نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
ماهیت رابطه ایران با آمریکا از نظر بزرگان و علمای دینی؛
امام خمینی(ره): ما تا نفهمیم که آمریکایی‌ها محتاج به ما هستند نه ما محتاج به آنها، نمی‌‏توانیم اصلاح شویم/ آیت‌الله بهجت: ما به کفار احتیاج نداریم؛ آنها به ما نیاز دارند

 این روز‌ها بحث رابطه ایران با آمریکا حسابی داغ است و اکثر رسانه‌ها و فعالان سیاسی تلاش می‌کنند تا این مساله را بررسی کنند و تحلیل‌های خود را در این زمینه ارائه کنند. حتی خبرنگاران خارجی هم این مساله را به عنوان یکی از اصلیترین سوالات خود در مصاحبه با مقامات ارشد اجرایی کشورمان انتخاب می‌کنند. 

به گزارش رجانیوز، شبکه آمریکایی «سی‌ان‌ان» هم در زمان طرح همین سوال از رئیس‌جمهور روحانی توسط فرید ذکریا، با پخش تصاویر دیدار و ملاقات گرم محمدرضا پهلوی و مقامات آمریکایی تلاش کرد تا انقلاب اسلامی را عامل جدایی ایران و آمریکا معرفی کند؛ اقدامی که با پاسخ دکتر روحانی مبنی بر اینکه می‌توان این عدم رابطه را خاتمه داد، همراه شد تا پازل این شبکه تلویزیونی آمریکایی کامل شود. 
 
 
به طور کلی دو رویکرد اصلی در این زمینه میان فعالان سیاسی داخل کشور وجود دارد. برخی معتقدند که اساسا آمریکا به دلیل دارا بودن قدرت اقتصادی و سیاسی بالا در جهان، همه کشورهای جهان را به خود وابسته کرده و ما نیز برای پیشرفت و اعتلای کشورمان راهی به جز همراهی و برقراری ارتباط مستقیم با این کشور نداریم. برخی دیگر نیز معتقدند که با وجود وابستگی و نیاز ایران به غرب، باید سیاست استقلال و مقاومت را در دستورکار قرار داد. 
 
در این می‌ان، نگاهی به سخنان و اظهارات بزرگان انقلاب اسلامی و علمای دینی نشان می‌دهد که برخلاف دو تفکر فوق، اساسا بزرگان اعتقاد دارند که این طرف غربی است که به ایران برای تامین احتیاجات خود نیاز دارد؛ نه اینکه ما به ایالات متحده وابسته باشیم و احتیاج به برقراری ارتباط با آن داشته باشیم. 
 
مرحوم آیت‌الله العظمی بهجت درباره ماهیت رابطه ایران اسلامی با کشورهای غربی اینگونه تاکید می‌کنند: «آیا ما به دنیای آن‌ها محتاجیم یا آن‌ها (کفار) به دنیای ما؟ اگر آن‌ها به دنیای ما محتاج نیستند پس چرا این همه برای تسلط بر ما و معادن ما، با هم همراهی می‌کنند؟ آن‌ها ابتدا دین را از ما می‌گیرند و از همان‌ها به ما وام می‌دهند و نزول می‌گیرند و یا به صورت صدقه بر ما منت می‌گذارند.» 
 
امام خمینی (ره) هم به عنوان بنیانگذار جمهوری اسلامی در این زمینه فرموده است: «آنکه ما یادمان است [در این] پنجاه و چند سال، بد‌ترین اوقات را مملکت ما گذراند، بد‌ترین اوقات تاریخ ما بود؛ یعنی از همه اطراف به ما هجوم آورده بودند، به مملکت ما هجوم آورده بودند. همۀ قشر‌ها را بعد از مطالعه در خدمت گرفته بودند؛ و ما را از خودمان بکُلی تهی کرده بودند. باید ما، نه ما تن‌ها، شرق باید، شرق که خودش را که گم کرده پیدا کند. این‌ها با تبلیغات خودشان ما را همچو به غرب برگرداندند و غربزده کردند که همه چیز خودمان، همۀ مفاخر خودمان، یادمان رفت، برای خودمان دیگر چیزی قائل نیستیم. همین چند روز پیش از این یک آقایی ـ که من نمی‌‏شناسمش ـ آمد اینجا نشست همچو تُند تُند هِی شروع کرد گفتن که آقا ما محتاجیم به آن‌ها، ما محتاجیم به آن‌ها، ما از آن‌ها همه چیز باید بگیریم! من اصلاً جوابش را ندادم. یک همچو مغزهایی است! ما تا نفهمیم که محتاج به آن‌ها نیستیم، نفهمیم که آن‌ها محتاج به ما هستند نه ما محتاج به آن‌ها، نمی‌‏توانیم اصلاح بشویم. شرق همه چیز دارد. فرهنگش از فرهنگ غرب بهتر است، فرهنگ غرب از شرق رفته است، همه چیزش از غرب بهتر است، فقط تُهیش کردند از خودش. فقط تبلیغات دامنه‏داری که به وسیلۀ نوکرهای این‌ها ـ که الآن هم موجودند در مملکت ما، الآن هم با صورتهای مختلف در مملکت ما موجودند، و مع‏الأسف اشخاصی دامن می‌‏زنند به اینکه این‌ها را بزرگ کنند ما را از خودمان تهی کردند به طوری که ما خیال می‌‏کنیم هر چیز که هست از آنجاست. ما تا خودمان را پیدا نکنیم، تا شرق خودش را پیدا نکند، تا این گمشده پیدا نشود، نمی‌‏توانیم سر پای خودمان بایستیم.» 
 
پیگیری این مساله در این چارچوب خاص فکری که مدنظر بزرگان و علمای دینی است، ماهیت رابطه با آمریکا را تغییر می‌دهد و اساسا ماجرا را به سمت قدرت کشورمان هدایت می‌کند. این مساله پیش از این از سوی برخی اندیشمندان علوم سیاسی کشورمان هم مورد تاکید قرار گرفته بود که اساسا جمهوری اسلامی ایران به دلیل موقعیت خاص و استراتژیک خود در منطقه قابل منزوی شدن نیست و دلیل تمام اعمال فشارهای کشورهای غربی بر ایران به منظور وارد کردن کشورمان در عرصه روابط بین‌الملل، به دلیل نیاز آن‌ها به ظرفیت درونی ایران است. 
 

 
به نظر می‌رسد مسئولان اجرایی کشورمان باید ضمن رجوع به سخنان و توصیه‌های علما و بزرگان در زمینه ارتباط با ایالات متحده، نوع نگرش خود به غرب را تغییر دهند و باور کنند که نیاز غرب به ایران است که سبب شده تا هجمه‌های سنگین به کشورمان وارد شود و از طریق این مساله، دست بالا را در مذاکرات و گفتگوهای خود داشته باشند.




نوع مطلب : مقالات، افشاگری، سیاسی، تفکرات غرب زده، آمریکا و غرب یک دروغ بزرگ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
در حاشیه دیدار گروه موسوم به انجمن دفاع از آزادی مطبوعات با هاشمی رفسنجانی/
هاشمی از چه کسانی خواست مردم را از بی خبری نجات دهند؟/ انجمنی که اکثر اعضایش از بی‎بی‎سی سر درآوردند در دفتر هاشمی چه می‏کنند؟

 دیدار گروهی موسوم به انجمن دفاع از آزادی مطبوعات با آیت الله هاشمی رفسنجانی در حالی انجام شد که تعداد زیادی از اعضای این انجمن رسما به اپوزیسیون و شبکه های وابسته به دولت آمریکا و انگلیس پیوسته اند. در این گزارش سعی شده است تعدادی از اعضای این انجمن و اظهارات، فعالیت ها و اقدامات آنها معرفی تا ضرورت موضع گیری رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و مرز بندی وی با این افراد بیشتر آشکار شود.

به گزارش رجانیوز به نقل از مرصاد، در این دیدار که افرادی مثل آقایان مظفر، سحر خیز، صفایی و خانم مفیدی صحبت کردند، غلامعلی رجایی مشاور هاشمی، محمود طباطبایی وکیل خاندان هاشمی و فائزه هاشمی نیز حضور داشتند.

اکبر رفسنجانی در این دیدار ضمن تقدیر از این انجمن که نیمی از اعضای آنها طی چند سال اخیر در خارج از کشور و در رسانه های وابسته به ایالات متحده و بریتانیا مشغول به فعالیت هستند گفت: "دفاع از آزادی مطبوعات امری ذاتی برای همه انسانها است، کسانی که از بیان حقایق می‌ترسند، از سانسور در رسانه‌ها استفاده می‌کنند".

این طیف که به دیدار آقای هاشمی رفتند در دولت اصلاحات با عناد خاصی به هاشمی هتاکی می کردند اما بعد از فتنه سال ۸۸ به دیدار با رفسنجانی علاقه خاصی نشان می دهند.

نگارش کتاب عالیجناب سرخپوش و اهانت های روزنامه زنجیره ای نشاط و توس و صبح امروز یادآور حملات اصلاح طلبان در سالهای میانی دهه ۷۰ است.

Description: 111111111 [1600x1200]

هاشمی رفسنجانی در دیدار انجمن موسوم به دفاع از آزادی مطبوعات، موضع خود را درباره تعداد زیادی از اعضای این مجموعه که هم‌اکنون به آمریکا و اروپا پناهنده شده‌اند، مشخص نکرد. هاشمی در این دیدار گفت: تلاش برای بی‌خبر گذاشتن مردم، بیهوده است. کسانی که از بیان حقایق می‌ترسند از سانسور در رسانه‌ استفاده می‌کنند.

یک دهه پیش کسانی از اعضای همین تیم که در مطبوعات کشور قلم می‌زدند با خروج از کشور در رادیو آمریکا، بی‌بی‌سی، رادیو زمانه و رسانه‌های اروپایی و آمریکایی استخدام شدند. شاید یکی از بدیهی ترین انتظارات اهالی رسانه کشور از رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در حالی که انجمن دفاع از آزادی مطبوعات را برای دیدار پذیرفته است روش کردن موضع خود در قبال این چنین افراد بود که نهایتا با آنها همراه است یا خیر.

این عناصر رسانه های بیگانه در داخل بودند که نظام را به سانسور و تلاش برای بی‌خبر گذاشتن مردم متهم می‌کردند اما طولی نکشید که پارا فراتر نهاده و به اهانت به مقدسات مردم رسیدند و زمینه ساز آشوب های فتنه ۸۸ شدند تا جایی که به یک باره وزیر ارشاد دوران اصلاحات با جمعی مطبوعاتی های اطراف خود در بی‌بی‌سی ظاهر شدند!

یکی از اعضای فعال این انجمن فریبا داوودی مهاجر است که بعد از فتنه ۸۸ از کشور گریخت و در یک برنامه تلویزیونی در صدای آمریکا رسما کشف حجاب و پناهندگی فکری و سیاسی خود را به کاخ سفید علنی کرد.

از دیگر اعضای این انجمن، محسن کدیور و حسن یوسفی اشکوری هستند که به حکم دادگاه انقلاب خلع لباس شدند و سابقه عناد آنها با مردم و نظام و آموزه‌های دینی امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) بر کسی پوشیده نیست.

از دیگر اعضای این انجمن، مرتضی کاظمیان و علی‌اکبر موسوی‌خوئینی هستند که مدتهاست به خارج گریخته، و به عنوان یک پناهنده به فعالیت های سیاسی خاص خود مشغول هستند.

برخی دیگر از اعضای این انجمن که در ایران هستند و در همین دیدار تصویر آنها در کنار  آیت‌الله هاشمی رفسنجانی ثبت شده است به جرم فعالیت گسترده در فتنه ۸۸ مدتها زندانی بودند.

بدون تردید یکی از اصلی ترین سوالات افکار عمومی از آقای هاشمی رفسنجانی این است که این انجمن با این سوابق و با این اعضایی که در داخل و خارج اوصافشان مشخص است، چگونه می‌خواهند مردم را از بی‌خبری درآورند، مردم را آگاه کنند و جلوی سانسور را بگیرند؟!

آیا جز این است که این افراد در رسما در سیستم سانسور و فرهنگ سیاسی و رسانه ای ایالات متحده، اسرائیل و انگلیس استخدام شده اند؟

Description: 2222222222222 [1600x1200]

بهمن ماه سال ۸۹ محسن کدیور عضو حلقه انجمن دفاع از آزادی مطبوعات و اتاق فکر لندن و همکار مهاجرانی در سایت اپوزیسیون جرس گفت: "به حکومت دموکراتیک سکولار فکر می کنم".

وی که ماهیت این جمع را رسما و بیش از پیش آشکار کرد از سران فتنه خواست تا هوادارانشان را برای اغتشاش و آشوب ۲۵ بهمن فراخوان کنند.

کاملا این فضا برای آقای هاشمی وجود داشت و از وی توقع می رفت که در این دیدار خودش و حاضرین را به مرز بندی با افرادی مثل محسن کدیور توصیه و البته به آن عمل کند.

در تصویر فوق مرتضی کاظمیان عضو انجمن دفاع از آزادی مطبوعات در کنار شیرین عبادی در یک جلسه وابسته به ضد انقلاب در برلین ۱۳۹۰ دیده می شود.

او هم مانند کدیور یکی از اعضای این انجمن است که دوستانشان به دیدار رئیس مجمع تشخیص مصلحت رفتند. مرتضی کاظمیان عضو تیم وب سایت ضد انقلاب روز آنلاین و مشاور یک مرکز جاسوسی در فرانسه است.

او بعد از فتنه ۸۸ سعی کرد با دوستان خود در داخل کشور ارتباطات گسترده ای ایجاد کند تا زمینه جاسوسی و جمع آوری اخبار به نفع بیگانگان را رقم بزند که با هوشیاری سربازان گمنام امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف این شبکه عنکبوتی جاسوسی متلاشی شد.

اوج افتخارات دوستان الیاس حضرتی در انجمن دفاع از آزادی مطبوعات، همراهی فریبا داوودی مهاجر عضو سابق این انجمن در جلسه مقدماتی تشکیل شورای ربع پهلوی است.

Description: 44444 [1600x1200]

این جلسه در اردیبهشت ۱۳۹۱ در آمریکا – ایالت ویرجینیا برگزار شد. در تصویر بالا داوودی مهاجر در کنار اسماعیل نوری علا از فعالین ضد انقلاب در جلسه محفلی ربع پهلوی حضور دارد. وی پیشتر مشاور استراتژیک محمد خاتمی بوده است.

علی اکبر موسوی خوئینی عضو دیگر انجمن دفاع از آزادی مطبوعات بوده است. وی در صدای آمریکا حاضر شد و در سالگرد ۱۸ تیر در این تلویزیون صحبت کرد.

Description: 5555555 [1600x1200]

وی نماینده دوره ششم مجلس شورای اسلامی است. موسوی خوئینی ها از فعالین فتنه ۱۸ تیر است که به همراه علی افشاری، عبدالله مومنی، حشمت طبرزدی و فاطمه حقیقت جو یک تیم آشوب در دانشگاه را تشکیل داده بودند، وی هم اکنون از دولت آمریکا حقوق می گیرد




نوع مطلب : مقالات، افشاگری، سیاسی، تفکرات غرب زده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یادداشت استاد ایرانی ساکن امریکا در نقد مذاکرات هسته ای و اقتصاد سیاسی دولت
چرا ایران از برگ برنده خود در جنگ تحمیلی در مذاکرات هسته ای استفاده نکرد؟ / آیا ایران ناچار به دادن امتیازات فراوان در قبال امتیازات ناچیز بود؟
رجانیوز - گروه بین الملل: دکتر اسماعیل حسین زاده (استاد ممتاز بازنشسته اقتصاد دانشگاه دریک، دس مونس[۱]، ایالت آیووا) در مقاله ای از زاویه ای دیگر به بررسی اقتصاد سیاسی دولت یازدهم و نسبت آن با مذاکرات هسته ای پرداخته است .

به گزارش رجانیوز، حسین زاده نویسنده آثار اقتصاد سیاسی وابسته به ‏نظامی‌گری آمریکا ( انتشارات پالگریو-مک میلان ، 2007) و توسعه غیر سرمایه‌داری شوروی: مصر تحت زمامداری ناصر (انتشارات پراگر ، 1989) ‏است. آخرین کتاب وی با عنوان فراتر از تشریح جریان اصلی بحران مالی: سرمایه مالی انگلی بزودی توسط انتشارات ‏Routledge Books‏ ارائه خواهد شد.‏

آنچه در ادامه می‎خوانید ترجمه مقاله حسین‎زاده است که پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی  ( آنرا منتشر کرده است:

آیا ایران ناچار به دادن امتیازات فراوان در قبال امتیازات ناچیز بود؟

قرارداد هسته‌ای (موقت) که در 24 نوامبر 2013 به امضای ایران و گروه 5+1 در ژنو رسید از بعضی جهات اساسی پرسش‌برانگیز است.‏

طنز و پوچی مذاکرات: زمانی که گناهکار بی‌گناه را متهم می‌کند.‏

‏ همواره منطق مذاکرات هسته‌ای ایران بر مبنایی نامعقول استوار بوده  است(و خواهد بود): در یک طرف میز مذاکرات قدرت‌های هسته‌ای ‏که همگی قرارداد منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای ‏(NPT)‏ را، که از آن‌ها می‌خواهد یا زرادخانه خود را عاری از سلاح هسته‌ای نمایند یا آن ‏را به حداقل ممکن برسانند، نقض نموده‌اند نشسته‌اند و در آن طرف میز کشوری (ایران) هماهنگ با ‏NPT‏ که نه دارای سلاح‌های هسته‌ای ‏بوده و نه به دنبال آن‌ها است قرار دارد– حقیقتی که توسط آژانس‌های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل نیز تأیید شده است.  با این حال، به ‏صورت مضحکانه، متهم‌ها نقش پلیس، مدعی‌العموم و قاضی را برای خود فرض نموده‌اند و بی‌شرمانه و بدون هیچ‌گونه دلیلی جز تلاش برای ‏پیاده‌سازی حق اعطایی ‏NPT‏ در قبال فناوری هسته‌ای صلح‌آمیز، بی‌گناه را مورد جفا و پیگرد قرار داده‌اند. ‏

این مشخصاً بدان معنا است که ایران اساساً از روی اجبار در حال مذاکره است. اصولاً ایجاد موانع بزرگ در برابر تجارت عادی بین‌المللی و ‏تهدیدهای پی در پی ناشی از فشار اقتصادی، ایران را مجبور ساخته است تا درحالی‌که اسلحه روی سرش نشانه گرفته‌شده است مذاکره ‏نماید. همان طور که توسط فردی که با دقت ناظر مذاکرات بوده اشاره شده است «ایران همانند قربانی یک سرقت که داوطلبانه از داراییهای ‏با ارزش خود می گذرد تا جان خود را نجات دهد به صورت داوطلبانه با این معامله موافقت نمود» (منبع).‏

عدم تعادل بین آنچه ایران داده و آنچه گرفته در رسیدن به قرارداد موقت ‏

مذاکره کنندگان ایرانی در برابر کاسته شدن ناچیز از میزان تحریم‌ها با اعطاء امتیازاتی موافقت نمودند. این امتیازت شامل موارد زیر بودند: ‏محدود نمودن خلوص غنی‌سازی اورانیوم از میزان 20 درصد کنونی تا 3 الی 5 درصد؛ تبدیل ذخیره سوخت 20 درصدی موجود به صورتی ‏غیرقابل استفاده جهت غنی‌سازی بیشتر؛ عدم استفاده از سانتریفیوژهای پیشرفته‌تر ‏IR-M2‏ جهت غنی‌سازی؛ عدم فعال‌سازی رآکتور آب ‏سنگین اراک و موافقت با بازرسی‌های کاملاً سرزده.‏

این بدان معنا است که تحت این قرارداد، مذاکره کنندگان ایرانی با چیزی بیشتر از تعلیق فناوری هسته‌ای ایران موافقت نموده‌اند؛ و شاید ‏مهم تر اینکه، آن‌ها از موفقیت‌های علمی و پیشرفت‌های فناوری قابل‌توجه سال‌های اخیر عقب‌نشینی نموده و از ارزش آن‌ها کاسته‌اند. ‏می‌توان تنها با نگریستن بر بی ارج و قرب شدن بسیاری از دانشمندان، مهندسان و متخصصانی که با تلاش بسیار، خود را وقف کسب چنین ‏پیشرفت‌های علمی کرده بودند احساس ناامیدی (و شاید خیانت) را در آن‌ها، به واسطه محدود نمودنشان در سطوحی بسیار پایین تر و ‏پشت کردن به آن‌ها،  تصور نمود. ‏

در برابر این امتیازات مهم، ایالات‌متحده و متحدان آن موافقت خواهند نمود تا: کمتر از حدود 7 میلیارد دلار درآمد نفتی ایران را که در ‏حساب‌های بانکی خارجی بلوکه‌شده بود را آزاد کنند؛ تحریم‌هایی که تجارت فلزات گران‌بها، مواد شیمیایی و خودروسازی را غدغن نموده ‏بود لغو نمایند؛ و تحریم‌های خدمات بیمه‌ای و حمل‌ونقل اتحادیه اروپا و ایالات‌متحده را بر روی نفت ایران که  فروشش شدیداً کاهش ‏نموده است تعلیق نمایند.‏

تحت این قرارداد موقت، فلج‌کننده‌ترین تحریم‌ها بر روی نفت و بانک‌های ایران، که به عنوان تسهیل‌کننده‌های مالی در تجارت بین‌المللی ‏مورد استفاده می‌گیرند، بدون تغییر باقی خواهند ماند.‏

تهدید حق حاکمیت ایران

مطالعه دقیق توافق موقت مشخص می‌کند که مذاکره کنندگان ایرانی به چیزی فراتر از کاهش تدریجی و تعلیق فناوری و یا دانش هسته‌ای ‏کشور خود رضایت دادند. مهم‌تر اینکه، در صورت اجرا، این توافق برنامه هسته‌ای ایران را به طور کامل (از طریق آژانس بین‌المللی انرژی ‏اتمی، ‏IAEA‏) تحت کنترل ایالات‌متحده و متحدانش در می‌آورد. شکی وجود ندارد که نتیجه الگوی بازرسی‌های بسیار سرزده پذیرفته‌شده ‏در قرارداد موقت، که تحت عنوان «افزایش نظارت» تعهد شده است، چنین [کنترلی] خواهد بود:‏

‏-‏           ارائه اطلاعات مشخص به ‏IAEA، شامل اطلاعاتی درباره برنامه‌های ایران برای تأسیسات هسته‌ای، تشریح کلیه ساختمان‌های ‏موجود در تمامی پایگاه‌های هسته‌ای، تشریح مقیاس عملیات ها در کلیه مکان‌هایی که در رابطه با فعالیت‌های هسته‌ای هستند، ‏ارائه اطلاعات درباره معادن و کارخانه‌های تولید اورانیوم، و ارائه اسناد مربوط به اطلاعات ارائه‌شده. این اطلاعات



ادامه مطلب


نوع مطلب : تفکرات غرب زده، سیاسی، مقالات، پیگیری مذاکرات هسته ای یا توافق نامه ژنو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
وقتی واشنگتن، کعبه آمال اصلاح‌طلبان است؛
جنایت در گوانتانامو؛ توجیه در تهران/ شمس‌الواعظین: «آمریکا حق دارد برای حفظ دموکراسی دست به خشونت علیه مردم بزند»

 رجانیوز: «ماشاالله شمس‌الواعظین» از چهره‌های تاثیرگذار مطبوعاتی در میان اصلاح‌طلبان است. حداقل آنقدر قبولش دارند که اخبار تایید نشده ای مبنی بر حضور تاثیرگذارش در اتاق فکر تلویزیون فارسی انگلستان نیز منتشر شود. به همین دلیل باید اندیشه‌های او را که تاکنون سردبیری تعداد زیادی از نشریات اصلاح‌طلب را برعهده داشته، نماد وضعیت تفکر و رویکرد غالب این جریان دانست؛ جریانی که ایالات متحده را قدیس می‌داند و حتی سیاهی‌های کاخ سفید را هم تعبیر به زیبایی می‌کند. 

به گزارش رجانیوز، شمس الواعظین اخیرا در گفتگویی بسیار مفصل با روزنامه «اعتماد»، سخنانی را مطرح کرده که نشان می‌دهد اساسا «ماکیاولیسم» یا ایده «هدف، وسیله را توجیه می‌کند»، اندیشه غالب جریان اصلاحات است و اصلاح‌طلبان کاملا باور دارند که برای رسیدن به قدرت می‌توان تمامی ارزش‌های اخلاقی را زیر پا گذاشت. 
 
 
سردبیر ارشد نشریات زنجیره‌ای اصلاحات در بخشی از گفتگوی خود، ضمن دفاع از رویکرد ضدحقوق بشری دولت ایالات متحده، آن را امری ضروری برای رشد دموکراسی در این کشور دانسته و تاکید کرده است: «اگر دموکراسی در مرحله‌ای از مراحل پیشرفته‌اش در ایالات متحده آمریکا باشد که از ناحیه کمونیسم احساس خطر کند، حق دارد حقیقتی به نام حقوق بشر را به نفع دموکراسی نادیده بگیرد. بعد از ۱۱ سپتامبر محدودیت‌های زیادی ایجاد شد که در تضاد با حقوق بشر ولی در خدمت حفظ جامعه دموکراتیک آمریکا بودند.» 
 
شمس الواعظین همچنین به دفاع از مقوله‌ای تحت عنوان «خشونت مقدس» پرداخته و گفته است: «کارل پوپر می‌گوید تنها جایی که می‌توان از خشونت استفاده کرد، جایی است که خشونت به سود دموکراسی تمام می‌شود.» 
 
تقدیس ایالات متحده و توجیه تمامی اقدامات دولت آن، مساله‌ای است که به طور عمومی در میان متفکران جریان اصلاحات به وفور یافت می‌شود. به عنوان مثال، دو سال پیش و با اوج گرفتن جنبش اعتراضی وال استریت در خیابان‌های نیویورک، اکثر رسانه‌های اطلاح‌طلب دست به کار شدند تا در دورانی که همه جهان و افکار عمومی بین‌الملل متوجه ضربه سختی به نظام سرمایه داری بودند، اقدام به توجیه شکل گیری این جنش و دفاع از ساختار اقتصاد سیاسی ایالات متحده کنند. 
 
در این زمینه، «دکتر محسن رنانی» که از چهره‌های مطرح حامی اقتصاد لیبرال و سرمایه داری در جریان اصلاحات است، در مصاحبه با روزنامه «شرق» صراحتا به معترضین وال استریت حمله کرد و آن‌ها را نماینده یک درصد مردم آمریکا نامید که علیه ۹۹ درصد حامیان نظام سرمایه داری در ایالات متحده شورش کرده‌اند! 
 
 
این مساله از آنجایی ناشی می‌شود که این افراد قائل به قدسی بودن ساختار سیاسی - اجتماعی - اقتصادی - فرهنگی ایالات متحده آمریکا هستند و هیچگونه انتقادی از این ساختار را نمی‌پذیرند و علیه آن موضع می‌گیرند؛ حتی اگر خلاف صریح‌ترین واقعیت‌ها و حقایق باشد.
 
اکنون هم ماشاالله شمس‌الواعظین به دفاع از اقدامات ضد حقوق بشری کاخ سفید نظیر شکنجه‌های تاریخی در زندان گوانتانامو پرداخته و آن را اقدامی ضروری برای حفظ دموکراسی عنوان کرده است. 
 
البته در این زمینه این سوال از آقای شمس‌الواعظین نپرسیده باقی مانده که نظر ایشان درباره شورش اصلاح‌طلبان علیه رای مردم و دموکراسی در ایران در سال ۸۸ که حاضر به پذیرش نظر و رای مردم نشدند و برای ساقط کردن نظام مردمسالاری در ایران، سطل اشغال آتش زدند، چیست؟ آیا جمهوری اسلامی هم حق داشت تا حقوق بشر را برای حفظ ساختار دموکراسی در ایران زیر پا بگذارد و از بازداشتگاه کهریزک دفاع کند؛ چنانکه کاخ سفید از گوانتانامو؟ این در حالی است که رهبر معظم انقلاب اولین فردی بودند که با اطلاع از فجایع صورت گرفته در کهریزک، سریعا دستور تعطیلی آن و برخورد با مسببین و خاطیان را صادر کردند. 
 
به نظر می‌رسد تا زمانی که باید کعبه آمال اصلاح‌طلبان را در خیابان‌های واشنگتن و نیویورک و لاس وگاس جستجو کرد، نمی‌توان این افراد را به عنوان کسانی که به دنبال پیشرفت و توسعه ایران هستند و قرار است یک الگوی حداقل ایرانی برای رشد کشور ارائه کنند، شناخت.
 
 
مطالب مرتبط:
 




نوع مطلب : مقالات، سیاسی، تفکرات غرب زده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه نکته درباره نامه علی مطهری به جواد لاریجانی/
فقر استدلال مطهری برای شستن گناه بزرگ فتنه/ آقای مطهری! برای اثبات کودتا بودن فتنه 88، مصاحبه قبل از انتخابات موسوی با تایم را بخوانید

 رجانیوز: علی مطهری چهره ای جنجالی است که نیاز به معرفی ندارد چرا که بسیاری از افرادی که وی را می شناسند با مواضع شاذ و غیر منطقی او آشنا هستند و در آخرین نمونه نیز نامه او به جواد لاریجانی در دفاع از سران فتنه و هواداران آنها در سال 88 را باید مورد اشاره قرار داد که «چکیده استدلال» های این جریان در اتهام زدن به نظام و ادعای تقلب در انتخابات را تشریح کرده است.

به گزارش رجانیوز، مطهری در واکنش به اظهارات مجمد جواد لاریجانی در برنامه تلوزیونی شناسنامه که اظهار داشته بود: «بحثی که این نماینده محترم بیان کرد، از نظر محتوای سیاسی به نظرم می‌آید ایشان فتنه را در حد یک دعوای داخلی می‌دانند که این درست نیست، ماهیت فتنه یک کودتای تمام عیار علیه نظام بود که با مشارکت وسیع آمریکا، دول اروپایی، رژیم صهیونیستی و تمام ضد انقلاب همراه بود.» نامه سرگشاده ای خطاب به جواد لاریجانی تنظیم کرده که طی آن به چند عامل مهم در حمایت از جریان فتنه استناد شده است.
 
مطهری در بخشی از این نامه نوشته است: «اعتراض مدنی به نتیجه انتخابات در سال 88 را ما با مدیریت ضعیف خود و به دلیل به رسمیت نشناختن مقوله اعتراض مدنی، تبدیل به فتنه کردیم، آنگاه برای جمع کردن این ماجرا آن را به صورت یک کودتای تمام‌عیار علیه نظام جلوه دادیم و سپس از هر وسیله‌ای برای اثبات این ادعای خود استفاده کردیم. با پدید آمدن این زمینه که همه با هم آفریدیم البته آمریکا، دول اروپایی، رژیم صهیونیستی و تمام ضد انقلاب پشت سر معترضان قرار گرفتند.»
 
این جملات در حالی از سوی مطهری بیان شده است که طبق شواهد و اسناد آشکار و غیر قابل انکار دشمنان خارجی نه بعد از 22 خرداد 88 بلکه ماه ها پیش از آن با برنامه ریزی دقیق و حساب شده درصدد تبدیل انتخابات به آشوب و نا امنی بودند. به عنوان مثال مازیار بهاری خبرنگار نشریه امریکایی نیوزویک که در روزهای ابتدایی بعد از انتخابات در تهران بود، پس از بازگشت به امریکا در خاطرات خود به نقش نیروهای خارجی و دشمنان جمهوری اسلامی در به اغتشاش کشیدن روزهای بعد از انتخابات اشاره کرده و درباره راهپیمایی روز 25 خرداد می نویسد:
 
«من همراه با بسیاری دیگر از مردم در راهپیمایی سکوت شرکت کردم. از خیابان وصال تا آزادی و همه محترمانه حتی با مراکز بسیجی که در خیابان آزادی و انقلاب بود، برخورد می‌کردند ... ما حدود ساعت هفت رسیدیم میدان آزادی که صدای تیر شنیدم و دوربین را آنجا روشن کردم و رفتم نزدیک میدان آزادی و دیدم یک سری دارند سنگ پرتاب می‌کنند سمت پایگاه بسیج و بعدش شروع کردند پرتاب کوکتل مولوتوف به سمت پایگاه. درست کردن کوکتل مولوتف راحت است اما شما نیازی به امکانات و آمادگی برای درست کردن آن دارید که درست کنید و آتش بزنید و پرت کنید. شعارهای این گروه هم مثل "مرگ بر جمهوری اسلامی" شعارهایی نبودند که با ماهیت آن روز نسبتی داشته باشند و مشخص بود که یک سازمان دیگری، من آن روز حدس زدم سازمان مجاهدین این تحریک را شروع کرده و جمعیت هم تحریک شد و به سمت پایگاه حمله کردند.»
 
جدای از این مساله سر دادن شعارهای تند علیه جمهوری اسلامی، ولایت فقیه و ... در همان روز 23 خرداد در اطراف میدان انقلاب، خیابان فاطمی و ... را مشخص نیست چگونه می توان یک اعتراض مدنی دانست و ده ها بیانیه و اعلام موضع گیری صریح مقامات و چهره های شاخص دشمن در حمایت از موسوی و کروبی قبل از انتخابات نیز به خوبی نشان می دهد که حمایت آنها از نامزدهای اصلاح طلبان نه یک حمایت صرفا انتخاباتی بلکه حمایت برای تغییر در ساختار نظام جمهوری اسلامی بوده است و اظهارات آقای مطهری در این باره که «اعتراض مدنی معترضان به نتیجه انتخابات خوب مدیریت نشد و آنگاه برای جمع کردن این ماجرا آن را به صورت یک کودتای تمام‌عیار علیه نظام جلوه دادیم و سپس از هر وسیله‌ای برای اثبات این ادعای خود استفاده کردیم» جز ندیدن واقعیات آشکار و یا تجاهل، نمی تواند معنای دیگری داشته باشد. بویژه آنکه خود میرحسین موسوی در گفتگویی که یک روز قبل از انتخابات در 21 خرداد 88 با مجله آمریکایی تایم دارد با بیان اینکه تجمعات خیابانی چشمگیر هفته های گذشته احتمالاً ماهیت ساختار قدرت را به نحوی بنیادین دگرگون خواهد ساخت، می گوید: «در واقع دگرگونی و تغییر در ساختار قدرت با فشار بر رهبری در جهت پذیرش بیشتر افکار عمومی رخ خواهد داد.» او در پاسخ به این سؤال که «اگر انتخابات را ببازد، آن وقت چه می شود؟» پاسخ داد:«تغییرات مدت هاست که آغاز شده است. تنها گوشه ای از این تغییرات به پیروزی در انتخابات مربوط می شود و بخش های دیگر تغییر ادامه خواهند یافت و هیچ عقب گردی در کار نخواهد بود.»
 
اما آقای مطهری در بخش دیگری از نامه اش خطاب به جواد لاریجانی می نویسد:
 
«اگر از چند ماه قبل از انتخابات سال 88 بسیاری از اعضای شورای نگهبان که داور محسوب می‌شدند از یک کاندیدا حمایت نمی‌کردند، اگر بعد از مناظره کذایی عکس‌العمل مناسب از طرف مراجع قانونی مانند شورای نگهبان نشان داده می‌شد یا لااقل اجازه دفاع به هتک حرمت‌شدگان در صدا و سیما داده می‌شد، اگر بعد از شروع اعتراضات، به جای برگزاری جشن ملی برای کاندیدای پیروز، مسئله به اعلام نظر شورای نگهبان موکول می‌شد، اگر خبرگزاری وابسته به یک نهاد حکومتی ساعت 18 و 30 دقیقه روز انتخابات آقای احمدی‌نژاد را به عنوان پیروز انتخابات با 60 درصد آراء اعلام نمی‌کرد و چندین اگر دیگر، آیا در این صورت آن جرم بزرگ اتفاق می‌افتاد؟ پس ما خودمان آقای موسوی را به آن سمت هل دادیم.»
 
بیان این جملات از سوی آقای مطهری عمق فقر استدلال و منطق جریانی را نشان می دهد که سال 88 به خاطر همین دلایل پیش و پا افتاده مدعی تقلب در انتخابات و جا به جایی 11 میلیونی آرای مردم شدند. هر چند مطهری بارها تاکید کرده اعتقادی به تقلب در انتخابات ندارد و طرح آن را نیز جزو اشتباهات بزرگ موسوی و کروبی می داند اما استناد به اینکه مثلا چرا فلان خبرگزاری در روز رای گیری از پیروزی محمود احمدی نژاد خبر داد، آنقدر استدلال سستی برای تخفیف جرم سران فتنه و باورپذیری ادعای تقلب در انتخابات است که با یک مثال نقض ساده پاسخ داده می شود چرا که قبل از اقدام آن خبرگزاری مورد اشاره، سایت یاری نیوز که از رسانه های اصلی حامی موسوی بود در ساعت 12: 10 صبح روز انتخابات به نقل از سید محمد خاتمی، خبر پیروزی میرحسین موسوی در دور نخست انتخابات را مخابره نمود.
 
همچنین دیگر استدلال های مطهری از جمله حمایت اعضای شورای نگهبان از احمدی نژاد، اجازه ندادن به هاشمی برای دفاع از خود در تلوزیون و ... نیز در حالی مطرح می شود که هیچ کدام از این ادعاها اثبات کننده «دروغ بزرگ تقلب در انتخابات» نیست و در این میان میرحسین موسوی که در روز رای گیری نشست خبری برگزار کرده و قبل از اعلام رسمی شمارش آرا، از پیروزی قطعی خود سخن می گوید، باید پاسخگوی رفتارهای غیر منطقی و خسارت بارش باشد که با کدام منطق و استدلال به خاطر «توهم پیروزی» در انتخابات و «خودخواهی»، بزرگترین جشن دموکراسی تاریخ بعد از انقلاب را به آشوب کشاند و پای بسیاری از نامحرمان و دشمنان خارجی را به این موضوع باز کرد.
 
جالب آنکه اقای مطهری در بخش پایانی نامه اش می نویسد:
 
«کسانی که زحمتی برای انقلاب نکشیده‌اند یا لااقل شاهد زحمات انقلابیون اولیه از سال 42 تا پیروزی انقلاب اسلامی نبوده‌اند، اهمیت حل این مسئله را برای آینده انقلاب اسلامی درک نمی‌کنند و بر طبل تفرقه و حذف نیروهای انقلاب می‌کوبند و دائم دایره انقلاب را محدود می‌کنند. نباید این نقار و انشقاق ناخواسته و تحمیلی ادامه پیدا کند. باید ید واحد شویم و وحدت ملی را پشتوانه‌ای برای مذاکرات هسته‌ای و حل مشکلات اقتصادی قرار دهیم.»
 
این اظهارات نیز در حالی بیان شده است که بنا به گفته خود آقای مطهری، ایشان نه تنها سابقه انقلابی قابل توجه و خاصی ندارد بلکه در دوران دفاع مقدس و زمانی که خیلی از انقلابیون با تقدیم جان خود در دفاع از انقلاب مشغول نبرد با دشمن بودند، وی به تحصیل در دانشگاه مشغول بود.
 
همچنین مشخص نیست با کدام استدلال می توان اظهارات وی در دفاع از سران فتنه را «وحدت بخش» تفسیر کرد؟ آیا جز این است که دفاع از مجرمانی که حداقل 8 ماه کشور را دستخوش آشوب و ناامنی کردند اقدامی تفرقه افکن است؟ و آیا غیر از این است که برای حل مساله هسته ای و ایجاد وحدت ملی، قبل از هر چیز باید به گناهان کسانی رسیدگی کرد که با رفتارهای ننگین خود در سال 88 و ارسال پالس به دشمنان خارجی، آنها را برای ایستادگی در برابر حقوق ملت و وضع تحریم های جدید هسته ای و به اصطلاح حقوق بشر، جری تر کردند؟




نوع مطلب : مقالات، سیاسی، تفکرات غرب زده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نگاهی به جریانی که هفت تیر بهانه‎اش بود برای تسویه حساب با هیات/
محمود کریمی را نشانه بگیر، امام حسین(ع) را بزن/ روایتی از پروژه خنثی سازی تاثیر اجتماعی چهره‏های محبوب و ارزشی

محمدرضا شهبازی؛ رجانیوز: بیش از یک هفته می‌شود که ماجرای تیراندازی حاج محمود کریمی در اتوبان شهید بابایی به مهمترین دغدغه برخی رسانه‌ها تبدیل شده است. انتشار اولیه خبر در یکی از سایتهای مسئله‌دار که سالهاست بین فعالیت و تعلیق دست و پا می‌زند خوراک خبری خوبی برای رسانه‌های ضد انقلاب و ضد دین درست کرد تا هر روز با آب و تاب بیشتری به این موضوع بپردازند.

به گزارش رجانیوز، در این چند روز به قدری اخبار ضد و نقیض در اینباره منتشر شده است که ارائه یک خلاصه چند خطی از آن اتفاق واقعاً کار سختی‌ست. اما به هر حال این ماجرا –لااقل از نظر حقوقی- با اعلام رضایت شاکی که ماشینش مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود پایان یافته است. گفتگوی یکی از روزنامه‌های اصلاح طلب با این فرد هم که امروز منتشر شد می‌تواند آخرین مطلبی باشد که در اینباره چاپ شده است.

اما همین گفتگو هم نقاط ابهام زیادی دارد که باور آن را سخت می‌کند. تناقض در اعلام تاریخ اتفاق در صحبتهای فرد شاکی دیده می‌شود، اینکه او متوجه اصابت گلوله نشده باشد چندان منطقی نیست، اینکه به محض گزارش دادن به نیروی انتظامی خود آنها متوجه شوند که ضارب محمود کریمی بوده با عقل جور در نمی‌آید و مسائلی از این دست. اما جالب این است که همین گفتگوی شک برانگیز هم که در مقیاس بالایی در رسانه‌های فوق الذکر بازنشر شده است، اگر مبنای قضاوت قرار بگیرد عملاً خیلی از خبرسازی‌های قبلی آنها را زیر سوال می‌برد.

در این گفتگو سرنشینان خودروی حامل محمود کریمی، خانواده او ذکر شده است اما خود این رسانه‌ها در اخبار قبلی از همراهی او با یکی از دوستانش سخن به میان آورده بودند و حتی سعی داشتند بدین وسیله پای بابک زنجانی را هم به میان ماجرا بکشند! غرض اینکه اگر سلسله مطالب این چند روز را که در حمله به این مداح منتشر شده است، در کنار هم بگذاریم از میان خود آنها می‌توان تناقضات فراوانی یافت. اما این رسانه‌ها در کمال وقاحت بدون اشاره به این تناقض گویی‌های خود هر روز پرده دیگری از ماجرا را نمایش می‌دادند و اصلا هم از اینکه این حرفشان ممکن است حرف دیروزشان را نقش کند ابایی نداشتند.

محمود کریمی را نشانه بگیر، امام حسین(ع) را بزن

اما اگر دقیق‌تر نگاه کنیم خواهیم دید که اتفاقاً باید هم همینگونه می‌بود. یعنی این خیلی طبیعی‌ست که اتخاذ چنین رویکردی بیشتر به کمک آن رسانه‌ها می‌آمده است تا اینکه واقعاً در پی روشنگری یا احقاق حق مظلوم باشند. آنها دنبال داغ کردن موضوع بودند تا بتوانند از قبل آن به هدف خود برسند. هدفی که هر از گاهی از مسیری تازه در پی رسیدن به آن هستند: حمله به هیئات امام حسین(ع). و برای ایجاد این فضا نیازی به گفتن حقیقت نیست فقط باید تنور داغ بماند و فضا برای چسباندن مطالب بعدی آماده باشد.

این ادعا وقتی قوت می‌گیرد که می‌بینیم در همین چند روز و به همین بهانه اخبار حاشیه‌ای دیگری هم منتشر شده است. «داستان ارتباط مداح معروف با زن شوهردار» یکی از این دست اخبار است. انتشار انواع کاریکاتورها، طرح‌های گرافیکی، عکس این مداح با شخصیت‌های سیاسی و دینی، کشیدن پای دیگر مداحان به پوسترها و تحلیل‌ها و... در رسانه‌های رسمی و شبکه‌های اجتماعی در واقع حاصل آتش تهیه‌ای است که با همان خبر اولیه و شاخ و برگ دادنش بر سر فضای رسانه‌ای ریخته شده است.

 

 

این مطالب همانطور که در این چند روز دیده شد کم‌کم از اصل ماجرا فاصله گرفته و به سمت تخریب و هتک حرمت اصل هیئت و عزاداری پیش رفته است. چنین اخباری فقط در این فضا می‌توانند منتشر شوند و باز بدون اینکه صحت و سقمشان مورد توجه قرار گیرد، بهانه‌ای برای حمله به هیئات اباعبدالله شوند. و اتفاقا اینبار کسی هدف گرفته می‌شود که برنامه‌های محرمش بیشترین بازتاب را در میان عامه مردم داشته است و حضورش در برنامه‌های تلویزیونی -همچون شب چله- او را از یک چهره‌ محصور در جمع مستمعانی محدود و الزما مذهبی، به یک چهره محبوب در بین عموم خانواده‌های ایرانی تبدیل کرده است.

سناریوی هوشمندانه ولی دستمالی شده‌ایست. بالاخره مادحین یکی از ارکان هیئات هستند و زدن آنها می‌تواند به زدن خود هیئت –بعنوان قدیمی‌ترین، مردمی‌ترین و موثرترین پایگاه تزریق معرفت دینی در جامعه- بیانجامد. درست کردن اخبار حاشیه‌ای پیرامون روحانیونی که پایگاه مردمی دارند و از خطبای مشهور هیئات هستند هم هر از گاهی در همین راستا صورت می‌گیرد. انتشار بریده فیلمهای قدیمی از برخی سخنرانان و چهره‌های فکری مطرح در میان بدنه حزب الله نیز همچنین. و جالب اینکه برخی افراد و رسانه‌های ارزشی نیز بدون توجه به این مسئله بدیهی و بدون دقت در رسانه‌های شور گرفته در این میان، به همراهی با آنها می‌پردازند.

این حاشیه سازی ها را در سال های اخیر برای چهره هایی که خاستگاه مذهبی و انقلابی داشته اند و اتفاقا به تاثیرگذاری قابل ملاحظه اجتماعی هم دست یافته اند، بارها و بارها دیده و شنیده ایم. از رضا هلالی گرفته تا حسن عباسی و علیرضا افتخاری و علیرضا پناهیان و سعید قاسمی و حامد زمانی و وحید یامین پور تا سعید حدادیان و حاج منصور ارضی و حاج مهدی سلحشور و فرزاد جمشیدی و این اواخر علیرضا قزوه.

هر چند این حاشیه سازی و زردنگاری برای اینگونه چهره های دارای تاثیر اجتماعی، آنهم با هدف کاستن از نفوذ اجتماعی آنها، اولین بار صورت نگرفته و آخرین بار هم نخواهد بود، اما در دل خود یک حقیقت مهم را نهفته دارد که چهره ای مثل محمود کریمی، برای همه ایرانی ها و نه فقط مذهبی ها، آنقدر مهم و شناخته شده و تاثیر گذار هست، که یک مداح اهل بیت (ع) را به تیتر یک رسانه هایی تبدیل کند که هیچ نسبتی و با دین و دینداری که نداشته اند. و شاید راز این تخریب ها هم در هراس از قدرت بالای نفوذ اجتماعی و تاثیرگذاری محمود کریمی ها ریشه گرفته باشد.

 

 ماجرای اخیر هم مانند خیلی از اتفاقات از این دست باید مراحل قانونی را طی کند و اگر حقی از کسی پایمال شده، احقاق شود. این مهم بر عهده دستگاه قضاست. بنابراین این نوشته نیز در پی قضاوت درباره ماجرا نیست بلکه در صدد توجه دادن همه به اهداف جریانی است که با جدیت در این چند روز به رسانه‌ای کردن موضوع پرداخته است. جریانی که خود سوابقی کثیف در انجام انواع رذالت‌ها، شرارت‌ها و جنایتهای سیاسی، اعتقادی، اخلاقی و اقتصادی دارد و هر از گاهی با نشانه گرفتن یکی از چهره‌های مطرح در بدنه حزب الله، ماهیت و ریشه‌های این جریان را هدف می‌رود.

چقدر ساده اندیشی است که کسی فکر کند رسانه‌های منتسب به جریان‌های بدنام داخلی یا شبکه‌ها و سایتهای همجنس باز خارجی دلشان برای هیئت امام حسین (ع) سوخته است و اینطور دارند هروله خبری می‌کنند. آنچه آنها را به این حرکات واداشته، انتقاد از نهاد بزرگ و موثر هیات است که نه تنها بار پیروزی انقلاب را به گرده کشید، بلکه در ایام پس از انقلاب هم در بزنگاه ها به میدان آمد و در آخرین مرحله، در عاشورای 88 در مقابل فتنه ضد امام حسین(ع) ایستاد تا حماسه ای از جنس 9 دی شکل بگیرد.





نوع مطلب : مقالات، افشاگری، فرهنگی، تفکرات غرب زده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 40 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic