی است که بر این دنیا حاکم است و تنها کسانی می‏توانند در این دنیا سهمی داشته باشند که این دین و آئین را باور داشته باشند. دکتر گریس و دو تن از همکارانش به همراه جیک و خلبان ترودی (14) تنها کسانی هستند که به آموزه های این آئین ایمان می آورند و به دنیای آینده راه می یابند، البته دکتر گریس و ترودی در طول داستان به شکل نمادینی جان خود را از دست می دهد. در ادامه این گفتار به جایگاه گریس و نمادنمای او خواهیم پرداخت.

آنچه در ناوی ها به عنوان دیدن و آئین برگزیده اند هیچ چیز نیست مگر شناخت طبیعت، شناخت روح مقدس طبیعت، باور به تناسخ و تجسد و در نهایت هماهنگی با آهنگ و ملودی طبیعت. این آیین که الهیات طبیعی نامیده می شود،  اقتباسی از چند جریان شبه-‏دینی قدیمی  از جمله عرفان سرخپوستی، شمنیسم، بودیسم، هندوئیسم و البته میراث قبّاله می باشد.  جِیک باورهای دنیای زیبای ناوی را اینگونه توصیف می کند:

Flow of Energy, Spirits of Animals, deep connection,  A network of Energy That flows through all living things, all energy is only borrowed And one day you have to give it back,

جریان انرژی، روح حیوانات، ارتباط عمیق، شبکه ای از انرژی که در کالبد همه موجودات زنده ساری و جاری است، همه انرژی ها چیزی جز یک ودیعه نیستند که باید روزی آن را باز پس دهیم،

ناوی ها روح طبیعت را Eywa می نامند. ایوا روح مطلق است و روح هر موجود زنده ای که گرفتار مرگ می شود نزد او می رود. اجزای طبیعت با هم ارتباط عمیقی دارند. همه گیاهان از طریق ریشه های خود شبکه وسیعی را شکل می دهند که ارتباط موجودات زنده ناوی را فراهم می آورد و تعادل میان آنها را تضمین می نماید. جیک مرگ را بر اساس آموزه های ناوی اینگونه توصیف می کند:

your spirit goes with Eywa your body stays behind to become part of the people…
روح تو به نزد ایوا می رود و بدنت باقی می ماند تا به قسمتی از بدن دیگران تبدیل شود...

در ناوی همه چیز از درون درک می شود و هماهنگی با طبیعت را نیز که راز سعادت و زندگی خوب است باید با مراجعه به درون کشف کرد. ناوی ها حتی در زمان شکار و سایر فعالیت های روزمره بر اساس این کشف درونی و مراقبه باطنی و مراجعه به خود، راه درست را در می یابند. زمانی که نیتری دختر قبیله سعی دارد به جیک آموزش دهد که چگونه مرکب خود را رام نماید از او  می خواهد با هارمونی طبیعیت ایکان (جانوری که به عنوان مرکب استفاده می شود) هماهنگ شود تا بتواند از حرکت و رقص روح ایکان در جهتی که تمایل دارد استفاده کند. نیتری می گوید این چیزی است که جیک باید آن را درون خود احساس کند:

 this you must feel inside,

اینو باید از درون احساس کنی...                   

                                                              
تکیه بر حس درون در تصمیم گیری ها و باورهای قلبی و همچنین هماهنگ شدن با نوای طبیعت و احساس نمودن روح موجودات طبیعی، از مولفه های صریح و غیر قابل انکارِ الهیات طبیعی است.

دقت داشته باشیم الهیات طبیعی یعنی معنویتی که آواتار به آن فرا می خواند، ادعای هیچ گونه جنبه ملکوتی و متافیزیکی ندارد، بلکه تمام آنچه که در این آئین مورد توجه است شناخت ارتباط طبیعی است که انسان با موجودات دیگر و با روح حاکم بر همه موجودات برقرار می کند. دکتر گریس زمانی که سعی دارد مدیر اجرایی پروژه استخراج را قانع کند که تخریب درخت مقدس کار درستی نبوده است به او می گوید من از یک توهم جادوئی حرف نمی زنم، من از یک شبکه بیولوژیک گسترده در میان موجودات زنده روی پاندورا حرف می زنم که درست همانند عصب های مغز فعالیت می کند. به عبارت دیگر آنچه که از نظر آواتار دین آینده خواهد بود قرار نیست ابعاد ملکوتی از هستی را به روی ما بگشاید بلکه صرفا شناخت درست طبیعت و بُعد ناسوتی هستی است که در اینجا همه هستی به شمار می آید. در واقع الهیات طبیعی با انکار الهیات وحیانی بر پایه یافته های علمی و تجربه درونی، نوعی حس هماهنگی و یکپارچگی با طبیعت را برای فرد به همراه می آورد.

الهیات طبیعیِ آواتار چارچوب اصلی خود را از عرفان یهودی یعنی میراث کابالیسم اقتباس کرده است. لازم به ذکر است ارجاع به آموزه های کابالیستی در فیلم ها و سریال های مختلف امریکایی، در حال حاضر به اوج خود طی دو دهه اخیر رسیده است و این نشان آن است که این جریان فکری در آنچه دین نوین جهانی نامیده می شود، نقش و جایگاه ویژه ای خواهد داشت. کابالا یا قبّاله آموزه های عرفانی رمزی و غیر وحیانی است که از صده های گذشته در میان برخی رهبران یهودیان دست به دست شده است. عنوان این جریان، به دلیل ارجاع آن به عارفان یهودی کهن که قبل و پیش از این میزیسته اند قبّاله نامیده می شود که معبّر آن کابالا می باشد. ارجاعات فیلم آواتار به آموزه های یهودیان و عرفان قباله به حدی است که گویی جیمز کامرون قصد داشته است کابالا را به عنوان دین نوین جهانی معرفی نماید.

تقریبا تمامی نقد و تحلیلهایی که درباره آواتار در منابع نزدیک به کانون های مسیحی و یهودی قابل دسترسی است، اله ناوی Eywa را تلفظ دیگری از خدای یهودیان یعنی Yahweh معرفی کرده اند. ساکنان بومی پاندورا، Na’vi نامیده می شوند. Navi در زبان عبری همان نبی معنا می دهد که به شخص صاحب خبر و آگاهی اطلاق می شود. ساکنان پاندورا از شبکه ارتباطی بیولوژیکی در میان موجودات طبیعت خبر و آگاهی دارند که انسان ها از آن بی خبرند.  یکی از سکانس های آواتار به گفته برخی شاهدان در سینماهای اسرائیل لبخند رضایتمند تماشاگران را موجب شده است. نیتیری دختر قبیله زیر درخت مقدس، به جیک می گوید که زمان آن رسیده است یکی از دختران قبیله را به  همسری برگزیند. او  پیشنهاد می کند جیک با Ninat  ازدواج کند و در توصیف نینات می گوید: Ninat is a great singer .Ninet  Tayeb   خواننده زن مشهور اسرائیلی است و ارجاع به او در این فیلم به عنوان یکی از ساکنین ناوی، تلویحا این قوم را با بنی اسرائیل مشابهت می دهد. صرف نظر از ارجاعات کوچک اینچنینی، آنچه حائز اهمیت است تشابه مفهومی دین ارائه شده در این فیلم با آموزه های کابالیستی است به طوری که جیک میچلسون (15) دوستدار و مروج عرفان کابالیسم درباره آواتار می گوید: آواتار همان کابالیسم است که از فیلتر هندوئیسم عبور کرده است. تأکید این فیلم بر (16) panentheism که از مولفه های کابالیسم نیز می باشد به حدی است که جیک میچلسون را به وجد آورده است.

 مسأله مهم مرتبط با همه‏خدایی و همه‏در‏خدایی که در آواتار القاء می شود و از آموزه های مسلم کابالیستی است در حال حاضر با استفاده از شبکه گسترده تبلیغاتی در حال ترویج است. شاید در نگاه اول آواتار فیلمی در دفاع از طبیعت و ترویج زندگی مسالمت آمیز با آن به نظر آید. ولی این یک ساده اندیشی غیر قابل بخشش است. آواتار به چیزی فراتر از آن و پیچیده تر از آن فرا می خواند. اگر به دیگر بخش های پروژه بزرگ دین نوین جهانی توجه کنیم به مسأله مهمی به نام محیط زیست گرایی یا environmentalism خواهیم رسید.

هواداران محیط  زیست چند طیف مختلف را شامل می شوند. این جنبش اجتماعی که در ابتدا با انگیزه حمایت از منابع زیست محیطی در برابر آلودگی ها و مصرف نادرست انسانی شکل گرفت، اکنون در شاخه های اصلی خود به جنبشی فلسفی- آئینی تبدیل شده است که به سوی ستایش الهه مادری یا همان سیاره زمین و منابع طبیعی آن، سوق یافته اند.  یکی از رهبران اصلی و متنفذ جریان های محیط زیست گرایی الگور است، کسی که در دور اول ریاست جمهوری جرج بوش رقیب انتخاباتی او بود. الگور به دلیل فعالیت هایش در حمایت از محیط زیست، شهرت جهانی دارد. هرچند وی متهم است مأموریت دارد زمینه روانی پذیرش مالیات های سنگین جدید بر سوخت های فسیلی را در مردم امریکا فراهم آورد ولی برخی شواهد نشان می دهد پشت پرده فعالیت های او چیزی فراتر از این اتهامات باشد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگی، فراماسونری، جنگ نرم، هالیوود و رسانه های صهیونیستی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 8 )    ...   4   5   6   7   8   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic