نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
گروه غرب از نگاه غرب خبرگزاری فارس:

پرفسور پیترفیلیپ در جدیدترین کتاب خود، روایت سی رایت میلز را در کتاب کلاسیک سال 1956 خود «نخبگان قدرت» بسط داده و ضمن بررسی نخبگان قدرت ملت ـ دولت، از انتقال این قدرت به یک گروه نخبه صاحب قدرت  فراملیتی که عمده تمرکز آنها بر کنترل سرمایه های جهانی است سخن می گوید.

به این ترتیب فیلیپ که استاد جامعه شناسی سیاسی در دانشگاه ایالتی سوناما در آمریکاست، در تازه ترین مطالعه منتشر شده اش «غول ها: نخبگان قدرت جهانی» از 17  موسسه برتر مدیریت سرمایه جهانی نظیر بلک راک و جی. پی مورگان چیس نام می برد که هر یک به عنوان «غول های» کاپیتالیسم جهانی، بیشتر از یک تریلیون دلار سرمایه سرمایه گذاری شده تحت مدیریت خود را در اختیاردارند. این 17 موسسه در مجموع بیش از 41 تریلیون دلار را در شبکه ای از سرمایه های مرتبط با هم که در سطح جهان درگردش است، مدیریت می کنند.

این 41 تریلیون دلار معرف ثروتی است که هزاران میلیونر، میلیاردر و شرکت برای کسب سود در این شبکه سرمایه گذاری کرده اند. این 17 غول در تقریبا تمام کشورهای جهان فعالیت دارند و «نهادهای محوری سرمایه مالی هستند که قدرت سیستم اقتصاد جهانی را تامین می کند.» آنها درهر چیزی که سود قابل توجهی به همراه دارد سرمایه گذاری می کنند، از اراضی کشاورزی که سرمایه گذاران نخبگان قدرت جهانی با بیرون راندن کشاورزان بومی از زمین هایشان از چنگ آنها درآورده اند تا دارایی های عمومی (نظیر تاسیسات تامین انرژی و آب) تا جنگ.

علاوه بر این، فیلیپ مهم ترین شبکه های نخبگان قدرت جهانی و افراد مرتبط با آن را نیز مورد شناسایی قرار می دهد. او از 39 فرد (که شمار اندکی از آنان زن و تعداد انگشت شماری از آنها نیز از کشورهایی جز آمریکا و کشورهای ثروتمندتر اروپای غربی هستند) نام می برد که در هسته شبکه های غیردولتی برنامه ریزی  و سیاستگذاری هایی قرار دارند که تمرکز مداوم سرمایه جهانی را مدیریت، تسهیل و از آن دفاع می کنند. به گفته فیلیپ نخبگان قدرت جهانی دو کارکرد متحد کننده کلیدی را به اجرا می گذاراند: توجیهات ایدئولوژیک لازم را برای منافع مشترک خود فراهم می کنند (که از طریق رسانه های شرکتی شان منتشر می شود) و معیارهای اقداماتی را که سازمان های دولتی و ملت ـ دولت های کاپیتالیستی باید انجام دهند تعریف می کنند.

دقیق تر آنکه فیلیپ 119 مدیر  این 17 غول مالی جهانی را شناسایی می کند و بیوگرافی و اطلاعات عمومی مختصری را درباره ثروت خالص شخصی شان ارائه می دهد. این افراد  از طریق شبکه های متعدد همکاری از جمله فروم اقتصادی جهانی، کنفرانس پولی بین المللی، موسسات وابسته به دانشگاه ها، شوراهای سیاستگذاری متعدد، باشگاه های اجتماعی و کارآفرینی های فرهنگی با یکدیگر ارتباط متقابل نزدیکی دارند. آن طور که فیلیپ توضیح می دهد: « قطعا این نتیجه گیری دور از واقعیت نیست که همه آنها یکدیگر را شخصا می شناسند یا در چهارچوب مشترک پست های قدرتی که در اختیار دارند، با  یکدیگر آشنایند.»

غول هایی که فیلیپ  از آنها نام می برد، روی یکدیگر سرمایه گذاری می کنند، اما در صدها موسسه مدیریت سرمایه گذاری دیگر نیز که بسیاری از آنها با این غول ها روابط نزدیکی دارند نیز دست به سرمایه گذاری می زنند. این روند به ده ها تریلیون دلار منجر می شود که در یک شبکه پهناور واحد از  سرمایه جهانی که شمار بسیار اندکی از افراد آن را در کنترل خود دارند، هماهنگی های لازم در مورد آن صورت می گیرد. «هدف فوری آنها یافتن فرصت های امن کافی برای برخورداری از یک بازده سرمایه است که اجازه رشدی مداوم را بدهد.»

به این دلیل که مدیران این 17 موسسه مدیریت سرمایه نماینده  هسته مرکزی سرمایه بین المللی هستند، «در صورت بازنشسته شدن یا مرگ این افراد، دیگر افراد مشابه جای آنها را خواهند گرفت و ساختار کلی یک شبکه کنترل سرمایه جهانی به قوت خود باقی می ماند. هدف مشترک این 199 فرد، به حداکثر رساندن بازده سرمایه گذاری های خودشان و موکلانشان و یافتن  راهی برای دستیابی به بازده بیشتر از هر طریق لازم، قانونی یا غیرقانونی است... ترتیبات نهادی و ساختاری در درون سیستم های مدیریت پولی سرمایه جهانی، بی امان در پی یافتن راه هایی برای دست یافتن به حداکثر بازده از سرمایه گذاری ها هستند و...شرایط لازم برای دستکاری - قانونی یا غیرقانونی – همواره فراهم است.»


فیلیپ نیز همچون محققان پیش از خود اهمیت این نهادهای فراملیتی را چنین عنوان می کند که در خدمت یک کارکرد منسجم هستند. بانک جهانی، صندوق بین المللی پول، گروه 20، گروه 7، سازمان تجارت جهانی، فوروم اقتصادی جهانی، کمیسیون سه جانبه، گروه بیلدربرگ، بانک تسویه حساب های بین المللی، گروه 30، شورای روابط خارجی و کنفرانس پولی بین المللی به عنوان مکانیسم های نهادی برای اجماع سازی در درون طبقه سرمایه داری فراملیتی و قدرت فرموله کردن و اجرای سیاست ها عمل می کنند. «این نهادهای  بین المللی از طریق حمایت از سیاست ها و مقرراتی که هدف آنها حفاظت از جریان آزاد و بدون مانع سرمایه  در سطح جهانی است، درخدمت منافع غول های مالی جهانی قرار دارند.»


اما دردرون این شبکه از نهادهای فراملیتی، فیلیپ دو سازمان بسیار مهم سیاستگذاری و برنامه ریزی نخبگان جهانی را شناسایی می کند: گروه 30 ( که 32 عضو دارد) و کمیته اجرایی بسط یافته کمیسیون سه جانبه (که 55 عضو دارد). این شرکت های غیرانتفاعی که هر یک کارکنان تحقیقی و پشتیبانی خود را دارند، سیاستگذاری های نخبگان را فرموله می کنند و دستورالعمل هایی را برای به کار گیری آنها از سوی نهادهای دولتی فراملیتی نظیر گروه 7، گروه 20، صندوق بین المللی پول، سازمان تجارت جانی و بانک جهانی  صادر می کنند. سیاست های نخبگان نیز به دنبال دستورالعمل عامل مربوطه از جمله دولت ها، در این بستر به اجرا گذاشته می شود. سپس این عاملان کاری را که به آنها دستور داده شده انجام می دهند. در نتیجه این 85 عضو (چون هر دو همپوشانی دارند) گروه 30 و کمیسیون سه جانبه، یک گروه مرکزی تسهیل کنندگان سرمایه داری جهانی را تشکیل می دهند و تضمین می کنند که سرمایه جهانی ایمن، مطمئن و رو به رشد باقی می ماند.

بنابراین اگرچه بسیاری از نهادهای بین المللی بزرگ تحت کنترل نمایندگان ملت ـ دولت ها و بانکداران مرکزی قرار دارند (با قدرت  بی تناسبی که از سوی پشتیبانان مالی مسلط نظیر ایالات متحده و کشورهای اتحادیه اروپا اعمال می شود) فیلیپ بیشتر نگران گروه های سیاستگذاری فراملیتی است که غیردولتی هستند، چون این سازمان ها «به متحد شدن نخبگان قدرت جهانی به عنوان یک طبقه کمک می کند و افراد دخیل در این سازمان ها، کاپیتالیسم جهانی را تسهیل می کنند.»

فیلیپ با تهیه این فهرست از 199 مدیر بزرگ ترین موسسات مدیریت پولی در جهان، می گوید  این کار گام مهمی به سمت درک نحوه کارکردن سرمایه داری امروزین در سطح جهانی است. این نخبگان قدرت جهانی تصمیماتی را در ارتباط با سرمایه گذاری تریلیون ها دلار اتخاذ می کنند. ثروت متمرکزی که آنها در آن سهیم هستند، با فرض در رقابت بودن، آنها را ملزم به همکاری  در راستای مصلحت بزرگ تر خودشان از طریق شناسایی فرصت های سرمایه گذاری و توافقات ریسک مشترک، و کار کردن جمعی برای ترتیبات سیاسی می کند که مزایایی را برای سیستم سود ساخته آنها در کلیت خود به همراه دارد.

اولویت ابتدایی آنها تضمین یک میانگین بازده سرمایه گذاری به نسبت 30 تا 10 یا حتی بیشتر است. ماهیت هر سرمایه گذاری از آنچه که حاصل می کند اهمیت کمتری دارد: بازده مداومی که رشد را در بازارهای کلی پشتیبانی کند. از این رو سرمایه گذاری در تولیدات دخانی، تسلیحات جنگی، مواد شیمیایی سمی، آلودگی و دیگر کالاها و خدمات از نظر اجتماعی مخرب، صرفا بر اساس سودآوری آنهاست که قضاوت می شوند. آنها نسبت به هزینه های اجتماعی و زیست محیطی سرمایه گذاری هایشان هیچ دغدغه ای از خود نشان نمی دهند. به عبارت دیگر  باعث مرگ و ویرانی شدن از نظر آنها اشکالی ندارد، چون سودآور است.


اما هدف نخبگان جهانی چیست؟ فیلیپ در چند جمله این هدف را چنین توضیح می دهد: «نخبگان عمدتا در پشتیبانی از امپراتوری نظامی آمریکا / ناتو با هم متحد شده اند که به دنبال جنگی دائمی علیه گروه های مقاومت – که نوعا با برچسب «تروریست» از آنها یاد می شود- در گوشه و کنار جهان هستند. هدف واقعی «جنگ با ترور»، دفاع از جهانی سازی فراملیتی، به جریان انداختن سرمایه مالی در اطراف جهان، سیطره دلار و دسترسی به نفت است؛ این کار هیچ ربطی به سرکوب تروریسمی ندارد که خود این سیستم به وجود آورنده آن است، مرتکب آن می شود و هزینه های آن را به منظور لاپوشانی دستور کار واقعی آنها تامین می کند. به همین دلیل است که ایالات متحده تاریخچه ای طولانی از مداخلات از سوی سیا و ارتش در گوشه و کنار جهان و ظاهرا در دفاع از «منافع ملی» خود دارد.


ثروت و قدرت
نکته جالب توجهی که از مطالعه تجزیه و تحلیل تفکربرانگیر فیلیپ به ذهن متبادر می شود، این است که او تمایز واضحی بین این افراد و خانواده هایی که دارای ثروت هستند و افرادی که ثروت ( گاه بسیار) کمتری دارند (که با این حال باز هم قابل توجه است) می گذارد، اما این عده ازطریق جایگاه ها و ارتباطاتی که دارند، قدرت قابل ملاحظه ای کسب کرده اند. آنطور که فیلیپ در توضیح این تمایز می گوید «جامعه شناسی نخبگان از  افراد نخبه خاص و خانواده هایشان اهمیت بیشتری دارد.»  فقط 199 نفر تصمیم می گیرند که این بالغ بر 40 تریلیون دلار چگونه سرمایه گذاری شود. و این همان نکته محوری است. اجازه دهید توضیح بیشتری دهم:

چند خانواده واقعا ثروتمند در جهان وجود دارند که به طور خاص می توان به خانواده های روچیلد (فرانسه و بریتانیا)، راکفلر (آمریکا)، گلدن ساکس (آمریکا)، واربرگز (آلمان)، لهمان (آمریکا)، لازاردز (فرانسه)، کان لوبس (آمریکا) موزس سیفز اسرائیلی (ایتالیا)، آل سعود( عربستان سعودی)، والتون (آمریکا)، کوچ (آمریکا)، مارس (آمریکا)، کارجیل مک میللان (آمریکا)، و کاکس (آمریکا). اشاره کرد. با این حال تمام این خانواده ها علنا در پی کسب قدرت برای شکل دادن به جهانی که آرزویش را دارند نیستند.

به همین ترتیب افراد به شدت ثروتمند جهان مثل جف بزوس (آمریکا)، بیل گیتس (آمریکا)، وارن بافت (آمریکا)، برنارد  آرنالت (فرانسه) کارلوس اسلیم هلو (مکزیک) و فرانسیسکو بتنکورت میرز (فرانسه)  ضرورتا به شکلی به یکدیگر مرتبط نیستند که واجد قدرت هنگفتی شوند. در واقع با وجود تمایل آشکار آنها به ثروت،  ممکن است منافع اندکی در قدرت داشته باشند.

در واقع برخی افراد و خانواده ها صرفا برای  بهره مند شدن از نحوه عملکرد سرمایه داری و ابزارهای دولتی و نهادی جنبی آن به یکدیگر مرتبط می شوند، در حالی که دیگران از نظر سیاسی  دخالت بیشتری دارند و در پی دستکاری در نهادهای بزرگ تر برای دستیابی به نتایجی هستند که نه تنها سود آنها را به حداکثر برساند و در نتیجه ثروتشان را به حداکثر برساند، بلکه خود جهان را نیز شکل دهد.

پس اگر به دنبال فهرستی از 199 فردی هستید که فیلیپ آنها را در مرکز سرمایه جهانی شناسایی می کند، این اسامی با وجود ثروت کاملا شناخته شده و چشمگیر آنها، شامل کسانی چون بزوس، گیتس، بافت، کوچ، والتون یا حتی روچیلد، راکفلر یا ویندزور (ملکه انگلستان) نمی شود،. همچنین خیلی از این اسامی از فهرست های تهیه شده توسط گروه های چون فوربس و بلومبرگ نیز مفقود هستند، اما با توجه به علاقه بسیاری از افراد و خانواده های به شدت ثروتمند به اجتناب از انواع خاصی از تبلیغات و حضور اجتماعی و قدرت آنها در انجام این کار، نبود آنها در این فهرست ها دلیلی بسیار متفاوت دارد.

برعکس اسامی فهرست شده در بالا، در تجزیه و تحلیل فیلیپ نام هایی چون لارنس (لری) فینک (رئیس و مدیرعامل بلک راک)، جیمز (جیمی)  دایمن (رئیس و مدیر عامل جی پی مورگان چیس)، و جان مک فارلن (رئیس  بارکلیز بانک) دیده می شود، در حالی که به اندازه کسانی که کمی پیشتر ذکر شده ثروتمند نیستند، ولی قدرت بسیار بیشتری را به دلیل پست ها و ارتباطاتشان دردرون شبکه 199 نفره نخبگان جهانی کسب کرده اند.

پس همانطور که انتظار می رود فیلیپ معتقد است که این سه فرد شیوه زندگی و جهت گیری های ایدئولوژیک مشابهی دارند. آنها معتقدند که سرمایه داری به خیر و صلاح جهان است و در حالی که نابرابری و فقر مسائل مهمی محسوب می شوند، به اعتقاد آنها رشد سرمایه در نهایت این مشکلات را حل خواهد کرد. آنها درباره مسائل زیست محیطی  تقریبا هیچ ابرازنظری نمی کنند، اما بر این باورند که فرصت های سرمایه گذاری ممکن است در واکنش به «تغییر و تبدیلات» آب و هوایی تغییر کند. آنها به عنوان افرادی میلیونر مالک خانه های متعدد هستند. در دانشگاه های مخصوص نخبگان تحصیل کرده اند و برای رسیدن به جایگاه فعلی خود به عنوان غول های نخبگان قدرت جهانی، به سرعت در حوزه فاینانس بین المللی رشد کرده و خود را بالا کشیده اند. موسساتی که آنها مدیریت می کنند نشان داده اند که در  تبانی های غیرقانونی با دیگران دست داشته اند، اما دولت ها این جرایم قانونی را ضرورتا به عنوان بخشی از کسب و کار ورزی می بینند.

به طور خلاصه من آنها را اینطور توصیف می کنم: آنها از یک چهارچوب قانونی یا اخلاقی به عنوان قطب نمایی برای اقداماتشان، چه درارتباط با کسب و کار و چه انسان های دیگر، جنگ، محیط زیست و آب و هوا اجتناب می کنند. آنها به وضوح نمونه یک فرد نخبه هستند.

فقدان نگرانی نسبت به مردم و مسائلی که می تواند نگرانی بسیاری از ما را برانگیزد نیز از نگاه به دستور کار گردهمایی های نخبگان مشهود می شود. مثلا  کنفرانس پولی بین المللی را در نظر بگیرید. این کنفرانس که در سال 1956 تاسیس شده، یک گردهمایی خصوصی سالانه از چند صد بانکدار رده بالا درجهان است. انجمن بانکداران آمریکا به عنوان دبیرخانه این کنفرانس عمل می کند. اما آنطور که فیلیپ اشاره می کند: «به نظر می آید که هیچ چیز در دستور کار آنها وجود ندارد که پیامدهای اجتماعی و اقتصادی سرمایه گذاری های آنها را به منظور شناسایی اثرات مضر آنها بر انسان ها و محیط زیست مد نظر قرار دهد.» نگاهی تصادفی به دستور کار هر یک از این گردهمایی های نخبگان، نشان می دهد که این اظهار نظر  در مورد تمام نشست های آنها صدق می کند.  برای مثال به دستورکار نشست اخیر کنفرانس جهانی اقتصاد در داووس نگاه کنید. هر سخنی از «دغدغه» در دستور کار آنها، شعاری گمراه کننده بیش نیست.

اما مشکلات ناشی از این وضعیت چیست؟ فلیپ چنین پاسخ می دهد: «این تمرکز ثروت حفاظت شده به یک بحران بشری و در نتیجه به فقر، جنگ، گرسنگی، از خود بیگانگی توده ها، تبلیغات رسانه ای و تخریب محیط زیست منجر می شود که همگی تهدیدی را متوجه موجودیت انسان می کنند. ما باید بدانیم که بشریت در خطر انقراض احتمالی قرار دارد.»

وی در ادامه می گوید که نخبگان قدرت جهانی احتمالا تنها  مجموعه ای است که بدون ناآرامی های مدنی بزرگ، جنگ و هرج و مرج، قادر به اصلاح این وضعیت است و از این رو این هدف عمده این کتاب را تشکیل می دهد: افزایش آگاهی ها نسبت به اهمیت تغییری نظام مند در این عرصه و بازتوزیع ثروت ها در میان هم خوانندگان عام این کتاب و همچنین نخبگان، به این امید که آنها بتوانند دست به کارنجات بشریت شوند. در ضمیمه این کتاب «نامه ای به نخبگان قدرت جهانی» آمده است که به امضای فیلیپ و 90 نفر دیگر رسیده و از نخبگان می خواهد که در این راستا دست به عمل بزنند.

درقسمتی از این نامه آمده است: «دیگر قابل قبول نیست که شما معتقد باشید می توانید سرمایه داری را برای رشد و تداوم مسیر خود از میان نابرابری های بزرگی که هم اکنون همگی ما با آن مواجه ایم اداره کنید. محیط زیست دیگر  تاب آلودگی و زباله بیشتر را ندارد و بروز ناآرامی مدنی در همه جا در نقطه ای اجتناب ناپذیر می شود. بشریت به شما نیاز دارد تا قدم پیش بگذارید و این اطمینان را به وجود آورید که اقتصاد سرمایه داری، به رودی از منابعی تبدیل می شود که به تک تک کودکان، تک تک خانواده ها و تمام بشریت می رسد. ما از شما می خواهیم که از قدرت خود برای انجام تغییرات لازم جهت بقای بشریت استفاده کنید.»

پیترفیلیپ کتاب مهمی نوشته است. برای آن دسته از ما که به شناخت بیشتر کنترل نخبگان بر جهان علاقه مندیم، این کتابی است که حتما باید در قفسه کتابخانه مان وجود داشته باشد. و مثل هر کتاب خوب دیگری، اگرچه به پرسش های زیادی جواب می دهد، اما چند سئوال تازه را نیز برایم مطرح می کند.

همانطور که روایت پرمغز فیلیپ را از رفتار نخبگان در این ارتباط می خواندم، بار دیگر به یاد آوردم که قدرت نخبگان جهانی به طرز چشمگیری خشونت بار و به شدت دیوانه وار است: رضایت دادن به کشته شدن انسان ها در شمار زیاد (چه از طریق گرسنگی و یا خشونت نظامی) و نابود کردن جو زمین برای سود بردن بیشتر، بدون کمترین حس انسانی، هم اکنون چشم اندازی تیره و تار را از آینده به دست می دهد.

به این دلیل من دراین باور او شریک نیستم که می توان اخلاقیات نخبگان را برانگیخت. بسیار خوب می شد اگر می توانستیم چنین کنیم، اما تاریخ هیچ شاهد و مدرکی نشان نمی دهد که بگوید نتیجه قابل توجهی از این کار گرفته خواهد شد. مرگ و نابودی که نخبگان برمی انگیزند و به آن دامن می زنند کاری به شدت سودآور است، کاری که قرن ها از عمر آن می گذرد و همچنان ادامه دارد.


نویسنده: رابرت جی.باروز (Robert J. Burrowes)  فعال اجتماعی که خود را متعهد به شناخت و خاتمه دادن به خشونت انسانی می داند.
منبع: yon.ir/PZnpd 




نوع مطلب : بانک = ربا .. بورس = قمار، مستند های تکان دهنده، آشنایی با مکاتب غربی/ لیبرالیسم، آمریکا و غرب یک دروغ بزرگ، تحلیل های آخرالزمانی در عصر حاضر، افشاگری، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

اگر در خانه کس است یک حرف بس است 



مطابق روایات ، قبل از ظهور امام زمان در ایران ، حکومت اسلامی به پا خواهد شد و نکته جالب اینجاست که در روایات از رهبر این حرکت ایرانیان به "روح الله" تعبیر گشته است و بر اساس اتفاق نظر علمای رجال و تاریخ، جز حضرت روح الله خمینی رحمه الله علیه ، هیچکس پس از اسلام، از بزرگان و پیشوایان با نام "روح الله" در جایگاه رفیع پیشوایی امت اسلامی قرار نگرفته است و لذا مقصود از "روح الله" در این روایت ؛ قطعا امام خمینی (رحمة الله علیه) می باشد نکته بسیار جالب اینجاست که مطابق روایات (که در ذیل خواهد آمد)، بعد از "روح الله" مردی از خراسان به رهبری ایرانیان می رسد که بر دست راستش علامت (یا خلل یا نشان فرماندهی) وجود دارد....و همین سید خراسانی خواهد بود که پرچم حکومت اسلامی را به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهد سپرد.

روایت زیر نیز نشان میدهد که فاصله بین ظهور مردی از قم تا رهبری سید خراسانی و سپردن پرچم به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از عمر طبیعی یک انسان فراتر نخواهد رفت چرا که امام محمد باقر علیه السلام می فرماید: ((اگر آن زمان«منظور قیام فردی به نام روح الله» را درک کنم، خویشتن را برای یاری صاحب این امر نگاه میدارم))نسخه خطی ابن حماد ص 63
بنابراین مطابق روایات بین خروج مردی از قم(امام خمینی) و سپردن پرچم به دست امام زمان بوسیله سیدخراسانی فاصله ای حدود عمر طبیعی یک انسان ، بیشتر نخواهد بود!!!
امام باقر علیه السلام فرمودند: جمعی از اصحاب در محضر پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم بودند، آن حضرت فرمودند:بدرستی که در طرف راست عرش الهی ، گروهی از ما بر منبرهایی از نورند، صورتهایشان از نور است.صورتهای اینها از شدت نور، چشمان نگاه کنندگانی که به مرتبه ی اینها نیستند را خیره میکند.بعضی از اصحاب پرسیدند: اینها چه کسانی هستند؟ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سکوت فرمودند، تا اینکه علی علیه السلام عرض کرد: اینها چه کسانی هستند؟ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: آنها گروهی هستند که به"روح الله" عشق می ورزند و عشق ورزی آنها ، نه به خاطر خویشاوندی و نه به خاطر اموال است؛ آنها پیروان تو هستند و تو امام اینها هستی یا علی....(بحار الانوار جلد 68 ص 139«چاپ قدیم»)
و امام محمدباقرعلیه السلام فرمودند: مردی (در آخرالزمان) از قم قیام میکند و با او افرادی هستند که مانند آهن های گداخته اند، سپس او وفات میکند و به جای او ، مردی از خراسان می آید که در دست راستش نشانه ای است......
(البیان فی علائم آخرالزمان)
رفقا بخدا قسم صدای قدم های مهدی فاطمه می آید....
جهان در آستانه ظهور مهدی فاطمه است...
یادمان نرود که برای نجات از فتنه ها و غربال های آخرالزمان فقط به ریسمان ولایت چنگ بزنیم
با خامنه ای کسی نگردد گمراه


او در شب فتنه می درخشد چون ماه 


در هر نفسم برای او میخوانم


لا حول و لا قوه الا بالله


اگر در خانه کس است یک حرف بس است







نوع مطلب : بیداری اسلامی، آخرالزمان . امام مهدی (ع). فتنه های بزرگ . نشانه ها، تحلیل های آخرالزمانی در عصر حاضر، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نعمانی در کتاب الغیبة به سند خود از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده است که فرمود:
گویا گروهی را می بینم که از مشرق قیام کرده اند و حق را طلب می کنند که به آنها داده نمی شود و دوباره طلب می کنند باز هم به آنها داده نمی شود وقتی وضع را چنین دیدند اسلحه به دست گرفته و نبرد می کنند و دشمنانشان به خواسته های آنها تن می دهند، ولی آنها قبول نمی کنند تا اینکه خودشان به حکومت برسند و دولت تشکیل دهند و آن حکومت را به کسی مگر به صاحب شما (یعنی امام زمان (عج » واگذار نمی کنند و کشته های آنها شهیدند. بدانید که اگر من آن زمان را در ک می کردم خود را در خدمت و اختیار رهبر آنها قرار می دادم. (11)
6- از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که فرمود:
به زودی کوفه از مومنان خالی می شود و همان طور که مار در لانه خود به دور خود می پیچد و نهان می شود و قدرت تحرک ندارد، علم و دانش نیز در گوشه ای پنهان و محدود می شود. (یعنی در کوفه علم و دانش منتشر نمی شود و اگر هم وجود داشته باشد، درگوشه ای بی اثر مخفی می شود) . پس از آن علم در شهر دیگری که به آن قم گفته می شود، ظاهر می شود و معدن فضل و علم می گردد، به طوری که در روی زمین کسی که مستضعف در دین باشد و یا دین را نفهمد، باقی نمی ماند; حتی زنهایی که در حجله ها و پشت پرده ها هستند; و این زمان ظهور قائم ما خواهد بود و خدا قم و اهل آن را جانشینان حضرت حجت قرار می دهد و اگر چنین نباشد زمین اهل خود را فرومی برد و در زمین حجتی باقی نمی ماند و علم از آنجا به سایر کشورها و شهرها در شرق و غرب سرازیر می شود و حجت خدا بر مردم کامل می شود، به طوری که کسی در زمین نمی ماند که دین و علم به او نرسیده باشد، پس از آن حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظهور می کند و سبب انتقام خدا و عذاب او بر چنین بندگان می شود; زیرا خدا از بندگان انتقام نمی کشد مگر بعد از آنکه آنها حجت خدا را انکار کنند. (12)
مسلما انتقام از ستمگران نیز گرفته خواهد شد; زیرا حجت بر آنها تمام شده آنها حجت خدا را انکار کرده اند و برای غیر ستمگران ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) رحمت است.
8_ ابن حماد و ... از حافظان اهل سنت از امام علی (علیه السلام) روایت کرده اند که فرمود: پرچمهای سیاه ظاهر می شوند (یعنی مردمی با پرچمهای سیاه قیام می کنند) و لشکریان سفیانی شکست خورده و فرار می کنند در آن هنگام مردم جهان مهدی را آرزو و طلب می کنند. (14)





زمینه سازی برای انقلاب مهدی در سخنان امام خمینی (رحمة الله علیه)




دیدگاه رهبر بزرگ این نهضت، حضرت امام خمینی در بیان نقش نهضت خود، به لحاظ شخصیت والای آن و شناختی که معظم له به خط سیر انقلابی آن را رهبری کرده و اهداف استراتژیک آن را بیان نموده، از اهمیت ویژه ای برخوردار است واقعیت نیز تاثیر شدید افکار او را در تعیین مسیر حرکت، حتی بعد از رحلت او (رض) ثابت کرده است و هر کس که روش امام خمینی را بررسی کند به خوبی می داند که ایشان در به کارگیری کلمات و واژه ها و اوصاف در جایگاه واقعی خود دقت می کردند و به طور کامل از مبالغه گویی و بیان نظراتی که به حقیقت واقعی و قطعی تکیه ندارد دوری می کردند.

[b]



جمهوری اسلامی و توجه امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)




امام خمینی در بسیاری از سخنان خود، حکومت اسلامی را که خود او آن را به وجود آورده است، چنین توصیف می کند که این حکومت، حکومت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است و او حافظ این دولت است. در اینجا به یک سخن از امام که به روشنی به نقش زمینه سازی این نهضت تصریح دارد اشاره می کنیم:
" این نهضت مقدس برای انقلاب بزرگ مهدی موعود است". این سخن علاوه بر داشتن تصریح به این موضوع، از آخرین سخنان امام قبل از رحلت ایشان است; از این جهت این سخن از پختگی کامل برای بیان نقش نهضت امام و مسیر حرکت آینده برخوردار است.

انقلاب اسلامی ایران طلایه دار انقلاب حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
امام در بخشهایی از سخنان خود که به مناسبت ولادت مهدی منتظر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در تاریخ چهارده شعبان 1408 (دو ماه و نیم پیش از رحلت خود) ایراد کرده اند، می فرمایند:
سلام و درود به پیشگاه مقدس مولود نیمه شعبان و آخرین ذخیره امامت (بقیة الله ارواحنا فداه) و یگانه دادگستر ابدی و بزرگ پرچمدار رهایی انسان از قیود ظلم و ستم استکبار، سلام بر او، سلام بر منتظران واقعی او، سلام بر غیبت و ظهور او و سلام بر آنان که ظهورش را با حقیقت درک می کنند و از جام هدایت و معرفت او لبریز می شوند.
و سلام بر ملت بزرگ ایران که با فداکاری و ایثار و شهادت راه ظهورش را هموار می کنند...
مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست، انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت (ارواحنا فداه) است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهاد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار داد... باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنماید، ولی این به آن معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند. (18)



تصدیق این احادیث شریفه توسط خط سیر انقلاب امام خمینی (رحمة الله علیه)




قیام امام خمینی به طور عملی زمینه ساز انقلاب بزرگ مهدوی است این مساله را با توجه به متناسب بودن دستاوردهای این انقلاب، با هدفهای انقلاب امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) استدلال می کنیم و این استدلال نقش مهمی در اثبات صحت این احادیث دارد با توجه به اینکه احادیث از سرچشمه های وحی صادر شده است، حتی اگر سندهای آنها مورد خدشه باشد; آنچه که نهضت امام خمینی به وجود آورده، با آنچه این اخبار از آن خبر داده تطبیق می کند. هر چند این اخبار بیش از هزار سال پیش از وقوع این نهضت صادر شده است، یعنی در زمانی که اوضاع آن روز طوری نبوده که حتی اشاره ای بر آنچه که این احادیث از آن خبر می دهند، (مثل نقش ایران در زمینه سازی برای ظهور امام مهدی موعود (عج » وجود داشته باشد و این ثابت می کند که آنچه از اخبار وارد شده، اخباری غیبی است که صدور آن جز از سرچشمه وحی، یا از کسی که از اخبار غیبی آگاه است، ممکن نیست.





پی نوشت
11- کتاب الغیب للنعمانی، باب 14، حدیث 5، ص 273.
12- بحارالانوار ج 60 ص 213، سفینة البحار، ج 2، ص 455. منتخب الاثر ص 443.
14- معجم احادیث الامام المهدی، ج 3، ص 77.
18- صحیفه نور، ج 21، ص 107- 108، چاپ اول.
منبع




نوع مطلب : بیداری اسلامی، آخرالزمان . امام مهدی (ع). فتنه های بزرگ . نشانه ها، تحلیل های آخرالزمانی در عصر حاضر، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

حجه الاسلام والمسلمین محمد حسن رحیمیان

در احادیث منقول از پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) و ائمه معصومین علیهم السلام سخن از قم, اهل قم, قیام قم, و نقش قم در نشر اسلام در كل جهان, قبل از ظهور امام زمان (علیه السلام) فراوان آمده است. از آغاز نهضت امام خمینى توجه به احادیث, فصل ویژه اى را در اذهان اهل معرفت گشوده این فصل در امتداد نهضت و بروز ویژگیهاى امام و امت در بستر حوادث, ژرفاى بیشترى یافت و انطباق عناصر نهضت با مفاهیم این روایات بر شگفتى آن افزود. در اینجا براى تبرك چند حدیث در این مقوله را متذكر مى شویم: در كتاب بحار الانوار جلد 57 صفحه 216 حدیث 37 آمده است كه: ((عن ابى الحسن الاول علیه السلام قال: رجل من اهل قم یدعوا الناس الى الحق, یجتمع معه قوم كزبر الحدید. لا تزلهم الریاح العواصف و لا یملون من الحرب و لا یجبنون و على الله یتوكلون و العاقبه للمتقین)).

امام كاظم (علیه السلام) مى فرماید: مردى از قم, مردم را به سوى حق دعوت مى كند با او مردمى گرد می آیند كه همچون قطعات آهن سخت و مستحكم هستند آنان را بادهاى تند و طوفانهاى سخت نمى لغزاند, از جنگ سست نمى شوند و نمى هراسند و بر خداى متعال توكل مى كنند و سرانجام از آن پرهیزكاران است.

امام از قم, قیام كرد و مردم را به سوى حق یعنى اسلام ناب محمدى فراخواند مخاطب او تمام مردم, همه مسلمانان و ملت ایران بود آنگاه مومنان جهان اسلام حول محور او مجتمع شدند. یارانى از آهن سخت تر و از كوه استوارتر در برابر طوفانهاى جنگ روانى, نظامى, اقتصادى دشمن و ترورها و انواع توطئه هایى كه هر كدام مى توانست هر ملتى را از پا در آورد ایستادند. آنها هرگز از راه حق نلغزیدند و از جنگ خسته نشدند واز ابرقدرتها نهراسیدند زیرا كه توكلشان بر خدابود. دیدیم كه پیروان امام رژیم ستمشاهى 2500 ساله و ژاندارم آمریكا در منطقه را سرنگون ساختند و از جنگ تحمیلى سرافراز بیرون آمدند, در جنوب لبنان اولین شكست تلخ و ذلت بار را به صهیونیستها چشاندند و... همچنان پایدار و استوار در برابر امواج توطئه هاى آمریكا و هم پیمانانش ایستاده اند و...

در حدیث دیگرى علامه مجلسى از امام باقر علیه السلام نقل مى كند كه پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم)فرمود:

((ان عن یمین الله عزوجل ـ او عن یمین العرش ـ قوما منا على منابر من نور وجوههم من نور, وثیابهم من نور, تغشى وجوههم إبصار الناظرین دونهم, قال إبوبكر: من هم یا رسول الله؟ فسكت, فقال الزبیر: من هم یا رسول الله؟ فسكت, فقال عبدالرحمن:من هم یا رسول الله؟ فسكت, فقال على علیه السلام من هم یا رسول الله؟ فقال: هم قوم تحابوا بروح الله على غیر انساب و لا اموال اولئك شیعتك و انت امامهم یا على))(1) .

((در طرف راست عرش خدا, قومى از ما بر منابرى از نور قرار دارند كه چهره هاى آنان از نور است لباسهایشان از نور است بگونه اى كه چهره هاى نورانى آنان, چشم ناظران را فرو مى پوشاند ابوبكر گفت: اى رسول خدا اینان چه كسانى هستند؟ پیامبر ساكت ماند آنگاه زبیر همان سوال را كرد و پیامبر خدا سكوت كرد سپس عبدالرحمن سوال را تكرار كرد و باز هم آن حضرت سخنى نگفت. پس على علیه السلام پرسید اى رسول خدا آنها كسیتند؟ پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: آنها قومى هستند كه به وسیله ((روح الله)) بین آنها پیوند محبت برقرار مى شود بدون آن كه نسبتهاى خانوادگى و منافع مادى و امور دنیوى در این محبت و پیوند نقشى داشته باشد اینان شیعیان تواند و تو امام آنها هستى اى على (علیه السلام).
در آغاز حدیث به تعبیر ((قوما منا)) توجه شود. از كلمه ((منا)), تداعى مى كند حدیثى را كه پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) درباره سلمان فارسى فرمود: ((السلمان منا اهل البیت)) و همچنین از كلمه ((قوما)) چند حدیث دیگر تداعى مى شود كه یك نمونه از آنها را یادآورى مى كنیم. این حدیث را منابع متعدد و معتبر اهل سنت از پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) نقل كرده اند كه آن حضرت این آیه را تلاوت كرد: ((و ان تتولوا یستبدل قوما غیركم ثم لا یكونوا امثالكم)) اگر شما از دین خدا روى گردان شوید خداوند قومى را غیر شما به جاى شما قرار مى دهد كه همانند شما ـ كه از انجام وظایف الهى سرباز مى زنید ـ نخواهند بود.(2)

كسانى كه در محضر رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) بودند, پرسیدند: ((یا رسول الله من هولإ الذین ان تولینا استبدلوا بنا؟)) اى رسول خدا, آنهایى كه اگر ما رویگردان شدیم به جاى ما قرار مى گیرند, چه كسانى هستند؟ ((فضرب رسول الله على منكب سلمان, ثم قال: هذا و قومه والذى نفسى بیده لوكان الایمان منوطا بالثریا لتناوله رجال من فارس))(3) .

رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) با دست بر شانه سلمان زد و آنگاه فرمود: منظور آیه, این مرد ـ سلمان ـ و قوم او (ایرانیان) مى باشد و به خدائى كه جانم در اختیار او است, اگر ایمان در ثریا قرار داشته باشد مردانى از فارس (4) به آن دست خواهند یافت.

با ملاحظه این دو حدیث معنى ((قوما منا)) و رابطه آن با مردم ایران روشن تر مى شود اما ذیل حدیث با ارائه شناسنامه ((قوما منا)) مطلب روشن تر مى گردد: ((اولئك شیعتك و انت امامهم یا على)), آنان شیعیان تو اند و تو امام آنانى اى على (علیه السلام).

روزگارانى سپرى مى شود و پیشگوئى پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) به وقوع مى پیوندد و ایران پایگاه تشیع و ایرانى با اعتقاد به امامت على (علیه السلام) و اولاد معصومین اش ساخته مى گردد و بعد از قرنها این معجزه پیغمبر آشكار مى شود.

اما نقطه اوج این پیشگوئى از آینده در این بخش از حدیث شریف است كه محوریت پیوند عاشقانه این قوم را ((روح الله)) معرفى مى كند: ((هم قوم تحابوا بروح الله)). آیا روح الله كنایه از رحمت خدا, دین خدا, علم خدا, خلفإ الهى است همانگونه كه علامه مجلسى در ذیل حدیث بیان كرده است؟

یا تصریح از شخصى است به نام ((روح الله)). البته تا زمانى كه شخصى به این نام پا به صحنه وجود نگذاشته بود و تا عصر علامه مجلسى و تا قبل از امام راحل در عصر حاضر كه اصولا در بین بزرگان و عالمان نقش آفرین دینى, چنین نامى شناخته نشده بود, اگر كسى مى خواست روح الله را معنى كند ناچار بود آن را كنایه از معانى دیگر بداند, اما آنگاه كه روح الله در میان ((قوم منا)) و از پایگاه تشیع و ایمان به امامت على (علیه السلام) محور وحدت و محبت الهى قرار مى گیرد و فراتر از مرزهاى ملى گرائى و مادیگرائى ((من غیر انساب و لااموال)), پرچمدار دین الهى شده و نقاب از چهره نورانى اسلام ناب محمدى مى گشاید, آیا معنى واضح تر و گویاترى از امام خمینى براى ((روح الله)) مى توان ارائه كرد؟

عالم بزرگ مرحوم آیه الله شیخ عباسعلى ادیب اصفهانى در توضیح این حدیث مى گوید: (كلمه روح الله, اینجا ـ در این روایت شریف ـ اسم است. روح الله نامى كه مردم مطیع او هستند و بدون هیچگونه چشمداشتى او را یارى مى كنند از ابتدإ تا حالا ما میان علمإ ((روح الله)) نداشتیم و اگر هم داشتیم با این خصوصیات نبوده است. مسلما مراد حضرت امام است. این روایت شإن مردم را هم مشخص مى كند. شإن شهدا و میدان دارها را, كسانى كه واقعا در این زمان جهت یارى خدا زحمت مى كشند و خدمت مى كنند, قرینه اى دیگر هست كه مى رساند مراد ((روح الله)) در این روایت اسم شخص است)(5) .

قبل از آن كه حدیث دیگر را مطرح كنیم مطلبى را از قرآن كریم ذكر مى كنیم. اگر در آیات 2 تا 7 سوره اسرإ تدبر كنیم نكات مهمى را در مى یابیم:

((و قضینا الى بنى اسرائیل فى الكتاب لتفسدن فى الارض مرتین و لتعلن علوا كبیرا))(6), ((و در كتاب به فرزندان بنى اسرائیل اعلام كردیم كه دو بار در زمین فساد مى كنید و سركشى مى كنید, سركشى بزرگ!))

توجه شود گرچه منظور از بنى اسرائیل همان یهود است اما در اینجا تعبیر بنى اسرائیل شاید علاوه بر معنى فرزندان یعقوب و اشاره به یهود, متضمن اشاره به وقوع آن فساد و سركشى بزرگ حول محور نام اسرائیل نیز باشد.

در كلمه ((لتفسدن)) ضمن آن كه با صیغه مضارع خبر از آینده مى دهد با ((لام)) تإكید و ((نون)) تإكید ثقیله وقوع آن را با تإكید مضاعف, قطعى و غیر قابل انكار ترسیم مى كند. این افساد قطعى است. گستره و ظرف آن هم ((الارض)) است ارض یعنى زمین و ((الف و لام)) آن ممكن است به معنى استغراق باشد یعنى كل كره زمین یا ((الف و لام)) عهد باشد یعنى سرزمین معهود فلسطین. یا به تعبیر خود بنى اسرائیل, سرزمینى كه به نام اسرائیل نامیده اند و بهر حال این فساد و افساد قطعى الوقوع همراه با سركشى و طغیانگرى بزرگ خواهد بود.((و لتعلن)) باز هم ((لام)) تإكید و ((نون)) تإكید ثقیله آمده است و سپس با آوردن مصدر ((علوا)) و توصیف آن به ((كبیرا)) هم قطعیت این سركشى و هم بزرگى و وسعت فراگیر آن مورد تإكید قرار گرفته است و این فساد و سركشى بزرگ دوبار (مرتین) اتفاق خواهد افتاد.

به علاوه از لحن و سیاق آیه به نظر مى رسد این دو قضیه تا زمان نزول قرآن به وقوع نپیوسته و بعدا اتفاق خواهد افتاد و شواهد تاریخى نیز نشان مى دهد كه این موضوع با توجه به توصیف فوق العاده از عظمت این فتنه و جهانى بودن و مركزیت آن در فلسطین و با عنایت به تعبیر ((عبادا لنا)) در آیه بعد (كه در قرآن فقط بر مومنان اطلاق شده است و توسط آنان فتنه اول برچیده خواهد شد) با حوادث تاریخى اى كه برخى ذكر كرده اند مطابقت ندارد و با آنچه در این زمان و در طول بیش از نیم قرن در سطح كره زمین توسط یهود به وقوع پیوسته و هر روز ابعاد آن گسترده تر مى شود, انطباق بیشترى دارد. حال به آیه بعد توجه كنیم:
((فاذا جإ وعد اولیهما بعثنا علیكم عبادا لنا اولى باس شدید فجاسوا خلال الدیار و كان وعدا مفعولا(7), پس آنگاه كه موعد اول از آن دو فرا رسد, علیه شما بندگان مخصوص بر خود را بر مى انگیزانیم كه داراى صلابتى شدید مى باشند و (آنها بر شما پیروز مى شوند و مسجد الاقصى را فتح مى كنند ـ به قرینه تصریح در آیه 7 همین سوره ـ و براى دست یافتن به یهود, خانه به خانه و گوشه به گوشه) آن سرزمین را مى گردند و آن وعده قطعى مى باشد)).

اما حدیثى كه در این رابطه نقل شده است: راوى مى گوید: خدمت امام صادق علیه السلام نشسته بودم آن حضرت این آیه را خواند: ((فاذا جإ وعد اولیهما بعثنا علیكم عبادا لنا اولى باس شدید فجاسوا خلال الدیار و كان وعدا مفعولا)).
((فقلنا جعلنا فداك من هولإ؟)) پس گفتیم فدایت شویم, اینان ـ كه خدا به عنوان بندگان مخصوص خود. شوكتمند و با صلابت یاد فرموده و آنها را براى سركوب یهود بر مى انگیزاند ـ چه كسانى مى باشند؟.

((فقال ثلاث مرات هم والله اهل قم))(8), حضرت صادق علیه السلام سه بار فرمود: ((قسم به خدا آنان اهل قم هستند!))

اكنون اگر با كمى دقت به اطراف خود نگاه كنیم به روشنى تفسیر این آیات و احادیث را با چشم مشاهده مى كنیم. یهود و صهیونیسم بین الملل با در اختیار گرفتن منابع ثروت و نفوذ در مراكز قدرت جهانى و ابزار تبلیغاتى گسترده با اشغال سرزمین فلسطین و مسجدالاقصى بیش از 50 سال است كه به صورت بزرگترین عامل فساد و طغیانگرى در سطح جهان خودنمایى كرده وهمچون غده اى سرطانى در قلب عالم اسلام, منبع فساد و تباهى شده و به شنیع ترین ظلمها و جنایتها دست یازیده است. آنها با كمك صلیبى هاى غرب, فلسطین را غصب كردند و در جنگهاى پى درپى كشورهاى عربى را شكست دادند و ارتش صهیونیستى و قدرت نظامى اسرائیل را در هیبت یك نیروى شكست ناپذیر جا انداختند اگر هم در جائى مانند صحراى سینا عقب نشینى ظاهرى كردند, یك تاكتیك بود براى به دست آوردن امتیازى بزرگتر. اگر صحراى سینا را رها كردند در عوض بزرگترین كشور منطقه یعنى مصر را در كمپ دیوید به اسارت و استخدام خود در آوردند تا هم موجودیت نا مشروع خود را تثبیت كنند و هم به اهداف پلید و توسعه طلبانه بعدى خود دست پیدا كنند.

ملى گرایى فلسطینى و عربى و عناوین و ایسم هاى دیگر كارى از پیش نبردند. اما با پیروزى انقلاب اسلامى در ایران تدریجا معادلات دگرگون مى شود و با فروزش عنصر دین در صحنه اجتماعى و سیاسى و شكل گیرى هسسته حزب الله لبنان به عنوان بخشى از بسیج جهانى اسلام, مقاومت اسلامى در صحنه ظاهر مى گردد. در طول 18 سال تمام تلاشهاى همه جانبه آمریكا و اسرائیل و هم پیمانان آنان براى خاموش كردن این پرتو و شعاع انقلاب اسلامى بى نتیجه مى ماند و هر روز بر مقاومت و صلابت حزب الله افزوده مى شود و سرانجام در خرداد 1379 یكى از شگفت انگیزترین و معجزه آساترین حوادث تاریخ معاصر رخ مى دهد و یك بار دیگر پیروزى حق بر باطل و خون بر شمشیر و تفسیر عینى ((ان تنصرواالله ینصركم و یثبت اقدامكم)) تجلى مى یابد و اولین گام بلند در راستاى فرموده امام راحل مبنى بر ((محو اسرائیل از صفحه وجود)) برداشته مى شود.

براى اولین بار اسرائیل ذلیلانه و حقیرانه در برابر صولت حزب الله, تلخترین طعم شكست را مى چشد. افسانه شكست ناپذیرى ارتش فوق مدرن و مجهز اسرائیل بر باد فنا مى رود و صهیونیستهاى مغرور با ذلت و خوارى فوق حد تصور از برابر بسیجیان حزب الله با به جا گذاشتن انبوه تانكها, نفربرهاى زرهى, توپخانه هاى سنگین و دیگر تجهیزات مدرنشان, پا به فرار مى گذارند و....

پیروزى بزرگ حزب الله دستاوردهاى فراوانى را به ارمغان آورد كه مهمترین آن, زنده شدن روح مقاومت و امید به پیروزى در ملت فلسطین بود دستاوردى كه به برافروختن انتفاضه افتخار آفرین ملت مظلوم فلسطین انجامید و مهلك ترین ضربات را بر رژیم جبار صهیونیستى وارد كرد و علیرغم تلاش همه جانبه آمریكا و همه هم پیمانان و مزدورانش همچنان ادامه دارد.

البته انتفاضه پیشین نیز پیوندى عمیق با انقلاب اسلامى داشت و در حقیقت جرقه آغازین آن در مراسم شهداى فلسطینى در جمعه خونین حج سال 1366 زده شد.

در مراسم برائت از مشركین حج 1366 گویا بیشترین شهید غیر ایرانى از فلسطینى ها بود. در آنجا خون شهداى فلسطینى با خون شهداى ایرانى به هم در آمیخت و با شهادت چهار فلسطینى در مراسم شهداى حج خونین در فلسطین اشغالى به دست سربازان رژیم صهیونیستى, انتفاضه اول شكل گرفت.

با مطالعه سرگذشت شكل گیرى حزب الله و نقش مستقیم آن در وارد ساختن ضربات مهلك و كوبنده به رژیم صهیونیستى و از طریق انتفاضه به طور غیر مستقیم, نكته مهم دیگرى مورد توجه قرار مى گیرد. حزب الله كیست؟ و منشا آن كجا است؟ حزب الله یعنى مقلدان و پیروان پاكباخته و عاشق امام و مقام معظم رهبرى, حزب الله یعنى اهل قم اهل به همان معنائى كه در فرهنگ اسلام آمده است كه فرزند نوح را اهل نمى داند ولى سلمان فارسى را ((منا اهل البیت)) مى نامد. حزب الله یعنى همان كسانى كه در حدیث اول برگرد ((رجل من اهل قم)) جمع مى شوند و از مسیر حق نمى لغزند و از جنگ خسته و هراسان نمى شوند. از ابرقدرتهاى غرب و شرق اعراض مى كنند و فقط اتكإشان بر خداست و...

شیخ الشهداى مقاومت اسلامى, شیخ راغب حرب و سیدالشهداى حزب الله, سید عباس موسوى اهل كدام مكتب و شاگرد كدام مدرسه اى بودند؟ امیر سرافراز مقاومت اسلامى و دبیر كل حزب الله علامه مجاهد سید حسن نصرالله پرورده كدام حوزه علمیه و شاگرد شایسته كدام مكتب است؟ آرى آنها و بزرگان دیگرى همچون شیخ عبدالكریم عبید و سید هاشم صفى الدین و... همه و همه از شاگردان ممتاز حوزه علمیه قم و دست پروردگان مقبول مكتب امام خمینى و بسیجیان راستین و پاكباخته ولایت هستند.

چه زیبا و با شكوه بود صحنه اى كه بعد از سخنرانى مقام معظم رهبرى در كنفرانس بین المللى حمایت از فلسطین در میان سالن كنفرانس اسلامى به وقوع پیوست. در حالى كه صدها میلیون بیننده در سراسر جهان به طور زنده از طریق شبكه هاى تلویزیونى مختلف شاهد بودند, سید حسن نصرالله با تواضع تمام جلو آمد و خم شد و بر دستهاى جانباز بزرگ اسلام, خلف صالح امام, مقام ولایت و رهبرى انقلاب اسلامى بوسه زد و به دنبال او دیگران....و آنگاه كه از او درباره این حركت بدیع در آن شرایط خاص سوال شد, با صراحت تمام گفت: چون پیروزى حزب الله بر اسرائیل توجه همه جهانیان را به حزب الله و رهبرى آن جلب كرده بود و اینجانب به عنوان محبوب ترین چهره جهان عرب و قهرمان ملت عرب از سوى بسیارى مطرح شده بودم, مى خواستم در برابر چشم همگان, آشكارا اعلام كنم كه من پیرو و شاگرد كوچك رهبر انقلاب اسلامى هستم و اگر چیزى دارم از بركت وجود او و پیروى از مقام ولایت است.

بهر حال ما امیدواریم به بركت انقلاب اسلامى و خط نورانى امام و ولایت و با استمرار و گسترش بسیج جهانى اسلام و جهاد و انتفاضه, سرزمین فلسطین و مسجدالاقصى آزاد شود و به موازات آن اسرائیل و به طریق اولى آمریكا نابود و زمینه براى ظهور امام زمان ((عجل الله تعالى فرجه الشریف)) و اقامه نماز آن حضرت در مسجدالاقصى كه سر آغاز شكل گیرى حكومت جهانى اسلام است فراهم گردد. ان شأالله


پى نوشت ها:
1. بحار الانوار علامه مجلسى, ج65, ص139چاپ موسسه الوفإبیروت.
2. سوره محمد, آیه 38.
3. تفسیر المیزان, ج 18, ص 250.به نقل از درالمنثور .
4. منظور از فارس در آن زمان مجموعه ایران بوده است. نه آنچه امروز و در قرن اخیر به عنوان استان فارس, نامیده شده است.
5. آیه الله ادیب مى گوید: زمانى كه بعد از پیروزى انقلاب اسلامى به دیدار امام رفتم در چهره نورانى امام هیبت و عظمت خاصى را دیدم و در این حالت بود كه این شعر را گفتمSad در اینجا چند بیت از آن قصیده غرا را ملاحظه مى كنید).



خم ابروى خمینى خم خمخانه شكست
پى پیمانه حق, جرعه و پیمانه شكست
خاك ایران همه چون صفحه شطرنجى بود
مات شد شاه و همه تخته شاهانه شكست
لابه لا كشور ما لانه جاسوسى بود
لاشد این لانه و هم صاحب آن لانه شكست
پاى مردان همه بودى زپى دانه به دام
دست غیب آمد و هم دام و هم این دانه شكست
دست دزدان پى دزدى همه بر شانه شاه
دست حق, دست زدزدان و ز شاهانه شكست
بود این خانه همه پایگه بیگانه
صاحبخانه ز من پایه و پیخانه شكست
مكر بر توطئه كردند به روز و مه و سال
مكر روزانه و ماهانه و سالانه شكست
6. سوره اسرإ, آیه 4.
7. همان ,آیه 5.
8. بحارالانوار, ج57, ص216




منبع




نوع مطلب : بیداری اسلامی، دین و زندگی، آخرالزمان . امام مهدی (ع). فتنه های بزرگ . نشانه ها، تحلیل های آخرالزمانی در عصر حاضر، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 1394/03/19 :: نویسنده : مسعود موسوی
سلام

آهنگی زیبا که به نزدیکی ظهور و فتنه های آن و وظایف منتظران می پردازد 


خواننده در بخشی از آهنگ از آنهایی که محرم هستند و درباره ظهور هنوز با وجود این همه نشانه اما و اگر می کنند می نالد با گفته زیر 


محرمان بایدشان سیلی شاید خورده 


و عمل قفل اگر مرد بیاید خورده 



تازه‌ترین نماهنگ حامد زمانی 


با عنوان « نفس تازه کنیم» به مناسبت سالروز میلاد حضرت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در فضای مجازی منتشر شد.


خسته منشین که حدیبیه حنینی دارد
عاقبت صلح حسن جنگ حسینی دارد



?لینک دانلود:
http://www.afsaran.ir/Link/957504


[تصویر: w535]




نوع مطلب : بیداری اسلامی، دین و زندگی، دیگر، آخرالزمان . امام مهدی (ع). فتنه های بزرگ . نشانه ها، تحلیل های آخرالزمانی در عصر حاضر، فرهنگی، خبرها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

کسانی که نزد پروردگار «ملعون» هستند

/ 1- اهل کتابی که کفار را هدایت شده‌تر بخوانند

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ أُوتُواْ نَصِیبًا مِّنَ الْكِتَابِ یُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَیَقُولُونَ لِلَّذِینَ كَفَرُواْ هَؤُلاء أَهْدَى مِنَ الَّذِینَ آمَنُواْ سَبِیلًا * أُوْلَئِكَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللّهُ وَمَن یَلْعَنِ اللّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ نَصِیرًا (النساء، 51و52)

آیا كسانى را كه از كتاب [آسمانى، مثل مسلمان، یهود، مسیحی] نصیبى یافته ‏اند ندیده ‏اى كه به جبت و طاغوت ایمان دارند و در باره كسانى كه كفر ورزیده ‏اند مى ‏گویند اینان از كسانى كه ایمان آورده ‏اند راه‏یافته ‏ترند * اینانند كه خدا لعنتشان كرده و هر كه را خدا لعنت كند هرگز براى او یاورى نخواهى یافت.
لعنت، دوری از رحمت الهی و ملعون دور شده از رحمت است. ما نیز بسیار دیده‌ایم (أَلَمْ تَرَ) که برخی، به رغم آن ظاهراً اهل کتاب (مسلمان، یهودی، مسیحی، زرتشتی و ...) هستند و حتی نسبت به کتاب خودشان (دعوت الهی) علومی هم کسب کرده‌اند، دل‌شان هم چنان به طاغوت‌ها محکم می‌شود و در واقع به آنان ایمان دارند [مثل غرب‌زده‌های عصر حاضر، به ویژه آنان که مدعی‌اند اهل علم به دین‌شان می‌باشند]. اینان همیشه در توجیه این شرک جاهلانه خود مدعی می‌شوند که آنها خیلی بهتر از این مؤمنین هستند و راه آنان هدایت شده‌تر و خودشان کامل‌ترند! خداوند می‌فرماید: این گروه نزد پروردگار عالم، ملعون هستند.


منبع : xشبهه





نوع مطلب : سیاسی، تحلیل های آخرالزمانی در عصر حاضر، جنگ نرم، شبهه ها، سبك زندگی اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پیامبر گرامى اسلام به اصحابش فرمود: «به زودى گروهى بعد از شما مى آیند كه یك نفر از آنان اجر پنجاه نفر از شما (صحابه) را دارد»
 
 

 :در روایت است كه دین دارى در آخر الزمان، مثل گرفتن آتش در دست است، چرا دین دارى در این زمان، سخت تر از زمان هاى دیگر است؟ اصولاً در عصر نزدیك به ظهور، مردم از دین فاصله مى گیرند یا این كه به طرف دین بیشتر مى آیند؟این سؤالی است که بسیاری از کسانی که علاقه‌مند به مباحث مهدویت هستند، می‌پرسند،اما پاسخ به این سولات را می توانید در ادامه مطلب مطالعه بفرمائید.
 
در ابتدا با استفاده از برخى روایات، تصویرى از وضعیت دینى در آخرالزمان ارائه مى شود:
«اسلام و ایمان، غریب مى شود، همان طور كه در ابتدا غریب بود»،
«مساجد از نظر ظاهرى آباد، ولى از نظر هدایت خراب هستند»،
«انسان دین خود را مى فروشد، به گونه اى كه ممكن است صبح مؤمن باشد و عصر كافر شود یا عصر، مؤمن باشد و صبح كافر گردد»،
«جو عمومى و حاكم، جو كفر و بى دینى است ؛ به گونه اى كه حتى بعضى از مؤمنان را نیز متزلزل كرده و به كفر دعوت مى كند»،
«ملت هاى دیگر از ادیان خود، گمراه مى شوند»،
«هر كس كه پرچم گمراهى بلند كند، هوادارانى خواهد یافت»،
«با عقاید اسلامى - حتى ایمان به خدا - به طور علنى برخورد مى شود»،
«شنیدن حقایق قرآن، بر مردم گران آید ؛ اما شنیدن باطل آسان است»،
«مردم نسبت به وقت نماز، بى اعتنا مى شوند»،
«بدعت ها ظاهر و زیاد شود»،
«حلال، حرام شود و حرام، حلال» و....
 
مجموع این جملات نورانى، بیانگر وجود نوعى تحیر، پس رفت اعتقادى، ظاهرسازى و رنگ باختن دیندارى در آخرالزمان است. چنان كه حضرت على (علیه السلام)  نیز به این مطلب اشاره فرموده است:
«یكون حیره و غیبه تضل فیها اقوام و تهتدى فیها آخرون»  ؛ «غیبت و حیرتى پیش خواهد آمد كه گروه هایى گمراه مى شوند و دسته اى دیگر هدایت مى یابند».
 
وضعیت دیندارى در آخرالزمان سخت و شكننده و میزان رویگردانى اغلب مردم از دستورات الهى، زیادتر است. این مسئله دلایل مختلفى مى تواند داشته باشد، از جمله :
 
1. تحریف در آموزه هاى متعالى و راستین دین در این عصر فزونى مى گیرد و ادیان و مكاتب مختلفى شكل مى گیرد؛ این ادیان ساختگى، رنگ و بویى از حقیقت ندارند و تهى از معنویت و باورهاى راستین حق گرایانه هستند.در روایات نیز اشاره شده كه سرگردانى در عقاید دینى، نتیجه جریانات باطلى است كه با جهالت و كنار گذاشتن تفكر در میان امت ظاهر مى شود.
 
2. غول هاى ارتباط جمعى و رسانه اى، به شدت با اسلام درگیر مى شوند و با انواع تخریب ها و تحریف ها و سیاه نمایى ها، سعى بر آن دارند كه چهره خشن و سیاهى از اسلام و دین نشان دهند و در این كار، چنان ماهرانه و شیطنت آمیز واقعیت ها را تحریف و تخریب مى كنند كه حتى برخى از مسلمانان نیز دچار تردید مى شوند و گاه از دین خود شرمنده مى شوند، و از طرفى دیگر، ظواهر دنیا را چنان فریبنده و زیبا جلوه مى دهند و انواع فساد و فحشا را در جامعه پخش مى كنند، به گونه اى كه مردم در كنترل كردن امیال و غرایز خود باید مجاهدت و تلاش فراوان كنند. بازار فسادهاى مالى و اخلاقى، چنان گرم مى شود كه برخى، همه چیز را به فراموشى مى سپرند و حتى انسانیت را زیر پا قرار مى دهند روشن است كه با فساد علنى دنیاى امروز، حفظ دین و معنویت، بسیار مشكل است.
 
3. مردم از محتواى اسلام و قرآن و حقیقت آن دور مى شوند. این دور شدن به چند شكل اتفاق مى افتد. توجه بیش از حد به ظاهر و غفلت از محتوا و پیام؛ یعنى، مردم به جاى این كه دنبال فهم معانى قرآن باشند، بیشتر به خواندن آن و لحن و صوت ارزش بدهند.
 
همچنین به قدرى معانى مختلف و برداشت هاى غیرمعقول از قرآن عرضه مى شود و به قدرى اختلاف قرائت ها و تكثرگرایى رواج و مقبولیت یابد كه معناى اصلى قرآن و منظور الهى از نزول آن در بین مردم گم شود و كسى نداند كه منظور خداوند از نزول فلان آیه یا سوره یا كل قرآن و اسلام چیست. در این صورت نیز از قرآن و اسلام، جز اسم چیزى نخواهد ماند، زیرا هر كس حرفى خواهد زد و آن را حرف اسلام و قرآن قلمداد خواهد كرد.
 
با این حال نباید از نظر دور داشت كه اگر حفظ دین در آخرالزمان دشوار است به همان نسبت عوامل و زمینه هاى دیندار شدن نیز بهتر و بیشتر فراهم است. براى نمونه در هیچ زمانى به اندازه زمان ما ابزار و وسایلى كه بتوان با كمك آنها دین را شناخت فراهم نبوده است ؛ مانند كتاب، صوت، تصویر و نیز گسترش دانش و معارف. اگر در گذشته شخصى براى استماع حدیثى فرسنگ ها راه بیابان را طى مى نمود، امروز با زدن چند كلید رایانه و یا مراجعه ساده به كتاب ها و نیز امواج رادیویى و تصویرى و... مى تواند به همان اطلاعات دسترسى پیدا كند. علاوه بر آنكه مردم آخرالزمان از عقل و هوش بیشترى برخوردارند.
 
از امام سجاد (علیه السلام)  نقل شده كه فرمود: «خداوند آیات سوره توحید و نیز اول سوره حشر را براى مردم آخرالزمان نازل كرده است، چرا كه مردم آخرالزمان از عقل و بینش بالاترى برخوردارند».
 
از طرف دیگر هر چند حفظ دین و عمل به وظیفه، در دنیاى پرتلاطم و سراسر ظلم و فساد، كارى دشوار است ؛ ولى پاداش انسان هاى متدین و دین مدار نیز افزون است.
 
در روایتى پیامبر گرامى اسلام به اصحابش فرمود: «به زودى گروهى بعد از شما مى آیند كه یك نفر از آنان اجر پنجاه نفر از شما (صحابه) را دارد». اصحاب گفتند: «یا رسول الله! ما با تو در بدر و احد و حنین شركت داشتیم و قرآن در میان ما نازل شد». پیامبر فرمود: «اگر بر شما وارد مى شد آن چه آنان تحمل مى كنند، مانند صبر آنان صبر نمى كردید».
 
مؤمنان آخرالزمان، به فرموده امیرمؤمنان: «در كارها و فداكارى هاى نیك و بزرگ مسلمانان صدر اسلام شریك اند». «و اینان كسانى اند كه پیامبر،  آنان را برادر خود خوانده و آرزوى دیدار آنان را كرده است» و «افرادى هستند كه خداوند، آنان را اولیاى خود خوانده است».
 
بنابراین در این دوران عده اى از مردم، به اوج تقوا و دین دارى رسیده و به آن پایبند هستند. اینان یاران و دوستداران حضرت مهدى(عج) هستند و تلاش مى كنند تا زمینه ظهور و قیام آن حضرت را فراهم سازند و جامعه را آماده كنند.
 
برگرفته از کتاب مهدویت(دوران ظهور)

منبع:شبستان





نوع مطلب : مقالات، تحلیل های آخرالزمانی در عصر حاضر، آخرالزمان . امام مهدی (ع). فتنه های بزرگ . نشانه ها، دین و زندگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 19 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic